1
00:00:00,696 --> 00:00:01,936
...آنچه در "وايکينگ ها" گذشت

2
00:00:01,875 --> 00:00:03,809
 .اما من "کنوت" را در ميانِ شما نميبينم 
او کجاست؟

3
00:00:03,810 --> 00:00:04,776
من کُشتمش

4
00:00:04,777 --> 00:00:06,345
سعي کرد به همسرم تجاوز کند

5
00:00:06,346 --> 00:00:07,579
دستگيرش کنيد

6
00:00:07,580 --> 00:00:09,381
،سرورم، اگر اين اتفاق براي "سيگي" همسرِ شما

7
00:00:09,382 --> 00:00:10,615
رخ داده بوديد، چنين کاري نميکرديد؟

8
00:00:10,616 --> 00:00:12,418
،از "رگنار لاثبروک" به تو چيزي نخواهد رسيد

9
00:00:12,419 --> 00:00:14,420
اما از طرفِ ديگر
ميتوانم به تو معامله خوبي پيشنهاد کنم

10
00:00:14,421 --> 00:00:16,121
ايشون دخترم "تيري" هستند

11
00:00:16,122 --> 00:00:17,622
،بزودي ازدواج خواهد کرد

12
00:00:17,623 --> 00:00:19,523
و من بايد با دقتِ فراوان

13
00:00:19,524 --> 00:00:21,092
درباره همسرِ آينده ـش فکر کنم

14
00:00:21,093 --> 00:00:24,195
رگنار لاثبروک" برادرِ من را کُشت"

15
00:00:24,196 --> 00:00:25,296
ما مدرکي داريم

16
00:00:25,297 --> 00:00:26,431
شاهدي بر اين قتل داريم

17
00:00:26,432 --> 00:00:29,200
قسمي که "رگنار لاثبروک" خورد صحيح است

18
00:00:29,201 --> 00:00:31,302
براي همين متاسفانه نميتوانيد
وي را مجازات کنيد

19
00:00:31,303 --> 00:00:32,903
"رگنار لاثبروک"

20
00:00:32,904 --> 00:00:34,505
من مسلح نيستم

21
00:00:34,506 --> 00:00:36,706
ايا قصد دارد رئيسِ قبيله باشد؟

22
00:00:36,707 --> 00:00:39,076
او بدنبالِ مرگِ توست

23
00:00:39,077 --> 00:00:41,211
با خدايان صحبت ميکند

24
00:00:41,212 --> 00:00:42,512
من ميدونم داره چيکار ميکنه

25
00:00:42,513 --> 00:00:45,048
داره خودش رو آماده ميکنه

26
00:01:29,457 --> 00:01:34,457
«عليرضا با افتخار تقديم ميکند»
<font color=Maroon>Oceanic 6 </font>- TvShow.ir

27
00:01:57,456 --> 00:02:01,024
خداوند هميشه نگهدار تو باشد

28
00:02:01,025 --> 00:02:02,025
متشکرم سرورم

29
00:02:02,026 --> 00:02:04,061
اميدوارم پسرت عصاي دستت شود

30
00:02:04,062 --> 00:02:05,929
اين آخرين بچه بود سرورم

31
00:02:05,930 --> 00:02:08,432
ممنونم

32
00:02:51,106 --> 00:02:53,608
ميتوانم از تو سوالي بپرسم؟

33
00:02:54,876 --> 00:02:57,312
ايا همچنان بَرده تو هستم؟

34
00:02:57,313 --> 00:03:00,046
مگر مهم است؟

35
00:03:00,288 --> 00:03:02,690
از اينظر برايم مهم است
،زيرا متوجه شده ام که در دنياي شما

36
00:03:02,691 --> 00:03:06,226
با بَرده ها بدتر از سگها برخورد ميشود

37
00:03:06,227 --> 00:03:08,128
مگر من با تو مثلِ سگ رفتار کردم؟

38
00:03:08,129 --> 00:03:10,297
منظورِ من اين نيست

39
00:03:10,298 --> 00:03:12,299
،قانونا ميتواني مرا تا سر حدِ مرگ کُتک بزني

40
00:03:12,300 --> 00:03:14,201
و هيچ جرمي هم گريبانِ تو را نخواهد گرفت

41
00:03:14,202 --> 00:03:18,004
و در دنياي شما، همگي مطيعِ قانون هستند

42
00:03:18,005 --> 00:03:19,405
خب اوضاع اينجا اينجوريه

43
00:03:19,406 --> 00:03:22,842
يک مَرد ميتواند به برده زن تجاوز کند
اما به يک زنِ آزاده نميتواند

