1
00:01:38,318 --> 00:01:42,318
<font color=#00FF00>â™ھ Game of Thrones 01x09 â™ھ</font>
<font color=#00FFFF>Baelor</font>
Original Air Date on June 12, 2011

2
00:01:42,342 --> 00:01:50,000
<font color="#3b5998">NOjAN</font> ترجمه از
<font color="#3b5998">www.TvWorld.ir</font>

3
00:02:07,232 --> 00:02:09,499
روزهاي بهتر از اين هم داشتين سرورم

4
00:02:10,368 --> 00:02:12,803
يک ملاقاتِ ديگه ؟

5
00:02:14,171 --> 00:02:16,572
به نظر مي ياد تو آخرين دوستِ من باشي

6
00:02:16,607 --> 00:02:19,375
نه , نه
خيلي ها هنوز دوستون دارن

7
00:02:19,409 --> 00:02:22,677
سانسا امروز صبح به دادگاه اومد

8
00:02:22,712 --> 00:02:24,846
تا براي شما درخواستِ عفو کنه

9
00:02:26,048 --> 00:02:28,649
زانو زده
...براي من التماس کرده , هــم

10
00:02:28,683 --> 00:02:30,651
تو با بقيه خنديدين ؟

11
00:02:30,685 --> 00:02:32,486
شما من رو اشتباه گرفتين سرورم

12
00:02:32,520 --> 00:02:34,721
خونِ شما آخرين چيزيه که من مي خوام

13
00:02:34,755 --> 00:02:36,556
من نمي دونم تو چي مي خواي

14
00:02:36,590 --> 00:02:38,524
..دست از گمانه زني هم برداشتم

15
00:02:41,861 --> 00:02:43,996
..وقتي که هنوز پسر بچه بودم

16
00:02:44,064 --> 00:02:47,233
..قبل از اينکه تخم ها رو با چاقوي داغ ببُرَن

17
00:02:47,267 --> 00:02:51,570
..با يک گروه از بازيگرا به شهرهاي آزاد سفر کردم

18
00:02:53,140 --> 00:02:56,141
اونا به من ياد دادن که هر مردي يک نقش براي بازي کردن داره

19
00:02:56,176 --> 00:02:59,077
همين قضيه توي دادگاه هم صِدق مي کنه

20
00:02:59,112 --> 00:03:01,446
من شاهِ خبر چين ها و پچ پچ کنا هستم

21
00:03:01,480 --> 00:03:05,349
نقشِ من اينه که آب زيرکار , چاپلوس و بي باک باشم

22
00:03:05,384 --> 00:03:07,785
و من بازيگرِ خوبي ام 
سرورم

23
00:03:07,819 --> 00:03:11,321
هاه
مي توني من رو از اين سياهچال آزاد کني

24
00:03:11,355 --> 00:03:13,088
من مي تونم

25
00:03:13,123 --> 00:03:14,756
ولي همچين کاري مي کنم ؟

26
00:03:14,790 --> 00:03:17,424
.نه

27
00:03:17,459 --> 00:03:19,292
همونطور که گفتم من قهرمان نيستم

28
00:03:19,327 --> 00:03:21,360
چي مي خواي ؟
بهم بگو

29
00:03:21,394 --> 00:03:24,361
نه معما طرح کن و نه داستان
بهم بگو چي مي خواي ؟

30
00:03:25,996 --> 00:03:28,063
صلح

31
00:03:28,097 --> 00:03:30,898
مي دونستي که پسرت داره به سمتِ جنوب لشگرکشي مي کنه ؟

32
00:03:30,932 --> 00:03:34,000
با تمامِ سپاهيانِ شمال
...پسرِ وفاداريه

33
00:03:34,035 --> 00:03:36,670
براي آزاديِ پدرش مي جنگه

34
00:03:36,704 --> 00:03:38,938
راب ؟؟

35
00:03:38,972 --> 00:03:40,972
..اون فقط يه پسره

36
00:03:41,007 --> 00:03:43,441
پسرها هم قبلا کشورگشايي داشتن

37
00:03:43,475 --> 00:03:45,776
..ولي مردي که خواب رو از چشماي سِرسي ربوده

38
00:03:45,811 --> 00:03:49,379
... برادرِ شاه
! برادرِ شاهِ قبليه

39
00:03:49,413 --> 00:03:52,882
! لرد استنيس بهترين مدعي براي تاج و تخته

40
00:03:52,916 --> 00:03:56,118
اون يک فرمانده ي جنگيِ شناخته شدست و کاملا هم بي رحم هستش

41
00:03:56,152 --> 00:03:58,286
..استنيس باراتيون جانشينِ برحقِّ رابرته

44
00:04:05,192 --> 00:04:07,427
خيلي زشته که زحماتش رو به باد بدين

45
00:04:07,461 --> 00:04:10,196
سِرسي احمق نيست

46
00:04:10,231 --> 00:04:14,233
اون مي دونه که يک گرگِ اهلي بيشتر از يک گرگِ
مرده به کارش مي ياد

47
00:04:14,300 --> 00:04:17,035
تو از من مي خواي به زني خدمت کنم که شاهِ من رو به قتل رسونده ؟

48
00:04:17,069 --> 00:04:19,804
,کسي که مرداي من رو سلاخي کرده
..کسي که پسرِ من رو فلج کرده

49
00:04:19,839 --> 00:04:21,907
من ازتون مي خوام که به مملکت خدمت کنين

50
00:04:21,941 --> 00:04:24,677
به ملکه بگين که به خيانتِ شرم آورتون اعتراف مي کنين

51
00:04:24,712 --> 00:04:26,980
.به پسرتون بگين که شمشيرش رو پايين بياره

52
00:04:27,015 --> 00:04:30,284
و جفري رو به عنوانِ شاهِ واقعي قبول کنين

53
00:04:32,187 --> 00:04:35,189
سِرسي شما رو به عنوانِ يک مردِ پرافتخار مي شناسه

54
00:04:35,223 --> 00:04:37,291
اگر شما اطمينانِ خاطرش رو فراهم کنين

55
00:04:37,326 --> 00:04:40,194
و قول بدين که رازش رو با خودتون به گور مي برين

56
00:04:40,228 --> 00:04:44,030
من باور دارم که اجازه مي ده که به شمال برين
و باقيِ عمرتون رو با برادر و پسرِ

57
00:04:44,064 --> 00:04:46,498
!حرومزادتون روي ديوار بگذرونين

58
00:04:47,834 --> 00:04:50,601
فکر مي کني زندگيم خيلي برام ارزش داره ؟

59
00:04:52,037 --> 00:04:55,439
که بخوام شرافتم رو به خاطرِ چند سال بيشتر زندگي کردن
از بين ببرم ؟

60
00:04:55,474 --> 00:04:57,241
که چي ؟

61
00:05:02,079 --> 00:05:04,114
تو با بازيگرها بزرگ شدي

62
00:05:05,649 --> 00:05:09,418
تو حقه هاي اونا رو ياد گرفتي و خوب هم ياد گرفتي

63
00:05:09,452 --> 00:05:12,053
ولي من با سربازها بزرگ شدم

64
00:05:13,989 --> 00:05:17,224
من خيلي وقتِ پيش ياد گرفتم چطور بميرم

65
00:05:19,594 --> 00:05:22,028
افسوس مي خورم

66
00:05:22,063 --> 00:05:24,330
واقعا افسوس مي خورم

67
00:05:31,003 --> 00:05:33,438
پس زندگيِ دخترانتون چي سرورم ؟

68
00:05:33,472 --> 00:05:36,574
آيا اون هم براتون ارزشمنده ؟

69
00:06:17,539 --> 00:06:20,340
.اين يک پيغامِ تبريک براي تولدِ نوه ي خواهرشِ والداست

70
00:06:20,375 --> 00:06:22,476
پس والدِر فري شما رو به فکر برده

71
00:06:22,510 --> 00:06:24,811
همين طور حمله مي کنيم
ما نمي تونيم به لرد والدر اطمينان کنيم

72
00:06:24,845 --> 00:06:27,446
چون ممکنه خبرِ حرکتِ ما رو به لنيسترها بده

73
00:06:27,481 --> 00:06:30,482
اون از متحداي پدربزرگ هستش
نمي تونيم انتظارِ پشتيبانيش رو داشته باشيم ؟

74
00:06:30,517 --> 00:06:34,451
از والدِر فِرِي هيچ انتظاري نداشته باش تا سورپرايز هم نشي

75
00:06:34,486 --> 00:06:36,587
نگاه کنين

76
00:06:37,755 --> 00:06:39,656
چه مدت قراره پدر توي سياهچال بپوسه

77
00:06:39,690 --> 00:06:41,724
تا که سرش رو بِبُرَن

78
00:06:41,758 --> 00:06:45,060
ما بايستي از پل ها رد بشيم و بايد همين الان اين کار رو بکنيم

79
00:06:45,094 --> 00:06:47,495
فقط تا دروازشون لشگر کشي مي کنيم و مي گيم که مي خوايم رد شيم

80
00:06:47,530 --> 00:06:50,498
ما از نظرِ تعداد 5 برابرِ اونا هستيم
ما مي تونيم برج هاي دوقلوشون رو اگر بخوايم تسخير کنيم

81
00:06:50,532 --> 00:06:53,901
الان نه . درحالي که ما داريم صحبت مي کنيم
تايوين لنيستر داره به شمال لشگرکشي مي کنه

82
00:06:53,935 --> 00:06:56,669
فِرِي ها 600 ساله که گذرگاه رو در دستِ خودشون دارن

