﻿1
00:00:00,316 --> 00:00:01,708
... آنچه گذشت

2
00:00:01,757 --> 00:00:04,399
اين شهر زماني خونه ي من بود

3
00:00:04,400 --> 00:00:08,714
 و در نبودِ من ، "مارسل" تمام چيزهايي که من
ميخواستم رو مالِ خودش کرده

4
00:00:08,715 --> 00:00:09,981
ميخوام پسش بگيرم

5
00:00:09,983 --> 00:00:13,635
من با برداشتن حلقه وفاداريم رو بهت ثابت کردم
تو هم تمام پادشاهيِ من رو گرفتي

6
00:00:13,637 --> 00:00:16,788
تو دوباره اونو به من ترجيح دادي ، درسته ؟

7
00:00:16,790 --> 00:00:21,527
از عشقِ "نيکلاوس" چيزي جز مرگ و عذاب عايدت نميشه

8
00:00:21,558 --> 00:00:25,163
نيکلاوس" ، اون دختر از تو حامله س"

9
00:00:25,165 --> 00:00:26,715
تو با من مياي ، گرگ کوچولو

10
00:00:26,717 --> 00:00:29,968
من الان تحت محافظت "کلاوس"ِ بزرگ هستم

11
00:00:29,970 --> 00:00:33,038
به نظرم الان بهترين موقع ـس
که برادرزادم ، "کمي" ، از اين شهر بره

12
00:00:33,040 --> 00:00:36,725
 از "نيو ارلينز" بره
 و همه چيز رو فراموش کنه

13
00:00:36,727 --> 00:00:38,343
من تو رو ميشناسم؟

14
00:00:38,345 --> 00:00:41,651
ذهنت کنترل شده
مشکلي نيست ، من ميتونم درستت کنم

15
00:00:49,556 --> 00:00:53,647
 قرنهاست که مردم براي شروع تازه به "نيو ارلينز" ميان

16
00:00:53,648 --> 00:00:58,029
با اين اميد که بخت و اقبال و حتي عشقشون رو اينجا پيدا کنن

17
00:00:58,561 --> 00:01:01,366
زنهاي جوون و باکلاسِ فرانسوي با وعده ازدواج

18
00:01:01,368 --> 00:01:04,813
با يک مرد شايسته و نجيب زاده ي "نيو ارلينز"ـي به اينجا ميومدن

19
00:01:05,735 --> 00:01:08,704
درست مثل "دختراي تابوت سوار"ِ افسانه اي

20
00:01:10,789 --> 00:01:12,980
معذرت ميخوام ، قربان

21
00:01:13,496 --> 00:01:16,960
چقدر مونده برسيم به خونه ي فرماندار ؟

22
00:01:17,551 --> 00:01:21,377
بيچاره ها نميدونستن کسي که انتظار اومدنشون رو ميکشه

23
00:01:21,378 --> 00:01:23,679
اصلا نجيب زاده نيست

24
00:01:32,531 --> 00:01:35,033
 بيارشون بيرون
ميخواي زنها رو ببينيم

25
00:01:35,034 --> 00:01:37,441
بيا بيرون -
زدوباش ، ما زن ميخوايم -

26
00:02:19,479 --> 00:02:23,830
 اه ، اينجارو ، بره هاي کوچولو
همه ي آدم بدها مُردن

27
00:02:25,731 --> 00:02:29,434
جاتون امنه
منو ببخشين که خيلي مرتب نيستم

28
00:02:31,040 --> 00:02:33,663
ما دخترا بايد هواي همديگرو داشته باشيم

29
00:02:33,891 --> 00:02:36,458
حالا ، چيزي هست که بخواين با خودتون ببرين ؟

30
00:02:48,941 --> 00:02:52,014
<font color="#376798">کاري از 
.:::. Ali Hunter & Mahdi Am .::

31
00:02:52,327 --> 00:02:55,327
قسمت دهم : دختران تابوت سوار
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#64ad2f">www.facebook.com/Hunter.bazrgar</font>
<font color="#64ad2f">www.twitter.com/alihuntertrans</font>
#bethebest

32
00:02:57,232 --> 00:03:00,235
ماجراي "دخترهاي تابوت سوار" هنوز ادامه داره

33
00:03:00,499 --> 00:03:03,655
به عنوان يه جشنواره توي "نيو ارلينز" برگزار ميشه

34
00:03:03,946 --> 00:03:07,154
با لباس هاي شيک و استعداد فوق العاده

35
00:03:07,434 --> 00:03:11,382
جشني که هر ساله ظلم مردان خودخواه نسبت به زنان رو يادآوري ميکنه

36
00:03:11,383 --> 00:03:14,466
 و همچنين به اين خاطر جشن ميگيرن تا بگن
يه زماني اونقدر شجاع بودن که براي آزاديشون ميجنگيدن

37
00:03:17,553 --> 00:03:20,388
اه ،خدا ، درد داره

38
00:03:20,390 --> 00:03:23,798
متاسفم ، "کمي" ، اين تنها راهيه که ميتونم
کنترلِ ذهني "کلاوس" رو بشکنم

39
00:03:23,799 --> 00:03:26,061
من ميدونم چه دردي ميکشي
اما مطمئن باش مشکلي پيش نمياد

40
00:03:26,069 --> 00:03:28,133
... هي ، همه اينا رو خودت نوشتي

41
00:03:28,134 --> 00:03:29,327
 به کلاوس اعتماد نکن 
* نوشته روي کاغذ *

42
00:03:29,328 --> 00:03:31,902
خيلي چيزا رو يادت مياره
کار خوبيه

43
00:03:31,903 --> 00:03:34,420
نميدونم چه بلايي داره سرم مياد

44
00:03:34,421 --> 00:03:36,579
هيچي از اونا نميفهمم -
اما بعدها ميفهمي -

45
00:03:36,644 --> 00:03:39,891
 من تمام بخش هاي حافظه ات که بسته شده رو
باز ميکنم و کنترل تمام قسمت هاي ذهنت رو که

46
00:03:39,893 --> 00:03:42,205
 هر خون آشامي بدست گرفته
به خودت بر ميگردونم

47
00:03:43,538 --> 00:03:46,286
بعد از اينکه کارم رو کردم
خودت همه چيز رو متوجه ميشي

48
00:03:46,287 --> 00:03:48,428
و آزاد ميشي

49
00:03:49,632 --> 00:03:53,084
اگه خودت بخواي ميتونم ادامه ندم -
نه ادامه بده -

50
00:03:53,480 --> 00:03:55,841
ميخوام همه چيز يادم بياد

51
00:04:09,722 --> 00:04:11,356
کمکي چيزي نميخواي ؟

52
00:04:13,309 --> 00:04:17,098
شايد لازمه باشه از تمام قدرت خون آشاميت استفاده کني

53
00:04:19,911 --> 00:04:21,510
اجازه بده

54
00:04:30,524 --> 00:04:32,192
ممنون

55
00:04:32,350 --> 00:04:36,251
فکر نکنم هيچکدوم از اين "دختراي تابوت سوار" حامله بودن

56
00:04:36,252 --> 00:04:38,359
من فکر ميکنم
دوست داشتني شدي

57
00:04:38,512 --> 00:04:39,844
... فقط ميخواستم بگم

58
00:04:39,845 --> 00:04:43,971
ميدونم ، بايد علامت ماه گرفتگي عجيبِ گرگ بودنم رو بپوشم

59
00:04:43,972 --> 00:04:47,225
 شک دارم هيچکدوم از اين آشغالا وقتي دستت
تو دستم باشه جرات کنن بيان اينجا