44
00:03:22,843 --> 00:03:25,244
اين درست است که ما بينِ

45
00:03:25,245 --> 00:03:27,647
،کساني که در جنگ اسير کرده ايم

46
00:03:27,648 --> 00:03:30,650
و مردان و زنانِ آزاده خودمان
تفاوت قائل ميشويم

47
00:03:30,651 --> 00:03:34,720
بهر حال چرا ميگويي "دنياي تو"؟

48
00:03:34,721 --> 00:03:36,188
،تو الان ديگر اينجا زندگي ميکني

49
00:03:37,156 --> 00:03:39,191
پس اينجا دنياي تو هم هست

50
00:03:40,293 --> 00:03:43,862
و هيچوقت نديده ام که سعي کني، فرار کني

51
00:03:45,331 --> 00:03:48,666
هر لحظه علاقه ـم براي فرار کمتر و کمتر ميشود

52
00:03:48,667 --> 00:03:51,368
حتي اگر هم ميتوانستم اينکار را کنم

53
00:03:57,776 --> 00:04:00,411
اما دوست دارم انسانِ آزاده اي باشم

54
00:04:01,714 --> 00:04:05,548
اگر اين موضوع برايت اهميت دارد،باشد

55
00:04:05,549 --> 00:04:07,985
اهميت دارد

56
00:04:17,228 --> 00:04:20,029
براي چه کاري آماده ميشوي؟

57
00:04:20,030 --> 00:04:22,197
منظورت چيست؟

58
00:04:22,198 --> 00:04:24,199
رفتارت را زيرِ نظر داشتم

59
00:04:24,200 --> 00:04:26,301
قصدِ انجامِ کاري داري

60
00:04:26,302 --> 00:04:30,706
خودت را بسيار آماده و قوي کرده اي

61
00:04:30,707 --> 00:04:33,142
شايد به اندازه کافي هم قوي نشده ام

62
00:04:35,178 --> 00:04:37,345
خدايان چه ميگويند؟

63
00:04:40,549 --> 00:04:44,285
درباره خدايانِ ما چه ميداني کشيش؟

64
00:04:47,657 --> 00:04:49,658
تميز کردنِ ماهي را به اتمام برسان

65
00:04:51,726 --> 00:04:53,426
!و ساکت باش

66
00:06:48,302 --> 00:06:51,271
بگذار مَردي که فکر ميکند از سوي خدايان
،بروي زمين نازل شده

67
00:06:51,272 --> 00:06:55,375
بداند که هر چه هم باشد
يک انسان است

68
00:07:08,488 --> 00:07:09,755
به ما حمله شده

69
00:07:09,756 --> 00:07:10,823
"گيدا". "بيورن"

70
00:07:12,793 --> 00:07:14,559
بيورن" رو بيار"

71
00:07:16,728 --> 00:07:18,562
اينو بگير
عقب وايسا

72
00:07:20,632 --> 00:07:22,466
..."اتلستن"

73
00:07:30,810 --> 00:07:32,309
اينو بگير

74
00:07:34,512 --> 00:07:36,246
چه کاري بايد بکنيم؟

75
00:07:36,247 --> 00:07:37,281
بايد فرار کنيم؟

76
00:07:37,282 --> 00:07:38,581
نه، همينجا ميمونيم

77
00:07:38,582 --> 00:07:40,217
پدرت بزودي بازخواهد گشت

78
00:07:40,218 --> 00:07:41,718
اما تعدادِ دشمنان خيلي زياده

79
00:07:41,719 --> 00:07:44,922
قوي باش
آماده باش

80
00:08:51,284 --> 00:08:54,186
!همه چيز را بسوزانيد

81
00:09:48,504 --> 00:09:51,806
!رگنار" داخلِ خانه ـس سرورم"

82
00:09:51,807 --> 00:09:53,741
!پدر

83
00:09:55,510 --> 00:09:56,811
زخمي شدي

84
00:09:56,812 --> 00:09:58,712
همين الان بايد برويم

85
00:10:02,117 --> 00:10:03,584
چي شده؟

86
00:10:03,585 --> 00:10:04,718
!پدر، خواهش ميکنم بهم بگو

87
00:10:04,719 --> 00:10:06,853
بايد سوارِ کِشتي بشيم

88
00:10:06,854 --> 00:10:08,989
تو هم مياي؟ -
بريد -

89
00:10:08,990 --> 00:10:11,091
!"زود باش "گيدا
يالا پسر

90
00:10:11,012 --> 00:10:12,212
پدر، من بدونِ شما نميرم

91
00:10:12,213 --> 00:10:13,914
!پسر، بحث نکن

92
00:10:13,915 --> 00:10:16,516
پدرِ، بدونِ شما نميرم

93
00:10:22,822 --> 00:10:24,823
!"رگنار لاثبروک"

94
00:10:27,027 --> 00:10:29,195
منم درست پشتِ سرت ميام. حالا برو

95
00:10:29,196 --> 00:10:31,597
زود باش، برو
برو، پسر، برو

96
00:10:35,468 --> 00:10:38,236
!رگنار لاثبروک"! خودت رو نشون بده"

97
00:10:44,243 --> 00:10:46,311
!خودت رو نشون بده

98
00:11:45,242 --> 00:11:48,644
يالا. زود باش

99
00:11:51,848 --> 00:11:53,916
!کمک! کمک

100
00:12:01,291 --> 00:12:04,125
قبول داري که يک مجرم هستي؟

101
00:12:05,661 --> 00:12:08,763
که تنها شايسته شکست

102
00:12:08,764 --> 00:12:10,899
و شايسته مرگ هستي

103
00:12:15,805 --> 00:12:17,305
من سرنوشتم را قبول کرده ام

104
00:12:20,742 --> 00:12:22,876
بگذار با خدايم راز و نياز کنم

105
00:12:50,235 --> 00:12:51,436
! بخواب

106
00:12:52,872 --> 00:12:54,706
!زود باش

107
00:12:59,579 --> 00:13:00,879
،"اودين"