83
00:06:56,703 --> 00:07:00,105
و توي اين 600 سال هميشه خراجشون رو گرفتن

84
00:07:00,139 --> 00:07:01,973
اسب من رو آماده و به زين کنيد

85
00:07:02,007 --> 00:07:05,710
اگر تنها وارد  اونجا بشي تو رو راحت به لنيسترها مي فروشن

86
00:07:05,744 --> 00:07:08,578
يا تو رو توي يک سياهچال مي اندازن
يا گلوت رو مي برن

87
00:07:11,048 --> 00:07:14,017
اگر پدرم بود هرکاري مي کرد که گذرگاهِ لشگر رو امن نگه داره

88
00:07:14,052 --> 00:07:16,253
به هر قيمتي

89
00:07:16,287 --> 00:07:18,188
اگر قراره من اين ارتش رو هدايت کنم

90
00:07:18,223 --> 00:07:20,725
نمي خوام کسِ ديگه اي براي من معامله کنه

91
00:07:20,759 --> 00:07:23,295
من موافقم

92
00:07:24,330 --> 00:07:25,864
من مي رم -
تيون : شما نمي تونين -

93
00:07:25,898 --> 00:07:28,499
من از وقتي که دخترِ کوچکي بودم لرد والدر رو مي شناسم

94
00:07:28,533 --> 00:07:30,167
اون به هيچ وجه به من صدمه نمي زنه

95
00:07:30,202 --> 00:07:32,836
مگر اينکه براش منفعت داشته باشه

96
00:07:38,442 --> 00:07:40,342
چي مي خواي ؟

97
00:07:40,377 --> 00:07:44,044
.اين افتخارِ بزرگيه که بعد از اين همه سال دوباره شما رو ببينم سرورم

98
00:07:44,079 --> 00:07:45,879
اوه , نگه دار واسه خودت

99
00:07:45,913 --> 00:07:48,882
پسرت مغرور تر از اينه که بخواد خودش تنهايي به سراغِ من بياد

100
00:07:48,916 --> 00:07:52,184
چيکار بايد بکنم با تو ؟

101
00:07:52,219 --> 00:07:55,554
پدر , گويا فراموش کردين
...بانو استارک اينجا هستن

102
00:07:55,588 --> 00:07:59,023
کي از تو پرسيد
..تو هنوز لرد فِرِي نيستي

103
00:07:59,058 --> 00:08:01,525
تا موقعي که من بميرم
به نظرت من مرده ميام ؟

104
00:08:01,550 --> 00:08:02,470
...پدر خواهش مي کنم

105
00:08:02,495 --> 00:08:05,108
من بايد درسِ ادب از تو بگيرم , حرومزاده ؟

106
00:08:05,463 --> 00:08:07,997
اگه من تو رو تو شکمِ مادرت نکاشته بودم

107
00:08:08,032 --> 00:08:10,933
اون هنوز شير فروش بود

108
00:08:14,504 --> 00:08:17,672
خيلي خب
بيا جلو

109
00:08:29,150 --> 00:08:31,517
اينم از اين , حالا که من رسم ادب رو به جا
..آوردم

110
00:08:31,551 --> 00:08:35,220
! شايد پسرهام اين افتخار رو به من بدن که خفه شن

111
00:08:40,526 --> 00:08:42,526
مي تونيم جايي صحبت کنيم ؟

112
00:08:42,560 --> 00:08:45,462
الان هم داريم صحبت مي کنيم

113
00:08:48,732 --> 00:08:50,266
.خيلي خب

114
00:08:50,300 --> 00:08:52,934
! بيرون ! همتون

115
00:09:02,912 --> 00:09:04,779
تو هم همينطور

116
00:09:11,987 --> 00:09:14,154
ديديش ؟

117
00:09:14,189 --> 00:09:15,789
! پانزده سالشه

118
00:09:15,824 --> 00:09:18,258
يک گلِ کوچيکه

119
00:09:19,894 --> 00:09:22,795
و عسلِ اين گل هم مالِ منه

120
00:09:24,831 --> 00:09:27,333
مطمئنم که براتون کلي فرزند به دنيا مي ياره

121
00:09:27,367 --> 00:09:31,103
هاه , پدرت به عروسيِ نيومد

122
00:09:31,137 --> 00:09:33,472
ايشون خيلي مريضن , سرورم

123
00:09:33,506 --> 00:09:36,408
به عروسيِ قبل از اين هم نيومد

124
00:09:36,443 --> 00:09:38,911
همينطور به قبليش

125
00:09:40,447 --> 00:09:42,514
خانوادت هيچ وقت من رو آدم حساب نکردن

126
00:09:42,548 --> 00:09:45,349
... سرورم , من -
ردّش نکن . خودت مي دوني که حقيقت داره -

127
00:09:45,384 --> 00:09:47,752
لرد تالي

128
00:09:47,786 --> 00:09:50,053
هيچ وقت هيچ کدوم از بچه هاش رو به وصلت با بچه هاي
من در نياوُرد

129
00:09:50,087 --> 00:09:52,021
..من مطمئنم که دليلي داشته

130
00:09:52,055 --> 00:09:54,690
من که دليلي نمي بينم
من نياز داشتم که از شرّ ِ دخترا و 

131
00:09:54,724 --> 00:09:58,260
پسرام راحت شم
مي بيني چقدر زيادن ؟

132
00:10:01,697 --> 00:10:04,431
چرا اومدي اينجا ؟

133
00:10:04,466 --> 00:10:07,099
تا ازتون درخواست کنم

134
00:10:07,134 --> 00:10:09,434
تا دروازه هاتون رو باز کنين
سرورم

135
00:10:09,469 --> 00:10:13,949
تا پسرِ من و متحدانشون بتونن ازش رد شن و به
مسيرشون ادامه بدن

136
00:10:13,950 --> 00:10:15,183
چرا بايد همچين اجازه اي بهش بدم ؟

137
00:10:15,208 --> 00:10:17,157
اگر مي تونستين خودتون از برجتون بالا برين

138
00:10:17,509 --> 00:10:21,011
مي ديدين که پسرِ من 20000 نفر رو بيرونِ ديوارِ شما داره

139
00:10:21,045 --> 00:10:24,447
اونا 20000 تا جسد مي شن وقتي تايوين لنيستر به اينجا برسه

140
00:10:24,482 --> 00:10:26,949
سعي نکن من رو بترسوني بانو استارک

141
00:10:26,984 --> 00:10:29,518
همسرِت توي يک سلول زيرِ قلعه ي قرمزه

142
00:10:29,553 --> 00:10:32,454
و پسرت هم هيچ کاري از دستش بر نمي ياد

143
00:10:32,488 --> 00:10:34,923
شما به پدرم سوگندِ وفاداري خوردين

144
00:10:34,957 --> 00:10:37,225
اوه , بله من يک سري چيزهايي گفتم

145
00:10:37,259 --> 00:10:41,094
و من همينطور به صاحبِ تاج هم سوگند خوردم
اگر درست به خاطر بيارم

146
00:10:41,129 --> 00:10:44,930
جفري الان شاه هستش
که باعث مي شه پسرت

147
00:10:44,965 --> 00:10:48,500
و جسدهاش هيچي جز يک سري
! شورشي به نظرِ من نيان

148
00:10:50,002 --> 00:10:52,369
اگر همچين قدرتي داشتم

149
00:10:52,403 --> 00:10:54,438
بهتون کمک مي کردم که به لنيسترها حمله کنين

150
00:10:54,472 --> 00:10:57,007
چرا همچين کاري نمي کنين ؟ -
استارک , تالي -

151
00:10:57,041 --> 00:10:59,309
لنيستر , باراتيون -

152
00:10:59,377 --> 00:11:02,011
يه دليلِ خوب به من بده که بخوام

153
00:11:02,046 --> 00:11:05,481
! فکرم رو روي شماها هدر بدم

154
00:11:05,515 --> 00:11:08,851
و.... شروع کنين

155
00:11:10,051 --> 00:11:12,384
چه موقع ايمون فکر مي کنه که تو آماده اي که از دستت استفاده کني

156
00:11:12,656 --> 00:11:15,490
مي گه به زودي -
خوبه -

157
00:11:15,525 --> 00:11:19,494
پس براي اين آماده اي

158
00:11:19,529 --> 00:11:22,764
من فکر کردم که يک گرگ براي تو مناسب تره

159
00:11:22,798 --> 00:11:24,866
..تا يک خرس

160
00:11:24,901 --> 00:11:28,870
واسه همين دادم يه قبّه ي شمشيرِ ديگه برات ساختن
اسمش چنگالِ بلنده

161
00:11:28,904 --> 00:11:32,739
همونطور که براي يک خرس خوب کار ميکنه
براي يک گرگ هم خوب جواب مي ده

162
00:11:43,515 --> 00:11:46,250
اين فولادِ والرينِ

163
00:11:46,284 --> 00:11:49,052
اين شمشيرِ پدرم بود

164
00:11:49,086 --> 00:11:50,954
قبل از اون هم پدرِ پدرم

165
00:11:50,988 --> 00:11:54,590
مورمانت ها پانصد ساله که اين رو دست به دست گردوندن

166
00:11:54,624 --> 00:11:56,692
قرار بود مالِ پسرم جوراه باشه

167
00:11:56,726 --> 00:11:59,461
اون براي خاندانِ ما سرافکندگي به همراه آورد

168
00:11:59,495 --> 00:12:01,997
ولي اين فرصت رو داشت که از خير اين شمشير بگذره

169
00:12:02,031 --> 00:12:04,800
قبل از اينکه از وستروس فرار کنه

170
00:12:04,834 --> 00:12:07,169
سرورم شما به من افتخار ميدين
...ولي من نمي تونم

171
00:12:07,203 --> 00:12:09,770
اوه , مي توني و قبول مي کني

172
00:12:09,805 --> 00:12:14,140
اگر به خاطرِ تو و شجاعتت نبود من الان اينجا نياستاده بودم

