1
00:00:00,185 --> 00:00:01,052
" آنچــــه گــــذشــــت "

2
00:00:01,053 --> 00:00:01,986
تو واقعي هستي؟

3
00:00:01,987 --> 00:00:05,356
...هنوز نه

4
00:00:09,497 --> 00:00:11,465
.شنيده بودم يه جشن داري

5
00:00:11,466 --> 00:00:14,368
.نگران نباش
.من خودمو دعوت کردم

6
00:00:16,104 --> 00:00:17,670
...حالا

7
00:00:17,671 --> 00:00:19,439
.پسرهامون آموزش ديدن که سرباز باشن

8
00:00:19,440 --> 00:00:21,174
.و دخترهامون، رهبر گروه

9
00:00:21,175 --> 00:00:22,442
.کنما" دنبال يه ارباب ميگرده"

10
00:00:22,443 --> 00:00:23,442
.يکي داره اونو کنترل ميکنه

11
00:00:23,443 --> 00:00:24,343
اگه "مت" باشه چي؟

12
00:00:24,344 --> 00:00:26,045
همه ي اين جريانا برميگردن
سر قضيه ي اون ويدئو، درسته؟

13
00:00:26,046 --> 00:00:27,380
.يه دوربين ديجيتال احتياج داري

14
00:00:32,031 --> 00:00:34,698
.يکم اين قضيه داره برام عجيب ميشه

15
00:00:34,699 --> 00:00:37,234
اين موضوع به آليسون مربوط
ميشه، اينطور نيست؟

16
00:00:37,235 --> 00:00:39,436
تو با آليسون مسأله اي داري، مت؟

17
00:00:39,437 --> 00:00:41,305
يخورده... يخورده داغونت کرده؟

18
00:00:41,306 --> 00:00:42,139
.نه

19
00:00:42,140 --> 00:00:44,774
تو فکر کردي ميخوام وقتم رو با
...يه سري کاراي مسخره مثل

20
00:00:44,775 --> 00:00:47,577
پر کردن فيلم سکسي هدر بدم؟

21
00:00:47,578 --> 00:00:50,213
پس ميخواي چيکار کني؟

22
00:00:50,214 --> 00:00:53,416
.تاريخ رو ثبت کنم

23
00:00:53,417 --> 00:00:55,884
.فردا بهت پسش ميدم

24
00:01:30,818 --> 00:01:32,786
!بچه قرطي

25
00:01:32,787 --> 00:01:34,654
.ميدونستم داري دروغ ميگي

26
00:02:00,113 --> 00:02:01,546
اين ديگه چه کوفتيه؟

27
00:03:15,300 --> 00:03:31,366
<font color="#FFFFFF">.::| تـــقــــديم مـــي کــــند  </font><font color="#00FF66">mOstafa</font>  |::.</font>
<font color="#FF66FF">Y! ID & E-Mail: <font color="#FF0000"> mosyflasher </font></font>

28
00:03:31,400 --> 00:03:40,074
<font color="#FFFFFF">.::| تـــقــــديم مـــي کــــند  </font><font color="#00FF66">mOstafa</font>  |::.</font>
<font color="#00CCFF"> ::.:: 9movie.co ::.::</font>

29
00:03:44,800 --> 00:03:50,074
<font color="#FF9900"> " فصل دوم - قسمت دهم " </font>

30
00:03:51,950 --> 00:03:53,818
پس اين بچه، قاتلِ واقعيه؟

31
00:03:53,819 --> 00:03:56,454
.آره

32
00:03:56,455 --> 00:03:57,422
.نه

33
00:03:57,423 --> 00:03:58,456
!ميگم آره

34
00:03:58,457 --> 00:03:59,290
.نه

35
00:03:59,291 --> 00:04:00,125
.بابا بس کن

36
00:04:00,126 --> 00:04:03,094
همه ميدونن که پليس دنبال راه هاييه که کشته شده ها
رو به يه قتل ارتباط بده، درسته؟

37
00:04:03,095 --> 00:04:05,496
پس کاري که لازمه بکنيد اينه که
...بين اين نسخه ها بگرديد و

38
00:04:05,497 --> 00:04:07,598
بفهميد کدوم کلاس توي همه ي
.اونها مشترک بوده

39
00:04:07,599 --> 00:04:11,335
آره، البته بجز اين موضوع گيج کننده که
.کارا" توي کلاس "هريس" نبوده"

40
00:04:11,336 --> 00:04:13,069
!بسيار خب، باشه، حق با شماست. شرمنده

41
00:04:13,070 --> 00:04:16,173
پس با اين حساب حدس ميزنم اونا دارن
.از مسئوليتشون دربرابر اون شونه خالي ميکنن

44
00:04:18,743 --> 00:04:19,843
.ولي اين قضيه چيزي رو ثابت نميکنه

45
00:04:19,844 --> 00:04:22,445
اسکات... تو اين باورت ميشه؟

46
00:04:23,280 --> 00:04:25,214
واقعاً سخته بخوايم توضيح بديم
...چطور اين موضوع رو فهميديم ولي

47
00:04:25,215 --> 00:04:26,182
.شما بايد بهمون اعتماد کنيد

48
00:04:26,183 --> 00:04:27,016
.ميدونيم که اون مت ـه

49
00:04:27,017 --> 00:04:29,152
آره، اون ماشين "هريس" رو دزديده، روشنه؟

50
00:04:29,153 --> 00:04:31,187
ببين، اون ميدونسته اگه پليس رد چرخها
...رو پيش يکي از کشته شده ها ببينه

51
00:04:31,188 --> 00:04:33,222
"و علاوه بر اين اون قرباني هم توي کلاس "هريس
...بوده باشه، همين باعث ميشه تا

52
00:04:33,223 --> 00:04:34,790
.پليس ها اون رو بازداشت کنن

53
00:04:34,791 --> 00:04:36,325
.بسيار خب، باشه

54
00:04:36,326 --> 00:04:39,027
،با تعقيبش از راه دور موافقت ميکنم
...ولي يکي بهم بگه

55
00:04:39,028 --> 00:04:43,998
چرا اين بچه بايد بخواد اکثر افراد تيم شناي 2006
و همينطور مربيش بميرن؟

56
00:04:43,999 --> 00:04:47,169
!يعني معلوم نيست چرا؟

57
00:04:47,170 --> 00:04:48,703
!تيم شنامون افتضاح بود

58
00:04:48,704 --> 00:04:50,772
!اونا توي شش سال حتي يه بُرد هم نداشتن

59
00:04:50,773 --> 00:04:52,840
!باشه اعتراف ميکنم هنوز دليلش رو نفهميديم

60
00:04:52,841 --> 00:04:56,143
!ولي بيخيال، هريس از اينکارا ميکنه؟

61
00:04:56,144 --> 00:04:58,845
ميخوايد من چيکار کنم؟

62
00:04:58,846 --> 00:05:00,548
.بايد به مدارک يه نگاهي بندازيم

63
00:05:00,549 --> 00:05:03,517
،منظورت هموناييه که توي ايستگاه پليسه
.جايي که من ديگه کار نميکنم