108
00:13:06,818 --> 00:13:08,185
،خداي خدايان

109
00:13:10,223 --> 00:13:15,528
پدر، کمکم کن

110
00:13:21,567 --> 00:13:24,201
بريد دنبالش

111
00:13:26,138 --> 00:13:28,773
خانه را بسوزانيد

112
00:13:28,774 --> 00:13:30,074
زنده دستگيرش کنيد

113
00:13:30,075 --> 00:13:31,843
چشم سرورم

114
00:14:52,104 --> 00:14:53,638
!اونجاست

115
00:15:41,625 --> 00:15:43,559
خودشه

116
00:16:03,813 --> 00:16:05,447
کجاست؟

117
00:16:06,582 --> 00:16:08,182
ميتوني ببينيش؟

118
00:16:08,183 --> 00:16:09,583
پدرم کجاست؟

119
00:16:09,584 --> 00:16:12,018
!يه جايي تو آبه

120
00:16:17,158 --> 00:16:19,326
اونا کجان؟

121
00:16:22,263 --> 00:16:23,931
!پدر

122
00:16:27,211 --> 00:16:28,879
مُرده؟

123
00:16:28,880 --> 00:16:30,547
مُرده، مگه نه؟

124
00:16:30,548 --> 00:16:32,549
!اون مُرده

125
00:16:32,550 --> 00:16:34,551
آيا مُرده؟

126
00:16:34,552 --> 00:16:37,287
نميدانم سرورم

127
00:16:39,490 --> 00:16:41,090
کِشتي وي را تصرف کنيد -
چشم سرورم -

128
00:16:41,091 --> 00:16:42,391
او يک مجرم است

129
00:16:42,392 --> 00:16:44,359
مستحقِ داشتن مِلک و دارايي نيست

130
00:16:44,360 --> 00:16:45,861
و اگر در راه به خانواده ـش برخورد کرديد

131
00:16:45,862 --> 00:16:47,963
 آنها را به اينجا بياوريد تا باهاشون حرف بزنيم

132
00:16:47,964 --> 00:16:50,165
"چشم ارباب "هارالدسون

133
00:16:50,166 --> 00:16:51,500
تو گذاشتي انها فرار کنند

134
00:16:51,501 --> 00:16:53,636
اينرا فراموش نخواهم کرد

135
00:17:12,335 --> 00:17:14,335
!"فلوکي"

136
00:17:14,336 --> 00:17:17,103
!"فلوکي"

137
00:17:17,104 --> 00:17:18,905
!"فلوکي"

138
00:17:22,444 --> 00:17:23,744
تو کي هستي؟

139
00:17:23,745 --> 00:17:26,480
بايد با "فلوکي" حرف بزنم
اون اينجاس؟

140
00:17:27,415 --> 00:17:28,849
بيورن"؟"

141
00:17:28,850 --> 00:17:30,983
پدرم داره ميميره

142
00:17:32,720 --> 00:17:36,856
،هلگا" پوست درختِ زبان گُنجشک"

143
00:17:36,857 --> 00:17:39,425
سير و درمنه بياور

144
00:17:39,426 --> 00:17:41,327
گياه درمنه را بياور

145
00:17:41,288 --> 00:17:44,324
بايد مرهمي براي گذاشتن
روي زخم هايش درست کنيم

146
00:17:44,325 --> 00:17:46,325
اما قبلش بايد زحم هايش را تميز کنيم

147
00:17:46,326 --> 00:17:48,393
و تنها راه براي تميز کردن
استفاده از آتش است

148
00:17:48,394 --> 00:17:51,095
بيورن" از آن پشت الوار بياور"

149
00:17:52,398 --> 00:17:54,399
...چاقو

150
00:18:12,315 --> 00:18:15,016
بايد رسمِ مهمان نوازي را براي مهمانمان بجا بياوريم

151
00:18:15,017 --> 00:18:17,785
!مهمان؟ به من نگفته بودي که منتظرِ يک مهمان هستي

152
00:18:17,786 --> 00:18:19,753
ايشون رئيس قبيله "بياني" هستند

153
00:18:19,754 --> 00:18:22,255
اهلِ سوئد هستند

154
00:18:23,224 --> 00:18:25,292
"ايشون همسرِ بنده "سيگي

155
00:18:26,027 --> 00:18:31,131
و دخترم "تيري" هستند

156
00:18:32,534 --> 00:18:35,100
خوش آمديد سرورم

157
00:18:35,101 --> 00:18:39,839
متشکرم. بايد عرض کنم
که سفر دشواري بود

158
00:18:39,840 --> 00:18:41,341
شما راست ميگفتيد

159
00:18:41,342 --> 00:18:44,410
"دخترِ بسيار زيباييست جناب "هارالدسون

160
00:18:46,347 --> 00:18:49,348
بيا، با ما جشن بگير

161
00:18:49,349 --> 00:18:51,350
آنجا بنشين

162
00:18:51,351 --> 00:18:54,753
تا انکه با دخترم نيز

163
00:18:56,121 --> 00:18:57,522
کمي بهتر آشنا شوي

164
00:18:57,523 --> 00:19:00,959
،مرا عفو کنيد

165
00:19:03,696 --> 00:19:06,364
اما چرا آنها بايد با هم بهتر آشنا شوند؟

166
00:19:09,000 --> 00:19:11,569
چونکه با هم ازدواج ميکنند

167
00:19:13,304 --> 00:19:15,105
... اما او -
مقدمات کار انجام شده -

168
00:19:22,713 --> 00:19:25,648
ميشه؟

169
00:19:25,649 --> 00:19:27,049
تو از اينکار پشيمان نخواهي شد عزيز جان

170
00:19:27,050 --> 00:19:28,885
 براي تو شوهرِ خوبي خواهم بود
و بسيار مطمئن هستم که تو نيز