173
00:12:15,676 --> 00:12:18,444
به مردِ مرده ي لعنتي مي خواست من رو بکشه

174
00:12:20,079 --> 00:12:23,281
پس قبولش مي کني
ديگه نمي خوام چيزي بشنوم

175
00:12:23,316 --> 00:12:26,050
مفهومه ؟ -
بله سرورم -

176
00:12:26,084 --> 00:12:29,152
خوبه
حالا فکر نکن که

177
00:12:29,187 --> 00:12:31,488
کارِ بي منطقت در برابرِ

178
00:12:31,523 --> 00:12:33,590
سِر اليسر رو تاييد مي کنم

179
00:12:33,624 --> 00:12:36,158
اين شمشيرِ يک مرد هستش

180
00:12:36,193 --> 00:12:38,861
من يک مرد رو مي خوام که نگهش داره

181
00:12:38,895 --> 00:12:40,897
امشب از سِر آليسر عذرخواهي مي کنم

182
00:12:40,932 --> 00:12:42,365
نه همچين کاري نمي کنم

183
00:12:42,400 --> 00:12:44,467
.من ديروز به مقرّ ِ پادشاهي فرستادمش

184
00:12:44,501 --> 00:12:46,703
اون دستي که گرگت 

185
00:12:46,737 --> 00:12:48,304
..جدا کرده بود رو

186
00:12:48,339 --> 00:12:52,041
..به تورن آليسر دستور دادم که ببره پيش اين

187
00:12:52,075 --> 00:12:53,909
! شاه پسر

188
00:12:53,943 --> 00:12:56,778
که فکر کنم اين باعثِ جلب توجهِ جفريِ جوان بشه

189
00:12:56,812 --> 00:13:00,313
که اين باعث دوستيِ بين تو و

190
00:13:00,347 --> 00:13:03,115
تورن مي شه

191
00:13:03,149 --> 00:13:05,651
حالا برو شمشيرت رو يه جاي امن بزار

192
00:13:05,685 --> 00:13:08,286
و شام من رو هم بيار

193
00:13:08,320 --> 00:13:10,787
بله سرورم

194
00:13:21,332 --> 00:13:23,899
کارت خوب بود -
کارت خوب بود -

195
00:13:25,702 --> 00:13:27,670
لياقتش رو داشتي اسنو -

196
00:13:31,540 --> 00:13:33,673
کارت خوب بود -

197
00:13:38,076 --> 00:13:39,409
زودباش , بزار يه نگاهي بهش بکنيم

198
00:13:39,443 --> 00:13:41,845
و چي ؟ -
شمشير رو , شمشير رو نشونمون بده -

199
00:13:41,879 --> 00:13:45,082
شمشير ! شيمشير
شمشير ! شمشير

200
00:13:53,525 --> 00:13:55,159
بزار يه نگاه بکنيم -
! گمشو

201
00:13:55,194 --> 00:13:58,195
دستتو بکش
گمشو

202
00:13:58,230 --> 00:14:00,664
بيخيال , مي خوام يه نگاه بهش بندازم

203
00:14:04,169 --> 00:14:06,237
بيارش اينجا

204
00:14:06,271 --> 00:14:08,139
چي شده ؟

205
00:14:08,173 --> 00:14:10,241
...من -
..نگاش کن

206
00:14:10,275 --> 00:14:11,809
بده من -
نمي تونم -

207
00:14:11,844 --> 00:14:14,612
نمي توني چي ؟

208
00:14:14,646 --> 00:14:19,182
واقعا نبايد بگم

209
00:14:19,217 --> 00:14:22,685
ولي هنوزم مي خواي که بگي

210
00:14:22,719 --> 00:14:25,454
مي خواي چيرو بگي ؟

211
00:14:28,124 --> 00:14:30,726
يه خبر رسان اومده

212
00:14:30,760 --> 00:14:33,128
من پيغامي که به مستر ايمون اومده فرستاده شده بود رو خوندم

213
00:14:34,730 --> 00:14:36,931
درباره ي برادرت رابه

214
00:14:36,965 --> 00:14:39,099
چي ؟

215
00:14:39,134 --> 00:14:40,934
چي شده ؟

216
00:14:42,269 --> 00:14:43,903
داره به سمتِ جنوب مي ره

217
00:14:43,938 --> 00:14:45,805
براي جنگ

218
00:14:47,708 --> 00:14:51,143
تمامِ متحدّانش پشتش هستن . اونا مراقبشن

219
00:14:52,946 --> 00:14:55,313
بايد اونجا باشم

220
00:14:57,115 --> 00:14:59,650
بايد باهاش باشم

221
00:15:13,496 --> 00:15:15,996
اگر همچين کاري کنيم اونا ديگه نمي تونن از اين مسير برگردن

222
00:15:17,699 --> 00:15:19,566
خب ؟

223
00:15:19,600 --> 00:15:22,101
چي گفت ؟

224
00:15:22,135 --> 00:15:25,003
لرد والدر اجازه ي عبورتون رو داد

225
00:15:26,739 --> 00:15:29,974
مردانش هم در اختيارتون هستن -
هاه

226
00:15:30,008 --> 00:15:32,209
و کمتر از 400 نفر رو هم اينجا نگه مي داره تا در برابر هر کسي که بخواد

227
00:15:32,244 --> 00:15:33,945
تو رو تعقيب کنه بايسته

228
00:15:33,979 --> 00:15:35,380
و در ازاش چي مي خواد ؟

229
00:15:35,414 --> 00:15:39,016
تو پسرش اوليوار رو به عنوانِ پادوي خودت قبول کني

230
00:15:39,050 --> 00:15:42,753
براي پسرش يک لقبِ شواليه اي مي خواد -
باشه باشه -

231
00:15:44,723 --> 00:15:46,189
و ؟

232
00:15:46,224 --> 00:15:49,225
و آريا

233
00:15:49,260 --> 00:15:51,427
با پسرش والکرون ازدواج خواهد کرد

234
00:15:51,461 --> 00:15:54,530
وقتي جفتشون به سنِ مناسب رسيدن
آريا با شنيدنِ اين قضيه خوشحال نميشه -

235
00:15:54,564 --> 00:15:56,298
هـــم

236
00:15:59,102 --> 00:16:00,669
و ؟

237
00:16:02,338 --> 00:16:04,406
و

238
00:16:04,441 --> 00:16:07,476
...وقتي جنگ تموم شد

239
00:16:09,179 --> 00:16:11,380
تو با يکي از دخترهاش ازدواج مي کني

240
00:16:12,316 --> 00:16:14,350
هرکدوم که خودت ترجيح بدي

241
00:16:14,384 --> 00:16:17,887
اون چندتايي داره که به نظرش مناسب مي ياد

242
00:16:17,921 --> 00:16:19,989
که اينطور

243
00:16:21,524 --> 00:16:24,126
به دختراش نگاه انداختي ؟

244
00:16:24,160 --> 00:16:25,927
بله

245
00:16:25,961 --> 00:16:28,195
و ؟

246
00:16:29,264 --> 00:16:31,398
...يکيشون

247
00:16:36,971 --> 00:16:38,671
موافقت مي کني ؟

248
00:16:38,706 --> 00:16:40,640
مي تونم رد کنم ؟

249
00:16:40,674 --> 00:16:42,841
.اگر مي خواي از اونجا رد بشي نه

250
00:16:46,278 --> 00:16:48,313
پس قبول مي کنم

251
00:17:33,153 --> 00:17:35,454
سَم گفت که شما مي خواين من رو ببينين

252
00:17:35,488 --> 00:17:37,356
بله همينطوره

253
00:17:37,390 --> 00:17:41,055
شايد به اندازه ي کافي مهربان باشي تا به من کمک کني

254
00:17:44,358 --> 00:17:46,793
,بگو ببينم
تاحالا دوست داشتي بدوني

255
00:17:46,827 --> 00:17:49,695
چرا مردانِ نايت واچ هيچ زني

256
00:17:49,729 --> 00:17:52,597
رو به همسري نمي گيرن و بچه دار نمي شن ؟

257
00:17:52,632 --> 00:17:54,732
نه

258
00:17:54,767 --> 00:17:57,201
به خاطرِ اينکه عاشق نشن

259
00:17:57,235 --> 00:18:00,770
عشق مساويه با مرگِ وظيفه

260
00:18:00,805 --> 00:18:04,774
اگر يک روز پدرت مجبور مي شد بينِ عشق و وظيفه

261
00:18:04,808 --> 00:18:07,409
يکي رو انتخاب کنه

262
00:18:07,444 --> 00:18:10,078
کدوم يکي رو 

263
00:18:10,113 --> 00:18:12,147
انتخاب مي کرد

264
00:18:12,181 --> 00:18:16,550
,اون کاري رو مي کرد که درسته
فرقي نمي کنه اون کار چي باشه

265
00:18:16,585 --> 00:18:21,345
پس لرد استارک بين ماها يک موردِ نادره

266
00:18:21,389 --> 00:18:24,524
اکثر ما اينقدر قوي نيستيم

267
00:18:24,558 --> 00:18:26,392
شرافت چه معني اي

268
00:18:26,426 --> 00:18:29,028
در مقايسه با عشقِ يک زن داره

269
00:18:29,062 --> 00:18:31,630
و وظيفه در مقابلِ

270
00:18:31,664 --> 00:18:35,200
داشتنِ يک نوزاد که توي دستات حسّش کني چه معني اي مي ده

271
00:18:35,234 --> 00:18:38,903
يا خنده ي يک برادر

272
00:18:41,940 --> 00:18:43,640
سم بهت گفته

273
00:18:43,675 --> 00:18:45,575
ما هممون انسانيم

274
00:18:45,609 --> 00:18:49,177
ما هممون وظايفمون رو وقتي که هيچ ارزشي در برابرش نيست انجام مي ديم

