1
00:00:00,080 --> 00:00:01,755
<i>آنچه گذشت ...</i>

2
00:00:01,915 --> 00:00:02,797
عمليات آتش ضعيف

3
00:00:02,957 --> 00:00:04,299
واحد با
سرگي سماک همکاري کرد

4
00:00:04,459 --> 00:00:06,551
که نيکلاي اودينف
و خانواده شو بکشه

5
00:00:06,711 --> 00:00:08,018
من دختر رو نجات دادم، اکساندرا

6
00:00:08,138 --> 00:00:09,638
همکارت؟

7
00:00:09,798 --> 00:00:11,389
پس اين دليلي بود که اون
با تو براي زمين زدن واحد همکاري مي کرد

8
00:00:11,549 --> 00:00:13,683
- الان هدفش تغيير کرده
- انتقام

9
00:00:13,843 --> 00:00:15,226
اين جايي که مي خوام برم و

10
00:00:15,386 --> 00:00:17,937
مردي رو به چنگ بيارم که
دستور کشتن خانواده ي منو داده

11
00:00:18,097 --> 00:00:22,317
و مي خوام که بکشمش

12
00:00:23,536 --> 00:00:24,501
مامان؟

13
00:00:25,718 --> 00:00:27,572
نگهبان ها .... اونا دور هم جمع مي شن

14
00:00:27,732 --> 00:00:29,532
و پرسي پشت اين ماجراست

15
00:00:29,692 --> 00:00:31,117
نمي دونيم ممکنه
پرسي داره کاري مي کنه

16
00:00:31,277 --> 00:00:33,495
ولي ما کاملا مي دونيم
که آري يکي از اون جعبه ها رو داره

17
00:00:33,655 --> 00:00:36,039
من مي رم دنبال نگهبان ها
تو برو دنبال آري

18
00:00:36,199 --> 00:00:37,499
و تو هم که خب با اون مي ري

19
00:00:37,659 --> 00:00:39,167
نه.
مايکل با تو مي آد

20
00:00:39,327 --> 00:00:40,669
تو آري تاساروف رو دنبال مي کني

21
00:00:40,829 --> 00:00:42,045
تا قلب قلمرو گوگول

22
00:00:42,205 --> 00:00:43,626
حتي نمي دوني
اونجا با چي روبرو مي شي

23
00:00:43,746 --> 00:00:45,589
آره، درسته
من يه ردياب تو ماشينش گذاشتم

24
00:00:45,709 --> 00:00:47,195
نمي دونم چي رو
اونجا پيدا مي کنم

25
00:00:47,315 --> 00:00:48,677
اما درست ترين کار براي انجام دادنه

26
00:00:48,837 --> 00:00:50,000
WwW.Forum.TvCenter.Co
تقديم ميکند

27
00:00:51,000 --> 00:00:56,000
: مترجمين 
.:. DIO & shivanirvana .:.

28
00:01:03,193 --> 00:01:04,943
سلام، آري

29
00:01:27,458 --> 00:01:30,093
عمليات آتش ضعيف ...

30
00:01:33,047 --> 00:01:35,015
سابقه اش محرمانه اس

31
00:01:35,175 --> 00:01:37,642
منطقه هدف اينجاست

32
00:01:37,802 --> 00:01:39,269
اينها تانگو (اهداف) هستند
- در مکالمات راديويي براي حرف (T) استفاده مي شود-

33
00:01:39,429 --> 00:01:43,189
بابا خرس، مامان خرس و بچه خرس

34
00:01:43,349 --> 00:01:47,318
نيروي نفوذي ما
اطلاعات گسترده اي در اختيار ما قرار داده

35
00:01:47,478 --> 00:01:49,404
از نقشه ي خونه

36
00:01:49,564 --> 00:01:51,448
و تمام مسائل امنيتي اي
که اونجاست

37
00:01:51,608 --> 00:01:53,423
بابا خرس دوست داره

38
00:01:53,543 --> 00:01:56,119
که ظاهرش براي خانواده اش
طبيعي به نظر برسه

39
00:01:56,279 --> 00:01:57,871
پس وضعيت زمين هاي اطراف

40
00:01:58,031 --> 00:02:00,916
خيلي بيشتر از داخل خونه
تحت حفاظته

41
00:02:03,987 --> 00:02:06,045
گشتي ها به سمت شمال منتقل مي شن

44
00:02:11,836 --> 00:02:14,095
رمز آژير توي
پاکت ماموريته

45
00:02:14,255 --> 00:02:16,765
در مرتبه مرور کنيد
تا دو ساعت ديگه آماده باشيد

46
00:02:16,925 --> 00:02:19,082
عزل شده

47
00:02:19,498 --> 00:02:21,114
رون، يک دقيقه عقب وايستا

48
00:02:24,119 --> 00:02:25,190
مشکليه؟

49
00:03:03,287 --> 00:03:04,287
چطور؟

50
00:03:07,433 --> 00:03:08,815
چطور؟

51
00:03:10,902 --> 00:03:11,902
مامان ...

52
00:03:12,900 --> 00:03:14,239
من فکر مي کردم تو مردي

53
00:03:14,399 --> 00:03:16,241
اونا گفتن مادره مرد

54
00:03:20,497 --> 00:03:22,288
نيکلاي ... صداي مردي رو پايين شنيد

55
00:03:23,126 --> 00:03:24,415
صداي شليک

56
00:03:24,575 --> 00:03:25,583
اون منو ول کرد

57
00:03:25,743 --> 00:03:28,101
چيزي يادم نيست

58
00:03:28,221 --> 00:03:29,629
يه اسلحه ديدم

59
00:03:32,750 --> 00:03:35,675
تو بيمارستان به هوش اومدم

60
00:03:35,795 --> 00:03:38,528
تو مرده بودي

61
00:03:38,648 --> 00:03:41,299
همه مرده بودن

62
00:03:54,964 --> 00:03:56,264
يکي منو با خودش برد

63
00:03:58,173 --> 00:03:59,573
زندگيمو نجات داد

64
00:04:12,098 --> 00:04:13,131
بينگو
- اي ول خودمون-

65
00:04:29,265 --> 00:04:31,247
مثه اينکه رديابي که
تو ماشين آري تاساروف گذاشتي کار مي کنه

66
00:04:31,367 --> 00:04:33,067
اون جعبه ي سياه رو پيدا کرد

67
00:04:33,227 --> 00:04:34,868
من مي دونم که شماها مي خوان
جعبه اي رو که گم کرديد عوض کنيد

68
00:04:34,988 --> 00:04:37,587
اما شايد اون فقط بايد بزاره بره

69
00:04:37,707 --> 00:04:39,139
ما نمي تونيم به آري اجازه بديم اونو داشته باشه

70
00:04:39,259 --> 00:04:40,957
اگه راهي براي رمزگشايي اون پيدا کنه
نمي خوام در اين مورد فکر کنم

71
00:04:41,077 --> 00:04:42,619
که اون با اون رازهاي کثيف
چه کاري انجام مي ده

72
00:04:42,779 --> 00:04:45,912
تو بايد همراه اون مي رفتي

73
00:04:46,032 --> 00:04:47,597
من مي تونم خودم
دنبال اين نگهبان برم

74
00:04:47,717 --> 00:04:49,349
اون با بقيه ي نگهبان ها
دور هم جمع مي شن

75
00:04:49,469 --> 00:04:50,752
تو مي خواي به تنهايي
از پس هر سه تاييشون بر بياي

76
00:04:50,912 --> 00:04:52,051
نه
نيکيتا راست مي گه

77
00:04:52,171 --> 00:04:53,436
ما حتما بايد جعبه رو به دست بياريم

78
00:04:53,556 --> 00:04:54,771
و بعدش مشخص مي کنيم
که نگهبان ها دارن چکار مي کنن ...