171
00:19:28,886 --> 00:19:31,688
برايم پسرانِ بسياري بدنيا خواهي آورد

172
00:19:33,557 --> 00:19:35,324
جشنِ عروسي
وقتي با هداياي بسيار

173
00:19:35,325 --> 00:19:38,527
به اينجا بازگشتم
اواخرِ امسال برگزار خواهد شد

174
00:19:38,528 --> 00:19:40,396
،ضمنا

175
00:19:41,998 --> 00:19:46,234
خواهش ميکنم اين هديه را
به نشانه علاقه خاطر بنده قبول فرماييد

176
00:19:46,235 --> 00:19:48,737
بفرما، بذار دستت کنم

177
00:19:58,079 --> 00:20:01,749
نظرت چيست "تيري"؟

178
00:20:01,750 --> 00:20:04,018
متشکرم سرورم

179
00:20:05,086 --> 00:20:09,356
شما بسيار...مهربان هستيد

180
00:20:13,360 --> 00:20:16,062
اونو بده من

181
00:20:21,936 --> 00:20:25,071
 اين چاقو را به الهه

182
00:20:25,072 --> 00:20:28,073
فرايا" تقديم ميکنم"
[خداي عشق و زاد آوري]

183
00:20:28,074 --> 00:20:31,610
فرزانگي و دستانِ شفا بخشي
در اين دورانِ زندگي

184
00:20:31,611 --> 00:20:34,713
"به ما عطا فرما اي "فرايا

185
00:20:34,714 --> 00:20:37,115
درود بر خدايان

186
00:20:37,116 --> 00:20:40,118
تمنا ميکنم "فرايا" پدرم را شفا بده

187
00:20:48,093 --> 00:20:49,928
،براي هر اتفاقي، زمانِ مناسبي مقدر شده

188
00:20:49,929 --> 00:20:52,964
و زماني براي هر رخدادي بروي زمين
تعيين شده است

189
00:20:52,965 --> 00:20:56,668
،زماني براي تولد، زماني براي مرگ

190
00:20:56,669 --> 00:20:58,735
،زماني براي کِشت و کار

191
00:20:58,736 --> 00:21:00,871
و زماني براي دِرو آنچه کاشته ايم

192
00:21:00,872 --> 00:21:04,341
زماني براي کُشتن
،و زماني براي شفا دادن

193
00:21:04,342 --> 00:21:07,744
:و اي مريم مقدس، دعاي من را بشنو

194
00:21:07,745 --> 00:21:09,813
نگذار اين مَرد فوت کند

195
00:21:15,815 --> 00:21:17,415
چطور تونستي همچين کاري کني؟

196
00:21:17,416 --> 00:21:19,484
همسرِ معرکه اي خواهد بود

197
00:21:19,485 --> 00:21:21,853
،مردِ قدرتمنديست

198
00:21:21,854 --> 00:21:23,621
و پسر عموي شاه "هاريک" است

199
00:21:23,622 --> 00:21:25,123
او پير و زشت است

200
00:21:25,124 --> 00:21:28,660
 از روي ظاهر يک مَرد نبايد درباره وي قضاوت کرد

201
00:21:31,529 --> 00:21:34,064
توافق و معامله اي خوبي با يکديگر کرديم

202
00:21:34,065 --> 00:21:37,567
نُه کيلوگرم از نقره هايش را
به ما خواهد داد

203
00:21:40,172 --> 00:21:42,439
اصلا شادي و خوشبختي دخترت
برايت مهم نيست؟

204
00:21:42,440 --> 00:21:45,542
من به آينده و امنيت او

205
00:21:45,543 --> 00:21:47,476
و خودمان اهميت ميدهم

206
00:21:47,477 --> 00:21:51,114
اين ازدواج براي سرزمينِ ما

207
00:21:51,115 --> 00:21:53,549
متحدينِ مهمي بوجود خواهد آورد

208
00:21:55,585 --> 00:21:58,421
خدايان خود نيز واقف بودند
که به اين متحدان نيازمنديم

209
00:21:58,422 --> 00:22:01,891
از اين ازدواج به من هيچي نگفته بودي

210
00:22:01,892 --> 00:22:05,593
با من با خفت و خواري برخورد کردي

211
00:22:06,595 --> 00:22:08,563
تو اهميتي نميدي

212
00:22:12,101 --> 00:22:15,938
از وقتي پسرانمان بقتل رسيدند

213
00:22:15,939 --> 00:22:18,506
ديگر دلواپسِ خيلي چيز ها نيستم

214
00:22:19,607 --> 00:22:22,844
آنها مُردند...تو دفنشان کردي

215
00:22:22,845 --> 00:22:25,112
!و براي تو، موضوع همانموقع تمام شد

216
00:22:25,113 --> 00:22:26,580
!اما براي من

217
00:22:27,850 --> 00:22:30,251
آنها پسرانم بودند

218
00:22:31,553 --> 00:22:32,619
من آنها را زاييدم

219
00:22:32,620 --> 00:22:34,121
من آنها را به اين دنيا آوردم

220
00:22:34,122 --> 00:22:35,655
من بزرگ شدنشان را نظاره گر بودم

221
00:22:35,656 --> 00:22:39,893
و درست همان قدري که تو را دوست داشتم
انها را نيز دوست داشتم