275
00:18:49,212 --> 00:18:52,013
اونوقت شرافت آسون به دست مي ياد

276
00:18:52,047 --> 00:18:54,983
درحالي که دير يا زود

277
00:18:55,017 --> 00:18:57,885
تو زندگيِ هر مردي

278
00:18:57,920 --> 00:19:00,788
روزي مي ياد که ديگه آسون نيست 

279
00:19:00,822 --> 00:19:04,090
روزي که بايد انتخاب کنه

280
00:19:05,926 --> 00:19:07,893
و اين روزِ منه ؟

281
00:19:07,927 --> 00:19:10,028
منظورت همينه ؟

282
00:19:10,063 --> 00:19:13,198
اوه , دردناکه پسر
البته آره

283
00:19:13,232 --> 00:19:16,300
مي دونم -
تو نمي دوني -

284
00:19:17,936 --> 00:19:20,104
هيچ کس نمي دونه -

285
00:19:22,040 --> 00:19:24,007
شايد من حرومزاده باشم

286
00:19:24,042 --> 00:19:26,510
ولي اون پدرِ منه
و راب هم برادرِ منه

287
00:19:30,816 --> 00:19:34,652
خدايان وقتي مي خواستن درستيِ پيمانِ من رو بسنجن
خيلي ظالم بودن

288
00:19:34,687 --> 00:19:37,156
اونها صبر کردن تا من پير بشم

289
00:19:38,859 --> 00:19:42,295
وقتي که خبر رسان ها از جنوب پيغام آوردن من چه کار ميتونستم بکنم

290
00:19:42,329 --> 00:19:45,230
نابوديِ خاندانم
..مرگِ خانوادم

291
00:19:45,265 --> 00:19:47,899
,من هيچ کمکي نداشتم

292
00:19:47,933 --> 00:19:50,734
کور , پير و نحيف

293
00:19:52,336 --> 00:19:55,438
فقط مي تونستم بشنوم

294
00:19:55,472 --> 00:19:58,073
که اونها فرزندِ برادرم رو

295
00:19:58,107 --> 00:20:00,175
و پسرش رو

296
00:20:00,209 --> 00:20:01,642
و بچه هارو کشتن

297
00:20:01,677 --> 00:20:04,879
حتي بچه هاي کوچک رو

298
00:20:05,814 --> 00:20:07,981
تو کي هستي ؟

299
00:20:10,051 --> 00:20:13,853
,پدرم نامش ماکار بود

300
00:20:16,255 --> 00:20:20,458
برادرم ريگان بعد از اون وقتي که من

301
00:20:20,492 --> 00:20:23,460
تخت پادشاهي رو قبول نکردم به قدرت رسيد

302
00:20:23,495 --> 00:20:27,064
و بعد از اون پسرش آيريس

303
00:20:27,098 --> 00:20:29,766
کسي که بهش شاهِ ديوانه مي گفتن

304
00:20:29,800 --> 00:20:33,102
.تو ايمون تارگريني

305
00:20:33,136 --> 00:20:36,071
من استادِ اين قلعه هستم

306
00:20:36,106 --> 00:20:41,643
که در خدمتِ قلعه ي سياه و مردانِ نايت واچ هستم

307
00:20:43,679 --> 00:20:47,915
من بهت نمي گم که بموني يا بري

308
00:20:47,949 --> 00:20:51,418
خودت بايد اين تصميم رو بگيري

309
00:20:51,452 --> 00:20:55,454
و براي باقيِ عمرت با اين تصميم زندگي کني

310
00:20:57,857 --> 00:20:59,891
همونطور که من دارم زندگي مي کنم

311
00:21:18,700 --> 00:21:19,500
..سرورم

312
00:21:20,800 --> 00:21:22,000
..خورشيد و ستاره ي من

313
00:21:25,613 --> 00:21:27,513
دروگو

314
00:21:38,500 --> 00:21:39,500
...اسبم

315
00:21:40,500 --> 00:21:42,000
...از خونِ من

316
00:21:43,000 --> 00:21:46,000
.نه , من بايد برونم

317
00:21:46,500 --> 00:21:48,500
..اون از اسبش افتاد

318
00:21:49,500 --> 00:21:51,500
کالي که نتونه اسب برونه کال نيست

319
00:21:53,500 --> 00:21:56,500
اون خسته است , فقط همين , نياز به استراحت داره

320
00:21:57,000 --> 00:22:01,500
ما به اندازه ي کافي راه اومديم
همينجا کمپ مي زنيم

321
00:22:02,000 --> 00:21:03,500
اين جا جايي براي کمپ زدن نيست

322
00:22:03,500 --> 00:22:06,500
يه زن نمي تونه دستور بده
حتي يک کاليسي

323
00:22:07,000 --> 00:22:10,001
همينجا کمپ مي زنيم
بگو کال دروگو دستور داده

324
00:22:11,000 --> 00:22:13,500
تو به من دستور نمي دي کاليسي

325
00:22:15,000 --> 00:22:16,500
ميري ماز دور رو پيدا کن
بيارش پيشِ من

326
00:22:17,000 --> 00:22:19,500
اون جادوگر ؟؟ من سرش رو براتون ميارم کاليسي

327
00:22:20,000 --> 00:22:25,500
بدونِ اينکه بهش صدمه بزني بيارش اينجا , وگرنه بايد
به کال دروگو جواب پس بدي

328
00:22:54,060 --> 00:22:55,727
جاسوسامون بهمون گفتن

329
00:22:55,762 --> 00:22:58,430
که استارک ها از دروازه گذشتن و به سمتِ جنوب مي رن

330
00:22:58,464 --> 00:23:01,165
با خراجي که به لرد فِرِي دادن

331
00:23:01,199 --> 00:23:03,300
اونها يک روزه که از شمال حرکت کردن

332
00:23:03,334 --> 00:23:06,003
اين پسر شايد درک و تجربه ي خوبي نداشته باشه

333
00:23:06,037 --> 00:23:09,106
ولي قطعا شجاعتِ ديوانه وار

334
00:23:09,140 --> 00:23:12,442
و کوته فکرانه اي داره -
آه -

335
00:23:15,912 --> 00:23:18,179
اوه , ادامه بدين , قصد نداشتم حرفتون رو قطع کنم

336
00:23:18,214 --> 00:23:20,715
اميدوارم اين وحشيات به يه دردي بخورن

337
00:23:20,749 --> 00:23:22,717
وگرنه ما فقط فولادهاي خوبمون رو هدر داديم

338
00:23:22,751 --> 00:23:26,153
اوني که خيلي پشمالو بود اصرار داشت که بايد دوتا تبر داشته باشه

339
00:23:26,187 --> 00:23:28,722
فولادِ سياه و سنگين
دو طرفه

340
00:23:28,756 --> 00:23:30,690
شاگا از تبر خوشش مي ياد

341
00:23:30,724 --> 00:23:33,325
وقتي که نبرد شروع بشه
تو و اون وحشي ها

342
00:23:33,360 --> 00:23:35,560
بايد پيش قراولِ لشگر باشين

343
00:23:35,594 --> 00:23:37,028
پيش قراول ؟ -
مـــم مـم -

344
00:23:37,062 --> 00:23:38,929
من و اين قبيله اي ها توي خطّ ِ اول ؟

345
00:23:38,964 --> 00:23:42,467
اونا به نظر وحشي مي يان

346
00:23:44,637 --> 00:23:47,840
وحشي ؟
ديشب

347
00:23:47,874 --> 00:23:51,510
يک نفر با يکي از اين کلاغ هاي سنگي سَرِ يک سوسيس دعواش شد

348
00:23:51,545 --> 00:23:55,415
سه نفر از کلاغ هاي سنگي اون مرد رو گرفتن و گلوش رو شکافتن

349
00:23:55,450 --> 00:23:58,418
برون يه کاري کرد که شاگا بيخيال بريدن کيرِ اون جسد بشه

350
00:23:58,453 --> 00:24:00,654
که اين خودش مايه ي خوشحالي بود
ولي با اين حال

351
00:24:00,688 --> 00:24:02,489
اولف تقاضاي پولِ خون داره

352
00:24:02,523 --> 00:24:05,125
که شاگا و گونتر هم قبول نمي کنن که پرداخت کنن

353
00:24:05,159 --> 00:24:08,261
وقتي سربازها نظم و ادب ندارن
! تقصيرِ فرماندشونه