64
00:05:03,518 --> 00:05:05,686
.به من اعتماد کن، بت اجازه ميدن بري داخل

65
00:05:05,687 --> 00:05:08,556
!به تو اعتماد کنم؟

66
00:05:08,557 --> 00:05:11,658
!به ... به اسکات اعتماد کن

67
00:05:13,860 --> 00:05:15,395
.به اسکات اعتماد ميکنم

68
00:05:20,067 --> 00:05:21,067
.ساعت 2 صبحه

69
00:05:21,068 --> 00:05:23,903
.باور کن اگه کار خيلي مهمي نبود نميومدم

70
00:05:23,904 --> 00:05:26,405
اول بايد مدرک هاي توي بيمارستان
رو نگاه بندازيم، باشه؟

71
00:05:26,406 --> 00:05:27,239
چرا اول اونا؟

72
00:05:27,240 --> 00:05:29,208
چون همه ي قتل ها توسط جکسون
...انجام شده بودن، به جز يه مورد

73
00:05:29,209 --> 00:05:31,009
مگه يادت نيست؟

74
00:05:31,010 --> 00:05:32,344
."چرا، همون زن حامله ، "جسيکا

75
00:05:32,345 --> 00:05:33,178
.آره

76
00:05:33,179 --> 00:05:39,150
ممکنه يکي از کارکناي بيمارستان وقتي مت
.خودش رفته قتل رو انجام بده ديده باشتش

77
00:05:39,151 --> 00:05:40,752
.ممنون

78
00:05:40,753 --> 00:05:43,921
...پسرا

79
00:05:46,925 --> 00:05:47,692
.من نميفهمم

80
00:05:47,693 --> 00:05:48,693
.اينو نگاه کنيد

81
00:05:48,694 --> 00:05:51,596
،اينجا شش نفر آدم دارن رفت و آمد ميکنن
.منظورم اينه که بيمارستان شلوغ بوده

82
00:05:51,597 --> 00:05:52,496
.باشه بابا، فعلاً ادامه بده

83
00:05:52,497 --> 00:05:54,398
واسه اينکه برسه به اتاق جسيکا، صد در صد
...مجبور بوده از جلوي يکي از دوربين هاي

84
00:05:54,399 --> 00:05:55,165
اون طبقه رد بشه، مگه نه؟

85
00:05:55,166 --> 00:05:57,702
.پس اون يه جاهايي همين دور و براست

86
00:05:57,703 --> 00:05:58,736
!اوه، صبر کن، فيلمو نگه دار

87
00:05:58,737 --> 00:05:59,569
اونو ديدي؟

88
00:05:59,570 --> 00:06:02,339
.برگردون عقب

89
00:06:02,340 --> 00:06:03,173
!خودشه

90
00:06:03,174 --> 00:06:05,508
!اون مت ـه

91
00:06:05,509 --> 00:06:07,177
.اينجا فقط از پشت سرِ يه آدم تصوير داريم

92
00:06:07,178 --> 00:06:08,011
!آره ديگه ، از پشتِ سرِ مت

93
00:06:08,012 --> 00:06:09,012
!من توي کلاس تاريخ ميز پشتيش مي نشستم

94
00:06:09,013 --> 00:06:12,049
!کله ي خيلي خاصي داره،  عجيب غريبه

95
00:06:12,050 --> 00:06:12,950
ديوونه شدي؟

96
00:06:12,951 --> 00:06:15,051
!بسيار خب، اصلاً ژاکتشو نگاه کن

97
00:06:15,052 --> 00:06:17,787
چند نفرو ميشناسي که ژاکت
چرميِ مشکي تنشون کنن؟

98
00:06:17,788 --> 00:06:19,222
!حقيقتش ... ميليون ها نفر

99
00:06:19,223 --> 00:06:20,556
باشه، ميشه بريم جلو تر؟

100
00:06:20,557 --> 00:06:25,128
شايد يه دوربين ديگه اي از جلو
.ازش تصوير گرفته باشه

101
00:06:25,129 --> 00:06:26,062
!همينجاست! صبر کن

102
00:06:26,063 --> 00:06:27,196
!نگاه! دوباره همون خودشه

103
00:06:27,197 --> 00:06:29,132
!اينجا هم دوباره از پشت سرشه

104
00:06:29,133 --> 00:06:30,098
...باشه، ولي ببين

105
00:06:30,099 --> 00:06:32,634
.داره با يکي حرف ميزنه

106
00:06:36,005 --> 00:06:37,906
.داره با مامانم صحبت ميکنه

107
00:06:37,907 --> 00:06:40,708
اسکات ميدوني من روزانه با چند نفر ملاقات دارم؟

108
00:06:40,709 --> 00:06:42,177
...طرفاي 16 سالشه

109
00:06:42,178 --> 00:06:44,379
.موهاي تيره داره، يه نوجوون معمولي به نظر مياد

110
00:06:44,380 --> 00:06:45,747
!شبيهِ يه ابليسه

111
00:06:45,748 --> 00:06:47,547
اسکات من قبلاً در موردش
.با پليس حرف زده بودم

112
00:06:47,548 --> 00:06:50,450
.باشه، مامان يه عکس ازش ميگيرم برات ميفرستم

113
00:06:56,291 --> 00:06:57,457
گرفتي؟

114
00:06:57,458 --> 00:06:58,292
.آره

115
00:06:58,293 --> 00:06:59,126
ميشناسيش؟

116
00:06:59,127 --> 00:07:00,060
اونو يادت مياد؟

117
00:07:00,061 --> 00:07:01,728
.آره، يادم مياد

118
00:07:01,729 --> 00:07:05,899
يادم مياد جلوشو گرفتم چون کفش هاش
.داشتن راهرو رو کثيف ميکردن

119
00:07:05,900 --> 00:07:07,066
اسکات، چه خبره؟

120
00:07:07,067 --> 00:07:08,067
.چيزي ... چيزي نيست مامان

121
00:07:08,068 --> 00:07:08,902
.بعداً برات توضيح ميدم

122
00:07:08,903 --> 00:07:10,804
.الان بايد برم

123
00:07:10,805 --> 00:07:14,140
ما يه اثر کفش هم کنار ردِ چرخ ماشين
.پيش اون تريلر پيدا کرده بوديم

124
00:07:14,141 --> 00:07:16,742
و اگه اونا مطابقت داشته باشن، تنها رديه که
.مت توي سه تا قتل از خودش به جا گذاشته

125
00:07:16,743 --> 00:07:18,443
.توي تريلر، بيمارستان، و اون جشن

126
00:07:18,444 --> 00:07:19,278
.در حقيقت چهار تا

127
00:07:23,482 --> 00:07:24,316
<i>کِي؟</i>

128
00:07:24,317 --> 00:07:26,218
.دو ساعت قبل از اينکه تو برسي اونجا

129
00:07:26,219 --> 00:07:28,620
،بسيار خب، بابا اگه يکي تصادفيه
...دو تاش انطباقِ

130
00:07:28,621 --> 00:07:30,755
!و سه تاش يه الگوئه، پس چهار تاش چيه؟

131
00:07:30,756 --> 00:07:32,624
.چهارتاش براي گواهي دادن کافيه

132
00:07:32,625 --> 00:07:35,226
اسکات، همين الان زنگ بزن به مامانت
.بگو هر چه سريعتر خودشو برسونه اينجا

133
00:07:35,227 --> 00:07:38,095
اگه بتونم دوباره کارت شناساييِ رسميم رو
.پس بگيرم، ميتونم واسه اثبات اين قضيه تحقيق کنم