222
00:22:47,501 --> 00:22:50,170
،قاتلين

223
00:22:50,171 --> 00:22:52,637
قبرِ کم عمقي کَنده بودند

224
00:22:55,976 --> 00:22:57,877
،و قبل از آنکه آنها را دفن کنند

225
00:23:01,147 --> 00:23:03,949
سرشان را از بدن جدا کرده بودند

226
00:23:07,586 --> 00:23:10,889
،و وقتي انها را روي زمين گذاشته بودند

227
00:23:14,526 --> 00:23:16,995
سر هايشان را به نشانه بي احترامي

228
00:23:18,830 --> 00:23:20,932
مقابل ماتحتشان قرار داده بودند

229
00:23:23,935 --> 00:23:29,172
...اگر مَرداني که اينکار را کردند پيدا ميکردم

230
00:23:40,918 --> 00:23:46,222
اين تارِ مو ها را از سرِ آنها کَندم

231
00:23:55,831 --> 00:23:57,933
،"ميبيني "سيگي

232
00:23:59,501 --> 00:24:02,103
،وقتي اين مسائل را بداني

233
00:24:03,906 --> 00:24:08,343
انوقت ازدواج کردن با يک مَرد پولدار اما پير
آنچنان هم بد بنظر نمي آيد

234
00:25:03,561 --> 00:25:07,598
واقعيت داره که اينجاس؟

235
00:25:16,959 --> 00:25:19,060
هنوز ضعيف است

236
00:25:19,061 --> 00:25:21,296
،"اما زخم هايش به لطفِ جادوي "فلوکي

237
00:25:21,297 --> 00:25:22,964
کم کم دارند بهتر ميشوند

238
00:25:22,965 --> 00:25:25,466
"تورستن"

239
00:25:25,467 --> 00:25:28,203
رگنار" ببين کي اومده"

240
00:25:28,204 --> 00:25:31,338
...رگنار" دوستِ من"

241
00:25:31,339 --> 00:25:33,073
حالت چطور است؟

242
00:25:33,074 --> 00:25:34,474
منو از دستِ اين آدما نجات بده

243
00:25:39,814 --> 00:25:42,383
از کجا ميدونستي اينجام؟

244
00:25:42,384 --> 00:25:44,118
نميدانستم

245
00:25:44,119 --> 00:25:47,220
تنها ميدانستم که "ارل هارالدسون" بدنبالِ توست

246
00:25:47,221 --> 00:25:49,923
اين "رولو" بود که گفت
اگر زنده باشي

247
00:25:49,924 --> 00:25:52,225
احتمالا اينجايي

248
00:25:52,226 --> 00:25:55,428
پس چرا خودش نيومد؟

249
00:25:55,429 --> 00:25:57,230
"چون گمان ميکرد افرادِ "ارل

250
00:25:57,231 --> 00:26:00,166
مخصوصا مراقب وي هستند

251
00:26:00,167 --> 00:26:04,769
بر کسي پوشيده نيست که همگي
اعضاي گروه تحتِ مراقبت هستند

252
00:26:04,770 --> 00:26:07,839
اما کاري کردم تا کسي
نتواند مرا تعقيب کند

253
00:26:09,242 --> 00:26:11,343
بيا يه چيزي بخوريم

254
00:26:11,344 --> 00:26:13,445
واقعا از ديدنت خوشحالم

255
00:26:13,446 --> 00:26:16,014
منم همينطور دوستِ من

256
00:26:24,356 --> 00:26:26,090
ايشون "هلگا"ـست

257
00:26:26,091 --> 00:26:29,026
"سلام "هلگا

258
00:26:32,297 --> 00:26:36,399
اُهوي، جلو روش چشم و ابرو نيا

259
00:26:36,400 --> 00:26:38,168
اون مالِ منه

260
00:26:40,938 --> 00:26:42,272
بشين

261
00:26:45,876 --> 00:26:48,078
شنيدم که مزرعه ـت را به آتش کشيدند

262
00:26:48,079 --> 00:26:50,213
همه دام هاي ما را نيز ذبح کردند

263
00:26:50,214 --> 00:26:51,981
چيزي برايمان باقي نمانده

264
00:26:52,915 --> 00:26:54,950
خب تو هنوز زنده اي

265
00:26:54,951 --> 00:26:56,352
رگنار" هم زنده ـس"

266
00:26:57,954 --> 00:27:00,422
بچه هات هم زنده هستند

267
00:27:00,423 --> 00:27:02,424
هيچ چي از دست ندادي

268
00:27:02,425 --> 00:27:04,960
بايد غذا هم بخوريم

269
00:27:04,961 --> 00:27:09,930
"و تقريبا بيشترِ ذخيره زمستاني تو را خورده ايم "فلوکي

270
00:27:09,931 --> 00:27:12,066
و از اين بابت شرمنده ـم

271
00:27:13,135 --> 00:27:15,303
!خدايان روزي رسان هستن

272
00:27:21,043 --> 00:27:23,410
،براي هر اتفاقي، زمانِ مناسبي مقدر شده

273
00:27:23,411 --> 00:27:25,979
و زماني براي هر رخدادي بروي زمين
تعيين شده است

274
00:27:25,980 --> 00:27:29,849
،زماني براي تولد، زماني براي مرگ

275
00:27:33,854 --> 00:27:37,124
سوپت رو فقط بخور کشيش

276
00:27:39,459 --> 00:27:44,796
بعضي وقتها انگار خداي تو
هم گويي يکي از خدايانِ ماست