60
00:04:47,227 --> 00:04:49,961
با دونستن اينکه تحت محافظت خونواده ي من هستي

61
00:04:49,963 --> 00:04:52,256
البته بازم نميشه خيلي مطمئن بود

62
00:04:53,521 --> 00:04:56,734
حالا ببينيم چي ميشه

63
00:04:59,618 --> 00:05:01,260
... ميدوني

64
00:05:02,136 --> 00:05:04,180
اگه دلت بخواد توي جشن امشب شرکت کني

65
00:05:04,181 --> 00:05:06,970
من تمايلم بيشتر از توـه

66
00:05:13,271 --> 00:05:15,478
تو و "کلاوس" نحوه صحبتتون خيلي فرق داره

67
00:05:15,479 --> 00:05:17,679
بيا تعارف رو بذاريم کنار ، باشه ؟

68
00:05:18,551 --> 00:05:19,886
حتما

69
00:05:23,323 --> 00:05:24,840
... "الايژا"

70
00:05:25,955 --> 00:05:27,505
نظرت چيه ؟

71
00:05:31,406 --> 00:05:33,074
مطمئن نيستم

72
00:05:54,578 --> 00:05:58,630
 احمقانه ، افسرده ، زشت

73
00:05:58,632 --> 00:06:00,632
درباره لباس حرف بزنيم يا چيزاي ديگه ؟

74
00:06:00,634 --> 00:06:02,518
چرا ، احساس نا امني ميکني؟

75
00:06:02,970 --> 00:06:05,438
اين جشن يه جورايي ميتونه به افتخار من باشه

76
00:06:05,439 --> 00:06:07,914
بايد يه لباس مناسب بخرم
پس بکش کنار

77
00:06:09,821 --> 00:06:11,932
... هي -
نکن -

78
00:06:12,147 --> 00:06:14,348
تو انتخاب خودت رو کردي

79
00:06:15,764 --> 00:06:19,063
تو و "کلاوس" دوباره بهترين دوستاي همديگه شدين

80
00:06:19,938 --> 00:06:22,784
تو ديگه حق نداري به من دست بزني

81
00:06:28,660 --> 00:06:30,792
واقعا کي ميتونه باشه

82
00:06:33,435 --> 00:06:34,768
چه خبر ؟

83
00:06:34,962 --> 00:06:36,328
يه موضوع کوچيک

84
00:06:36,330 --> 00:06:39,035
به نظر ميرسه پرنده ي کوچولومون از قفس پريده

85
00:06:46,549 --> 00:06:49,750
الان بايد احساس کني يه باري از روي دوشت برداشته شده

86
00:06:50,626 --> 00:06:53,953
شايد الان بفهمي کاغذات چه معني اي ميدن

87
00:06:55,916 --> 00:06:58,066
قول ميدم قبل از اينکه بميرم

88
00:06:58,068 --> 00:06:59,640
طلسم حلقه ي روشنايي رو واست پيدا کنم

89
00:06:59,641 --> 00:07:02,212
ميدونم ، فعلا نميخواد نگران باشي

90
00:07:05,307 --> 00:07:07,962
يادم مياد چرا اينو نوشتم

91
00:07:08,931 --> 00:07:13,067
من يه عکس از "کلاوس" و "مارسل" توي سال 1919 پيدا کردم

92
00:07:19,956 --> 00:07:24,426
کلاوس" ذهنم رو کنترل کرده بود تا با"
مارسل" بيرون برم و واسش جاسوسي کنم"

93
00:07:24,428 --> 00:07:28,696
 اين همون چيزيه که ديروز قبل از اينکه کاري کنه
فراموش کنم ، بهم گفت

94
00:07:29,383 --> 00:07:31,122
داره يادم مياد

95
00:07:36,339 --> 00:07:38,356
پس بيا ببرمت عقب تر

96
00:07:50,687 --> 00:07:54,456
 از "نيو ارلينز" برو
منو فراموش کن

97
00:07:54,458 --> 00:07:56,571
برادرت مريض بود

98
00:07:56,572 --> 00:07:59,320
دليلي براي موندن نداري

99
00:08:07,066 --> 00:08:09,971
مجبور نيستي "شرلوک هولمز" باشي تا چيزاي تابلو رو بفهمي

100
00:08:09,973 --> 00:08:13,592
سلاح مخفيِ ما فرار کرده -
اون دلش نميخواست بره -

101
00:08:13,594 --> 00:08:16,711
اون ميدونه که جادوگرا دنبالشن -
ويولنش غيب شده -

102
00:08:16,713 --> 00:08:18,955
ممکنه از قصد رفته باشه

103
00:08:19,099 --> 00:08:20,982
تو توي اتاق شيرووني بهش چي گفتي ؟

104
00:08:20,984 --> 00:08:22,717
 باعث شدي توي صورتم بهم دروغ بگه
اگه فکر کنترل جادوش رو مطرح نميکردي

105
00:08:22,719 --> 00:08:25,070
اون ميتونست الان اون بالا باشه

106
00:08:25,072 --> 00:08:26,688
از کجا بدونيم تو از اينجا نبرديش ؟

107
00:08:26,690 --> 00:08:30,171
من نميدونم "داوينا" به کجا و چرا فرار کرده ؟

108
00:08:30,889 --> 00:08:33,569
ممکنه يه قدم عقب تر وايستي؟

109
00:08:37,033 --> 00:08:39,584
ميتونم بهت اطمينان بدم که قطعا هيچ تمايلي

110
00:08:39,586 --> 00:08:41,736
به آسيب ديدن اون بچه ندارم

111
00:08:41,738 --> 00:08:44,405
اون به اندازه کافي از اين مراسم مذهبي "برداشت"ِ مزخرف آسيب ديده

112
00:08:44,407 --> 00:08:47,042
همون بچه اي که داري ازش با محبت ياد ميکني

113
00:08:47,044 --> 00:08:49,728
قدرتمند ترين جادوگرِ "نيوارلينز" ـه

114
00:08:49,730 --> 00:08:52,555
اگه اون فرار کرده ، چطور ميشه کاري کرد مارو نابود نکنه

115
00:08:52,556 --> 00:08:55,329
در حقيقت تمام چيزي که ما واسش زحمت کشيديم

116
00:08:55,431 --> 00:09:00,229
نه ، اگه اون دوست اين خونواده نيست پس دشمن ماست

117
00:09:00,691 --> 00:09:05,067
"اون يه دوست ـه ، "کلاوس -
باشه ، اميدوارم -

118
00:09:05,636 --> 00:09:08,838
از شانست
من ميدونم چطوري برگردونمش

119
00:09:09,160 --> 00:09:10,792
دنبالم بيا

120
00:09:13,831 --> 00:09:16,071
تو که ميدوني روش "نيکلاوس" چيه

121
00:09:16,389 --> 00:09:19,708
اگه تهديدي رو شناسايي کنه
خيلي ظالم ميشه

122
00:09:19,710 --> 00:09:22,077
که اين پيشگويي خيلي به نفع "داوينا" نيست

123
00:09:22,079 --> 00:09:24,729
 من نميذارم انگشت کسي به اون بخورده

124
00:09:25,433 --> 00:09:27,587
نه اينکه من ميخوام

125
00:09:36,051 --> 00:09:38,033
پس جادوگره گم شده ، هان ؟

126
00:09:38,090 --> 00:09:39,960
ظاهرا از در ورودي فرار کرده

127
00:09:39,961 --> 00:09:41,907
تو خبر نداري ؟ -
... نه -

128
00:09:42,545 --> 00:09:46,476
فقط بهش گفتم که جادوگر اعظم مُرده

129
00:09:46,560 --> 00:09:49,821
خب ، چرا بايد واسش اهميت داشته باشه ، وقتي
جادوگرا ميخوان توي مراسمشون اونو بکشن ؟

130
00:09:49,823 --> 00:09:51,973
فکر کنم به اين خاطر باشه که "مارسل" بهش نگفته

131
00:09:51,975 --> 00:09:55,540
کسي که بايد بخاطر اون آزاد نباشه ، الان ديگه مُرده