134
00:07:38,096 --> 00:07:38,996
.استايلز، برو پيش اون دفتر دار

135
00:07:38,997 --> 00:07:40,832
بهشون بگو وقتي مادر اسکات اومد
.بهش اجازه بدن بياد داخل

136
00:07:40,833 --> 00:07:42,766
!رفتم تو کارش

137
00:07:49,674 --> 00:07:51,775
سلام؟

138
00:08:11,544 --> 00:08:15,213
درک... صداي منو ميشنوي؟

139
00:08:15,214 --> 00:08:18,250
درک... صدامو ميشنوي؟

140
00:08:21,087 --> 00:08:23,721
!درک بايد جوابمو بدي

141
00:08:23,722 --> 00:08:25,289
!درک

142
00:08:25,290 --> 00:08:26,590
.وقت زيادي نداريم

143
00:08:36,968 --> 00:08:39,270
اون ... اون صداي چي بود؟

144
00:08:47,578 --> 00:08:50,980
.يه چند ساعتي ضعف داري

145
00:09:00,990 --> 00:09:01,756
.پس واقعاً اتفاق اُفتاد

146
00:09:01,757 --> 00:09:03,158
.نگران نباش

147
00:09:03,159 --> 00:09:04,359
.تو هنوز هم آلفا هستي

148
00:09:04,360 --> 00:09:09,864
.ولي نه از نوع ويژه و خاصش... بلکه معموليش

149
00:09:09,865 --> 00:09:10,699
اون کجاست؟

150
00:09:10,700 --> 00:09:11,800
.کاش ميتونستم بهت بگم

151
00:09:11,801 --> 00:09:16,270
چطوره بهم بگي اينجا چيکار ميکني و
چرا داري بهم کمک ميکني؟

152
00:09:16,271 --> 00:09:20,975
کمک کردن به خانواده ي تو در حقيقت
.بخش مهمي از زندگيه من هست

153
00:09:20,976 --> 00:09:27,781
کمک کردن به تو، قولي بود
.که من به مادرت داده بودم

154
00:09:27,782 --> 00:09:29,516
.تو تنها کسي هستي که خواهرم درباره ش حرف زده بود

155
00:09:29,517 --> 00:09:33,653
...اون گفت تو
يه جور مشاوري؟

156
00:09:33,654 --> 00:09:35,155
.درست گفته

157
00:09:35,156 --> 00:09:39,493
و چند تا مشاوره دارم که تو بايد همين
.الان خيلي با دقت بهشون گوش بدي

158
00:09:39,494 --> 00:09:43,196
.کاري که انجام داد، بدون پرداخت هزينه نبود

159
00:09:43,197 --> 00:09:48,467
اون از نظر بدني ضعيف ميشه، واسه همين
. به نيروي هوش وحيله گريِ خودش اعتماد ميکنه

160
00:09:48,468 --> 00:09:50,469
.اون مياد سراغت، درک

161
00:09:50,470 --> 00:09:54,173
،سعي ميکنه که مسيرش رو از بيخ ذهن تو پيچ بده
.و از نقطه ضعف هاي تو استفاده کنه

162
00:09:54,174 --> 00:09:57,243
بهت ميگه که اون تنها راهيه که
.ميتوني به وسيله ش جلوي جرارد رو بگيري

163
00:09:57,244 --> 00:09:59,245
.بهش اعتماد نکن

164
00:09:59,246 --> 00:10:01,045
.من به هيشکي اعتماد نميکنم

165
00:10:01,046 --> 00:10:02,813
.ميدونم

166
00:10:02,814 --> 00:10:06,317
اگه اعتماد نميکردي، الان هنوز
.همون آلفايي بودي که فکرشو ميکردي

167
00:10:06,318 --> 00:10:10,155
،و متأسفانه کسي که بايد به اون اعتماد کني
.اصلاً به تو اعتماد نداره

168
00:10:10,156 --> 00:10:10,988
.اسکات

169
00:10:10,989 --> 00:10:12,723
.اون الان پيشِ استيلنسکي ـه

170
00:10:12,724 --> 00:10:15,560
.بايد پيداش کني، بايد هر چه سريعتر اونو پيدا کني

171
00:10:15,561 --> 00:10:19,563
.من خيلي وقته که جرارد رو ميشناسم

172
00:10:19,564 --> 00:10:22,666
.هميشه يه نقشه اي توي آستينش داره

173
00:10:22,667 --> 00:10:29,239
يچيزي بهم ميگه... اين قضيه داره
.همون طوري که اون ميخواد پيش ميره

174
00:10:33,177 --> 00:10:35,844
.مامانم توي راهه

175
00:10:35,845 --> 00:10:39,915
کلانتر؟

176
00:10:43,253 --> 00:10:44,353
مت؟

177
00:10:44,354 --> 00:10:46,121
تو مت هستي، درسته؟

178
00:10:46,122 --> 00:10:48,290
مت هر اتفاقي داره مي اُفته بهت تضمين ميدم هميشه
...يه راه حلي هست که

179
00:10:48,291 --> 00:10:49,357
.توش نيازي به دخالت اسلحه نباشه

180
00:10:49,358 --> 00:10:51,526
،ميدوني، خيلي خنده داره که اين حرفو ميزني

181
00:10:51,527 --> 00:10:54,962
.بخاطر اينکه فکر ميکنم حواستون نيست الان کجا هستيد

182
00:10:54,963 --> 00:10:56,764
.من ميدونم که نميخواي مردم صدمه ببينن

183
00:10:56,765 --> 00:10:59,434
راستش، من ميخوام به خيلي از
.مردم صدمه بزنم

184
00:10:59,435 --> 00:11:03,037
،شما سه تا توي ليست من نيستيد
.ولي ميتونم مجبور بشم بذارمتون توي ليست

185
00:11:03,038 --> 00:11:05,472
و يه راهش اينه که سعي کنيد
...با تلفن با کسي تماس بگيريد

186
00:11:05,473 --> 00:11:08,642
.کاري که الان مک کال داره ميکنه

187
00:11:08,643 --> 00:11:11,878
.اين شکلي... قطعاً يکي صدمه ميبينه

188
00:11:11,879 --> 00:11:14,548
.شايدم همه

189
00:11:14,549 --> 00:11:15,449
!همين حالا

190
00:11:15,450 --> 00:11:17,718
.زود باش

191
00:11:23,857 --> 00:11:26,058
.سفت ترش کن

192
00:11:26,059 --> 00:11:28,127
.هر کار ميگه بکن، استايلز

193
00:11:44,143 --> 00:11:46,411
چي؟ تو همه کسايي که اينجا بودي رو کُشتي؟

194
00:11:46,412 --> 00:11:48,680
.نه، کارِ جکسون ـه

195
00:11:48,681 --> 00:11:53,117
.فقط فکر کشتنشون از من بود
...و اون هم انجامش داد

196
00:12:03,528 --> 00:12:04,662
...عزيزم

197
00:12:04,663 --> 00:12:07,765
.نميخوام صحبت کنم

198
00:12:07,766 --> 00:12:09,599
.درک ميکنم

199
00:12:09,600 --> 00:12:12,702
.مطمئن نيستم چيزي باشه که بتونم بگم

200
00:12:12,703 --> 00:12:14,838
وانمود نميکنم که ميدونم
.چه آشوبي الان درونت ـه