277
00:28:08,220 --> 00:28:11,855
چرا خدايان مَرا زنده نگه داشتن؟

278
00:28:13,824 --> 00:28:17,161
اين سواليِ که مدام دارم از خودم ميپرسم

279
00:28:20,131 --> 00:28:22,933
ميخواهي چه کار کني؟

280
00:28:24,069 --> 00:28:27,236
تا زمانيکه که خوب نشدم
هيچکاري نميتونم بکنم

281
00:28:30,640 --> 00:28:32,375
کِشتي کجاست؟

282
00:28:35,011 --> 00:28:38,247
هارالدسون" کشتي را مصادره کرده"

283
00:28:38,248 --> 00:28:41,350
دخترش قرار است با مَردي از سرزمين "سويلند" (سوئد) ازدواج کند

284
00:28:41,351 --> 00:28:45,487
کِشتي ما جزئي از جهيزيه اوست

285
00:28:47,056 --> 00:28:51,159
فلوکي" هميشه ميتونه يه کشتي ديگه بسازه"

286
00:28:56,399 --> 00:28:58,366
و "ارل"؟

287
00:29:05,307 --> 00:29:07,141
بيا

288
00:29:07,942 --> 00:29:09,610
واسه چي؟

289
00:29:09,611 --> 00:29:11,245
،اگر الان نيايي

290
00:29:11,246 --> 00:29:14,515
قول ميدم پشيمان خواهي شد

291
00:30:45,801 --> 00:30:47,302
بياد نمي آوردم تو را

292
00:30:47,303 --> 00:30:49,304
به عروسي دخترم دعوت کرده باشم

293
00:30:49,305 --> 00:30:51,438
خُب سرورم، فکر کردم
شايد فراموش کرده باشيد

294
00:30:51,439 --> 00:30:53,507
در هر صورت که مي آمدم

295
00:30:55,443 --> 00:30:58,445
به افتخارِ خوشبختي دخترِ شما

296
00:30:58,446 --> 00:31:00,814
و باشد که پسرانِ زيادي
را بدنيا بياورد

297
00:31:05,453 --> 00:31:07,453
الان تو ميتوانستي جاي وي

298
00:31:07,454 --> 00:31:09,522
با دخترم برقصي

299
00:31:11,458 --> 00:31:13,526
بيشترِ اوقات به اين موضوع فکر ميکنم

300
00:31:14,595 --> 00:31:16,828
مُقدر نشده بود که با وي ازدواج کنم

301
00:31:18,264 --> 00:31:21,399
گمانم سرنوشتِ ان پيرِ مرد بود

302
00:31:21,400 --> 00:31:23,401
پس چرا اينجايي؟

303
00:31:24,670 --> 00:31:26,238
بايد با هم صحبت کنيم

304
00:31:35,173 --> 00:31:38,275
!سکوت
!سکوت

305
00:31:40,980 --> 00:31:44,982
اکنون وقتِ آنست که زن و شوهر

306
00:31:44,983 --> 00:31:47,584
به حجله عروسي بروند

307
00:32:15,072 --> 00:32:19,042
خب درباره چه موضوعي ميخواستي حرف بزني؟

308
00:32:19,043 --> 00:32:20,477
دوست ندارم گردن کلفتهايي
مثلِ اينهايي که اينجا هستند

309
00:32:20,478 --> 00:32:23,346
همه جا مرا تعقيب کنند

310
00:32:23,347 --> 00:32:24,747
وقتِ همه اينطوري تلف خواهد شد

311
00:32:24,748 --> 00:32:26,582
اُه خب من مخالفم

312
00:32:26,583 --> 00:32:29,785
اگر به آنها جاي "رگنار لاثبروک" را نشان دهي

313
00:32:29,786 --> 00:32:32,587
ان زمان اوقاتِ خوشي خواهي داشت

314
00:32:32,588 --> 00:32:34,956
رگنار" مُرده"

315
00:32:37,627 --> 00:32:39,594
به حلقه دستت قسم ميخوري؟

316
00:32:39,595 --> 00:32:40,629
نه

317
00:32:40,630 --> 00:32:41,863
 ...پس چرا

318
00:32:41,864 --> 00:32:44,866
قسم نميخورم چون جسدي نديده ام

319
00:32:44,867 --> 00:32:47,301
اما خبري از وي نشنيده ام
و او برادرِ من است

320
00:32:48,404 --> 00:32:50,971
تهِ دلم مطمئنم که مُرده

321
00:32:52,474 --> 00:32:53,641
همسر و بچه هايش چه؟

322
00:32:53,642 --> 00:32:54,875
انها نيز ناپديده شده اند

323
00:32:54,876 --> 00:32:56,944
منم شنيده ام

324
00:32:56,945 --> 00:32:59,747
که انها را توسطِ اين افرادي که

325
00:32:59,748 --> 00:33:02,050
اينجا هستند کشته اي

326
00:33:02,051 --> 00:33:04,684
،پس چرا بايد به تو اعتماد کنم

327
00:33:04,685 --> 00:33:06,786
زيرا قبلا نيز به من خيانت کرده اي

328
00:33:06,787 --> 00:33:08,621
به تو خيانت نکردم

329
00:33:08,622 --> 00:33:11,291
تنها حقيقت را گفتم

330
00:33:11,292 --> 00:33:13,493
يعني نبايد به افرادي که تنها حرفِ راست ميزنند اعتماد کني؟

331
00:33:13,494 --> 00:33:14,794
!پس حقيقت را به من بگو

332
00:33:14,795 --> 00:33:16,496
حقيقت اينست که تو اداره همه چيز
را برعهده گرفته اي

333
00:33:16,497 --> 00:33:17,697
صاحبِ کشتي ها هستي

334
00:33:17,698 --> 00:33:19,831
تصميم ميگيري که به کجا ها حمله کنيم

335
00:33:19,832 --> 00:33:22,068
منم ميخواهم جزئي از اين روند باشم

336
00:33:22,069 --> 00:33:24,370
نميخواهم خارجِ اين گود باشم

337
00:33:24,371 --> 00:33:27,005
ميخواهم تاخت و تاز کنم و بجنگم

338
00:33:28,308 --> 00:33:31,043
براي همينکار زاده شده ام

339
00:33:32,345 --> 00:33:34,012
متوجهم

340
00:33:35,481 --> 00:33:37,715
و تو هم بايد متوجه بشي

341
00:33:37,716 --> 00:33:41,719
که زمان ميبَرد تا به تو اعتماد کنم

342
00:33:41,720 --> 00:33:44,655
و به اين سادگي ها نيز بتو اعتماد نخواهم کرد

343
00:33:46,325 --> 00:33:50,595
اما ميتواني اينجا بماني
،و بحسابِ من بخوري

344
00:33:50,596 --> 00:33:53,029
،روي کِشتي هايم کار کني

345
00:33:53,030 --> 00:33:55,031
و آماده فصل باشي

346
00:33:55,032 --> 00:33:57,934
بعد از آن ببينيم چه ميشود

347
00:33:57,935 --> 00:34:00,770
موافقي؟

348
00:34:00,771 --> 00:34:02,573
قبول

349
00:34:04,041 --> 00:34:05,775
خوبه

350
00:34:24,393 --> 00:34:26,794
،پس اگر "اودين" در "والهالا" زندگي ميکند

351
00:34:26,795 --> 00:34:30,298
او تنها کسي است که در عمارتِ بزرگ زندگي ميکند؟

352
00:34:32,502 --> 00:34:35,137
نه، تالارهاي زيادي وجود دارد

353
00:34:36,572 --> 00:34:39,107
ثور" در "ثوردهيم" زندگي ميکند"

354
00:34:39,108 --> 00:34:42,276
و "فري" در تالار "آلفهيم" جايي

355
00:34:42,277 --> 00:34:44,911
که اولين دندانش کَنده شد زندگي ميکند

356
00:34:44,912 --> 00:34:48,749
،و نزديکِ تالار "والهالا"ـست

357
00:34:48,750 --> 00:34:51,452
بزرگ و ذرين

358
00:34:51,453 --> 00:34:53,254
و هر روز

359
00:34:53,255 --> 00:34:57,023
اودين" مَردانِ کُشته شده"
را براي پيوستن به وي انتخاب ميکند

360
00:34:57,024 --> 00:34:59,292
آنها مسلح ميشوند

361
00:34:59,293 --> 00:35:03,029
و در حياطِ بزرگ با هم مبارزه ميکنند

362
00:35:03,030 --> 00:35:04,897
،همديگر را بقتل ميرسانند

363
00:35:04,898 --> 00:35:09,035
،اما هر شب دوباره زنده ميشوند

364
00:35:09,036 --> 00:35:12,937
و دوباره به تالار ميروند و مهماني ميگيرند

365
00:35:12,938 --> 00:35:16,375
سقف از سپرها ساخته شده

366
00:35:16,376 --> 00:35:19,044
طاقها از نيزه هستند

367
00:35:19,045 --> 00:35:22,047
نيمکت ها با رويشي از طلا پوشيده شده اند

368
00:35:22,048 --> 00:35:26,051
يک گرگ جلوي درِ غربي ايستاده

369
00:35:26,052 --> 00:35:28,519
و يک عقاب بالاي سرش پرواز ميکند

370
00:35:29,621 --> 00:35:32,890
،چهار صد و پنجاه در وجود دارد

371
00:35:32,891 --> 00:35:35,893
و وقتي که "رگناروک" فرا ميرسيد
[نبردِ نهايي خدايان و پايانِ کارِ جهان]

372
00:35:35,894 --> 00:35:41,065
،هشتصد مبارز در محوطه شانه به شانه هم

373
00:35:41,066 --> 00:35:42,800
رژه خواهند رفت

374
00:35:43,734 --> 00:35:46,069
رگناروک" چيه؟"

375
00:35:54,245 --> 00:36:00,015
خب پس، زمين چگونه پديد آمده؟

376
00:36:00,016 --> 00:36:04,453
زمين از گوشتِ "ايمر" تشکيل شده
[غولِ بزرگ]