354
00:24:08,296 --> 00:24:09,829
قطعا راههايي وجود داره که من رو بکشي و

355
00:24:09,864 --> 00:24:11,899
کمتر براي جنگ زيان آور باشه

356
00:24:11,933 --> 00:24:14,635
ديگه سَرِ اين موضوع بحثي نمي کنيم

357
00:24:18,873 --> 00:24:22,075
انگار گرسنم نيست

358
00:24:22,109 --> 00:24:23,977
عذر مي خوام سرورانم

359
00:24:36,622 --> 00:24:39,657
کجا اين وقتِ روز اين خوشگله رو پيدا کردي

360
00:24:39,691 --> 00:24:42,426
گرفتمش -
گرفتيش ؟ -

361
00:24:42,460 --> 00:24:45,495
از کي ؟ -
...از , آه -

362
00:24:45,529 --> 00:24:47,396
سِر ... اسمش چي بود ؟

363
00:24:47,431 --> 00:24:50,132
نمي دونم
سه تا چادر پايين تر از چادرِ جينجر

364
00:24:50,166 --> 00:24:53,369
و هيچي هم در بارش نگفت ؟

365
00:24:53,403 --> 00:24:56,905
..به چيزايي گفت

366
00:24:59,008 --> 00:25:01,975
خب , فکر نکنم زياد عمر کنم تا بتونم

367
00:25:02,010 --> 00:25:04,611
.براش جبران کنم

368
00:25:04,645 --> 00:25:07,046
ما فردا در پيش قراولِ لشگر خواهيم بود

369
00:25:09,716 --> 00:25:11,916
اوه , خب

370
00:25:13,185 --> 00:25:17,221
فکر کنم بايد برم و واسه خودم يه دونه پيدا کنم

371
00:25:20,759 --> 00:25:22,191
تو کي هستي ؟

372
00:25:22,225 --> 00:25:24,526
دوست داري کي باشم ؟

373
00:25:24,527 --> 00:25:26,962
مادرت چي صدات مي زد ؟

374
00:25:26,996 --> 00:25:28,748
شاي

375
00:25:28,773 --> 00:25:30,509
مادرِ تو تورو چي صدا  مي زد ؟

376
00:25:30,700 --> 00:25:33,102
مادرِ من موقعِ به دنيا آوردنِ من مرد

377
00:25:33,136 --> 00:25:36,672
من بخاطرِ اين اينجام ؟
که درباره ي مادرامون حرف بزنيم ؟

378
00:25:36,707 --> 00:25:40,208
اين چه جور لحجه ايه ؟ -
خارجي -

379
00:25:40,276 --> 00:25:42,076
..براي

380
00:25:43,478 --> 00:25:45,212
چي از من مي خواي ؟

381
00:25:45,247 --> 00:25:47,981
من از تو چي مي خوام ؟

382
00:25:48,015 --> 00:25:51,351
ازت مي خوام که اين چادر رو با من شريک شي

383
00:25:51,385 --> 00:25:54,420
ازت مي خوام که برام شراب بريزي
به جک هام بخندي

384
00:25:54,454 --> 00:25:57,257
پاهام رو بعد از يک روز که حسابي سواري کردم بمالي

385
00:25:57,291 --> 00:25:59,559
ازت مي خوام که تا موقعي که با هم هستيم

386
00:25:59,593 --> 00:26:01,560
با مردِ ديگه اي همبستر نشي

387
00:26:01,595 --> 00:26:05,764
و ازت مي خوام که جوري با من حال کني که انگار
آخرين شبِ زندگيمه

388
00:26:05,798 --> 00:26:08,067
بعيد نيست اينطور بشه

389
00:26:08,101 --> 00:26:09,703
و چي گيرِ من مي ياد ؟

390
00:26:09,737 --> 00:26:12,973
اول : امنيت

391
00:26:13,007 --> 00:26:15,743
تا موقعي که با مني هيچ کس نمي تونه بهت صدمه بزنه

392
00:26:16,812 --> 00:26:19,145
دوم : لذتِ بودن با من

393
00:26:19,180 --> 00:26:22,147
! که شنيدم بسيار خاصه

394
00:26:22,182 --> 00:26:24,516
کي بهت همچين چيزي گفته ؟
زنايي که بهشون پول دادي ؟

395
00:26:24,550 --> 00:26:27,652
و سوم : بيشتر از اوني طلا گيرت مي ياد

396
00:26:27,686 --> 00:26:31,154
که اگر هزار سال هم عمر کني نتوني خرج کني

397
00:26:31,188 --> 00:26:34,290
درخواستِ من رو قبول مي کني ؟

398
00:26:52,538 --> 00:26:55,840
بيا با آخرين شبت توي اين دنيا شروع کنيم

399
00:27:28,733 --> 00:27:30,134
کاليسي

400
00:27:30,168 --> 00:27:31,568
بيا

401
00:27:33,938 --> 00:27:35,972
اون خيلي قويه

402
00:27:36,006 --> 00:27:39,141
هيچ کس نمي دونه اون چه قدر قويه

403
00:27:57,424 --> 00:28:01,026
اون امشب مي ميره کاليسي -
اون نمي تونه -

404
00:28:01,060 --> 00:28:03,762
اون نمي تونه
من اجازه نمي دم

406
00:28:09,701 --> 00:28:12,936
ما بايد به سرعت بريم
شنيدم که يک بندرگاهِ خوب توي آشاي هست

407
00:28:12,970 --> 00:28:17,173
من تنهاش نمي زارم -
اون همين الانش هم مرده کاليسي -

408
00:28:19,276 --> 00:28:21,176
حتي اگه

409
00:28:21,211 --> 00:28:24,279
...حتي اگر بميره

410
00:28:24,314 --> 00:28:27,116
چرا بايد فرار کنم ؟

411
00:28:27,150 --> 00:28:29,351
من کاليسي ام

412
00:28:29,385 --> 00:28:32,988
و پسرِ من بعد از اون کال مي شه

413
00:28:33,022 --> 00:28:36,091
اينجا وستروس نيست که مردان براي
خون احترام قايل باشن

414
00:28:36,125 --> 00:28:39,127
اينجا اونا فقط به قدرت اهميت مي دن
وقتي که دروگو بميره

415
00:28:39,161 --> 00:28:40,962
جنگ در مي گيره

416
00:28:40,996 --> 00:28:43,632
هرکسي که جنگ رو ببره , کالِ جديد مي شه

417
00:28:43,666 --> 00:28:45,867
و اونوقت منتظرِ بچه ي تو نمي شه

418
00:28:45,902 --> 00:28:48,503
پسرت رو از توي سينت مي کشن بيرون

419
00:28:48,537 --> 00:28:50,705
و جلوي سگ مي اندازن

420
00:28:50,740 --> 00:28:54,442
من ترکش نمي کنم

421
00:29:03,953 --> 00:29:06,921
زخمش چرک کرده

422
00:29:07,500 --> 00:29:08,500
تو اينکارو کردي , جادوگر

423
00:29:09,500 --> 00:29:10,000
تمومش کن

424
00:29:10,500 --> 00:29:11,800
نمي خوام که صدمه اي ببينه

425
00:29:12,500 --> 00:29:17,000
نه ؟ نه ؟ نمي خواي صدمه اي ببينه ؟

426
00:29:18,000 --> 00:29:25,001
دعا کن به تو هم صدمه نزنيم
تو اجازه دادي اين جادوگر به کالِ ما دست بزنه

427
00:29:26,000 --> 00:29:29,500
جلوي زبونت رو بگير , اون هنوز کاليسيِ تو هستش

428
00:29:30,000 --> 00:29:34,000
تا وقتي که همخونِ من زنده باشه

429
00:29:36,000 --> 00:29:39,500
وقتي کال بميره , اين زن ديگه هيچي نيست

430
00:29:44,500 --> 00:29:51,500
من هيچ وقت هيچي نبودم
من از خونِ اژدها هستم

431
00:29:53,000 --> 00:29:59,200
اژدهاها همه مردن , کاليسي

432
00:30:06,944 --> 00:30:09,812
من فکر کنم بايد اين زره رو امشب بپوشين

433
00:30:09,846 --> 00:30:12,447
فکر کنم حق با تو باشه

434
00:30:16,985 --> 00:30:18,653
يک بارِ ديگه من رو نجات دادي

435
00:30:18,687 --> 00:30:21,322
و حالا تو هم بايد کال رو نجات بدي

436
00:30:21,357 --> 00:30:23,725
! اين ديگه بالاتر از توانايي هاي مداواگريه

437
00:30:23,759 --> 00:30:26,460
تنها کاري که مي تونم بکنم اينه که دردش رو کم کنم

438
00:30:26,494 --> 00:30:28,628
نجاتش بده و من هم تورو آزاد مي کنم
قسم مي خورم

439
00:30:29,865 --> 00:30:31,932
...بايد يه راهي رو بشناسي

440
00:30:31,966 --> 00:30:33,800
..يه جور

441
00:30:33,834 --> 00:30:35,701
.يه جور جادو

442
00:30:38,305 --> 00:30:40,205
يک وِردي هست

443
00:30:40,239 --> 00:30:42,473
که بعضي ها مي گن مرگ از اين کار تميزتره

444
00:30:53,285 --> 00:30:55,019
انجامش بده

445
00:30:55,053 --> 00:30:57,120
نجاتش بده

446
00:30:57,155 --> 00:30:58,954
يه قيمتي داره

447
00:30:58,979 --> 00:31:00,493
...مي توني هرچه قدر مي خواي طلا
هرچي که بخواي

448
00:31:00,557 --> 00:31:02,991
بحثِ طلا نيست
اين جادوي خونيه

449
00:31:03,026 --> 00:31:05,293
فقط مرگ بهاي زندگي رو ميده

450
00:31:08,463 --> 00:31:10,196
مرگِ من ؟

451
00:31:10,231 --> 00:31:13,232
.نه
.شما نه , کاليسي

452
00:31:14,834 --> 00:31:16,402
اسبش رو برام بيار

453
00:31:39,828 --> 00:31:41,462
کاليسي
اين کار رو نکن

454
00:31:41,496 --> 00:31:45,265
بزار من اين جادوگر رو بکشم -
اون رو بکشي انگار کال رو کشتي -

455
00:31:45,299 --> 00:31:48,101
اين جادوي خونيه
اين ممنوعه

456
00:31:48,135 --> 00:31:51,904
من کاليسيِ تو هستم
من بهت مي گم چي ممنوعه

457
00:32:02,182 --> 00:32:03,616
الان برو

458
00:32:03,650 --> 00:32:05,852
اون رو بردار و برو -
هاه هاه -

459
00:32:05,886 --> 00:32:08,054
ببرش

460
00:32:10,357 --> 00:32:11,491
ايريا ؟

461
00:32:12,759 --> 00:32:14,327
بانو شما هم بايد برين

462
00:32:14,361 --> 00:32:16,662
وقتي که دارم مي خونم نمي خوام کسي داخلِ
چادر بشه