201
00:12:14,839 --> 00:12:18,108
.پس تنهام بذاريد

202
00:12:18,109 --> 00:12:19,609
...البته

203
00:12:19,610 --> 00:12:23,680
.فقط ميخواستم يه چيزي از طرف مادرت بهت بدم

204
00:12:23,681 --> 00:12:29,618
شايد دليلش اين باشه که نتونستم
.کمکي براي درک رابطه ي مشکلِ بين شما دوتا کرده باشم

205
00:12:29,619 --> 00:12:32,288
.ولي ميتونم بعداً بدمش

206
00:12:32,289 --> 00:12:34,791
چي؟

207
00:12:34,792 --> 00:12:35,724
اون چيه؟

208
00:12:35,725 --> 00:12:38,394
.واقعاً ميگم عزيزم، ميشه بعداً بدم بهت

209
00:12:38,395 --> 00:12:39,461
.بايد يکم استراحت کني

210
00:12:39,462 --> 00:12:43,498
اون چيه؟

211
00:12:43,499 --> 00:12:48,203
همونطور که ميدوني، مادرت يه متنِ
...مربوط به خودکشي براي توضيح دادن

212
00:12:48,204 --> 00:12:53,208
.اوضاع دشواري که داشتيم، براي پليس نوشت

213
00:12:53,209 --> 00:12:58,145
.و اين نامه رو هم نوشته تا براي تو توضيح بده

214
00:12:58,146 --> 00:13:02,382
اگه ميخواي اينو بهت بدم، بايد هر چه
.سريعتر نوشته رو نابودش کني

215
00:13:02,383 --> 00:13:05,352
.بايد بسوزونيش

216
00:13:05,353 --> 00:13:06,821
قول ميدي؟

217
00:13:06,822 --> 00:13:08,322
.آره

218
00:13:08,323 --> 00:13:11,391
بايد بهت بگم که اون ازم خواست
.که اين نامه رو من برات بخونم

219
00:13:11,392 --> 00:13:16,329
بهش گفتم نميتونم، چون اين
.نوشته بين اون و تو خصوصيه

220
00:13:16,330 --> 00:13:18,932
.ولي اون نظرِ من رو هم خواست

221
00:13:18,933 --> 00:13:22,501
همونطور که قبلاً هم گفتم، نميدونم
.الان چه حالي داري

222
00:13:22,502 --> 00:13:25,205
.چون خيلي با مادرم صميمي نبودم

223
00:13:29,475 --> 00:13:35,113
ولي خوندن اين؛ باعث تأسفم ميشه که
.چرا سعي نکردم باهاش صميمي باشم

224
00:13:35,114 --> 00:13:39,751
،چون اگه اون مادر من بود
...و اگه اين کلمات براي من نوشته شده بودن

225
00:13:39,752 --> 00:13:47,752
نميدونم چطور ميتونستم همينطور بشينم
.به اُميد وقتيکه يکي بهاي مرگِ اون رو بپردازه

226
00:13:48,727 --> 00:14:00,303
،هر ترحمي که در حقِ درک و گروهش ميکردم
...آتيشي بود به جونم که اشتياق تلافي کردن رو بر مي انگيخت

227
00:14:00,304 --> 00:14:05,942
يا شبيه خون و خرابي بود که دِرک و گروهش براي اون
...زوزه ميکشيدن، نه بخاطر ترحم و بخشش

228
00:14:05,943 --> 00:14:10,880
.بلکه بخاطر مرگ شيريني که در انتظارشونه

229
00:14:42,377 --> 00:14:43,310
.پاک شد

230
00:14:43,311 --> 00:14:44,645
.ديگه کارمون تموم شد

231
00:14:44,646 --> 00:14:46,980
بسيار خب، از اونجايي که تو همه ي کسايي که
...لياقتشون مرگ بود رو به طرز وحشيانه اي به قتل رسوندي

232
00:14:46,981 --> 00:14:51,652
...فقط بخاطر اينکه اونا تو رو اول کشته بودن
...حالا هردليلي که خودت ميخواي بذاري

233
00:14:51,653 --> 00:14:52,586
فکر کنم ما ديگه اينجا جامون امنه، درست ميگم؟

234
00:14:52,587 --> 00:14:54,955
،پس من ميرم پيش بابام
!و با همديگه از حضورت مرخص ميشيم

235
00:14:54,956 --> 00:14:56,823
.تو هم به انتقام جوييت ادامه بده

236
00:14:56,824 --> 00:14:57,657
. و از "کنما" لذت ببر

237
00:15:01,194 --> 00:15:03,296
.مثکه مامانت هم اومد مک کال

238
00:15:03,297 --> 00:15:04,431
.مت، اينکارو نکن

239
00:15:04,432 --> 00:15:06,265
.وقتي بياد پيش در، بهش ميگم بايد بره

240
00:15:06,266 --> 00:15:08,334
.بهش ميگم هيچي پيدا نکرديم

241
00:15:08,335 --> 00:15:09,302
.خواهش ميکنم، مت

242
00:15:11,338 --> 00:15:17,208
اگه همين الان راه نيفتي، اول استايلز
.رو مي کشم، بعدش هم مادرت رو

243
00:15:22,782 --> 00:15:24,817
.بازش کن

244
00:15:24,818 --> 00:15:25,951
.خواهش ميکنم

245
00:15:25,952 --> 00:15:28,385
.در رو باز کن

246
00:15:40,065 --> 00:15:43,500
.اوه، خداروشکر

247
00:17:16,090 --> 00:17:18,123
اين کسيه که کنترلش ميکنه؟

248
00:17:18,124 --> 00:17:19,691
اين بچه؟

249
00:17:19,692 --> 00:17:24,463
خب، درک راستش همه اين شانس رو
.ندارن تا يه گرگينه ي بزرگِ بد باشن

250
00:17:24,464 --> 00:17:26,998
.اوه، راست ميگه، حق با اونه

251
00:17:26,999 --> 00:17:28,700
.من قبلاً يه چيزايي ياد گرفته م

252
00:17:28,701 --> 00:17:30,935
.گرگينه ها، شکارچيا، "کنما" ها

253
00:17:30,936 --> 00:17:33,638
شبيه يه جشن "هالووين" ترسناکه
.که توي هر ماه کامل برگزار ميشه

254
00:17:33,639 --> 00:17:35,139
.البته بجز واسه ي تو، استايلز

255
00:17:35,140 --> 00:17:36,540
تو به چي تبديل شدي؟

256
00:17:36,541 --> 00:17:38,042
!يه آدم برفيِ بي ريخت

257
00:17:38,043 --> 00:17:42,213
!ولي يچيز بيشتر از نوع فقط زمستونيش
!من فصلي ام

258
00:17:44,182 --> 00:17:46,517
!لعنت به ذاتت

259
00:17:49,788 --> 00:17:51,822
.اينو از روم برداريد

260
00:17:51,823 --> 00:17:53,123
.اوه، نمي فهمم درک

261
00:17:53,124 --> 00:17:55,892
ولي به نظرم شما دوتا زوج هاي
!خوبي باهمديگه تشکيل ميديد

262
00:17:55,893 --> 00:17:58,962
هر چند که خيلي شرم آوره که
...همه ي زوري که داري با يه

263
00:17:58,963 --> 00:18:01,732
خراش کوچيک پشت گردنت
.ازت گرفته ميشه

264
00:18:01,733 --> 00:18:03,734
.شرط ميبندم تا حالا انقدر احساس بيچارگي نکرده بودي

265
00:18:03,735 --> 00:18:04,801
.ولي هنوز چند تا دندون دارم

266
00:18:04,802 --> 00:18:06,569
چرا يکم نمياي نزديکتر ، ها؟

267
00:18:06,570 --> 00:18:07,637
.تا نشونت بدم چقدر بيچاره م

268
00:18:07,638 --> 00:18:08,638
.آره ، عوضي

269
00:18:11,975 --> 00:18:15,177
!يعني خودشه؟

270
00:18:15,178 --> 00:18:17,379
هرکاري ميگم انجام بده
.تا بهش آسيبي نزنم

271
00:18:17,380 --> 00:18:19,181
.نميذارم جکسون حتي نزديکش بشه

272
00:18:19,182 --> 00:18:22,751
!اسکات، حرفشو باور نکن

273
00:18:22,752 --> 00:18:23,584
اينطوري بيشتر دوست داري؟

274
00:18:24,419 --> 00:18:25,253
!هي، همين حالا تمومش کن

275
00:18:25,254 --> 00:18:26,087
!بسه

276
00:18:26,088 --> 00:18:27,756
.پس هر کاري که ميگم انجام بده

277
00:18:27,757 --> 00:18:29,524
.باشه

278
00:18:29,525 --> 00:18:30,859
.بسيار خب

279
00:18:30,860 --> 00:18:32,160
!تمومش کن

280
00:18:35,564 --> 00:18:36,898
.تو، اينا رو ببر داخل

281
00:18:36,899 --> 00:18:42,836
... و تو
.بيا باهام

282
00:18:42,837 --> 00:18:44,038
مامان؟

283
00:18:45,573 --> 00:18:51,211
...ترسونديم، بقيه کجان-
.مامان هرکاري ميگه انجام بده-

284
00:18:51,212 --> 00:18:54,947
.قول داده بهت آسيبي نميزنه

285
00:18:54,948 --> 00:18:55,782
.راست ميگه

286
00:18:59,452 --> 00:19:00,286
.اسکات

287
00:19:00,287 --> 00:19:01,788
!استايلز

288
00:19:01,789 --> 00:19:03,056
چه اتفاقي اُفتاده؟

289
00:19:03,057 --> 00:19:05,457
.ولي نگفتم که به "تو" آسيب نميزنم

290
00:19:05,458 --> 00:19:07,293
!برگرد عقب، برگرد

291
00:19:07,294 --> 00:19:11,963
.مامان، صبرکن، همونجا وايسو

292
00:19:14,133 --> 00:19:17,069
.گفتم، برگرد عقب

293
00:19:17,070 --> 00:19:20,572
...اسکات

294
00:19:20,573 --> 00:19:21,973
.مامان، برگرد

295
00:19:21,974 --> 00:19:24,642
.خواهش ميکنم،مامان

296
00:19:24,643 --> 00:19:25,711
.پاشو، مک کال

297
00:19:25,712 --> 00:19:28,813
...مت؟ مت، گوش کن-
!خفه ... خفه شو-

298
00:19:28,814 --> 00:19:31,982
!همه تون خفه شيد

299
00:19:31,983 --> 00:19:35,720
.حالا پاشو يا نفر بعدي به اون شليک ميکنم

300
00:19:40,326 --> 00:19:42,927
.خواهش ميکنم، بايد يه دکتر اونو ببينه

301
00:19:42,928 --> 00:19:43,760
تو اينطوري فکر ميکني؟

302
00:19:43,761 --> 00:19:44,961
.هي، هي، گوش کن به من

303
00:19:44,962 --> 00:19:47,063
.چيزي نيست، من حالم خوبه

304
00:19:47,064 --> 00:19:48,098
.نه عزيزم، تو حالت خوب نيست

305
00:19:48,099 --> 00:19:48,932
.تير بهم صدمه نزده مامان

306
00:19:48,933 --> 00:19:50,900
.بخاطر "آدرنالين" ـه
(هورموني که مسئول بالا برنده ي فشار خون است)

307
00:19:50,901 --> 00:19:53,303
...خواهش ميکنم، فقط اجازه بده
.اجازه بده يه نگاهي بهش بندازم

308
00:19:53,304 --> 00:19:54,971
.شايد بتونم جلوي خونريزي رو بگيرم

309
00:19:54,972 --> 00:19:56,072
اونا هيچ خبر ندارن، نه؟

310
00:19:56,073 --> 00:19:56,906
.خواهش ميکنم

311
00:19:56,907 --> 00:19:58,007
.بذار يه نگاه سريع بش بندازم

312
00:19:58,008 --> 00:20:03,679
!خفه... خفه ... خفه شو

313
00:20:03,680 --> 00:20:09,150
اگه هنوز به حرف زدنت ادامه بدي، گلوله ي
.بعدي رو توي مغزش خالي ميکنم

314
00:20:09,151 --> 00:20:11,786
.باشه

315
00:20:11,787 --> 00:20:15,257
.مک کال برگرد توي اون اتاق

316
00:20:15,258 --> 00:20:18,793
.پشت سرت ميام

317
00:20:23,265 --> 00:20:24,698
.مدارک از بين رفته ـن

318
00:20:24,699 --> 00:20:25,532
چرا ديگه ول نميکني بري؟

319
00:20:25,533 --> 00:20:27,701
تو فکر ميکني مدرک ها برام
خيلي مهم بودن ها؟

320
00:20:27,702 --> 00:20:29,370
.نه اينطور نيست، من کتاب رو ميخوام

321
00:20:29,371 --> 00:20:30,871
چي... چه کتابي؟

322
00:20:30,872 --> 00:20:32,706
.کتاب حيوانات" رو"

323
00:20:32,707 --> 00:20:35,876
.نه فقط چند تا برگه ازش، همه شو ميخوام

324
00:20:35,877 --> 00:20:37,311
.دست من نيست

325
00:20:37,312 --> 00:20:38,344
.پيش جرارد ه

326
00:20:38,345 --> 00:20:40,046
واسه چي ميخوايش؟

327
00:20:40,047 --> 00:20:41,214
.جواب هام رو ميخوام

328
00:20:41,215 --> 00:20:44,217
جواب به چي رو؟

329
00:20:44,218 --> 00:20:46,119
...به اين

330
00:20:59,352 --> 00:21:00,219
.اون "کتاب حيوانات" رو ميخواد

331
00:21:00,220 --> 00:21:01,120
.اون رو اسکات نفرستاده

332
00:21:01,121 --> 00:21:02,721
.اون بهم اس.ام.اس نميفرستاد

333
00:21:02,722 --> 00:21:05,157
و همينطور تا حالا هيچ اشاره اي
.به درک نکرده بود

334
00:21:05,158 --> 00:21:06,458
پاسگاهِ کلانتر؟

335
00:21:06,459 --> 00:21:08,627
،اگه درک واقعاً اونجا باشه
.شک دارم که به رضايت خودش باشه

336
00:21:08,628 --> 00:21:10,395
فکر ميکنيد جکسون هم اونجاست؟

337
00:21:10,396 --> 00:21:11,897
.شايد

338
00:21:11,898 --> 00:21:14,199
.شايد اون و کسي که کنترلش ميکنه هم اونجا باشن

339
00:21:14,200 --> 00:21:16,567
توي شيفت شب، اونا چند نفر نگه ميدارن؟

340
00:21:16,568 --> 00:21:18,970
.از وقتي بودجه کم شده، حداکثر چهار نفر

341
00:21:18,971 --> 00:21:21,906
حدس من اينه که اونا هم يا بايد
.کشته شده باشن، يه اينکه فلج شده باشن

342
00:21:21,907 --> 00:21:25,844
.اين ميتونه همون تلاقيِ اتفاق هايي باشه که ما اُميدوار بوديم

343
00:21:25,845 --> 00:21:27,478
تلاقي يا ميدونِ آتش؟

344
00:21:27,479 --> 00:21:29,847
.خوشحال ميشم دوتاشون باشه

345
00:21:29,848 --> 00:21:31,514
الان بايد چيکار کنيم؟

346
00:21:31,515 --> 00:21:32,916
...شايد تو بايد بمون بگي

347
00:21:32,917 --> 00:21:36,653
.اين توانايي الان روي تو سرازير شده

348
00:21:36,654 --> 00:21:37,587
.توي سنِ اون نه

349
00:21:37,588 --> 00:21:39,589
.اون تقريباً 18 سالشه

350
00:21:39,590 --> 00:21:43,760
.اون تفاوت بين انتقام و مجازات رو ميدونه

351
00:21:43,761 --> 00:21:46,028
مگه نه، آليسون؟

352
00:21:46,029 --> 00:21:51,767
با استفاده از نقطه ي استراتژيِ برتر و
.غلبه بر احساسات، يه تصميم بگير

353
00:21:51,768 --> 00:21:56,572
.وما هم رهبريِ تو رو دنبال ميکنيم

354
00:21:56,573 --> 00:22:00,176
.من مرگِ درک رو ميخوام

355
00:22:00,177 --> 00:22:02,911
اسکات چي ميشه؟

356
00:22:02,912 --> 00:22:05,513
اسکات کسي نبود که مادرم رو
.مجبور کرد تا خودکشي کنه

357
00:22:05,514 --> 00:22:07,349
...ولي يه تماشاچيِ بي گناه هم نبود

358
00:22:07,350 --> 00:22:11,786
...تو نميتوني از بينشون انتخاب کني-
.ولي ميتونم اولويت بندي کنم-

359
00:22:11,787 --> 00:22:15,623
.و اولويت الان هم ، درک ـه

360
00:22:15,624 --> 00:22:17,091
پس بقيه چي ميشن؟

361
00:22:17,092 --> 00:22:19,960
گروهِ درک؟

362
00:22:19,961 --> 00:22:26,300
...اگه سعي کنن ازش محافظت کنن
.اونا     رو   هم     مي کشيم

363
00:22:29,537 --> 00:22:32,106
.همه شون رو

364
00:22:36,043 --> 00:22:39,045
تو نميدوني چه بلايي سر مت داره مياد؟

365
00:22:39,046 --> 00:22:40,980
.هرچيه اون کتاب کمکي بهش نميکنه

366
00:22:40,981 --> 00:22:43,116
.نميتوني اين شکلي قوانين رو بشکني

367
00:22:43,117 --> 00:22:44,150
منظورت چيه؟

368
00:22:44,151 --> 00:22:46,652
.جهان هميشه تعادل چيز ها رو حفظ ميکنه

369
00:22:46,653 --> 00:22:47,620
.هميشه اينطوري بوده

370
00:22:47,621 --> 00:22:50,889
يعني ميگي بخاطر اينه که جکسون رو وادار
کرده تا کسايي که حقشون مرگ نبوده رو بکشه؟

371
00:22:50,890 --> 00:22:52,424
.اون خودش مردم رو داره ميکشه

372
00:22:52,425 --> 00:22:58,297
،پس اگه مت قانونِ "کنما" رو بکشنه
خودش هم تبديل به "کنما" ميشه؟

373
00:22:58,298 --> 00:22:59,564
.تعادل

374
00:22:59,565 --> 00:23:01,566
اگه الان بش بگيم حرفمون رو باور ميکنه؟

375
00:23:01,567 --> 00:23:02,935
.فکر نکنم

376
00:23:02,936 --> 00:23:05,836
اون وقتي کتاب رو گير آورد همه مون رو ميکشه، مگه نه؟

377
00:23:05,837 --> 00:23:06,670
.آره

378
00:23:06,671 --> 00:23:09,106
!خب، بايد چه گِلي به سرمون بگيريم؟

379
00:23:09,107 --> 00:23:12,243
همينجوري اينجا دراز بکشيم و
منتظر مُردن باشيم؟

380
00:23:12,244 --> 00:23:16,447
مگه اينکه بتونيم يه راهي پيدا کنيم تا سم
.سريعتر از بدنم خارج بشه

381
00:23:16,448 --> 00:23:20,418
.يه چيزي شبيهِ راه اندازيِ پروسه ي بهبود

382
00:23:20,419 --> 00:23:23,320
اوه، داري چيکار ميکني؟

383
00:23:23,321 --> 00:23:25,188
!اَه ، بي تربيت

384
00:23:27,858 --> 00:23:30,160
.اونجا

385
00:23:33,164 --> 00:23:37,166
،ميدوني... خيلي برات متأسفم مک کال
...چون ميدونم الان داري به اين فکر ميکني که

386
00:23:37,167 --> 00:23:41,370
"چطوري بايد اين خوب شدن رو توضيح بدم؟"

387
00:23:41,371 --> 00:23:43,939
و بخش ناراحت کننده ش اينه که
...خودت هم به اين اتفاق باورنکردني

388
00:23:43,940 --> 00:23:47,042
.که واقعاً داري خوب ميشي پي نبردي

389
00:23:47,043 --> 00:23:50,312
چون ميدوني که چه اتفاقي واسه کسايي
که تير خوردن مي اُفته؟

390
00:23:50,313 --> 00:23:53,014
.اونا ميميرن

391
00:23:56,185 --> 00:24:00,221
پس اين اتفاقي بودکه واسه ي تو اُفتاد؟

392
00:24:02,191 --> 00:24:07,061
تو غرق شدي، نه؟

393
00:24:07,062 --> 00:24:10,330
.نبايد اجازه ميداد اونا مست کنن

394
00:24:10,331 --> 00:24:12,065
چي.. مت منظورت چيه؟

395
00:24:12,066 --> 00:24:14,201
"ليهي"

396
00:24:14,202 --> 00:24:16,136
.نبايست ميذاشت اونا مست کنن

397
00:24:16,137 --> 00:24:17,137
چي... کي مست کرده؟

398
00:24:17,138 --> 00:24:19,406
.تيمِ شنا رو ميگم، احمق

399
00:24:19,407 --> 00:24:22,209
.نميدونستم چه اتفاقي داره مي اُفته

400
00:24:22,210 --> 00:24:25,211
،نميدونم، مثل اينکه برنده شده بودن
...بعدش اون بهشون اجازه داد که