377
00:36:04,454 --> 00:36:06,021
،و اقيانوسها از خونِ وي هستند

378
00:36:06,022 --> 00:36:09,057
وقتي "تايتان"ها از يخ آب شدند

379
00:36:09,058 --> 00:36:13,362
،خدايان، از استخوانهاي وي تپه ها را ساختند

380
00:36:13,363 --> 00:36:16,231
،و درختان از موهاي وي هستند

381
00:36:16,232 --> 00:36:19,334
و آسمان، برآمدگي  بيروني جمجمه وي است

382
00:36:19,335 --> 00:36:21,636
و مغزِ وي

383
00:36:21,637 --> 00:36:24,772
چشمه شکل گيري ابرهاي تيره و تاريک هستند

384
00:36:29,911 --> 00:36:35,482
خب کشيش تو فکر ميکني
چطور ساخته شده؟

385
00:37:10,516 --> 00:37:13,084
"سيگي"

386
00:37:20,826 --> 00:37:22,359
نه. نه

387
00:37:23,695 --> 00:37:25,729
!مطمئن بودم

388
00:37:26,765 --> 00:37:29,833
اومدم بهت هشدار بدم

389
00:37:29,834 --> 00:37:32,635
امروز فورا بايد از اينجا بري

390
00:37:33,704 --> 00:37:35,839
شوهرم از تو متنفر است

391
00:37:37,008 --> 00:37:39,642
از وقتي به اينجا آمده ام

392
00:37:39,643 --> 00:37:43,078
چيزي جز احترام از وي نديده ام

393
00:37:44,948 --> 00:37:47,817
!رولو" باور کن برو"

394
00:39:32,027 --> 00:39:35,029
رگنار لاثبروک" کجاست؟"

395
00:39:39,969 --> 00:39:42,103
کجاست؟

396
00:39:44,006 --> 00:39:46,039
مُرده

397
00:39:46,040 --> 00:39:48,108
مطمئني؟

398
00:39:50,779 --> 00:39:54,548
خودت گفتي هميشه راست ميگي

399
00:39:59,554 --> 00:40:02,855
بنظر مياد که در باز کردنِ دهانت کمي مشکل داري

400
00:40:07,762 --> 00:40:10,664
شايد بتونم کار رو واست راحتتر کنم

401
00:40:39,991 --> 00:40:42,827
کِي حالش بهتر ميشه؟

402
00:40:42,828 --> 00:40:45,563
تا همين الانش هم کلي طول کشيده

403
00:40:45,564 --> 00:40:49,666
ظرفِ چند هفته آينده، اگر مراقب باشد

404
00:40:49,667 --> 00:40:51,501
زخم هاي پدرت خوب خواهد شد

405
00:40:52,670 --> 00:40:55,939
بايد صبور باشي پدر

406
00:40:55,940 --> 00:40:57,273
بايد صبور باشي پدر

407
00:40:57,274 --> 00:40:59,042
خفه شو

408
00:41:04,548 --> 00:41:07,817
!"تورستن"

409
00:41:07,818 --> 00:41:10,586
وقتي داشت سرگردان اطرافِ لجنزار ميچرخيد
پيداش کردم

410
00:41:10,587 --> 00:41:12,421
گم شده بودم

411
00:41:15,859 --> 00:41:18,060
ملاقاتِ محرمانه اي

412
00:41:18,061 --> 00:41:20,528
با "سيگي" همسرِ "ارل هارالدسون" داشتم

413
00:41:22,998 --> 00:41:28,503
،بهم گفت که شوهرش به "رولو" کلک زده

414
00:41:28,504 --> 00:41:31,473
و اونو زنداني کرده
و سعي کرده بفهمه تو کجا بودي

415
00:41:34,477 --> 00:41:36,477
بعد اونو شکنجه کرده

416
00:41:42,917 --> 00:41:44,918
برادرِ منو شکنجه کرده؟

417
00:41:44,919 --> 00:41:46,787
بله

418
00:41:50,625 --> 00:41:52,325
سيگي" مطمئنه"

419
00:41:52,326 --> 00:41:54,794
همسرش 
قصدِ کُشتنِ برادرت رو داره

420
00:41:54,795 --> 00:41:57,530
،چونکه "رولو"، هيچ جوره

421
00:41:57,531 --> 00:41:59,799
قصد نداره جاي تو رو لو بده

422
00:41:59,800 --> 00:42:02,668
"اين تله ـس "رگنار

423
00:42:44,742 --> 00:42:46,676
،"فلوکي"

424
00:42:55,018 --> 00:42:58,821
ازت يه درخواستِ ديگه هم دارم

425
00:42:58,822 --> 00:43:01,623
"ازت ميخوام بري به "کاتگات

426
00:43:01,624 --> 00:43:03,459
ازت ميخوام که درخواستِ ملاقات
با "ارل" رو بکني

427
00:43:03,460 --> 00:43:04,960
،و بعدش وقتي ديديش

428
00:43:04,961 --> 00:43:07,763
اونو به مبارزه اي تن به تن با من

429
00:43:07,764 --> 00:43:09,498
دعوت کني

430
00:43:12,335 --> 00:43:14,368
،بهش بگو اگر درخواست رو نپذيريد

431
00:43:14,369 --> 00:43:16,938
شرمساري و خجالت
،تا هميشه دامن گير وي خواهد بود

432
00:43:16,939 --> 00:43:20,841
 و "اودين" هيچگاه اجازه نخواهد داد
تا وي واردِ "والهالا" شود

433
00:43:58,860 --> 00:44:10,860
دانلود فيلم و سريال
<font color="white">TV</font><font color="red">S</font><font color="gray">DL</font>.COM