132
00:09:56,320 --> 00:09:58,814
پس تو باعث شدي اون فرار کنه

133
00:09:59,628 --> 00:10:04,115
ببين ، من فقط حقيقت رو بهش گفتم

134
00:10:04,548 --> 00:10:06,722
احتمالا خودش فهميده که اونا ميخوان ازش استفاده کنن تا

135
00:10:06,723 --> 00:10:08,656
جادوگرا رو تحت کنترل خودشون در بيارن

136
00:10:08,658 --> 00:10:11,763
آره ، خب ، راستش من هيچوقت طرفدار کاراي پسرا نبودم

137
00:10:12,829 --> 00:10:16,628
 اگه "الايژا" هم بهشون ملحق بشه
ديگه تحملشون غير ممکنه

138
00:10:18,577 --> 00:10:22,024
جادوگرا ازش سوءاستفاده کردن
مارسل" بهش دروغ گفته"

139
00:10:22,025 --> 00:10:25,190
الايژا" فريبش داده"
... کلاوس" تهديدش کرده"

140
00:10:25,192 --> 00:10:27,642
"شده مثل "دختراي تابوت سوار

141
00:10:28,740 --> 00:10:32,084
داري در مورد "داوينا" صحبت ميکني يا خودت ؟

142
00:10:32,840 --> 00:10:34,774
فرقي هم ميکنه ؟

143
00:10:35,679 --> 00:10:38,624
بهترين راه اينه که ما دخترا هواي همديگرو داشته باشيم

144
00:10:58,311 --> 00:11:00,515
شرمنده مزاحم شدم

145
00:11:06,630 --> 00:11:08,971
يک ساعته دارم بهت زنگ ميزنم

146
00:11:09,176 --> 00:11:11,699
فکر کردم که متوجه شدي نميتونم جواب بدم

147
00:11:13,989 --> 00:11:16,691
از وقتي "اگنس" کشته شده اينطوري رفتار ميکني

148
00:11:16,693 --> 00:11:18,526
آره ، ميتوني سرزنشم کني ؟

149
00:11:18,528 --> 00:11:21,562
نه اينکه اين روزا خيلي کار دارم که انجام بدم

150
00:11:21,564 --> 00:11:24,115
خب ، اون موقع که داشتي غم و غصه هات رو با

151
00:11:24,117 --> 00:11:26,401
خوابيدن با اين و اون ميگذروندي

152
00:11:27,009 --> 00:11:31,373
من توي شهر تور ميگردوندم
سرمو پايين انداختم و گوشامو باز کردم

153
00:11:31,375 --> 00:11:34,209
روزگردهاي "مارسل" دارن تمام شهر رو دنبالِ

154
00:11:34,211 --> 00:11:38,310
... يه دختر ميگردن
موهاي قهوه اي ، چشم هاي آبي

155
00:11:38,311 --> 00:11:40,068
آشنا نيست ؟

156
00:11:41,802 --> 00:11:45,904
 اگه "داوينا" با "مارسل" نيست
پس اگه جادو کنيم "مارسل" نميفهمه

157
00:11:45,906 --> 00:11:50,892
و اگه بتونيم برش گردونيم
ميتونيم همه چيز رو درست کنيم

158
00:11:50,894 --> 00:11:55,621
 اگه خورشيد غروب کنه ، تعداد خون آشامها
 واسه پيدا کردنش چهار برابر ميشه

159
00:11:58,267 --> 00:12:02,142
من اينو از خونه ي قديميش پيدا کردم

160
00:12:02,772 --> 00:12:05,315
داري به يه طلسم مکان يابي فکر ميکني ؟

161
00:12:05,942 --> 00:12:07,709
همينجوري بخورش

162
00:12:07,711 --> 00:12:11,045
بايد گل شاه پسند توي بدنت باشه تا نتونه دوباره ذهنت رو کنترل کنه

163
00:12:11,047 --> 00:12:17,118
هي ، "کمي" ، خون آدم توي فريزرت نداري ، نه ؟

164
00:12:17,120 --> 00:12:19,731
 بيخيال
بيا خون منو بخور

165
00:12:28,097 --> 00:12:30,184
داوينا" ... ؟"

166
00:12:30,333 --> 00:12:33,110
يه نفر داره جادو ميکنه

167
00:12:35,988 --> 00:12:38,425
اونا دارن تلاش ميکنن منو پيدا کنن

168
00:12:39,926 --> 00:12:42,077
پس بايد فرار کنيم

169
00:12:49,381 --> 00:12:51,729
هيچ راهي نيست منو يواشکي از شهر خارج کني

170
00:12:51,730 --> 00:12:53,314
حالا که همه دنبالِ منن

171
00:12:53,322 --> 00:12:56,566
 "جادوگرا ، "مارسل" ، "کلاوس -
دايي ام احتمالا ميدونه چيکار کنيم -

172
00:12:56,577 --> 00:12:57,648
... "کمي"

173
00:12:57,649 --> 00:12:59,462
... منظورم اينه که ، اون مبدونه توي اين شهر چه خبره

174
00:12:59,463 --> 00:13:01,089
کمي" صبر کن" -
مگه اينکه اونم ذهنش کنترل شده باشه -

175
00:13:01,090 --> 00:13:03,395
اون همه چيز رو ميدونه -
داري درمورد چي حرف ميزني ؟ -

176
00:13:03,396 --> 00:13:05,045
اون همه چيزو ميدونه

177
00:13:06,843 --> 00:13:09,905
اون با "مارسل" کار ميکنه
اونا با هم همدست ـن

178
00:13:09,907 --> 00:13:13,241
من صحبتاشون رو شنيدم
اون همه چيز رو ميدونه

179
00:13:18,765 --> 00:13:20,129
نه

180
00:13:20,266 --> 00:13:23,249
نه اگه ميدونست به من ميگفت که جادوگرا برادرم رو جادو کردن

181
00:13:27,390 --> 00:13:29,171
اون ميدونه؟

182
00:13:31,428 --> 00:13:34,538
... "کمي" -
اه ، خداي من -

183
00:13:37,653 --> 00:13:39,106
اون ميدونه

184
00:13:49,604 --> 00:13:53,615
... هي ، شما ها بايد برين ، همين الان

185
00:13:53,616 --> 00:13:55,834
هواپيما ، قطار ، ماشين ، هر چيزي

186
00:13:55,835 --> 00:13:58,705
ماشين منو بردار ، پايين اسکله پارک شده
بهت پيامک ميزنم کجا بياي

187
00:13:58,706 --> 00:14:00,220
شماره ـت رو توي گوشيِ "کمي" ثبت کن

188
00:14:00,221 --> 00:14:02,917
 الان بيشتر قسمت هاي شهر بسته شده
ما بايد پياده بريم

189
00:14:03,011 --> 00:14:05,044
هنوز مونده تا خورشيد غروب کنه

190
00:14:06,707 --> 00:14:09,407
هي ، گريه نکن

191
00:14:13,800 --> 00:14:15,974
قول بده همين که هوا تاريک شد مياي پيشمون

192
00:14:15,975 --> 00:14:19,058
باشه ، نگران من نباش
فقط کاري کن پيدات نکنن

193
00:14:21,077 --> 00:14:23,445
ميدونم که "کلاوس" به شما گفته دنبالم بياين

194
00:14:23,447 --> 00:14:26,370
اما نگفت که تا دستشويي هم بياين دنبالم ؟

195
00:14:33,289 --> 00:14:36,957
دو دقيقه بهم وقت بدين
متخصص بيماري هاي زنان ـه

196
00:14:42,966 --> 00:14:46,360
تو ديگه چه کوفتي ميخواي ؟ -
... ميدونم بهم اعتماد نداري -

197
00:14:46,361 --> 00:14:50,227
 اما بايد گوش کني -
همه چيز داره تغيير ميکنه -

198
00:14:50,252 --> 00:14:53,565
داوينا" فرار کرده" -
خودت تنهايي فهميدي ، هان ؟ -