79
00:04:54,891 --> 00:04:56,088
پرسي مي خواد چکار بکنه

80
00:04:56,208 --> 00:04:57,590
چي پيدا کردي؟

81
00:04:57,710 --> 00:05:00,720
من اونو به اين
شش هتل محدود کردم

82
00:05:01,005 --> 00:05:02,479
همشون جاهاي خوبي ان

83
00:05:02,599 --> 00:05:06,900
من فکر مي کردم نگهبان ها
شبيه مرتاض ها زندگي مي کنن

84
00:05:07,020 --> 00:05:09,435
راحت تر تو جمعيت فرار مي کنن
وقتي تو يه هتل بزرگن

85
00:05:09,555 --> 00:05:11,538
اين مکانها مشخصات درستي دارن,
نزديک ناوگان حمل و نقل عمومي

86
00:05:11,658 --> 00:05:13,540
با نقاط زيادي براي فرار

87
00:05:13,660 --> 00:05:15,441
باشه، پس ما روي اون زوم مي کنيم
ردشو تا گردهمايي مي گيريم

88
00:05:15,561 --> 00:05:18,962
و مشخص مي کنيم که
پرسي از پشت پرده عروسک ها رو چطوري تکون مي ده

89
00:05:19,082 --> 00:05:21,831
- چرا تو هنوز تو لندني؟
- ببخشين؟

90
00:05:21,951 --> 00:05:23,800
نيکيتا گفت که تو
توي لندن مي موني که کنار بچه باشي

91
00:05:23,920 --> 00:05:25,468
بايد يه
چيز هميشگي مي بود يا ...؟

92
00:05:25,588 --> 00:05:29,248
صبر کن. چطور اون اينو
به تو گفته؟

93
00:05:29,408 --> 00:05:31,250
احتياج داشت با يکي حرف بزنه

94
00:05:31,410 --> 00:05:33,878
براش مشکل تر مي شد

95
00:05:34,038 --> 00:05:35,127
شايد نمي تونست با تو حرف بزنه

96
00:05:35,247 --> 00:05:36,673
چون فکر مي کرد
تو رو براي هميشه از دست داده

97
00:05:36,833 --> 00:05:39,217
- اينطوري نبوده
- مي دونم

98
00:05:39,377 --> 00:05:40,927
و دليل اينکه بهت هشدار دادم همين بود

99
00:05:41,087 --> 00:05:44,889
تو بايد تصميمتو بگيري
قبل از اينکه کس ديگه اي برات تصميم بگيره

100
00:05:45,049 --> 00:05:48,226
و کي براي من تصميم مي گيره ...

101
00:05:48,386 --> 00:05:50,660
تو؟

102
00:05:52,448 --> 00:05:54,732
من بچه ندارم

103
00:05:54,892 --> 00:05:58,319
تو نامزدشو کشتي

104
00:05:58,479 --> 00:06:02,115
آره نيکيتا گفت
که پسر خوب و نرمالي بوده ...

105
00:06:02,275 --> 00:06:04,841
مستحق مردن نبود ...

106
00:06:04,961 --> 00:06:06,411
اميلي هم همين طور

107
00:06:06,571 --> 00:06:10,013
اون بي گناه بود درست مثه پسر تو

108
00:06:10,133 --> 00:06:12,148
اون بخاطر من مرد
چون يه اتفاق بود

109
00:06:12,268 --> 00:06:15,837
وقتي مردم عادي
تو دنياي ما قاطي مي شن

110
00:06:15,997 --> 00:06:18,798
لطمه مي خورن

111
00:06:23,671 --> 00:06:28,558
مامان، تو همه ي اين سال ها
اينجا بودي ....

112
00:06:29,303 --> 00:06:30,503
تو اين خونه؟

113
00:06:35,141 --> 00:06:36,739
اينجا بمون و مطمئن باش
من چيزي رو به هم نمي ريزم

114
00:06:36,859 --> 00:06:37,775
من بايد مخفي بشم

115
00:06:48,921 --> 00:06:51,247
خوبي تو؟

116
00:06:51,407 --> 00:06:55,418
من صدايي از پايين پله مي شنوم
چيزي شده؟

117
00:06:55,578 --> 00:06:58,130
براي کارم چند تا مهمون داشتم

118
00:07:00,333 --> 00:07:04,260
چرا اينقدر مضطربي؟

119
00:07:04,420 --> 00:07:06,012
هر وقت از پايين پله
صداهاي زيادي مي شنوم

120
00:07:06,172 --> 00:07:07,722
منو ياد مردي مي ندازه که ...

121
00:07:07,882 --> 00:07:09,155
هيچکي نمي تونه به تو آسيبي بزنه

122
00:07:09,275 --> 00:07:11,934
خونه کاملا محافظت مي شه
هيچکس نمي دونه تو اينجايي

123
00:07:14,680 --> 00:07:15,938
اوه، من احتياجي به اين ندارم

124
00:07:16,098 --> 00:07:18,483
نزار دوباره
باز اونطوري بشه، کتيا

125
00:07:18,643 --> 00:07:21,200
بايد يه کم استراحت کني

126
00:07:21,320 --> 00:07:22,737
قرص هاتو بخور

127
00:07:51,676 --> 00:07:53,866
من بايد سماک رو مي کشم
وقتي که شانسشو داشتم

128
00:07:53,986 --> 00:07:56,646
- الکساندار ...
- مشکلي نيست مامان

129
00:07:56,806 --> 00:07:59,190
حالا مي فهمم

130
00:07:59,350 --> 00:08:02,235
سماک هميشه به بابا حسودي مي کرد

131
00:08:02,445 --> 00:08:04,987
اون هميشه هر چيزي که بابا داشت
رو مي خواست، پس اونا رو گرفت ازش

132
00:08:05,147 --> 00:08:07,281
اون مي توني زتروف رو داشته باشه
ولي نمي تونه تو رو داشته باشه ...

133
00:08:07,441 --> 00:08:09,165
نه حتي سر سوزني بيشتر

134
00:08:09,285 --> 00:08:10,827
من فقط نمي تونم  بفهمم

135
00:08:11,037 --> 00:08:13,830
براي چند دقيقه بايد برم
اما سريع برمي گردم

136
00:08:13,990 --> 00:08:15,206
همين جا بمون

137
00:09:11,255 --> 00:09:12,346
مسخره

138
00:09:35,222 --> 00:09:36,871
سلام رايان

139
00:09:39,297 --> 00:09:43,154
امروز چطوري؟
همکاري بيشتر؟

140
00:09:43,274 --> 00:09:45,090
اگر در مورد افراد بالاست  ...

141
00:09:45,210 --> 00:09:46,658
من بايد الان هم چيزو خنثي کنم

142
00:09:46,778 --> 00:09:49,060
به يه روشي که سوالي پيش نياره

143
00:09:49,180 --> 00:09:51,385
يا اجازه بدم که شواهد
همه رو به سمت من راهنمايي کنه

144
00:09:51,649 --> 00:09:55,681
من مشخصات اونا رو به تو مي دم
تو براي فکر کردن زمان داشتي

145
00:09:55,841 --> 00:09:57,702
من تو رو زنده نگه داشتم

146
00:09:57,822 --> 00:10:00,455
چون فکر مي کردم
ممکنه سودمند باشي

147
00:10:00,575 --> 00:10:01,771
اما اگه اشتباه مي کردم ...

148
00:10:04,329 --> 00:10:07,652
پس بايد اشتباهاتم رو درست کنم

149
00:10:09,647 --> 00:10:12,183
بهت گفته بودم ...

150
00:10:12,303 --> 00:10:15,437
تنها راهي که مي تونم کمک کنم
اينکه همه چيزو بدونم

151
00:10:15,557 --> 00:10:17,055
در مورد واحد، افراد بالا ...