401
00:24:25,212 --> 00:24:28,381
. براي جشن گرفتن، چند ليوان مشروب بخورن

402
00:24:28,382 --> 00:24:30,582
کي اهميت ميداد که اونا 17 سالشونه، نه؟

403
00:24:30,583 --> 00:24:31,550
تو با ايزاک بودي؟

404
00:24:31,551 --> 00:24:38,357
اون ويرايشِ اولِ "مرد عنکبوتي" يا
.شايدم هم "بتمن" رو ميخواست

405
00:24:38,358 --> 00:24:39,992
. ما باهم يه داد و ستدي کرديم

406
00:24:39,993 --> 00:24:43,895
.ولي بعدش رفتم اونجا و موزيک گوش ميدادم

407
00:24:43,896 --> 00:24:46,664
.و همه داشتن خوش ميگذروندن، من "شان" رو ديدم

408
00:24:46,665 --> 00:24:48,333
. جسيکا رو انداخت توي استخر

409
00:24:48,334 --> 00:24:51,369
...و بعدش... "بنت" هم پريد دنبالشون-
بنت"؟"-

410
00:24:51,370 --> 00:24:55,440
چي؟ اون شکارچيه؟

411
00:24:55,441 --> 00:24:58,608
"و بعدش هم "کمرون

412
00:24:58,609 --> 00:25:03,013
.برادرِ ديوونه ي "ايزاک" منو بلندم کرد

413
00:25:03,014 --> 00:25:05,115
.فکر کرد داره شوخي ميکنه

414
00:25:05,116 --> 00:25:07,051
.اونا پرتت کردن داخل استخر

415
00:25:13,457 --> 00:25:18,227
.داد زدم که شنا بلد نيستم، ولي هيشکي نمي شنيد

416
00:25:18,228 --> 00:25:22,965
،رفتم پايين و کُلي آب قورت دادم
. و هيشکي اهميتي نميداد

417
00:25:22,966 --> 00:25:24,633
.و اونا رو از زير آب ميديدم

418
00:25:24,634 --> 00:25:30,238
ميديدم که "جسيکا" دستاي "شان" رو
.برده بود پايين پيشِ شورتش

419
00:25:30,239 --> 00:25:32,607
.تاکر" ، "کارا" رو گرفته بود"

420
00:25:32,608 --> 00:25:35,110
...و من داشتم غرق ميشدم

421
00:25:35,111 --> 00:25:39,114
.من داشتم مي مُردم و اونا داشتن ميخنديدن

422
00:25:40,683 --> 00:25:44,553
...و توي يه لحظه ديدم که
.من کف استخر دراز کشيده م

423
00:25:44,554 --> 00:25:48,322
،و ليهي اونجا بود، درست بالاي سرم
... و داشت بهم ميگفت

424
00:25:48,323 --> 00:25:49,156
".به هيشکي چيزي نميگي"

425
00:25:49,157 --> 00:25:50,424
".داشت مي گفت: "به کسي چيزي نميگي

426
00:25:50,425 --> 00:25:52,093
<i> .اين، اين تقصير خودت بود</i>

427
00:25:52,094 --> 00:25:53,427
<i>.اين، اين تقصير خودت بود</i>

428
00:25:53,428 --> 00:25:54,595
هنوز بلد نيستي شنا کني؟

429
00:25:54,596 --> 00:25:56,997
ديگه چه حروم زاده ي کوچيکي
هست که شنا بلد نباشه؟

430
00:25:56,998 --> 00:25:58,099
!تو هيچي نميگي

431
00:25:58,100 --> 00:25:59,633
!به هيشکي نميگي

432
00:25:59,634 --> 00:26:01,434
!هيشکي

433
00:26:01,435 --> 00:26:03,836
. من هم نگفتم

434
00:26:03,837 --> 00:26:05,972
.به هيچکس حرفي نزدم

435
00:26:05,973 --> 00:26:09,309
،و اونا رو بعدش توي مدرسه ميديدم
.که حتي يه نگاه هم بهم نميکنن

436
00:26:09,310 --> 00:26:11,144
.نصف شب از خواب مي پريدم

437
00:26:11,145 --> 00:26:12,512
.نفس تنگي گرفته بودم

438
00:26:12,513 --> 00:26:14,247
و پدر و مادرم فکر ميکردن که
.به بيماري نفس تنگي مبتلام

439
00:26:14,248 --> 00:26:17,616
.اونا... اونا ... حتي بهم يه دستگاه تنفس مصنوعي هم دادن

440
00:26:17,617 --> 00:26:22,421
...نميدونستن که هر دفعه که چشمام رو مي بندم

441
00:26:22,422 --> 00:26:24,489
.غرق ميشم

442
00:26:27,659 --> 00:26:33,464
تا حالا کسي درباره ي اون نورِ سفيد
کوچيک که وقتي ميميري اونو ميبيني چيزي بت گفته؟

443
00:26:33,465 --> 00:26:36,300
.ولي من هيچي نديدم

444
00:26:36,301 --> 00:26:40,703
.فقط تاريکي بود

445
00:26:40,704 --> 00:26:44,608
.همه چيز سياه و تاريک بود

446
00:26:44,609 --> 00:26:47,611
و لي بعدش... بعدش مراسم تشييع
...آرجنت ها پيش اومد

447
00:26:47,612 --> 00:26:51,681
.و همه چيز تغيير کرد

448
00:26:59,623 --> 00:27:01,457
.چندتا عکس گرفتم

449
00:27:01,458 --> 00:27:07,463
و به صورت کاملاً اتفاقي، ليهي
.توي يکي از اون عکس ها بود

450
00:27:07,464 --> 00:27:09,398
،دوربينم رو پايين آوردم و نگاه کردم

451
00:27:09,399 --> 00:27:12,401
و همه ي وجودم رو خشم باورنکردني فرا گرفته بود
...که فقط از درون احساس مي شد و من فقط

452
00:27:12,402 --> 00:27:15,704
...فقط بهش نگاه کردم و
.من ... من ميخواستم که مرگش رو تماشا کنم

453
00:27:19,408 --> 00:27:26,715
.و روز بعدش، واقعاً اون اتفاق اُفتاد

454
00:27:26,716 --> 00:27:29,750
...ميدوني، انيشتين راست گفته

455
00:27:29,751 --> 00:27:32,386
"تصورات خيلي مهم تر از دانايي هست"

456
00:27:32,387 --> 00:27:34,055
.شبيه يه چيزي از افسانه هاي يونان قديم بود

457
00:27:34,056 --> 00:27:39,359
.شبيه حس انتقامي که با مجازات کردن فروکش ميکنه

458
00:27:39,360 --> 00:27:41,829
تو اصلاً نميفهمي دارم درباره چي حرف ميزنم، نه؟

459
00:27:41,830 --> 00:27:44,531
شبيه... شبيه همون يارو که
!با خنجر زده بود چشماشو درآورده بود؟

460
00:27:44,532 --> 00:27:48,501
!اي خدا.... اين يه افسانه ست... ديوونه

461
00:27:48,502 --> 00:27:51,537
<i>"خشم، خدايِ انتقام ـه"</i>

462
00:27:51,538 --> 00:27:54,440
اونا خون گريه ميکردن، وبه
.موهاشون چنگ مينداختن

463
00:27:54,441 --> 00:27:58,244
،اگه جُرمي بدون مجازات وجود داشته باشه

464
00:27:58,245 --> 00:28:00,680
.خشم و انتقام بايد اين مجازات رو انجام بده

465
00:28:04,284 --> 00:28:09,955
.جکسون، خشمِ منه

466
00:28:09,956 --> 00:28:14,427
،ميدوني، وقتي شب بعدش اون رو ديدم
...شبيهِ قراردادي بود که

467
00:28:14,428 --> 00:28:19,564
.بين من و اون بسته شده بود

468
00:28:19,565 --> 00:28:26,137
من ميدونستم که اون ليهي رو
.بخاطر من کشته و ميدونستم که دوباره هم اين کارو ميکنه

469
00:28:26,138 --> 00:28:29,741
.واسه همين رفتم به اون گاراژ مکانيکي

470
00:28:29,742 --> 00:28:31,409
.حتي پولِ تعويض روغن رو هم دادم

471
00:28:31,410 --> 00:28:32,310
و حدس ميزني چي شد؟

472
00:28:32,311 --> 00:28:34,245
.اون حتي من رو نشناخت

473
00:28:34,246 --> 00:28:40,117
واسه همين وقتي که حواسش نبود، يه
.عکس ازش با دوربينم انداختم

474
00:28:40,118 --> 00:28:43,754
.و چند ساعت بعدش، اون مُـــرد

475
00:28:44,589 --> 00:28:51,461
.واسه همين عکساي بيشتري گرفتم

476
00:28:55,799 --> 00:28:59,602
...تنها کاري که لازم بود بکنم اين بود که عکس بندازم

477
00:29:06,509 --> 00:29:11,647
.جکسون، جون اونها رو ميگرفت

478
00:29:11,648 --> 00:29:14,516
اون وضعيتِ فرضي که درباره ش حرف زديم

479
00:29:14,517 --> 00:29:17,619
!نميشه يخورده کمتر فرضي بشه؟

480
00:29:17,620 --> 00:29:19,688
.فکر کنم بشه

481
00:29:19,689 --> 00:29:21,756
.ميتونم پنچه هامو تکون بدم

482
00:29:22,758 --> 00:29:25,793
!عزيزم، منم ميتونم تکونشون بدم

483
00:29:29,331 --> 00:29:30,097
اين چيه؟

484
00:29:32,167 --> 00:29:33,000
اون چي بود؟

485
00:29:33,001 --> 00:29:33,834
چه اتفاقي داره مي اُفته؟

486
00:29:33,835 --> 00:29:36,304
.نميدونم

487
00:29:58,371 --> 00:30:05,578
شکسپير نوشته بود: " عشق، دودي هست که
".از بخار شدن حسرت درست ميشه

488
00:30:05,579 --> 00:30:10,549
.بيا يکم بهشون عشق بديم

489
00:30:33,004 --> 00:30:34,337
!اونو ببر

490
00:30:34,338 --> 00:30:35,873
!برو

491
00:31:34,161 --> 00:31:36,629
.تکون نخور

492
00:31:36,630 --> 00:31:39,632
.خودت منظورمو ميفهمي

493
00:31:39,633 --> 00:31:43,069
.آليسون

494
00:31:43,070 --> 00:31:44,804
درک کجاست؟

495
00:31:44,805 --> 00:31:45,805
تو اينجا چيکار ميکني؟

496
00:31:45,806 --> 00:31:49,575
،اگه نميخواي جوابم رو بدي
.پس از سر راهم برو کنار

497
00:31:49,576 --> 00:31:50,976
.آليسون

498
00:31:50,977 --> 00:31:54,412
اون کجاست؟

499
00:31:54,413 --> 00:31:55,246
چي شده؟

500
00:31:55,247 --> 00:32:02,788
اسکات... الان لازمه که از سر
.راه من کنار وايسي

501
00:32:02,789 --> 00:32:03,956
.بايد بري

502
00:32:03,957 --> 00:32:06,323
.فقط از سر راهم برو کنار

503
00:34:22,552 --> 00:34:25,887
.بايستي بهم يه فرصت ميدادي

504
00:34:28,958 --> 00:34:31,960
چون يادته ميگفتم من شبيه اون
...کسي نيستم که بخواد چيزي شبيه

505
00:34:31,961 --> 00:34:37,232
"اين بگه؟ "خب، اگه من نتونم، هيچکس نميتونه

506
00:34:37,233 --> 00:34:45,233
آليسون، اين حرف کاملاً نميتونه درست باشه
"چون " اگه من نتونم تورو داشته باشم، هيچکس هم نميتونه

507
00:35:14,004 --> 00:35:16,606
.اه، خدا... زود باش، زودباش

508
00:35:17,442 --> 00:35:18,975
!يالا

509
00:35:50,072 --> 00:35:51,506
مت؟

510
00:35:51,507 --> 00:35:53,575
.مت، خواهش ميکنم، به من گوش کن

511
00:35:53,576 --> 00:35:56,043
...پسر من تير خورده؛ بعدش يه صداي شليک ديگه هم شنيدم

512
00:35:56,044 --> 00:35:59,246
و نميدونم چه اتفاقي اُفتاده، ميشه لطفاً
اجازه بدي پسرم رو ببينم؟

513
00:35:59,247 --> 00:36:03,250
نظرت در مورد اينکه ضد گلوله باشيد چيه؟

514
00:37:04,208 --> 00:37:06,509
.آه، خداي من، اسکات

515
00:37:06,510 --> 00:37:09,345
اسکات، تو خوبي؟

516
00:37:09,346 --> 00:37:11,013
اسکات؟

517
00:37:34,303 --> 00:37:35,236
!نه

518
00:37:56,990 --> 00:37:57,757
تو اينجا چيکار ميکني؟

519
00:37:57,758 --> 00:37:59,726
.نبايست ميذاشتم همچين اتفاقي بيفته

520
00:37:59,727 --> 00:38:01,461
.باور کن، خودم خبر دارم

521
00:38:01,462 --> 00:38:04,297
.من هرکاري ازم خواسته بودي انجام دادم

522
00:38:04,298 --> 00:38:06,365
...عضوي از گروه درک شدم، همه ي اصلاعاتي

523
00:38:06,366 --> 00:38:08,334
که ميخواستي رو بهت دادم، بهت گفتم
...که مت داره جکسون رو کنترل ميکنه

524
00:38:08,335 --> 00:38:09,868
.بذارش به عهده ي ما

525
00:38:09,869 --> 00:38:11,370
.برو به دوستات کمک کن

526
00:38:11,371 --> 00:38:14,707
.جسکون و مت رو بذار به عهده ي من

527
00:38:14,708 --> 00:38:17,476
.برو پيش مامانت

528
00:38:17,477 --> 00:38:19,077
!برو

529
00:38:23,449 --> 00:38:24,382
!اينو انداختي

530
00:38:24,383 --> 00:38:28,553
!برو

531
00:40:08,780 --> 00:40:14,552
ديگه از آب نميترسي؟

532
00:40:14,553 --> 00:40:20,691
.خوبه، دوست من ديگه نبايد از هيچي بترسي

533
00:40:28,967 --> 00:40:30,533
.مخصوصاً از من

534
00:40:45,711 --> 00:40:55,211
<font color="#FFFFFF">.::| </font><font color="#00FF66">mOstafa</font> :مــــتـرجـــم |::.</font>
<font color="#FF0000"> mosyflasher@yahoo.com</font>