199
00:14:53,626 --> 00:14:56,228
يکبار ديگه بگو به من چه ربطي داره

200
00:14:56,230 --> 00:14:58,312
من يه چيزي ازت ميخوام

201
00:14:58,313 --> 00:15:00,711
تا جادوگرا بتونن "برداشت" رو کامل کنن

202
00:15:00,712 --> 00:15:04,380
بعد واسه چي من بايد کمک کنم که جادوگرا قوي تر بشن ؟

203
00:15:04,381 --> 00:15:06,464
اونم بعد از اون همه جادويي که رو من کار گذاشتين

204
00:15:06,465 --> 00:15:09,466
تو به من کمک ميکني چون اگه "برداشت" کامل نشه

205
00:15:09,511 --> 00:15:12,279
دسترسي ما به جادو براي هميشه از بين ميره

206
00:15:12,429 --> 00:15:14,462
که مطمئنا براي خونواده ـت خيلي خوب نيست

207
00:15:16,800 --> 00:15:19,067
تو در مورد خونواده ي من چي ميدوني ؟

208
00:15:19,769 --> 00:15:22,018
تو از نسل گرگهاي "هلال ماه" هستي

209
00:15:22,019 --> 00:15:25,152
 مارسل" يکي از جادوگرارو مجبور کرد"
اونارو نفرين کنه تا براي هميشه گرگ بمونن

210
00:15:25,153 --> 00:15:28,593
... و من بايد به حرفت گوش کنم چون

211
00:15:28,594 --> 00:15:32,276
چون من از نسل کسي هستم که اونارو نفرين کرده

212
00:15:32,926 --> 00:15:38,042
بهم کمک کن تا "برداشت" رو کامل کنم
منم نفرين رو از خونواده ـت برميدارم

213
00:15:38,859 --> 00:15:41,226
اما من چيکار ميتونم بکنم ؟

214
00:15:41,775 --> 00:15:43,892
 من بايد اثر بقايايِ يه جادوگر قدرتمند رو

215
00:15:43,894 --> 00:15:47,136
تقديس کنم تا بتونم قدرت جادوکردنش رو جذب کنم

216
00:15:47,137 --> 00:15:49,249
من يکي رو ميشناسم که تا حالا جسدش پيدا نشده

217
00:15:49,250 --> 00:15:51,617
اسمش "سلست دبوا" ـه

218
00:15:52,478 --> 00:15:55,512
خبر دارم که تو و اون يه دوست مشترک دارين

219
00:15:55,515 --> 00:15:56,666
"الايژا"

220
00:15:56,667 --> 00:16:01,752
داستان اينه که وقتي اون مُرد ، "الايژا" طبق
درخواست اون ، اونو يه جاي مخفي دفن کرد

221
00:16:02,746 --> 00:16:05,376
 فقط بايد اون قبر رو واسم پيدا کني

222
00:16:23,908 --> 00:16:25,793
مردم همه جا هستن

223
00:16:25,795 --> 00:16:28,212
 فقط راه برو
هيچکس تو رو نميشناسه

224
00:16:28,214 --> 00:16:30,204
... "کمي"

225
00:16:36,120 --> 00:16:38,642
ما بايد از اين خيابون بريم بيرون

226
00:16:49,967 --> 00:16:53,404
کيران" اگه چيزي بشنوه بهم خبر ميده"

227
00:16:53,406 --> 00:16:55,856
اه ، شما دوتا خيلي سريع پسرخاله شدين

228
00:16:55,858 --> 00:16:58,942
به سختي ميشه گفت ، داشتم به "الايژا" ميگفتم
داريم وقتمون رو تلف ميکنيم

229
00:16:58,944 --> 00:17:02,746
تو از جشنواره ها خوشت نمياد ؟ -
چرا که نه ؟ -

230
00:17:02,748 --> 00:17:04,843
کي از اين خيابون قشنگ بدش مياد

231
00:17:04,844 --> 00:17:07,868
خواهر ، بيا کمک کن ولگردمون رو پيدا کنيم

232
00:17:07,870 --> 00:17:11,488
نميتونيم بذاريم سلاح مخفي ـت دست نااهل بيوفته ، نه ؟

233
00:17:11,490 --> 00:17:15,042
محض اطلاع ، تا چند لحظه ي ديگه پيداش ميکنيم

234
00:17:15,044 --> 00:17:17,761
 با توجه به شناختي که از تُنِ صدات دارم

235
00:17:17,763 --> 00:17:21,665
ظاهرا ، يه نقشه شيطاني تو سرت داري ، اون چيه ؟

236
00:17:27,138 --> 00:17:29,339
..."تيموتي"

237
00:17:29,708 --> 00:17:32,059
ميشه چند لحظه باهم حرف بزنيم ؟

238
00:17:33,194 --> 00:17:38,133
... کمي" ، هي ، منم"
 دوباره مزاحمت شدم

239
00:17:38,134 --> 00:17:39,900
ببين ، ميخوام بدونم شما دوتا کجا هستين

240
00:17:39,901 --> 00:17:42,202
... تا بتونم قبل از طلوع آفتاب دوباره ببينمتون

241
00:17:46,749 --> 00:17:48,205
اه ، سلام؟

242
00:17:48,206 --> 00:17:50,790
جاشوا" ، سوگليِ نا اميد کننده من"

243
00:17:50,792 --> 00:17:53,776
فکر نميکردم جواب تلفنم رو بدي

244
00:17:53,778 --> 00:17:56,779
کلاوس" ، هي " چه خبر ؟"

245
00:17:56,781 --> 00:17:59,298
 حدس بزن چي شده
من الان ترکيه هستم

246
00:17:59,300 --> 00:18:01,084
خيلي عجيبه که اينجا بوقلمون نميخورن
* هم به معني کشور ترکيه و هم بوقلمون :  turkey *

247
00:18:01,086 --> 00:18:03,034
تصور کن -
داري دروغ ميگي -

248
00:18:03,035 --> 00:18:06,672
راستش "مارسل" و من داشتيم در مورد رد شدنت توي مامور دوجانبه بودن حرف ميزديم

249
00:18:06,674 --> 00:18:08,457
و حدس زديم بايد هنوز توي شهر باشي

250
00:18:08,459 --> 00:18:10,426
... و احتمالا پيش يه دوست

251
00:18:10,428 --> 00:18:14,731
يه جادوگر جوون و عصباني -
نه ، نه ، هيچ جادوگري اينجا نيست -

252
00:18:14,733 --> 00:18:16,099
گفتم که ترکيه هستم

253
00:18:16,101 --> 00:18:20,923
واقعا ميخواي منو با دوستِ ويولن زنِ "داوينا" تنها بذاري

254
00:18:21,579 --> 00:18:26,025
اه ، "جاش" ، اگه "داوينا" بفهمه چي فکر ميکنه ؟

255
00:18:26,027 --> 00:18:29,843
مطمئن باش فقط ميخوام باهاش حرف بزنم

256
00:18:29,961 --> 00:18:31,994
تيم" و من منتظريم"

257
00:18:32,254 --> 00:18:35,472
اميدوارم خيلي زود برگرده خونه

258
00:18:50,370 --> 00:18:53,152
 بهتره يه مقدار صبر کنيم
چقدر ديگه وقت داريم ؟

259
00:18:53,154 --> 00:18:56,301
فقط چند دقيقه ، بعد چک ميکنم ببينم اطراف امنه يا نه

260
00:19:03,648 --> 00:19:06,173
جاش" شرمنده که جوابتو ندادم"

261
00:19:06,299 --> 00:19:07,603
چي ؟

262
00:19:07,604 --> 00:19:09,820
نميخواستم به تو بگم
اما من "کلاوس" رو ميشناسم

263
00:19:09,821 --> 00:19:12,638
اگه "داوينا" خودشو نشون نده ، اون "تيم" رو ميکشه