152
00:10:17,175 --> 00:10:19,121
حتي اگه جزئيات رو بدوني
فکر نمي کني که به هم مرتبط اند

153
00:10:19,281 --> 00:10:22,500
تو مي دوني ...

154
00:10:22,660 --> 00:10:25,545
امروز روز خوش شانسيته

155
00:10:25,767 --> 00:10:28,256
مي خوام که اطلاعات رو
بهت بدم

156
00:10:28,416 --> 00:10:31,453
اونا خوب جابجا نشدن

157
00:10:37,779 --> 00:10:42,103
پس مي خواي که
افراد بالا رو زمين بزني

158
00:10:42,333 --> 00:10:46,784
و همه ي اميدت
به اين آرشيو کوچولو اه

159
00:10:46,904 --> 00:10:48,651
خيلي ناراحت کننده اس

160
00:10:48,811 --> 00:10:51,612
به چيزايي نياز دارم
که يه مقدار نور به اطراف اينجا بده

161
00:10:51,843 --> 00:10:55,032
زمين زدن افراد بالا
چيزيه که همه ي ما مي خوايم ...

162
00:10:55,192 --> 00:10:58,346
تو، من ...

163
00:10:58,466 --> 00:11:01,622
تا زماني که آرشيو اينجاست

164
00:11:01,853 --> 00:11:05,001
بگو ... براي من چه سودي داره؟

165
00:11:05,161 --> 00:11:07,295
خب

166
00:11:07,525 --> 00:11:09,213
کاري مي کنم چيزايي که از دست دادي دوباره به دست بياري

167
00:11:09,373 --> 00:11:11,215
اگه چيز به درد بخوري ازش بيرون بکشي

168
00:11:11,375 --> 00:11:15,136
چطوره که من  بهش لطف کنم و
سريع بکشمش

169
00:11:15,296 --> 00:11:17,388
خوب خيلي مودبانه نبود
بود؟

170
00:11:17,602 --> 00:11:19,140
آره؟ چرا داري
رو اين مسئله کار مي کني

171
00:11:19,300 --> 00:11:21,851
منو بکشي؟

172
00:11:22,011 --> 00:11:26,174
سه کلمه پرسي
کماي بوجود آمده از دارو

173
00:11:26,294 --> 00:11:29,775
عواقبشو در نظر بگير

174
00:11:29,935 --> 00:11:31,819
خوب بازي کن

175
00:11:41,759 --> 00:11:44,790
چه جنده ي خوبي؟

176
00:11:44,950 --> 00:11:47,043
چرا اينجا اومدي؟

177
00:11:48,048 --> 00:11:51,866
آري تاساروف يکي از جعبه سياه ها رو داره

178
00:11:51,986 --> 00:11:53,786
من اينجام که اونو ازش پس بگيرم

179
00:11:55,669 --> 00:11:57,094
پس برنامه ات اينکه که برقو قطع کني

180
00:11:57,325 --> 00:11:59,430
مي خواي آب رو گل آلود کني و
جعبه رو تو شلوغي ها برداري؟

181
00:11:59,590 --> 00:12:01,910
اين بود ...

182
00:12:02,030 --> 00:12:03,434
آره

183
00:12:03,594 --> 00:12:05,895
- اوه، مراقب باش
- نمي تونم اجازه بدم اين کار رو ...

184
00:12:06,117 --> 00:12:08,731
با خراب کردن نقشه ي من
براي نجات مامانم انجام بدي

185
00:12:12,895 --> 00:12:17,073
اون زنده اس نيکيتا
طبقه ي بالاست

186
00:12:17,295 --> 00:12:19,283
- مامانت؟ چطور؟
- نمي دونم

187
00:12:19,547 --> 00:12:23,014
اما اگر اونو ببرم بيرون,
هيچکس نمي فهمه ما اينجا بوديم.

188
00:12:23,134 --> 00:12:24,413
در مورد جعبه کجاييم؟

189
00:12:24,669 --> 00:12:28,820
خوب فکر مي کنيم و راهي پيدا مي کنيم
رو قفل ژنتيکي کار مي کنيم

190
00:12:28,940 --> 00:12:32,463
اما رمز اطلاعات
ممکنه هفته ها طول بکشه که شکسته بشه

191
00:12:32,694 --> 00:12:34,159
هيچوقت تا حالا چيزي مثه اين نديدم

192
00:12:34,279 --> 00:12:35,660
پرسي اگه به همه چيز شک نداشته باشه که پرسي نيست

193
00:12:37,065 --> 00:12:40,248
اين يک قابليت کوچيک
از مجموعه قابليت هاي تحسين برانگيزشه

194
00:12:40,368 --> 00:12:41,263
به کارت ادامه بده

195
00:12:44,239 --> 00:12:48,187
آقاي آبراموف آيا
عکسي که براتون فرستادم رو ديدين؟

196
00:12:48,347 --> 00:12:50,408
اينه ...
دختري که از من اسلحه خريده

197
00:12:50,528 --> 00:12:51,857
اون تو روسيه اس

198
00:12:52,080 --> 00:12:55,582
به هيچکس چيزي نگو
من مراقب همه چيز هستم

199
00:13:00,705 --> 00:13:02,353
بله، آقاي تاساروف؟

200
00:13:02,473 --> 00:13:04,255
نيروهاي گشتي رو زياد کن
در تمام منطقه سريعا

201
00:13:04,375 --> 00:13:05,557
بعد بيا تو خونه

202
00:13:05,677 --> 00:13:07,192
مي خوام باهات در مورد
نفوذ به حوزه استحفاظي صحبت کنم

203
00:13:07,312 --> 00:13:09,667
در موردش قبلا حرف زديم

204
00:13:09,931 --> 00:13:11,377
من بايد آژير رو خاموش کنم

205
00:13:12,734 --> 00:13:14,171
بزار از سوراخش درش بيارم و بعد مي رم

206
00:13:14,331 --> 00:13:15,617
الکس ...

207
00:13:15,737 --> 00:13:17,602
ببين تو مي توني تمام اين
خونه ي لعنتي رو بفرستي هوا, تمام چيزي که مي خوام

208
00:13:17,722 --> 00:13:19,437
اينه که اول بدونم اون جاش امنه

209
00:13:53,474 --> 00:13:55,073
اون چک بعدي رو از دست مي ده

210
00:13:55,193 --> 00:13:56,530
اونا مي فهمن که يه چيزي غلطه

211
00:14:03,401 --> 00:14:04,551
يه نقشه اي دارم

212
00:14:06,037 --> 00:14:08,002
جعبه ي سياه باشه بعدا

213
00:14:08,122 --> 00:14:09,754
ما بايد مامانتو ببريم بيرون فعلا

214
00:14:09,874 --> 00:14:10,936
امشب

215
00:14:22,958 --> 00:14:26,391
هيچي تو هتل نيست
ليست مهمان ها با نگهبان ها مي خونه

216
00:14:26,511 --> 00:14:29,430
خوب اين حمله ي چهارم ماست

217
00:14:34,328 --> 00:14:35,878
اون يه نگهبانه

218
00:15:32,588 --> 00:15:34,409
من نبايد اينو بگم

219
00:15:34,529 --> 00:15:36,307
يه جورايي آرزو مي کنم
هنوز رژيم غذايي رو داشته باشي

220
00:15:36,734 --> 00:15:37,565
دارم

221
00:15:37,725 --> 00:15:40,618
چيز بديه؟

222
00:15:49,695 --> 00:15:51,579
لباساشو جمع کرده؟

223
00:15:51,739 --> 00:15:53,812
اون تو يه هتل 4 ستاره اس

224
00:15:53,932 --> 00:15:55,457
چرا بايد لباساشو
براي تميز کردن بفرسته بيرون؟

225
00:15:55,617 --> 00:15:58,168
پرسي اينطوري خيلي دوست داشت
جاسوس جنگ سرد کثافت ...