463
00:32:16,697 --> 00:32:19,465
مرده ها امشب اينجا مي رقصن

464
00:32:32,045 --> 00:32:34,547
هيچ کس داخل نمي شه

465
00:32:42,656 --> 00:32:45,091
اون رو به من برش گردون

466
00:33:01,575 --> 00:33:03,476
چي کار کردي ؟

467
00:33:03,510 --> 00:33:05,811
بايد نجاتش بدم

468
00:33:05,846 --> 00:33:08,981
مي تونستيم تا الان 10 مايل دورتر از اينجا
تو مسيرِ آشاي باشيم

469
00:33:09,016 --> 00:33:11,217
اونطوري در امان مي بودي

470
00:33:19,500 --> 00:33:20,500
نبايد اينطوري بشه

471
00:33:20,000 --> 00:33:21,000
بايد اين کار انجام بشه

472
00:33:23,000 --> 00:33:24,000
! جادوگر

473
00:33:25,000 --> 00:33:26,000
نمي توني اينکارو بکني

474
00:33:27,701 --> 00:33:29,835
! کاليسي

475
00:33:30,500 --> 00:33:31,500
جلوتر نرو , اسب سوار

476
00:34:13,810 --> 00:34:15,444
صدمه ديدي ؟

477
00:34:15,478 --> 00:34:16,945
... بچه -
هــم ؟ -

478
00:34:16,980 --> 00:34:18,614
..داره مي ياد

479
00:34:18,648 --> 00:34:21,183
برين قابله ها رو بيارين -
اونا نمي يان -

480
00:34:21,218 --> 00:34:23,219
مي گن اون طلسم شدست

481
00:34:23,253 --> 00:34:25,789
اونا مي يان يا من سرشون رو مي برم

482
00:34:27,058 --> 00:34:29,559
..جادوگر
.اون مي تونه بچه به دنيا بياره

483
00:34:29,594 --> 00:34:32,130
شنيدم که اينطور مي گفت

484
00:34:54,345 --> 00:34:56,078
سرورم دارين درد مي کشين ؟

485
00:34:56,112 --> 00:34:58,680
نه -
به نظر مي ياد به خاطرِ آتشي که -

486
00:34:58,715 --> 00:35:02,083
داره پوستِ نرم و قشنگتون رو مي سوزونه رنج مي کشين

487
00:35:05,286 --> 00:35:07,354
..آهـــ

488
00:35:09,023 --> 00:35:11,791
لعنت به تو , زن
درد رو احساس نمي کني ؟

489
00:35:11,825 --> 00:35:14,026
بهش عادت کردم -
بنوش -

490
00:35:16,062 --> 00:35:18,797
بياين يه بازيِ جديد بکنيم

491
00:35:18,831 --> 00:35:21,932
يه چاقو بازيِ براووسي هست که مي تونم
يادتون بدم

492
00:35:21,967 --> 00:35:24,768
اين بازي شاملِ از دست دادنِ انگشت هم مي شه ؟

493
00:35:24,803 --> 00:35:27,770
اگر ببري نه -
!نه -

494
00:35:27,804 --> 00:35:30,305
ديگه بازيِ آتيشي و
چاقويي نمي کنيم

495
00:35:30,339 --> 00:35:33,241
بياين يه بازي اي بکنيم که من توش خوبم

496
00:35:33,275 --> 00:35:35,476
چي رو خوب بازي مي کني ؟

497
00:35:35,510 --> 00:35:37,477
من ذاتا در موردِ شخصيت ها خوب قضاوت مي کنم

498
00:35:37,512 --> 00:35:39,912
به نظر بازيِ کسل کننده اي مياد -
اينطور نيست -

499
00:35:39,946 --> 00:35:42,715
: اينطوريه بازيش -
من يه نظر مي گم

500
00:35:42,749 --> 00:35:45,184
درباره ي گذشتت
اگر درست بود

501
00:35:45,218 --> 00:35:47,452
تو يه پيک مي نوشي
و اگر غلط بود من مي نوشم

502
00:35:47,487 --> 00:35:50,187
دروغ هم نداريم
اگر دروغ بگين من مي فهمم

503
00:35:50,221 --> 00:35:52,289
من نمي خوام اين رو بازي کنم

504
00:35:52,323 --> 00:35:54,524
باشه
برون اول تو

505
00:35:58,429 --> 00:36:00,863
پدرت کتکت مي زد

506
00:36:06,001 --> 00:36:08,468
ولي مادرم بدتر مي زد

507
00:36:11,205 --> 00:36:14,407
قبل از اينکه 12 سالت بشه اولين مرد رو کشتي

508
00:36:14,441 --> 00:36:16,342
! زن بود

509
00:36:18,812 --> 00:36:20,979
با تبر مي خواست من رو بزنه

510
00:36:22,581 --> 00:36:24,315
تو شمالِ ديوار زندگي مي کردي

511
00:36:27,352 --> 00:36:29,453
چي باعث شد بري اونجا ؟

512
00:36:30,622 --> 00:36:31,756
کار

513
00:36:31,824 --> 00:36:33,825
...و

514
00:36:33,826 --> 00:36:35,894
يک بار يک زن رو دوست داشتي
ساليانِ خيلي دور

515
00:36:35,928 --> 00:36:39,197
ولي آخرش خيلي بد از آب درومد
واسه همين ديگه به خودت اجازه ندادي کسي رو دوست داشته باشي

516
00:36:40,999 --> 00:36:43,434
اوه صبر کن , اين خودمم

517
00:36:46,638 --> 00:36:49,506
نوبت توئه , بانوي زيباي خارجيِ من

518
00:36:49,541 --> 00:36:51,375
من نمي خوام بازي کنم

519
00:36:51,409 --> 00:36:55,279
باحاله
! ببين چقدر خوش مي گذرونيم

520
00:36:58,416 --> 00:36:59,950
مادرت يک فاحشه بود

521
00:37:01,385 --> 00:37:03,787
سر بکش

522
00:37:09,327 --> 00:37:11,227
.خيلي خب

523
00:37:11,262 --> 00:37:13,997
پدرت وقتي خيلي خيلي جوون بودي خانواده رو ترک کرد

524
00:37:14,031 --> 00:37:16,032
و هيچ وقت برنگشت -
سر بکش -

525
00:37:17,240 --> 00:37:18,991
قوانينِ دروغ گفتن رو وضع کرديم ديگه ؟

526
00:37:19,016 --> 00:37:20,216
! سر بکش

527
00:37:23,574 --> 00:37:26,142
مــم

528
00:37:27,544 --> 00:37:29,378
تو يه زندگيِ متفاوت مي خواستي

529
00:37:29,413 --> 00:37:32,547
از يه جايي اومدي و خواستي يه جاي ديگه زندگي کني

530
00:37:32,582 --> 00:37:35,150
هرکي تو اين دنياي لعنتي بايد اين پيک رو بره بالا

531
00:37:35,184 --> 00:37:37,452
..جزئي تر بگم

532
00:37:37,486 --> 00:37:40,689
مي خواستي به يه جايي بري
ولي چطور به اونجا برسي ؟

533
00:37:40,723 --> 00:37:44,393
بعيد مي دونم زندگيِ با شرافتي داشتي

534
00:37:44,427 --> 00:37:48,697
پس يه دخترِ فرومايه چه کار مي کنه ؟
(کنايه از فاحشگي)

535
00:37:52,068 --> 00:37:54,302
.سر بکش

536
00:37:56,038 --> 00:37:59,007
مطمئني ؟ -
سر بکش -

537
00:38:03,546 --> 00:38:07,216
و هيچ وقت هم درباره ي پدر و مادرِ من صحبت نکن

538
00:38:07,251 --> 00:38:10,688
وگرنه چشمات رو از کلت مي کشم بيرون

539
00:38:14,225 --> 00:38:17,260
بانوي عزيزم اگر ناراحتتون کردم عذر مي خوام

540
00:38:17,294 --> 00:38:19,461
نوبت منه ؟

541
00:38:19,496 --> 00:38:21,897
باشه باشه

542
00:38:21,931 --> 00:38:24,232
بپرس

543
00:38:24,266 --> 00:38:27,335
سعي کن به دلِ اين معمايي که من باشم نفوذ کني

544
00:38:27,369 --> 00:38:30,137
عاشقِ کي بودي ؟ -
بازي اينجوري نيست

545
00:38:30,171 --> 00:38:32,505
من برام مهم نيست بازي چجوريه

546
00:38:32,540 --> 00:38:34,641
اين لردِ ما قرار بوده ازدواج کنن

547
00:38:35,743 --> 00:38:37,744
ازدواج ؟ -
از کجا اين رو شنيدي ؟ -

548
00:38:37,778 --> 00:38:41,315
وقتي با سريازاي لنيستر تاس بازي کني
خيلي چيزا مي شنوي

549
00:38:43,752 --> 00:38:45,053
شايد
يک شبِ ديگه

550
00:38:45,087 --> 00:38:48,390
يه شبِ ديگه نه
امشب

551
00:38:49,827 --> 00:38:51,561
داستانِ خيلي خوشايندي نيست

552
00:38:53,599 --> 00:38:56,736
شايد من هم گريه کردم -
فکر کنم که من و بانو بتونيم داستان هاي -

553
00:38:56,770 --> 00:38:59,506
ناخوشايندِ بيشتري نسبت به تو که يک لردي
تعريف کنيم

554
00:39:01,906 --> 00:39:04,173
..خب

555
00:39:07,377 --> 00:39:10,980
من 16 سالم بود , با برادرم جيمي
اسب سواري مي کرديم

556
00:39:11,014 --> 00:39:14,716
که صداي جيغ شنيديم
اون زن دويد داخلِ جاده

557
00:39:14,750 --> 00:39:17,417
نصفِ لباسهاش کنده شده بود
درحالي که دوتا مرد دنبالش بودن

558
00:39:17,452 --> 00:39:21,987
جيمي به راحتي اونا رو فراري داد و من هم اون زن رو
پيچيدم داخلِ شِنِلَم

559
00:39:22,021 --> 00:39:24,076
بيشتر از اوني ترسيده بود که بتونه خودش اسب رو برونه

560
00:39:24,101 --> 00:39:25,948
واسه همين موقعي که جيمي
داشت اون متجاوز هارو مي گرفت

561
00:39:25,992 --> 00:39:29,127
من اون دختر رو به نزديک ترين مهمان خانه بردم
و بهش غذا دادم

562
00:39:29,161 --> 00:39:31,929
اسمش تايشا بود

563
00:39:31,963 --> 00:39:34,198
اون يه دخترِ يتيم بود

564
00:39:34,232 --> 00:39:36,366
..و گرسنه هم بود

565
00:39:36,401 --> 00:39:39,803
با هم ديگه ما سه تا مرغ و يک تنگِ شراب رو تموم کرديم

566
00:39:39,837 --> 00:39:43,238
هرچند غير عادي به نظر مي ياد ولي يک زماني
من زياد با شراب ميونه اي نداشتم

567
00:39:43,273 --> 00:39:46,107
يادم رفته بود , که چقدر از دور و برِ دخترا بودن مي ترسيدم

568
00:39:46,142 --> 00:39:49,545
چقدر هميشه صبر مي کردم تا به من بخندن

569
00:39:49,579 --> 00:39:52,013
يا با دستپاچه گي نگاهشون رو برگردونن

570
00:39:52,048 --> 00:39:54,448
يا از من درباره ي برادرِ قدبلند و زيبام بپرسن

571
00:39:54,483 --> 00:39:57,585
به غير از تايشا همه چيز از يادم رفته بود

572
00:39:58,853 --> 00:40:01,221
و نمي دونم چطوري سر از تختِ خوابش در آوردم

573
00:40:01,255 --> 00:40:03,690
به خاطرِ سه تا مرغ
فکر کنم به اين خاطر بوده

574
00:40:03,725 --> 00:40:07,594
خيلي طول نکشيد . نمي دونستم چه غلطي
دارم مي کنم

575
00:40:07,629 --> 00:40:10,230
ولي اون خيلي با من خوب بود

576
00:40:10,265 --> 00:40:12,366
بعد از تموم شدن اون من رو بوسيد

577
00:40:12,400 --> 00:40:15,302
و واسم يه آهنگ خوند

578
00:40:15,336 --> 00:40:20,441
و وقتي صبح شده بود من به قدري عاشقش شده بودم
که ازش بخوام با من باشه

579
00:40:20,475 --> 00:40:23,177
چندتا دروغ , چندتا سکه ي طلا
با يک عاقدِ مست

580
00:40:23,211 --> 00:40:25,613
و مالِ تو بود
زن و شوهر

581
00:40:25,647 --> 00:40:29,250
خلاصه بعد از دوهفته

582
00:40:29,284 --> 00:40:31,318
به پدرم در اين باره گفتم

583
00:40:31,353 --> 00:40:34,321
فکر کنم اين ديگه آخرِ داستان بود

584
00:40:34,355 --> 00:40:36,389
! کاملا نه

585
00:40:36,424 --> 00:40:40,027
اولش پدرم جيمي رو مجبور کرد که حقيقت رو به من بگه

586
00:40:41,229 --> 00:40:44,164
دختره يه فاحشه بود

587
00:40:45,734 --> 00:40:47,668
کل اون داستان رو جيمي برنامه ريزي کرده بود

588
00:40:47,702 --> 00:40:50,537
جاده , متجاوزا
همش رو

589
00:40:50,572 --> 00:40:53,173
اون فکر کرده بود که وقتشه که من با يک زن
همبستر بشم

590
00:40:55,143 --> 00:40:57,311
بعد از اين که برادرم اعتراف کرد

591
00:40:57,345 --> 00:41:00,647
پدرم زنِ من رو آورد

592
00:41:00,682 --> 00:41:03,450
و اون رو به نگهبان هاي خودش داد

593
00:41:03,484 --> 00:41:07,020
خوب هم بهش پول داد
يک نقره به ازاي هر مرد

594
00:41:07,054 --> 00:41:10,023
مگه چند تا فاحشه هستن که چنين قيمتي دارن

595
00:41:11,559 --> 00:41:14,995
اون من رو داخلِ سربازخانه آورد و مجبورم کرد نگاه کنم

596
00:41:15,029 --> 00:41:18,431
و آخرش
اون دختر خيلي نقره داشت

597
00:41:18,465 --> 00:41:21,400
اونقدر که نقره ها از دستاش بيرون مي افتاد

598
00:41:21,435 --> 00:41:24,236
و رو زمين مي ريخت

599
00:41:26,974 --> 00:41:29,976
من مردي رو که با من اين کار رو بکنه مي کشم

600
00:41:30,010 --> 00:41:33,246
بايد مي دونستي که اون يه فاحشه است

601
00:41:33,280 --> 00:41:35,581
واقعا ؟

602
00:41:35,615 --> 00:41:38,451
من 16 سالم بود , عاشق شده بودم و مست بودم

603
00:41:38,485 --> 00:41:40,386
يک دختري که داشته بهش تجاوز مي شده

604
00:41:40,421 --> 00:41:43,389
دو ساعت بعدش با هيچ مردي هم بستر نمي شه

605
00:41:44,991 --> 00:41:49,294
همونطور که گفتم من جوون و احمق بودم

606
00:41:51,497 --> 00:41:53,932
تو هنوزم جوون و احمقي

607
00:42:35,673 --> 00:42:37,307
چيه ؟
چي مي خواي ؟

608
00:42:37,341 --> 00:42:39,176
تو وسطِ جنگ گرفتي خوابيدي

609
00:42:39,210 --> 00:42:42,112
چي ؟ -
بهمون شبيخون زدن -

610
00:42:42,146 --> 00:42:44,380
يک مايل دورتر از ما به سمتِ شمال هستن

611
00:42:44,415 --> 00:42:47,016
خدمتکارم رو بيار -
تو خدمتکار نداري -

612
00:42:49,386 --> 00:42:51,720
اگر مردم برام گريه کن

613
00:42:52,955 --> 00:42:56,057
اگر بميري از کجا مي خواي بفهمي ؟

614
00:43:02,101 --> 00:43:04,068
مي فهمم

615
00:43:05,904 --> 00:43:07,771
مواظب باش
تکون بخور

616
00:43:08,807 --> 00:43:10,374
برين کنار

617
00:43:10,408 --> 00:43:12,777
برين کنار

618
00:43:18,919 --> 00:43:20,786
عقب وايستا

619
00:43:20,821 --> 00:43:22,922
عقب بايستم ؟

620
00:43:22,956 --> 00:43:25,524
اگر خوش شانس باشي هيچ کس متوجهت نمي شه

621
00:43:25,558 --> 00:43:28,094
من خوش شانس به دنيا اومدم

622
00:43:30,797 --> 00:43:32,999
قبيله نشينانِ وِيل

623
00:43:33,033 --> 00:43:35,869
دورِ من جمع شيد

624
00:43:35,903 --> 00:43:38,405
! کلاغ هاي سنگي

625
00:43:38,440 --> 00:43:40,707
سياه گوشان
مردانِ سوخته

626
00:43:40,741 --> 00:43:43,477
برادرانِ ماه -
و سگاي رنگ شده -

627
00:43:43,511 --> 00:43:45,879
و سگ هاي رنگ شده -

628
00:43:45,913 --> 00:43:49,382
از الان شما مالکِ وِيل هستين

629
00:43:49,416 --> 00:43:52,285
پيش به سوي چيزي که از آنِ شماست

630
00:43:52,319 --> 00:43:54,754
! کوتوله ! کوتوله

631
00:43:54,788 --> 00:43:57,723
! کوتوله ! کوتوله

632
00:43:57,757 --> 00:44:00,959
! کوتوله ! کوتوله

633
00:44:00,993 --> 00:44:02,927
به سمتِ نبرد

634
00:44:45,165 --> 00:44:47,500
جنگجوي افتضاحي هستي

635
00:44:49,536 --> 00:44:51,503
من زنده ام ؟

636
00:44:51,538 --> 00:44:54,872
زنده اي

637
00:44:59,478 --> 00:45:01,278
ما پيروز شديم ؟

638
00:45:01,313 --> 00:45:03,914
اگر پيروز نشده بوديم اين مکالمه رو با هم نداشتيم

639
00:45:16,793 --> 00:45:19,595
مردانِ قبيله اي چطورن ؟

640
00:45:20,731 --> 00:45:22,932
خوبن

641
00:45:22,967 --> 00:45:26,102
خيلي خوبه که مي بينم دارن کارشون رو ميکنن

642
00:45:26,136 --> 00:45:28,204
زخمي شدي

643
00:45:28,239 --> 00:45:31,439
لطف داري که مي گي

644
00:45:31,473 --> 00:45:33,574
شنيدم که ما پيروز شديم

645
00:45:33,608 --> 00:45:36,243
هــم
اشتباه بهت گفتن

646
00:45:36,277 --> 00:45:40,313
اينا 2000 نفر از مردانِ استارک بودن
نه 20000 نفر

647
00:45:41,448 --> 00:45:43,483
آخرش پسرِ استارک رو گرفتيم ؟

648
00:45:43,517 --> 00:45:45,551
اون اينجا نبود

649
00:45:45,586 --> 00:45:47,420
پس کجاست ؟

650
00:45:47,454 --> 00:45:50,122
با 18000 تا سربازِ ديگش

651
00:45:53,025 --> 00:45:55,493
و اونا کجان ؟

652
00:46:05,602 --> 00:46:07,938
بايد بريم بانوي من -
نه -

653
00:46:12,775 --> 00:46:15,410
 !بانوي من

654
00:46:50,439 --> 00:46:54,175
موقعي که داشتن مي فهميدن که چه اتفاقي داره مي افته
کارمون رو کرديم

655
00:46:57,412 --> 00:46:59,613
بانو استارک
دوست دارم شمشيرم رو پيش کشتون کنم

656
00:46:59,648 --> 00:47:01,648
ولي به نظر مي رسه گمش کردم

657
00:47:01,682 --> 00:47:04,216
چيزي که من مي خوام شمشيرِ تو نيست

658
00:47:04,251 --> 00:47:06,885
دختراي من رو بهم برگردون

659
00:47:06,952 --> 00:47:09,020
شوهرم رو بهم بده

660
00:47:09,054 --> 00:47:11,255
متاسفانه من هم گمشون کردم

661
00:47:11,289 --> 00:47:13,857
بکشش راب
سرش رو براي پدرش بفرست

662
00:47:13,891 --> 00:47:16,059
اون 10 تا از مردانِ مارو کشت
خودت ديديش

663
00:47:16,093 --> 00:47:18,995
اون مردش بيشتر از زندش براي ما مي ارزه

664
00:47:19,029 --> 00:47:22,097
ببرينش و در قل و زنجيرش کنين

665
00:47:22,132 --> 00:47:24,900
مي تونيم همين الان اين جنگ رو تموم کنيم پسر

666
00:47:24,934 --> 00:47:26,968
جون هزاران نفر رو نجات بديم

667
00:47:27,003 --> 00:47:29,871
تو براي استارک ها مي جنگي و من براي لنيسترها

668
00:47:29,906 --> 00:47:33,173
شمشير يا نيزه يا دندون يا ناخون
اسلحت رو انتخاب کن

669
00:47:33,207 --> 00:47:35,775
و بزار اين جنگ رو همين الان و همينجا تموم کنيم

670
00:47:37,977 --> 00:47:40,645
اگر به روش تو انجامش بديم

671
00:47:40,680 --> 00:47:43,380
تو مي بري

672
00:47:45,583 --> 00:47:47,751
ولي ما به روش تو عمل نمي کنيم

673
00:47:49,687 --> 00:47:51,787
بيا اينجا , خوشگل پسر

674
00:48:00,163 --> 00:48:02,965
من امروز 2000 نفر رو به قتلگاه فرستادم

675
00:48:02,999 --> 00:48:05,534
ترانه سراها براشون آهنگِ فداکاري خواهند خوند

676
00:48:05,568 --> 00:48:08,804
آره , ولي مرده ها نمي تونن صداشون رو بشنون

677
00:48:15,644 --> 00:48:18,346
يک پيروزي ما رو فاتح نمي کنه

678
00:48:20,282 --> 00:48:22,917
آيا پدرم رو آزاد کرديم ؟

679
00:48:22,951 --> 00:48:25,853
آيا خواهر هام رو از دست ِ ملکه آزاد کرديم ؟

680
00:48:27,489 --> 00:48:31,026
آيا شمال رو از دستِ کسايي که مي خوان ما رو
به زانو در بيارن آزاد کرديم ؟

681
00:48:35,731 --> 00:48:38,798
اين جنگ خيلي مونده تا تموم بشه

682
00:49:08,928 --> 00:49:10,895
مي تونم يه دونه بردارم ؟

683
00:49:10,930 --> 00:49:13,531
يه دونه ليموييش رو
يا هرکدومش رو

684
00:49:13,565 --> 00:49:15,099
يه تا سکه ي مسي

685
00:49:16,168 --> 00:49:17,701
يه کبوترِ چاق و چلّه چطور ؟

686
00:49:17,736 --> 00:49:19,636
گمشو
بدو

687
00:49:19,671 --> 00:49:22,539
از ديروز بياتش براتون نمونده ؟

688
00:49:22,574 --> 00:49:24,708
يا سوختش ؟ -
گمشو -

689
00:49:32,151 --> 00:49:34,519
هي , مردم کجا دارن مي رن ؟
چه اتفاقي افتاده ؟

690
00:49:34,553 --> 00:49:36,003
دارن به بيلور مي برنش

691
00:49:36,004 --> 00:49:36,897
کي رو ؟

692
00:49:36,898 --> 00:49:38,832
دستيارِ شاه رو

693
00:50:46,393 --> 00:50:48,625
خائن
بزدل -

694
00:50:48,659 --> 00:50:50,527
بيلور

695
00:50:50,561 --> 00:50:52,194
! بيلور

696
00:50:57,867 --> 00:51:00,502
خائن
خائن

697
00:51:20,453 --> 00:51:22,554
من اددارد استارک هستم

698
00:51:22,588 --> 00:51:24,988
لردِ وينترفل

699
00:51:25,023 --> 00:51:27,190
و دستيار شاه هستم

700
00:51:36,032 --> 00:51:38,533
من پيش شما اومدم تا به خيانتم
اعتراف کنم

701
00:51:38,567 --> 00:51:41,969
در برابر نگاهِ خدايان و انسان ها

702
00:51:43,338 --> 00:51:45,406
من به اعتمادي که شاه بهم داشت

703
00:51:45,440 --> 00:51:48,809
و صداقتِ دوستم رابرت
خيانت کردم

704
00:51:50,078 --> 00:51:53,213
من قسم خوردم که از بچش دفاع و حمايت کنم

705
00:51:53,247 --> 00:51:55,615
ولي قبل از اينکه خونش سرد بشه

706
00:51:55,649 --> 00:51:58,150
من طرح ريزي کردم که پسرش رو
به قتل برسونم

707
00:51:59,585 --> 00:52:01,920
و تختِ پادشاهي رو براي خودم غصب کنم

708
00:52:01,954 --> 00:52:04,589
خائن

709
00:52:12,829 --> 00:52:14,897
بزارين که اين مکان

710
00:52:14,931 --> 00:52:18,534
و بيلورِ مقدس
شاهد بر گفته ي من باشن

711
00:52:21,038 --> 00:52:23,573
جفري باراتيون

712
00:52:23,607 --> 00:52:26,442
جانشينِ بر حقّ ِ اين تاج و تخت هست

713
00:52:26,476 --> 00:52:30,112
به بزرگيِ تمامِ خدايان

714
00:52:30,146 --> 00:52:32,681
لردِ هفت اقليم

715
00:52:32,715 --> 00:52:34,983
و محافظِ مملکت هستش

716
00:52:41,358 --> 00:52:44,627
اگر گناه کنيم

717
00:52:44,695 --> 00:52:46,596
بايستي زجر بکشيم

718
00:52:46,630 --> 00:52:49,499
اين مرد به جناياتش اعتراف کرده

719
00:52:49,533 --> 00:52:52,202
در برابرِ نگاهِ خداوند و انسان ها

720
00:52:52,236 --> 00:52:55,738
! خدايان عدل گسترن

721
00:52:55,773 --> 00:52:58,608
ولي بيلورِ دوست داشتني به ما ياد داده

722
00:52:58,642 --> 00:53:02,444
که خدايان بخشنده هم مي تونن باشن

723
00:53:05,182 --> 00:53:06,849
چه کار بايد کرد با اين خائن

724
00:53:06,883 --> 00:53:09,351
سرورم ؟

725
00:53:14,258 --> 00:53:17,360
مادرم دوست دارن که من اجازه بدم لرد استارک به نايت واچ ملحق

726
00:53:17,395 --> 00:53:20,063
بشن و  القاب و صفات ازشون صلب بشه

727
00:53:20,097 --> 00:53:22,733
تا بتونه در تبعيد به مملکت خدمت کنه

728
00:53:22,767 --> 00:53:24,468
و بانوي من سانسا

729
00:53:24,502 --> 00:53:27,971
درخواستِ عفوِ پدرشون رو داشتن

730
00:53:31,509 --> 00:53:34,644
ولي اونها احساساتِ لطيف و زنانه دارن

731
00:53:34,679 --> 00:53:37,213
,تا موقعي که من شاهِ شما هستم

732
00:53:37,248 --> 00:53:41,151
خيانت هيچ وقت بدونِ مجازات نمي مونه

733
00:53:41,185 --> 00:53:43,252
.سِر ايلين

734
00:53:43,287 --> 00:53:44,887
سرش رو برام بيارين

735
00:53:44,921 --> 00:53:47,089
! نه صبر کن

736
00:53:47,123 --> 00:53:49,225
!بابا
يکي نگهش داره

737
00:54:00,370 --> 00:54:02,405
پسرم , اين ديوانگيه

738
00:54:03,240 --> 00:54:06,175
بزارش زمين

739
00:54:11,849 --> 00:54:13,583
نگاه نکن -
بزار برم -

740
00:54:13,618 --> 00:54:16,586
بزار برم -
دهنت رو ببند , من رو نگاه کن -

741
00:54:16,620 --> 00:54:19,389
! به من نگاه کن -
! صبر کن ! بابا -

742
00:54:19,423 --> 00:54:21,491
! صبر کن ! نه نه -
! جمعيت : خاين -

743
00:54:21,525 --> 00:54:23,059
! صبر کن

744
00:54:26,530 --> 00:54:28,463
! متوقش کنين

745
00:55:14,202 --> 00:55:18,202
<font color="#3b5998">NOjAN</font> ترجمه از
<font color="#3b5998">www.TvWorld.ir</font>