264
00:19:12,640 --> 00:19:14,457
درموردش فکر ميکنيم

265
00:19:14,749 --> 00:19:16,632
خودتو به محله برسون ، مخفي بمون

266
00:19:16,633 --> 00:19:18,377
بعد از اينکه نقشه کشيديم بهت خبر ميدم

267
00:19:19,261 --> 00:19:20,580
بايد برم -
داوينا" صبر کن" -

268
00:19:20,582 --> 00:19:22,337
نميتونم بذارم "تيم" بميره

269
00:19:23,610 --> 00:19:25,541
چي شده ؟

270
00:19:26,037 --> 00:19:27,470
جادوگرا

271
00:19:36,714 --> 00:19:38,514
! نه

272
00:20:00,003 --> 00:20:01,521
کمي" ؟"

273
00:20:21,872 --> 00:20:23,723
فقط ميخوام چندتا لباس بردارم

274
00:20:25,902 --> 00:20:28,626
دو دقيقه بهم وقت بدين ، لطفا

275
00:21:01,295 --> 00:21:03,596
سلست" منو مجذوب خودش کرد"

276
00:21:04,066 --> 00:21:06,832
اون بي نقص يود

277
00:21:07,734 --> 00:21:11,871
اون مُرد . با اينکه خورشيد طلوع ميکنه
من فقط تاريکي رو ميبينم

278
00:21:12,807 --> 00:21:15,291
اما به خاطر قولي که موقع مرگش به اون دادم

279
00:21:15,293 --> 00:21:18,378
، اونو دور از دست جادوگرا

280
00:21:18,380 --> 00:21:21,231
خون آشامها و آدما دفن کردم

281
00:21:25,886 --> 00:21:28,238
"واقعا شرمنده ام ، "الايژا

282
00:21:37,293 --> 00:21:40,078
 هي ، منم
نکن ، منو ذوب نکن

283
00:21:40,079 --> 00:21:41,788
چيکار ميکني ؟
تو قرار بود مخفي بشي

284
00:21:41,789 --> 00:21:44,433
آره ، تو هم همينطور ، يادت رفته ؟
اما به نظر مياد

285
00:21:44,434 --> 00:21:46,738
داري ميري يه ماموريتي انجام بدي که منو عصبي ميکنه

286
00:21:47,070 --> 00:21:49,502
 مطمئني ميخواي با منفورترين آدم

287
00:21:49,503 --> 00:21:53,606
درکل تاريخ در بيوفتي ؟ -
  اون وقتي "تيم" رو گرفت , خودشو با من در انداخت -

288
00:21:54,149 --> 00:21:58,612
ميکشمش ، همشون رو -
داوينا" ، اصيل ها نميميرن" -

289
00:21:58,613 --> 00:22:00,270
شايد نميرن

290
00:22:00,434 --> 00:22:04,417
اما من قويترم ، تا حالا هميچين حسي نداشتم

291
00:22:04,734 --> 00:22:08,636
داره بيشتر هم ميشه
داره توي وجوم جمع ميشه

292
00:22:09,014 --> 00:22:11,478
"من قوي ام ، "جاش

293
00:22:11,507 --> 00:22:14,498
... اگه تو اونا رو بکشي ، پس -
چي ؟ -

294
00:22:20,984 --> 00:22:23,083
... اگه ميخواي اينکارو بکني

295
00:22:24,196 --> 00:22:26,301
عقب نکش

296
00:22:27,053 --> 00:22:29,436
با تمام قدرتي که داري بهشون ضربه بزن

297
00:22:36,624 --> 00:22:38,437
، خيلي جالب بود

298
00:22:38,438 --> 00:22:42,973
 به "داوينا" نگفتي اگه "کلاوس" رو بکشه
تو هم ميميري ، خيلي باشکوه

299
00:22:43,405 --> 00:22:47,674
مشکل اينجاست ، اگه اون بره سرغ برادرم
کسي که درنهايت ميميره خودشه

300
00:22:47,835 --> 00:22:52,440
يک پايان غير ضروري براي يک داستان غم انگيز

301
00:22:55,741 --> 00:22:57,909
 شايد بهتر باشه کمکم کني
تا کمکش کنم

302
00:23:01,533 --> 00:23:03,015
ربکا" ديگه کجا رفته ؟"

303
00:23:03,017 --> 00:23:04,639
نگرانيِ من الان "ربکا" نيست

304
00:23:04,640 --> 00:23:06,723
و از کجا مطمئني که "داوينا" بياد ؟

305
00:23:06,724 --> 00:23:08,289
 انگار فراموش کردي دلباختگي

306
00:23:08,290 --> 00:23:10,707
با آدم چه کارا که نميکنه

307
00:23:10,709 --> 00:23:11,983
اون مياد

308
00:23:12,577 --> 00:23:16,062
اين نمايش ضعيف احساساتي واقعا لازمه ، "نيکلاوس" ؟

309
00:23:16,230 --> 00:23:18,397
نکته ي ظريفش همينجاست

310
00:23:18,533 --> 00:23:21,968
 تيموتي" لطفا يه قطعه ي شايد اجرا کن"

311
00:23:21,969 --> 00:23:23,888
پسر خوبيه

312
00:23:27,498 --> 00:23:29,999
خيلي طول کشيد که خبرا رو پخش کني

313
00:23:30,117 --> 00:23:33,500
شبگردها رو ديدي ؟ -
خيلي کارشون درست نيست -

314
00:23:33,501 --> 00:23:35,834
مهم اينه که من اينجا هستم

315
00:23:35,835 --> 00:23:39,169
 و وقتي "داوينا" اومد اينجا
شما دوتا ميذاريد من باهاش حرف بزنم

316
00:23:39,170 --> 00:23:41,415
خب ، تو هم ميتوني شانست رو امتحان کني

317
00:23:41,416 --> 00:23:43,164
سلام ، عشقم

318
00:23:44,046 --> 00:23:47,883
کافيه "تيموتي" ، ممنون

319
00:23:51,484 --> 00:23:53,169
داوينا" ؟"

320
00:23:53,633 --> 00:23:55,917
 من اينجام
حالا بيارش پايين

321
00:23:55,918 --> 00:23:59,648
باشه ، اما اول بذار يه مقدار در مورد برگشتنت صحبت کنيم

322
00:24:00,542 --> 00:24:03,661
بهت چي گفتم ، "کلاوس" ؟
من حرف ميزنم

323
00:24:03,692 --> 00:24:08,012
داوينا" چي شده ؟"
چرا فرار کردي ؟ با من حرف بزن

324
00:24:08,013 --> 00:24:12,307
من ميتونم درستش کنم -
چطوري ، با تهديدکردن دوستام ؟ -

325
00:24:12,308 --> 00:24:14,876
در واقع ، اون ايده ي من بود
معذرت ميخوام

326
00:24:14,877 --> 00:24:19,980
 همه منو ميشناسن که واسه رسيدن به هدفم
زياده روي ميکنم ، اما هميشه جواب داده

327
00:24:21,693 --> 00:24:24,165
به نظر مياد خيلي به خودت مينازي

328
00:24:24,468 --> 00:24:26,365
اما من حقيقت رو ميدونم

329
00:24:27,120 --> 00:24:30,391
تو از هرکي که بتونه تو رو بشناسه ميترسي

330
00:24:31,740 --> 00:24:33,289
... يه حيوون

331
00:24:40,854 --> 00:24:41,982
. يه هيولا

332
00:24:46,473 --> 00:24:49,046
چرا چهره ي واقعيت رو به ما نشون نميدي ؟

333
00:24:56,416 --> 00:24:58,562
واسه تو ديگه کافيه

334
00:24:59,035 --> 00:25:02,689
داوينا" نبايد اينکارو بکني"

335
00:25:02,690 --> 00:25:04,071
... تو

336
00:25:04,072 --> 00:25:08,158
توي چشمام نگاه کردي و بهم دروغ گفتي

337
00:25:08,211 --> 00:25:10,544
تظاهر کردي که ميخواي بهم کمک کني

338
00:25:10,545 --> 00:25:11,878
حرفمو گوش کن

339
00:25:11,879 --> 00:25:16,148
 تو اسم خودت رو گذاشتي نجيب ، اما مثل برادرت يه قاتلي

340
00:25:16,150 --> 00:25:19,249
نزديک به هزار ساله که از خون هاي بيگناه زيادي تغذيه کردي

341
00:25:19,539 --> 00:25:21,373
چرا توي اون خون ها خفه نميشي ؟

342
00:25:33,510 --> 00:25:35,786
... و تو

343
00:25:39,523 --> 00:25:41,931
من بهت اعتماد کردم

344
00:25:42,020 --> 00:25:46,355
عاشقت شدم ، اما به خاطر قدرت ازم سوءاستفاده کردي

345
00:25:46,356 --> 00:25:49,116
من واست اهميتي ندارم -
اشتباه ميکني -

346
00:25:49,117 --> 00:25:52,567
 وقتي از "کلاوس" شکست خوردي
منو مثل يه جايزه بهش دادي

347
00:25:53,268 --> 00:25:56,484
شايد من بايد تو رو توي "برنز" بجوشونمت -
من ازش مراقب کردم -

348
00:25:57,229 --> 00:26:00,630
من جوري باهات رفتار کردم مثل اينکه تو از خون خودمي

349
00:26:09,282 --> 00:26:11,132
الان رو ديگه بيخيال , عشقم

350
00:26:11,133 --> 00:26:13,912
نگو که بخاطر اين حرف ها خَرِش شدي

351
00:26:14,332 --> 00:26:16,647
وقتش نيست که ما دخترا يه گپي بزنيم؟

352
00:26:22,899 --> 00:26:24,766
خوب , اين کار خفني بود

353
00:26:25,058 --> 00:26:27,159
و به نظرم حقشون هم بود

354
00:26:27,455 --> 00:26:31,809
خوب , قبل از اينکه دهنِ منم رو سرويس کني
برات يه سوپرايز دارم

355
00:26:34,979 --> 00:26:37,711
جاش" چيکار ميکني ؟"
از اينجا برو

356
00:26:40,521 --> 00:26:42,420
چيکار ميکني ؟

357
00:26:43,150 --> 00:26:44,655
 الان , اگه من "کلاوس" بودم
من کلّه "جاش" رو

358
00:26:44,657 --> 00:26:47,157
رو از گردنش جدا ميکردم , و ميدادم شب رو ها بخورن

359
00:26:47,159 --> 00:26:48,826
...و اينم ميشد آخر کار رفيقِت

360
00:26:48,828 --> 00:26:51,656
...آه

361
00:26:52,548 --> 00:26:55,723
ولي به مردم آسيب زدن کاره پسرونه ايه

362
00:26:55,896 --> 00:26:58,808
, مثل اينکه "کلاوس" ويولون زنتو رو سقف گذاشته

363
00:26:58,809 --> 00:27:02,912
, و , با وجود اينکه خيلي چيز ها هستم
مطمئنن داداشم نيستم

364
00:27:03,126 --> 00:27:05,787
عيبي نداره , "تيموتي" , ميتوني بياي پايين
هيچکي بهت آسيب نميرسونه

365
00:27:05,788 --> 00:27:07,829
کلاوس" بهم گفت از اين ميله نميتونم بيام پايين"

366
00:27:07,830 --> 00:27:09,847
خوب احمق خان پايين نيا

367
00:27:09,849 --> 00:27:12,493
 من تنها زرنگ اين اتاقم ؟ بپر

368
00:27:32,254 --> 00:27:37,282
داوينا" چه جوري اين همه کارو کري ؟"

369
00:27:37,877 --> 00:27:42,513
چجوري من اينجا رسيدم ؟ -
من همه چيز رو توضيح ميدم , قول ميدم -

370
00:27:55,777 --> 00:27:58,045
چرا اينکارو داري ميکني ؟

371
00:27:58,047 --> 00:28:01,015
 به نظرم تو الان همه کاره ي اينجايي

372
00:28:01,017 --> 00:28:03,200
ولي نميدوني بايد به کي اعتماد کني

373
00:28:03,202 --> 00:28:04,985
من الان ثابت کردم که ميتوني بهم اعتماد کني

374
00:28:04,987 --> 00:28:07,288
الانم ميخوام يه چيزه ديگه بهت نشون بدم

375
00:28:07,290 --> 00:28:11,033
 زياد طول نميکشه
دوستاتم ميتوني بياري

376
00:28:14,395 --> 00:28:17,882
اوه , "سوفي" هر چي پيدا کرده بودم رو که بهت گفتم

377
00:28:17,884 --> 00:28:21,519
تو گفتي که بين دو تا نهال بلوط دفنش کرده

378
00:28:21,521 --> 00:28:25,580
خبر جديد ... اون مال 200 سال پيش بوده
الان همشون درخت شدن

379
00:28:25,581 --> 00:28:28,006
تو ميخواي جادوگر قدرتمنده بشي , خودت بگرد

380
00:28:28,007 --> 00:28:31,424
دعا کن , يکم ايمان  داشته باش , تو ميتوني

381
00:28:33,040 --> 00:28:34,320
باشه

382
00:28:51,900 --> 00:28:57,104
 لطفا , لطفا کمکم کن
من ميخوام کار درست رو بکنم

383
00:29:32,285 --> 00:29:37,206
... اوه , جوش نزن , اونا واقعا نمردن , فقط خيلي گرسنه ان , و

384
00:29:37,908 --> 00:29:39,880
و منم کمکي نميکنم

385
00:29:39,882 --> 00:29:41,949
تو فک ميکني برادر من "نيکلاوس" وحشتناکه ؟

386
00:29:41,951 --> 00:29:43,667
مارسل" هم دست کمي ازش نداره"

387
00:29:43,669 --> 00:29:47,221
اين کاريه که با اونايي که بهش ميگه رفيق هاي خيانت کار ميکنه

388
00:29:47,223 --> 00:29:50,925
بيشتر از اينا کارشون از کاري که "جاش" کرده بدتر نيست

389
00:29:50,927 --> 00:29:53,193
مثلا همين "تيري" براي نمونه

390
00:29:53,195 --> 00:29:55,846
اون مورد اعتماد ترين دوست "مارسل" بود

391
00:29:56,982 --> 00:29:59,767
کلاوس" گولش زد تا يکي از قانون هاي "مارسل" رو بشکنه"

392
00:29:59,769 --> 00:30:02,869
"مارسل" در جريانش هست , ولي هنوز "تيري"

393
00:30:02,870 --> 00:30:06,640
در اينجايه و روز به روز داره زجر ميکشه

394
00:30:06,642 --> 00:30:08,216
اين خيلي ديوانه کنندست

395
00:30:09,795 --> 00:30:11,795
چرا اينو داري به من ميگي؟

396
00:30:11,797 --> 00:30:14,198
براي اينکه بايد بدوني که با کي سر و کار داري

397
00:30:14,762 --> 00:30:16,331
به کي ميتوني اعتماد کني

398
00:30:20,259 --> 00:30:23,540
هي , درست ميشه

399
00:30:23,542 --> 00:30:27,294
يعني , تو مشکلي برات پيش نمياد

400
00:30:27,813 --> 00:30:31,540
 بيا
يه چيزي بنوش

401
00:30:32,518 --> 00:30:35,519
 داوينا" , هر دومون هم من و هم تو تا حالا از"

402
00:30:35,521 --> 00:30:38,439
کلاوس " و " مارسل" دروغ شنيديم و ازمون سو ء استفاده کردن"

403
00:30:38,441 --> 00:30:41,164
شايد با هم ديگه , بتونيم يکم از کاراشون رو جواب بديم

404
00:30:46,999 --> 00:30:48,332
تيم"؟"