226
00:15:58,386 --> 00:16:01,403
قرارهاي غير همزمان و کلمات رمزي و ...

227
00:16:01,523 --> 00:16:04,690
تا دو ساعت ديگه
اون بايد تو خشک شويي باشه

228
00:16:04,810 --> 00:16:08,429
ممکنه اونجا بتونيم بفهميم
که قرار ملاقات کجاست

229
00:16:08,589 --> 00:16:11,890
يه بار تونستيم , من کاملا مطمئنم
مي تونيم راهي به داخل پيدا کنيم

230
00:16:21,459 --> 00:16:22,924
پس من تو راهي ام که تا حالا توش نبودم ...

231
00:16:23,044 --> 00:16:24,876
داخل انبار شو
از دالون لباس شويي بالا برو

232
00:16:24,996 --> 00:16:27,796
منو اينجا بزار...
درست جلوي در اطاق خواب.

233
00:16:27,916 --> 00:16:29,617
من مامانمو مي برم
پايين به سمت پله هاي عقبي

234
00:16:29,777 --> 00:16:31,493
و اگه تو اينجا منتظر باشي

235
00:16:31,720 --> 00:16:32,918
ما مي تونيم نگهبانا رو بيرون کنيم

236
00:16:33,038 --> 00:16:34,330
و اين مي تونه بهمون يه عالمه وقت بده

237
00:16:34,490 --> 00:16:38,140
قبل از اينکه اونا بفهمن رخنه اي ايجاد شده

238
00:16:38,260 --> 00:16:41,337
يه چيزي رو فراموش کردي

239
00:16:41,497 --> 00:16:43,111
چطوري از زمين هاي اطراف بريم بيرون

240
00:16:43,231 --> 00:16:44,980
ما هر دو با پاهاي خودمون
از بين جنگل اومديم

241
00:16:45,100 --> 00:16:47,182
فکر نمي کنم که اين
گزينه ي خوبي براي مامانت باشه

242
00:16:47,302 --> 00:16:49,887
بايد يه ماشين بدزديم

243
00:16:50,047 --> 00:16:53,182
اما خيلي توجه به خودش جلب مي کنه ها

244
00:16:53,342 --> 00:16:54,475
به ماشيني که مي دزديم بستگي داره

245
00:16:54,635 --> 00:16:56,241
- آري اينجاست، درسته؟
- آره

246
00:16:56,361 --> 00:16:58,359
اون ماشين و راننده ي خودشو داره

247
00:16:58,479 --> 00:17:01,481
فقط يه نيروي ديوانه ي گوگول
مي تونه ماشين تاساروف رو متوقف کنه

248
00:17:01,642 --> 00:17:02,858
چطوري بفهمين ماشين اون کدومه؟

249
00:17:03,018 --> 00:17:05,319
راننده ي آري هيچوقت
ماشينو ترک نمي کنه، به دلايل امنيتي

250
00:17:05,479 --> 00:17:06,918
من اينکار رو انجام مي دم
پس ماشين رو برمي داريم ...

251
00:17:07,038 --> 00:17:08,989
- اگه اونا دنبالمون بيان ...
- نمي آن

252
00:17:09,149 --> 00:17:11,039
من تمام ماشين هاي ديگه رو
از کار مي ندازم

253
00:17:11,159 --> 00:17:13,452
اين يه حقه ي کوچيکه
که مايکل بهم ياد داده

254
00:17:13,612 --> 00:17:15,287
تو کار دشمنت تاخير بنداز
حتي براي چند دقيقه ...

255
00:17:15,447 --> 00:17:17,957
و اين تاخير ممکنه باعث بشه که تو امروز برنده بشي
تو اينو به من ياد دادي

256
00:17:23,247 --> 00:17:25,437
متشکرم...

257
00:17:25,557 --> 00:17:27,049
که به ما کمک مي کني.

258
00:17:27,209 --> 00:17:29,193
از من تشکر نکن.

259
00:17:32,881 --> 00:17:34,746
آيا کسي طبق برنامه ي زمان بندي
شده چک رو از دست داده؟

260
00:17:34,866 --> 00:17:36,684
نه قربان
گزارش شده که همه هستن

261
00:17:36,844 --> 00:17:38,500
گوش بزنگ باشين

262
00:17:38,620 --> 00:17:40,919
مي خوام که شخصا بري بيرون
و با چشماي خودت همه چيز رو بررسي کني

263
00:17:41,039 --> 00:17:42,648
که هرکسي سر پستش هست

264
00:17:42,808 --> 00:17:44,625
بله قربان

265
00:17:47,712 --> 00:17:50,572
من اطلاعات جديدي دارم
با تشکر از خانم ادينف

266
00:17:50,732 --> 00:17:52,825
من معتقدم که اون اينجاست

267
00:17:52,985 --> 00:17:55,411
جايي در همين قلمرو

268
00:17:57,724 --> 00:17:59,604
اماندا فکر مي کنه
که تو مي توني

269
00:17:59,724 --> 00:18:03,502
با نقشه ي خلاء سلاح افراد بالا
کنار بياي، اينطوريه؟

270
00:18:03,662 --> 00:18:06,171
- اين تو رو رنجونده؟
- بله

271
00:18:07,222 --> 00:18:08,757
منظورم اين بود که من اونا رو تحت کنترل دارم

272
00:18:10,002 --> 00:18:12,484
و اونا به آماندا روي آوردن

273
00:18:12,604 --> 00:18:14,680
و اونم به خواسته هاشون گردن نهاد

274
00:18:14,840 --> 00:18:16,371
حالا اون توي زميني مي دوه

275
00:18:16,491 --> 00:18:19,143
که تو ساليان سال همه چيزتو براش دادي ...

276
00:18:19,303 --> 00:18:20,792
خوب ...

277
00:18:20,912 --> 00:18:23,330
تو و آدماي بالا

278
00:18:29,313 --> 00:18:33,273
هميشه يه گروهي
پشت يه گروه ديگه هست

279
00:18:36,695 --> 00:18:40,848
واحد مال من بود
اون مفهوم من بود

280
00:18:42,884 --> 00:18:44,316
از اين خيالات بيرون بيا

281
00:18:52,427 --> 00:18:55,944
مامان، مامان ...

282
00:18:56,064 --> 00:18:58,265
راهي پيدا کردم که هر دو بريم بيرون
وقتشه که بريم

283
00:19:16,384 --> 00:19:18,911
- مامان، چيزي نيست، چيزي نيست
- نه!

284
00:19:19,071 --> 00:19:20,787
به خونه خوش آمدي، الکساندرا

285
00:19:47,516 --> 00:19:50,984
باعث خوشحاليه که
آشناهاتو پيدا کردي

286
00:19:51,144 --> 00:19:52,691
خوب مي فهمي که
من نمي تونم مثه تو خوشحال باشم

287
00:19:52,811 --> 00:19:54,279
البته، البته

288
00:19:54,439 --> 00:19:57,580
از پرسي شنيدم

289
00:19:57,700 --> 00:20:01,700
که داخل واحد
زنداني شدي

290
00:20:01,820 --> 00:20:04,581
اونو ديدي؟
سلولش شبيه چيه؟

291
00:20:04,807 --> 00:20:08,335
بله، اوه، بزار در مورد پرسي صحبت کنيم

292
00:20:08,495 --> 00:20:10,092
من متعجبم که چرا تو رو زنده نگه داشت

293
00:20:10,212 --> 00:20:12,131
و نقشه اش چيه
مي خواد با تو چکار کنه؟

294
00:20:12,291 --> 00:20:13,841
نمي فهمم
در مورد چي حرف مي زني

295
00:20:14,001 --> 00:20:15,300
تو بايد مي مردي

296
00:20:15,460 --> 00:20:18,053
اما اينجايي هنوز

297
00:20:18,213 --> 00:20:20,973
چرا واحد  از مردنت چشم پوشيده؟

298
00:20:21,133 --> 00:20:24,017
پرسي هيچوقت نتونست
از محبت من سوءاستفاده کنه

299
00:20:24,177 --> 00:20:27,396
اوه، خداي من

300
00:20:29,474 --> 00:20:34,049
اين داستان رو يوري گفت
در مورد من که شستشوي مغزي شدم...

301
00:20:34,169 --> 00:20:36,989
اون فقط يه داستان ساختگي نبوده

302
00:20:37,206 --> 00:20:39,157
تو حقيقتا فکر مي کني اون حقيقت داره

303
00:20:39,317 --> 00:20:42,619
من فکر مي کنم که کاملا
نقشه ي عالي بوده

304
00:20:42,779 --> 00:20:46,456
متاسفم که تو رو نااميد مي کنم

305
00:20:46,616 --> 00:20:49,167
واحد منو نجات نداد
اون شب ... نيکيتا منو نجات داد

306
00:20:56,992 --> 00:20:57,885
نيکيتا ...

307
00:20:58,045 --> 00:20:59,636
هوم، اون .. اون يه .. اوه

308
00:20:59,796 --> 00:21:03,891
بله اون مامور  چموش
اون آدم دلرحمي بود

309
00:21:04,051 --> 00:21:06,732
من به واحد نفوذ کردم

310
00:21:06,852 --> 00:21:08,687
مي خواستم که پرسي هزينه اشو بده

311
00:21:08,847 --> 00:21:10,814
ماموريت انجام شد
اون به دام افتاده

312
00:21:10,974 --> 00:21:14,276
ماموريت جديد من اينه که تو رو بکشم

313
00:21:17,363 --> 00:21:19,448
ماموريتت شکست خورد الکساندرا

314
00:21:19,608 --> 00:21:21,950
هنوز شب درازه

315
00:21:22,167 --> 00:21:24,828
کافيه
مي دوني که بايد کجا ببريش

316
00:21:50,013 --> 00:21:52,680
من فکر مي کنم اين آدم ماست

317
00:21:58,386 --> 00:21:59,947
به نظر مي رسه که رسيدمو جا گذاشتم

318
00:22:00,107 --> 00:22:02,104
چي داشتي؟

319
00:22:02,224 --> 00:22:04,368
سه تا پيرهن... آبي...

320
00:22:04,528 --> 00:22:06,578
با دقت اطو شده و بسته بندي شده

321
00:22:06,738 --> 00:22:09,289
اينجا کليدي نيست که ما رو به محل قرار برسونه

322
00:22:09,449 --> 00:22:11,333
قراري هست

323
00:22:20,794 --> 00:22:22,925
من مي گم اينجا رو بمب بزاريم

324
00:22:23,045 --> 00:22:24,972
ديگه نه نگباني باقي مي مونه
نه جعبه ي سياهي

325
00:22:25,132 --> 00:22:28,100
اين ملاقات تنها
شانس ماست که بفهميم

326
00:22:28,260 --> 00:22:29,434
پرسي مي خواد چکار کنه

327
00:22:29,594 --> 00:22:31,895
آخرين بار اون يه نقشه ي بزرگ داشت

328
00:22:32,055 --> 00:22:33,772
اون سعي داشت
طبقه ي هفتم سي آي اي رو هدف قرار بده

329
00:22:33,932 --> 00:22:36,233
پس مي خواي بري اونجا، تنهايي

330
00:22:36,393 --> 00:22:38,026
و با دوتا از نگهبانا سرشاخ بشي

331
00:22:38,186 --> 00:22:40,988
ما به سختي تونستيم يک از اونا رو
با هم ديگه از بين ببريم

332
00:22:41,148 --> 00:22:42,444
من تنها نمي رم

333
00:22:42,564 --> 00:22:44,032
در ارتباط خواهيم بود

334
00:22:44,192 --> 00:22:47,700
و اين جعبه پشتيبان منه

335
00:22:47,820 --> 00:22:49,368
آماده باش وقتي من کلمه اي رو گفتم

336
00:22:49,488 --> 00:22:51,415
گرفتمت

337
00:23:02,801 --> 00:23:05,679
به نظر مي رسه رسيدمو گم کردم

338
00:23:05,839 --> 00:23:07,055
چي داشتي؟

339
00:23:07,215 --> 00:23:09,271
سه تا پيرهن... آبي...

340
00:23:09,391 --> 00:23:12,293
با دقت اطو شده و بسته بندي شدن

341
00:23:33,949 --> 00:23:35,208
تو يه نگهبان ديگه اي؟

342
00:23:35,368 --> 00:23:37,249
کي اتفاق مي افته؟

343
00:23:37,369 --> 00:23:38,962
من فکر مي کردم
تو دست راست پرسي هستي مرد

344
00:23:39,122 --> 00:23:41,303
به همين دليله که منو انتخاب کرد

345
00:23:41,423 --> 00:23:44,206
از نيکيتا ممنونم, از شماها دوستان
که دسته جمعي خودتونو به کشتن مي دين

346
00:23:44,326 --> 00:23:46,386
و پرسي بيشتر از اينها مي خواد مطمئن بشه

347
00:23:46,546 --> 00:23:48,143
درست قبل از اينکه آماندا برش غلبه کنه

348
00:23:48,263 --> 00:23:51,099
اون به من يه جعبه داد و گفت برو

349
00:23:52,634 --> 00:23:55,979
من بهت اعتماد ندارم

350
00:23:56,139 --> 00:23:58,672
پس من بهت ثابت مي کنم

351
00:24:19,044 --> 00:24:20,909
باور نمي کنم که به ما چيزي نگفته

352
00:24:21,029 --> 00:24:24,263
خوب مسائل از اون روز
خيلي سريع تغيير کرده

353
00:24:24,383 --> 00:24:26,414
آيا ما جعبه اي از دست داديم؟

354
00:24:26,534 --> 00:24:29,346
من دو جعبه مي بينم,
ولي اينجا سه نفر از ما هستن.

355
00:24:32,384 --> 00:24:34,351
آيا چيزي گم کردي؟

356
00:24:36,054 --> 00:24:38,610
چه طوري شد
که تو از پسر طلايي افراد بالا

357
00:24:38,730 --> 00:24:41,897
تبديل به يه رئيس کلاش شدي؟

358
00:24:42,017 --> 00:24:44,867
پايين قابل مشاهده نيست

359
00:24:44,987 --> 00:24:47,030
خيلي مشخص نيست

360
00:24:47,190 --> 00:24:51,740
اينجا رو راه اندازي کردي
الان يه دارايي شدي که مي شه ازش صرف نظر کرد...

361
00:24:51,860 --> 00:24:55,127
هر کسي که از خطوط رد بشه
بايد از سرراه کنار گذاشته بشه

362
00:24:55,247 --> 00:24:56,748
تو به نيروي نفوذي نيازمندي

363
00:24:56,908 --> 00:24:59,751
و اين چيزيه که جعبه هاي سياه بخاطر اون بوجود اومده

364
00:24:59,911 --> 00:25:03,919
اما بايد يه کاتاليزوري
وجود داشته باشه، نه؟

365
00:25:04,039 --> 00:25:06,722
بعضي حوادث باعث تلخي

366
00:25:06,842 --> 00:25:09,391
روابط تو با افراد بالا شد

367
00:25:09,511 --> 00:25:11,810
خوب، اون به حجم بحراني رسيد

368
00:25:11,930 --> 00:25:13,473
با عمليات آتش ضعيف

369
00:25:13,633 --> 00:25:16,852
در سال 2005 با همکاري عظيم روس ها

370
00:25:17,012 --> 00:25:18,133
زتروف ...