405
00:30:51,737 --> 00:30:55,255
 کاره "کلاوس"ـه
اون مجبورم کرد تا اينکارو بکنم

406
00:30:55,257 --> 00:30:58,608
... حتما اصلا نميدونستم دارم چيکار ميکنم تا باعث شدم اون

407
00:30:59,095 --> 00:31:01,007
اون چي ؟

408
00:31:04,175 --> 00:31:05,577
بنوشه

409
00:31:09,445 --> 00:31:11,739
کلاوس" آب رو مسموم کرده بوده"

410
00:31:11,788 --> 00:31:13,622
"تيم"

411
00:31:15,930 --> 00:31:17,132
... "داوينا"

412
00:31:18,536 --> 00:31:19,770
اوه , نه

413
00:31:32,500 --> 00:31:34,450
کمي" , حالت خوبه ؟"

414
00:31:34,679 --> 00:31:37,179
امروز چيزي خوردي ؟

415
00:31:37,478 --> 00:31:39,917
حتما تو غش کرده بودي

416
00:31:41,517 --> 00:31:45,321
 آره , يا توسط چهار تا جادوگر دهنم سرويس شده

417
00:31:45,323 --> 00:31:48,799
داوينا" کجايه ؟ آيا رفيقت "مارسل" ميدونه که "داوينا" اينجايه؟"

418
00:31:48,837 --> 00:31:53,406
 کمي" ميتونم توضيح بدم" -
خون آشام  ها رو؟ جادوگر ها رو ؟ -

419
00:31:53,408 --> 00:31:57,414
برادر من , خواهر زاده ي تو , توسط جادوگرا جادو شده بود

420
00:31:57,508 --> 00:32:02,113
چجوري نتونستي به من بگي ؟ -
 داستانش پيچيدست -

421
00:32:02,918 --> 00:32:06,470
 خيلي چيز ها هست که تو نميدوني -
 تو حقيقت رو از من پنهان کردي -

422
00:32:06,472 --> 00:32:08,855
تو گذاشتي باور کنم که "شان" ديوونه بوده

423
00:32:08,857 --> 00:32:12,375
که من ديوونه بودم , بجاي اينکه حقيقت رو بگي

424
00:32:12,377 --> 00:32:14,831
من داشتم ازت محافظت ميکردم

425
00:32:17,599 --> 00:32:20,367
تو ديدي که چه اتفاقي سر "شان" افتاد

426
00:32:20,369 --> 00:32:22,769
...کمي" , خواهش ميکنم" -
از من دور شو -

427
00:32:22,771 --> 00:32:26,654
تو هم به اندازه بقيه ي هيولا هاي شهر بد هستي

428
00:32:35,199 --> 00:32:38,490
 اوه , اين خيلي هم ضايع نبود

429
00:32:40,861 --> 00:32:42,662
ربکا " کجايي ؟ "

430
00:32:42,663 --> 00:32:46,059
من با "داوينا " ام , اون داره به خاطر نارويي که بهش زدي ميميره

431
00:32:46,061 --> 00:32:48,562
 , خوب , من خواستم باهاش صحبت کنم

432
00:32:48,564 --> 00:32:51,031
ولي اون کامل مشخص کرد که دوسته ما نيست

433
00:32:51,033 --> 00:32:52,899
معذرت ميخوام که تو فک کردي که اون مال تويه

434
00:32:52,901 --> 00:32:54,768
فقط بگو چجوري خوبش کنم

435
00:32:54,770 --> 00:32:58,238
 خونه خون آشام که تاثيري نداره -
نه نداره -

436
00:32:58,240 --> 00:33:02,950
ميبيني که سمي که من با نفوذ به ذهن "تيموتي" بهش داد کاملا قويه

437
00:33:03,035 --> 00:33:05,045
فقط زمانش معلوم نيست که کي تموم کنه

438
00:33:05,047 --> 00:33:08,235
 براي هر دوشون , اي حرومزاده ي شيطاني

439
00:33:08,236 --> 00:33:09,868
اونا بچه ـن

440
00:33:10,151 --> 00:33:11,868
ميتونستيم منصفانه باهاشون معامله کنيم

441
00:33:11,870 --> 00:33:14,504
هيچ معامله اي با اونايي که ما رو تهديد ميکنين  نداريم

442
00:33:14,506 --> 00:33:17,575
داوينا" گور خودشو کند وقتي جلوي من وايساد"

443
00:33:17,576 --> 00:33:20,027
 اين انتخاب خودش بوده
نه من

444
00:33:30,304 --> 00:33:32,338
 اوه , بيخيال

445
00:33:32,340 --> 00:33:35,559
بوي گند قضاوت کردنتون همه جا رو گرفته

446
00:33:35,561 --> 00:33:38,979
لازمه بگم که همين "داوينا" زد خُرد و خاک و شيرمون کرد؟

447
00:33:38,981 --> 00:33:41,629
من کاري که بايد ميشد رو کردم

448
00:33:42,451 --> 00:33:47,287
 نگران نباش , "الايژا" , من همچنان مثل هميشه
دوباره دلتو بدست ميارم

449
00:33:47,289 --> 00:33:48,738
پس تو به ذهن اون پسر نفوذ کردي تا "داوينا" رو مسموم کنه

450
00:33:48,740 --> 00:33:51,024
بدون همفکري با "مارسل" يا من

451
00:33:51,584 --> 00:33:53,874
ميدوني کجاش از همه بدتره ؟

452
00:33:53,875 --> 00:33:57,582
 اينکه تو خيلي قابل پيش بيني هستي , مجبور بودم تا با
, برادرت متحد بشن

453
00:33:57,583 --> 00:33:59,807
کسي حتي ازش خوشمم نمياد

454
00:34:04,204 --> 00:34:07,557
با احتساب به توضيحاتت , يه چيزايي براي گفتن داري

455
00:34:07,559 --> 00:34:09,609
معلومه که دارم

456
00:34:09,611 --> 00:34:12,012
,کيارن" قبلا به من زنگ زده بود"

457
00:34:12,014 --> 00:34:15,577
 درست بعد از اينکه "سبين" و چند تا جادوگر ديگه
تقريبا اول دستشون به "داوينا " رسيده بود

458
00:34:17,719 --> 00:34:20,186
اوه , سلام

459
00:34:21,822 --> 00:34:24,424
بزار حدس بزنم , جادوي محافظت ؟

460
00:34:25,501 --> 00:34:29,874
فک ميکني , يه روزم که ميتونيم جادو کنيم , جادو نکنيم ؟

461
00:34:31,083 --> 00:34:34,509
همشون بايد همينکارو ميکردن -
آره -

462
00:34:36,704 --> 00:34:39,020
"تو يکي از قانون هاي منو شکستي "سبين

463
00:34:39,044 --> 00:34:42,515
 و فک ميکنم که جادويي که توبراي خودت انجام دادي
يک بار مصرف باشه

464
00:34:43,732 --> 00:34:45,715
... من به تو دو تا گرينه ميدم

465
00:34:45,819 --> 00:34:49,289
يه تجديد ديدار فوري با دوست عزيز از دست رفتت

466
00:34:49,478 --> 00:34:52,697
يا ميتوني همين جادوي خودت رو براي يه جادوگر جواني که دوستمه
انجام بدي

467
00:34:54,432 --> 00:34:57,613
آره , فک کنم بدوني درباره ي کي حرف ميزنم

468
00:35:01,529 --> 00:35:03,930
 پس وقتي که جيم شدي رفتي تا به اصطلاح

469
00:35:03,932 --> 00:35:08,507
 يه از شب رو هاتو چک کني , در حقيقت داشتي
با يه جادوگر دست به يکي ميکردي

470
00:35:08,811 --> 00:35:12,746
خيلي هوشمندانه , بايد , بايد بهت افتخار کنم

471
00:35:12,747 --> 00:35:16,962
 من فقط ميخواستم مطمئن بشم که
من يه محافظ و ضامن در اين مور دارم

472
00:35:16,977 --> 00:35:19,727
همونجور که "الايژا" انتظار داشت که تو شبيه خودت رفتار کني

473
00:35:19,831 --> 00:35:21,414
به جز اون , الان تو قاطيه جادوگرا شدي

474
00:35:21,416 --> 00:35:22,732
کسايي که آخرين باري که من يادمه

475
00:35:22,734 --> 00:35:25,418
, براي هممون
,براي همه چيزي که ما دريم

476
00:35:25,420 --> 00:35:27,487
و براي خانوادمون دشمنن

477
00:35:27,489 --> 00:35:29,089
 داوينا" خانواده ي "مارسل" ـه"
 "نيکلاوس"

478
00:35:29,091 --> 00:35:32,563
يا شايدم مغزت خورده به جايي که داري تلاش ميکني بکشيش؟

479
00:35:35,706 --> 00:35:39,599
تو زنگ ميزني به "ربکا", بهش ميگي که "داوينا" خوب ميشه

480
00:35:42,192 --> 00:35:44,461
اي کاش ميشد همچين حرفي هم براي پسره هم زد

481
00:36:06,177 --> 00:36:08,115
"تيم"

482
00:36:08,267 --> 00:36:11,235
تيم"؟ "تيم"؟"

483
00:36:11,236 --> 00:36:14,969
 تيم" , "تيم" , بلند شو"
تيم" لطفا بلند شو"

484
00:36:14,970 --> 00:36:19,439
چشاتو باز کن
نه , نه

485
00:36:20,159 --> 00:36:23,159
خواهش ميکنم بلند شو

486
00:36:24,235 --> 00:36:27,557
لطفا منو تنها نذار

487
00:36:50,152 --> 00:36:51,864
حاش خوبه ؟

488
00:36:53,178 --> 00:36:56,836
اون داغون و خسته ـست

489
00:36:59,020 --> 00:37:01,822
اتاقش کجايه ؟ -
نه , خودم ميبرمتش -

490
00:37:04,370 --> 00:37:05,774
ميبرمش

491
00:37:36,652 --> 00:37:41,912
ميگن که اين دنياي مرد هاست , و بعضي مواقع همينجوره

492
00:37:50,050 --> 00:37:54,812
 , براي هر دختر تابوست سواري که نجات داديم
... تعداد بيشماري هست که نتونستيم نجات بديم

493
00:37:54,813 --> 00:37:58,028
اون ديگه هرگز بهم اعتماد نميکنه -
شايد -

494
00:37:59,074 --> 00:38:02,058
تو نبايد هرگز تسليم جنگ بدست آوردن دوباره اعتمادش بشي

495
00:38:02,383 --> 00:38:06,302
ولي زن ها از اون چيزي که ميگم منعطف ترن

496
00:38:06,813 --> 00:38:10,514
اين نقاشي ها , چي ان ؟

497
00:38:10,759 --> 00:38:14,095
اون نقاشي هايي هست که در زماني که در شيرووني بود کشيده

498
00:38:14,205 --> 00:38:17,558
 ميگف اونا متفاوت تر از نقاشي هايي هست که وقتي جادو ميکنن
احساس ميکنه

499
00:38:19,877 --> 00:38:22,608
اينو , ميگفتش : شيطان

500
00:38:24,987 --> 00:38:28,111
و بعضي از زن ها هم , خوب

501
00:38:29,142 --> 00:38:32,297
بزاريد بگم که ستمگر ها بهتره که مواظبشون باشن

502
00:38:42,924 --> 00:38:46,643
 تعجب کردي که منو ديدي ؟ بعد از اون همه نفوذ ذهني که
کردي تا من از شهر برم

503
00:38:47,405 --> 00:38:50,973
 يادت مياد -
رفتم رفع کنترل ذهني کردم -

504
00:38:50,974 --> 00:38:52,584
 مثل چي درد داره ولي ارزشش رو داره

505
00:38:52,585 --> 00:38:55,435
باعث شد بفهمم که واقعا براي چي اين دور و برا ميگردم

506
00:38:55,437 --> 00:38:58,704
اوه , و , "کلاوس" اگه به "داوينا" آسيب بزني

507
00:38:58,705 --> 00:39:02,075
 ,و يا "جاش" در هرصورت
تو دنيا رسوات ميکنم

508
00:39:02,076 --> 00:39:04,254
و بعدش ميتوني با منطقه ي فرانسوي خداحافظي کني

509
00:39:04,255 --> 00:39:06,041
براي هميشه

510
00:39:06,476 --> 00:39:08,143
شبت خوش

511
00:39:10,599 --> 00:39:16,009
من خيلي منعطفم , و از ستم ديدن هم خسته  شدم

512
00:39:16,214 --> 00:39:18,748
 براي هزار ساله که برادرم ,هر چي که ميخواد

513
00:39:18,749 --> 00:39:21,917
در هر جوري که ميخواد بدون پشيماني از عواقبش از من ميگيره

514
00:39:22,131 --> 00:39:24,798
, مارسل" تصميم گرفته که اجازه بهش بده"

515
00:39:24,800 --> 00:39:26,800
و "الايژا" هم کنارش وايميسته

516
00:39:26,802 --> 00:39:29,353
بيهوده وايسادن تا يه روزي که اون تغيير کنه

517
00:39:35,444 --> 00:39:37,940
پس مرد ها مزخرفن

518
00:39:38,170 --> 00:39:40,637
از من چه کاري دربارش ساخته ست؟

519
00:39:40,749 --> 00:39:45,118
 با وجود اينکه تو هشدار هايي که تو به "مارسل" دادي
اون نميتونه دست از سر داداشمم برداره

520
00:39:45,120 --> 00:39:46,870
هر دوشون کناره هم ايستادن

521
00:39:46,872 --> 00:39:50,056
شهرو ميچرخونن در حالي که تو اينجا داري ميپوسي

522
00:39:51,815 --> 00:39:56,897
ازت ميخوام تا کمکم کني که "نيو اولينز " از دستشون بگيرم

523
00:39:56,899 --> 00:40:00,500
 و چيزهايي دارم که اونا نخواهن فهميد از کجا اومده

524
00:40:00,502 --> 00:40:03,026
 يه نفر
از خودشون

525
00:40:03,357 --> 00:40:06,492
اون کاملا يه دختره انعطاف پذيريه

526
00:40:30,031 --> 00:40:32,018
خوبي ؟

527
00:40:32,801 --> 00:40:34,894
الان بهترم

528
00:40:36,588 --> 00:40:38,560
روزت چطور بود؟

529
00:40:39,215 --> 00:40:40,831
خفن

530
00:40:44,430 --> 00:40:48,780
اين اثر هاي هنري رو چيکار داري؟ -
طراحي هاي "داوينا"ـست -

531
00:40:49,146 --> 00:40:53,420
فک ميکنم که اينا يه جور اخطار و هشدار رو نشون ميدن

532
00:40:54,740 --> 00:40:56,036
خيلي خوب

533
00:40:56,775 --> 00:40:59,697
اونا دارن به يه چيزي که داره مياد اشاره میکنن

534
00:41:03,247 --> 00:41:06,566
چيزي شيطاني

535
00:41:07,207 --> 00:41:19,567
<font color="#376798">کاري از 
.:::. Ali Hunter & Mahdi Am .::
<font color="#64ad2f">www.facebook.com/Hunter.bazrgar</font>
<font color="#64ad2f">www.twitter.com/alihuntertrans</font>
#bethebest

536
00:41:21,405 --> 00:41:23,500
واي , خدا من

537
00:41:23,931 --> 00:41:25,581
... اون

538
00:41:29,807 --> 00:41:31,975
"سلام , "سلست

539
00:41:32,976 --> 00:41:45,976
<font color="#64ad2f">خبرگزاري </font آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  سريال</font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.info با همکاري  </font>

540
00:41:51,212 --> 00:41:54,665
بجنب , "سوفي" , بردار , بردار , بردار