371
00:25:18,253 --> 00:25:20,272
از تجارت با آمريکا
سر باز زد

372
00:25:20,522 --> 00:25:22,190
يه تهديد براي امنيت ملي بود؟

373
00:25:22,350 --> 00:25:24,940
افراد بالا اونو براي
امنيت مالي تهديد مي ديدن

374
00:25:25,060 --> 00:25:26,825
همشون با هم

375
00:25:26,945 --> 00:25:28,655
پس اونا اومدن پهلوي من

376
00:25:28,815 --> 00:25:30,866
و من کشف کردم

377
00:25:31,026 --> 00:25:34,416
که فرد دوم سازمان

378
00:25:34,536 --> 00:25:38,790
مردي به نام سرگي سماک
ممکنه قابل انعطاف باشه

379
00:25:38,950 --> 00:25:41,106
اونو خريدي ...

380
00:25:41,226 --> 00:25:43,542
با اون نقشه ي کشتن
زتروف بنيانگذار رو طراحي کرديم

381
00:25:43,662 --> 00:25:47,591
نيکلاي اودينف, پدر الکس.

382
00:25:47,751 --> 00:25:49,176
من قصه شو مي دونم

383
00:25:51,453 --> 00:25:53,430
اين ايده ي سماک بود
که خانواده رو بکشيم

384
00:25:53,590 --> 00:25:55,724
اون گفت
اگه مي تونست کنترل کنه

385
00:25:55,957 --> 00:25:58,607
مي تونست آدم ما تو اونجا باشه ...

386
00:25:58,727 --> 00:26:02,510
سود آمريکا رو
در نيمکره ي خودش زياد کنه

387
00:26:02,630 --> 00:26:04,563
و اين تعهد خيلي زيادي بود

388
00:26:04,683 --> 00:26:05,942
دقيقا منم همين رو گفتم

389
00:26:06,102 --> 00:26:09,067
من گفتم که اون قابل اعتماد نيست
و درست گفته بودم

390
00:26:09,187 --> 00:26:10,154
اون جانشين شد ...

391
00:26:10,315 --> 00:26:12,157
و قرار رو به هم زد

392
00:26:12,317 --> 00:26:14,618
بله اونا مي خواستن منو بخاطر اين مسئله سرزنش کنن

393
00:26:14,778 --> 00:26:17,204
حالا، آماندا و افراد بالا

394
00:26:17,364 --> 00:26:19,694
فکر مي کنن که الکس بر زتروف
غلبه مي کنه

395
00:26:19,814 --> 00:26:22,331
خب، ولي اين اتفاق نمي افته

396
00:26:22,451 --> 00:26:24,127
اون مي خواد سماک رو بکشه

397
00:26:24,287 --> 00:26:27,672
و شرکت رو در بحران
غوطه ور کنه

398
00:26:27,832 --> 00:26:32,674
آماندا کنترل اون دختر رو از دست داد

399
00:26:32,794 --> 00:26:35,972
تاريخ داره دوباره تکرار مي شه

400
00:26:40,135 --> 00:26:41,934
تو گفتي که اون ماموريت

401
00:26:42,054 --> 00:26:46,650
زماني بود که همه چيز
از مجراي افراد بالا انجام مي شد

402
00:26:46,810 --> 00:26:48,574
نه

403
00:26:48,694 --> 00:26:50,826
نه،تهديد واقعي اون چيزي که تو مخت فکر ميکردي نبود

404
00:26:50,946 --> 00:26:53,698
اون درست زير گوشت اتفاق افتاد

405
00:26:53,858 --> 00:26:57,482
عمليات"پل فاير"اولين جايي بود که نيکيتا از دستورات سرپيچي کرد

406
00:26:57,602 --> 00:27:00,872
اون شب آلکس رو نجات داد

407
00:27:01,032 --> 00:27:05,502
اون اولين مامور مخالف "واحد"بود

408
00:27:05,662 --> 00:27:08,126
و اولين قدم تو واسه افتادن

409
00:27:08,246 --> 00:27:09,923
تو اين قفس

410
00:27:10,083 --> 00:27:12,968
تو نيکيتا رو به اون ماموريت فرستادي

411
00:27:13,128 --> 00:27:14,835
وخيلي به خودت مطمئن بودي

412
00:27:40,061 --> 00:27:42,661
چقدر بده زخمت؟

413
00:27:42,781 --> 00:27:46,251
بدتر از اون چيزي هست که به نظر مياد

414
00:27:46,411 --> 00:27:49,051
اينو بگير

415
00:27:49,171 --> 00:27:51,720
چي کار داري ميکني؟

416
00:27:51,840 --> 00:27:53,889
منتظر تماس من باش

417
00:27:54,009 --> 00:27:56,510
ميخوام به "کاتيا"بگي من کي هستم

418
00:28:02,601 --> 00:28:03,977
داري برميگردي؟

419
00:28:04,137 --> 00:28:07,105
بهت گفتم،ما مامانت رو امشب مياريم بيرون

420
00:28:19,487 --> 00:28:22,370
<i>نگهبان ها</i>

421
00:28:22,530 --> 00:28:24,247
همه موفق شدن؟

422
00:28:27,076 --> 00:28:30,045
سه نگهبان...حاضرن

423
00:28:30,205 --> 00:28:31,713
<i>جعبه هاتون رو باز کنيد</i>

424
00:28:31,873 --> 00:28:34,114
<i>همديگر رو با ديدن عکس تاييد کنيد</i>

425
00:28:34,234 --> 00:28:36,051
<i>همچنان رو پروتکل امنيتي آلفا باقي بمونيد</i>

426
00:28:36,211 --> 00:28:39,554
همديگر رو 2 روز ديگه تو پاتوق هميشکي تو «نيويورک»ميبينيم

427
00:29:05,740 --> 00:29:07,457
حق داري
من نگهبان نيستم

428
00:29:08,701 --> 00:29:11,711
من فقط يه آدمي هستم واسه ترکونده جعبه سياه مواد منفجره گذاشته

429
00:29:35,545 --> 00:29:37,844
تا وقتي برسيم"بروکسل"توقف نکن،فقط براي امنيت بيشتر

430
00:29:37,964 --> 00:29:41,231
من حتي يواشم نميکنم تا وقتي که بنزينش تموم بشه

431
00:29:41,351 --> 00:29:44,327
نيکيتا بهم زنگ نزد

432
00:29:44,487 --> 00:29:45,887
خيلي وقت شده

433
00:30:08,803 --> 00:30:10,460
کي هستي؟

434
00:30:10,580 --> 00:30:12,021
من دوست،دخترت هستم

435
00:30:12,181 --> 00:30:14,330
من اينجام تا ببرمت بيرون

436
00:30:14,450 --> 00:30:15,450
باشه؟

437
00:30:17,895 --> 00:30:20,637
بگير

438
00:30:20,757 --> 00:30:22,449
باهاش حرف بزن

439
00:30:22,609 --> 00:30:24,284
ممکن به کشتن بره

440
00:30:24,444 --> 00:30:26,392
نه،جاش امنه

441
00:30:26,512 --> 00:30:28,204
من از دست افراد "آري"نجاتش دادم

442
00:30:31,069 --> 00:30:32,292
من نجاتش دادم

443
00:30:33,995 --> 00:30:36,004
من به سرگي گفتم اينجاست

444
00:30:36,164 --> 00:30:37,164
نه به آري

445
00:30:41,002 --> 00:30:44,471
<i>آلکساندرا؛مريض خيلي هم مريض</i>

446
00:30:47,650 --> 00:30:49,465
<i>بله
"آقاي "تزاروف</i>

447
00:30:49,585 --> 00:30:52,085
<i>ما پشت خونه دوتا نگهبان بيهوش پيدا کرديم</i>

448
00:30:52,205 --> 00:30:53,536
حواستون به آقاي سماک باشه

449
00:30:53,656 --> 00:30:55,421
از کنارش جم نخورين تا خودم بهتون بگم

450
00:30:55,541 --> 00:30:56,906
به افرادت بگو داخل خونه رو خوب بپان

451
00:30:57,026 --> 00:30:58,485
يکي ديگه اينجاست
پيداش کنيد

452
00:30:58,645 --> 00:31:00,426
آمريکايي ها اونهارو گرفتن

453
00:31:00,546 --> 00:31:03,045
...وکلش رو پر از دروغ کردن

454
00:31:03,165 --> 00:31:04,949
"دروغ درباره "سرگي

455
00:31:05,519 --> 00:31:07,224
<i>حالا اون(آلکس)ميخواد سرگي رو بکشه؟</i>

456
00:31:09,989 --> 00:31:12,165
سرگي مرگ دخترت رو ميخواد

457
00:31:12,929 --> 00:31:14,073
نه

458
00:31:14,193 --> 00:31:16,252
نه،اون ميخواد کمکش کنه

459
00:31:16,412 --> 00:31:19,162
<i>ما ميخوايم اونو يه جاي امن ببريم</i>

460
00:31:19,282 --> 00:31:20,896
جايي که دکتر بتونه بياد

461
00:31:21,016 --> 00:31:22,884
و  آسيبي رو که به ذهنش خورده مداوا کنه

462
00:31:23,044 --> 00:31:25,053
وادارش کنه حقيقت رو ببينه

463
00:31:25,512 --> 00:31:27,305
ميخواي يه حقيقت ديگر رو بدوني؟

464
00:31:28,591 --> 00:31:31,007
آمريکايي ها رو استخدام کرد تا خانوادت رو از بين ببرن

465
00:31:31,127 --> 00:31:33,019
تا بتو "زتروف"رو مال خود کنه

466
00:31:33,179 --> 00:31:34,229
اين دروغ

467
00:31:34,389 --> 00:31:36,356
"من اينجا بودم "کاتيا

468
00:31:36,516 --> 00:31:38,848
من جز تيم حمله بودم
ماهمه چي رو داشتيم

469
00:31:38,968 --> 00:31:41,069
ما کد آژير ها رو داشتيم
نقشه طبقات رو داشتيم

470
00:31:41,229 --> 00:31:44,572
برنامه حرکت نگهبان ها رو هم داشتيم
اونا رو "سرگي سماک"به ما داده بود

471
00:31:45,191 --> 00:31:46,741
کاتيا

472
00:31:47,336 --> 00:31:49,118
من شوهرت رو کشتم

473
00:31:51,030 --> 00:31:53,456
نه
نه،سرگي عاشق من

474
00:31:53,683 --> 00:31:57,085
اون زتروف و تو رو ميخواست

475
00:31:57,245 --> 00:31:58,837
اون منو داشت

476
00:32:00,577 --> 00:32:02,056
ما همديگر رو داشتيم

477
00:32:10,566 --> 00:32:12,141
تو داشتي بهش خيانت ميکردي

478
00:32:14,502 --> 00:32:16,271
دليلي اينکه اون شبم زنده موندي همينه

479
00:32:17,890 --> 00:32:20,525
اون يه بخش از معاملش با پرسي بود؛نه؟

480
00:32:23,112 --> 00:32:24,445
حالا با من مياي

481
00:32:25,648 --> 00:32:26,765
(من تقاضا نميکنم(يه دستور

482
00:33:38,930 --> 00:33:41,105
بزن بريم-
باشه-

483
00:34:23,972 --> 00:34:25,422
حالت بهتره؟

484
00:34:28,122 --> 00:34:30,172
...من هيچي حس نميکنم

485
00:34:31,029 --> 00:34:35,280
..اگر اون چيزي هست که دوست داري بدوني

486
00:34:35,400 --> 00:34:39,801
داشتي جيغ ميزدي و گريه ميکردي وقتي اتاقو بهم ميريختي و داغون ميکردي

487
00:34:39,921 --> 00:34:43,071
ممکن بود به خودت آسيب بزني
من بايد کاري ميکردم

488
00:34:45,833 --> 00:34:49,478
من دوباره از دستش دادم

489
00:34:51,249 --> 00:34:53,553
حالا ديگه هيچ وقت پيش من برنميگرده

490
00:34:53,713 --> 00:34:55,471
اميدوار نباش

491
00:34:58,440 --> 00:34:59,308
سرگي

492
00:34:59,468 --> 00:35:01,686
نميخواستي بهش آسيب بزني

493
00:35:01,846 --> 00:35:04,063
ما معامله کرديم

494
00:35:04,279 --> 00:35:08,830
اون و همکارش نصف آدم هاي منو کشتن

495
00:35:08,950 --> 00:35:10,403
نميتونم همون جوري دست رو دست بذارم

496
00:35:10,619 --> 00:35:13,823
تو قول دادي به آلکساندرا آسيب نميزني

497
00:35:16,641 --> 00:35:19,328
"اما اون ديگه آلکساندرا تو نيست"کاتيا

498
00:35:20,823 --> 00:35:22,373
حالا بايد ميديديش

499
00:35:26,818 --> 00:35:28,418
من خيلي چيزا دارم ميبينم

500
00:35:38,246 --> 00:35:41,297
زندگي اين پايين،به آدم وقت ميده تا فکر کنه

501
00:35:44,252 --> 00:35:46,439
ميدوني من اومدم چي رو بفهمم؟

502
00:35:46,655 --> 00:35:48,274
تو از فکر کردن خوشت مياد

503
00:35:50,692 --> 00:35:53,488
من ميديم مشکلاتي دارم و ايجادشون کردم

504
00:35:53,762 --> 00:35:58,367
اما از اونها درس گرفتم

505
00:35:58,650 --> 00:36:01,249
بعضي وقت ها تنها چيزي که نيازي داري يه گردش کلي تو ديدت هست

506
00:36:01,369 --> 00:36:03,664
تا بتوني رو چيزها تمرکز کني

507
00:36:03,938 --> 00:36:06,607
تو وقت واسه تامل زياد داري

508
00:36:08,493 --> 00:36:10,546
همچنين وقت واسه نقشه کشيدن

509
00:36:10,706 --> 00:36:12,465
عليه سازمان؟

510
00:36:12,747 --> 00:36:15,802
بهت گفتم به اونا ربطي نداره

511
00:36:15,962 --> 00:36:18,012
همين طور که گفتم

512
00:36:18,253 --> 00:36:20,932
اونها هميشه يه گروهن پشت يه گروه ديگه

513
00:36:21,206 --> 00:36:24,185
اگر خوب نگاه کني،ميبيني که اون بالا يه در هست

514
00:36:26,428 --> 00:36:30,441
کجا احتمالن ميتوني بري؟

515
00:36:30,601 --> 00:36:33,486
...يه جاي بلندتر

516
00:36:35,625 --> 00:36:37,240
نه جايي که تو فکر ميکني

517
00:36:42,927 --> 00:36:44,664
فکر ميکنم اين تلفن مسدودِ

518
00:36:44,929 --> 00:36:46,290
خب،ما ميدونيم اونا به سمت خونه هدايت شدن

519
00:36:46,531 --> 00:36:47,696
و"روان"کارها رو برنامه ريزي کرده بود

520
00:36:47,816 --> 00:36:49,627
اون راهي هست که پرسي باهوشون ارتباط برقرار ميکنه

521
00:36:49,901 --> 00:36:51,963
ما بيمه درمانيش(گارانتي سلامتش)بوديم

522
00:36:52,203 --> 00:36:54,799
چي؟
نگهبان ها-

523
00:36:55,239 --> 00:36:57,134
ما چيزهايي بوديم که باعث ميشد پرسي زنده بمونه

524
00:36:57,375 --> 00:36:58,970
اما پرسي براي هرچيز قريب الوقوع نقشه داشت

525
00:36:59,130 --> 00:37:02,177
حتي وقتي که اون بميره،ما بايد جعبه ها رو آپلود کنيم

526
00:37:02,297 --> 00:37:03,891
....شايد حتي تو ماجراي دستگيري اون

527
00:37:05,048 --> 00:37:06,185
شماها بايد فراريش ميدادين

528
00:37:09,537 --> 00:37:11,102
من خونم تا وقتي که بياي اينجا

529
00:37:11,222 --> 00:37:12,650
وما بفهميم داستان کار پرسي چيه

530
00:37:14,509 --> 00:37:17,392
اوِن"فکر ميکنه ما بايد بذاريم فرار کنه بعد بهش شليک کنيم"

531
00:37:17,512 --> 00:37:19,115
<i>فکر بدي نيست</i>

532
00:37:19,397 --> 00:37:21,512
بعلاوه شايد ما بايد باهم جنگ کنيم

533
00:37:21,632 --> 00:37:22,922
سر اينکه کي شليک کنه اول

534
00:37:24,804 --> 00:37:26,455
<i>وبايد حرف بزنيم</i>

535
00:37:26,615 --> 00:37:28,037
....درباره خودمون

536
00:37:29,494 --> 00:37:32,044
جايي که هستيم

537
00:37:33,840 --> 00:37:34,990
من ميام اونجا

538
00:37:43,421 --> 00:37:46,726
مجبور نيستي اين يکي رو بري

539
00:37:47,005 --> 00:37:50,342
من ميتونم با پرسي حرف بزنم که يه مامور ديگه بذاره

540
00:37:50,462 --> 00:37:51,393
شايد کلي

541
00:37:51,513 --> 00:37:53,524
اون حتمن خيلي خوشش مباد

542
00:37:53,684 --> 00:37:55,443
من هرگز آخرش رو نميتونم درک کنم و پيش بيني کنم

543
00:37:56,780 --> 00:37:57,695
نيکيتا

544
00:37:59,270 --> 00:38:02,199
من ميدونم تو از اين جور ماموريت ها بدت مياد

545
00:38:02,359 --> 00:38:05,240
با غير نظامي ها

546
00:38:05,360 --> 00:38:07,914
اين براي پرسي مهمه درسته؟

547
00:38:08,074 --> 00:38:09,999
خوبه براي من که برم

548
00:38:13,684 --> 00:38:16,067
تو مامور توانايي هستي

549
00:38:16,187 --> 00:38:18,466
مجبور نيستي به کسي ثابت کني

550
00:38:20,959 --> 00:38:22,907
يکبار به من گفتي

551
00:38:23,027 --> 00:38:25,960
....که واحد دومين شانس و انتخاب

552
00:38:26,080 --> 00:38:28,976
.براي آدم جديد شدن هست متفاوت بودن

553
00:38:29,136 --> 00:38:30,770
....اين ماموريت

554
00:38:31,035 --> 00:38:34,815
اين ماموريت نشون خواهد داد که من چه آدمي قرار در آينده بشم

555
00:39:01,166 --> 00:39:04,416
....ميدوني؛براي سال ها

556
00:39:04,536 --> 00:39:08,288
حافظم عکسي رو نگه داشته بود

557
00:39:08,798 --> 00:39:11,268
از چيزي که از دستش  دادم

558
00:39:11,543 --> 00:39:14,188
معم نبود که چقدر بد بوده

559
00:39:14,348 --> 00:39:18,646
من ميتونستم چشمام رو ببندم

560
00:39:18,766 --> 00:39:20,111
اونها اونجا بودن

561
00:39:20,385 --> 00:39:23,447
اون چيزي هست که به خاطرش خودت رو درگير کردي

562
00:39:23,607 --> 00:39:27,034
اما دروغ بود

563
00:39:27,308 --> 00:39:31,409
وحالا من حتي نميتونم به حافظه خودم هم اعتماد کنم

564
00:39:31,529 --> 00:39:33,947
مادرم و سماک

565
00:39:35,817 --> 00:39:38,004
(من هرگز فکرشم نميکردم(نميدونستم

566
00:39:38,286 --> 00:39:41,716
تو بچه اي بودي که عاشق والدينش بود

567
00:39:41,876 --> 00:39:45,673
ولي من کلي وقت تلف کردم

568
00:39:45,793 --> 00:39:47,388
....و انرژي

569
00:39:49,780 --> 00:39:50,980
انتفام چي چي؟

570
00:39:53,451 --> 00:39:56,000
پدري که عاشقم بود،اما بي گناه نبود

571
00:39:56,120 --> 00:39:58,733
...و

572
00:39:59,140 --> 00:40:00,440
...مادري که اون

573
00:40:03,935 --> 00:40:06,407
شايد هرگز منو دوست نداشت
الکس

574
00:40:11,436 --> 00:40:14,498
من انتخاب"کاتيا"رو نميفهمم

575
00:40:16,160 --> 00:40:18,335
اما من فکر ميکنم اون عاشق تو هست

576
00:40:18,495 --> 00:40:21,005
(تو نميتوني بگي و بدوني اونو(که عاشق من

577
00:40:21,246 --> 00:40:24,529
(اون ميتونسته مدت زيادي رو نقشه سماک بوده باشه(ازش خبر داشته باشه

578
00:40:24,649 --> 00:40:27,015
نه؛من فکر ميکنم اون گمراه شده

579
00:40:27,135 --> 00:40:30,502
ونتونسته با واقعيت کنار بياد

580
00:40:30,622 --> 00:40:34,101
اما وقتي که گفت ميخواد جاي تو امن باشه

581
00:40:34,261 --> 00:40:37,646
من باورش کردم

582
00:40:37,806 --> 00:40:39,644
ازدست دادن تو انو ميترسوند

583
00:40:39,764 --> 00:40:42,526
بيشتر ميترسيد اونو از دست بده

584
00:40:44,886 --> 00:40:47,086
من نميدونم چه طور باهاش کنار اومده

585
00:40:52,143 --> 00:40:54,246
لازم نيست الان همش رو بفهمي

586
00:40:56,514 --> 00:40:58,334
از اون نااميد نشو

587
00:40:58,494 --> 00:40:59,794
نه هنوز

588
00:41:06,457 --> 00:41:08,492
....من شنيدم

589
00:41:10,845 --> 00:41:12,181
...تو تلفن که تو

590
00:41:12,463 --> 00:41:16,097
حتي بعد اينکه فهميدي اون چي کار کرده

591
00:41:16,217 --> 00:41:18,270
هنوز تلاش کردي تا بهش برسي

592
00:41:21,372 --> 00:41:24,272
آدم ها اشتباه ميکنن

593
00:41:24,392 --> 00:41:27,642
ميدوني،اونها انتخاب اشتباه ميکنن

594
00:41:27,762 --> 00:41:31,450
اما اگر مجبورشون کني،از اولي انتخاب بدتري ميکنن

595
00:41:33,768 --> 00:41:37,168
،اما اگر به آنها شانس دوم بدي

596
00:41:37,288 --> 00:41:39,708
بعضي وقت ها متعجبت ميکنن

597
00:41:42,694 --> 00:41:44,576
آره

598
00:41:44,696 --> 00:41:46,424
بعضي وقتها

599
00:41:46,584 --> 00:41:50,000
:.:.: DIO & shivanirvana :.:.:

