1
00:00:00,441 --> 00:00:01,985
...آنچه گذشت

2
00:00:02,110 --> 00:00:04,144
تو طوري نتيجه‌گيري مي‌کني
."که نمي‌توني توضيح بدي، "ويل

3
00:00:04,196 --> 00:00:07,398
.شواهد خودشون گويا هستن -
.پس کمکم کن مدارک رو پيدا کنم -

4
00:00:07,432 --> 00:00:08,933
!من اگه بودم تو همچين شرايطي قرارش نمي‌دادم

5
00:00:08,934 --> 00:00:10,434
،اگه زيادي نزديک شد
ازت ميخوام حواست باشه

6
00:00:10,452 --> 00:00:12,303
.که نذاري اون بيرون تنها بمونه

7
00:00:12,304 --> 00:00:14,154
.گمون نمي‌کنم پرنده‌ي سنگ چشم دختر تو مزرعه رو کُشته باشه

8
00:00:14,206 --> 00:00:16,574
.قاتل اين دختر اون رو يه خوک ميدونسته

9
00:00:16,608 --> 00:00:18,610
فکر ميکني اين کار يه مقلّد بوده؟

10
00:00:18,611 --> 00:00:20,611
.فکر مي‌کنم مي‌تونم به "ويل" کمک کنم تا خودش رو بهتر بشناسه

11
00:00:20,629 --> 00:00:23,247
الو؟ -
.اونا ميدونن -

12
00:00:25,217 --> 00:00:27,918
.تو گفتي اون زيادي درگير پرونده نمي‌شه

13
00:00:27,952 --> 00:00:30,971
<i>ديدي؟</i>

14
00:00:35,972 --> 00:00:40,972
:ارائه ايي مشترک از سه تيمِ
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

15
00:01:09,094 --> 00:01:10,628
<i>ديدي؟</i>

16
00:01:10,662 --> 00:01:13,597
<i>ديدي؟</i>

17
00:01:20,388 --> 00:01:22,139
.رسيديم

18
00:02:39,968 --> 00:02:41,552
اينجا ميتونه

19
00:02:41,586 --> 00:02:45,272
.موزه تحقيقات بر روي افکار قاتلين سريالي بشه

20
00:02:45,306 --> 00:02:48,108
خب، نکاتي که راجع به "گرت جيکوب هابز" ميفهميم

21
00:02:48,143 --> 00:02:50,444
.کمکمون ميکنن تا نفر بعدي مشابه اون رو راحتتر گير بندازيم

22
00:02:50,478 --> 00:02:53,764
.هنوز 7 تا جسد هست که نمي‌دونيم قاتلشون کيه

23
00:02:53,782 --> 00:02:56,600
.درسته، خب، اون مقتول‌هاش رو ميخورده

24
00:02:56,618 --> 00:02:58,952
.بايد يه چيزايي مونده باشن که اون نخورده باشه

25
00:02:58,987 --> 00:03:02,322
.نه لزوماً

26
00:03:02,374 --> 00:03:06,293
بسيار خب، اگه "هابز" اونا رو تنهايي نخورده باشه چي؟
.کلي کار بايد مي‌کرده

27
00:03:06,327 --> 00:03:09,079
،سر به نيست کردن اين دخترا
سلاخي کردن‌شون، و بعدش

28
00:03:09,113 --> 00:03:11,582
.همه سرنخ‌هاي ممکن به جز چيزايي که تو اين اتاق هستن رو از بين بردن

29
00:03:11,616 --> 00:03:14,468
.يه نفر که باهاش شکار مي‌رفته -
،کسي که در حال حاضر تو کماست -

30
00:03:14,502 --> 00:03:18,472
.و بر حسب تصادف باهاش شکار هم مي‌رفته

31
00:03:29,484 --> 00:03:31,468
ابيگيل هابز" يه مظنون ـه؟"

32
00:03:31,503 --> 00:03:33,987
ما داريم مصاحبه خونه به خونه  تو محله‌ي "هابز" و

33
00:03:34,022 --> 00:03:37,524
.و همين طور اطراف اين ملک انجام ميديم

34
00:03:41,162 --> 00:03:44,531
.هابز" مدّت زمانِ زيادي رو اينجا گذرونده"
مدت زمان زيادي رو

35
00:03:44,582 --> 00:03:46,033
.تو اينجا همراهِ دخترش گذرونده

36
00:03:46,084 --> 00:03:48,202
،اون طعمه خوبي ميشده
مگه نه؟

37
00:03:48,253 --> 00:03:50,671
.هابز" تنهايي آدم مي‌کُشته"

38
00:04:07,439 --> 00:04:10,774
.يه نفر ديگه اينجا بوده

39
00:04:42,439 --> 00:04:50,774
<font color="#ff00d2"> «S@eideH» و سعيده «Don Slayer» محمدرضا </font>
<font color="#ff00d2">با افتخار تقديم ميکنند </font>

40
00:04:53,566 --> 00:05:00,664
:کاري مشترک از تيم هاي
<font color="#00d2ff">ناين مووي & تي وي سنتر</font>

41
00:05:01,665 --> 00:05:04,665
<font color=#FFFFFF>«هانيبال»</font>
<font color=#FF8080>قـسـمـت دوم از فـصــل اول</font>
<font color=#00FF00>«پيش غذا»</font>
<font color=#8080FF>تاريخ پخش و ترجمه: 92/01/23</font>

42
00:05:16,899 --> 00:05:18,883
.ممنون

43
00:05:18,901 --> 00:05:20,902
.لطفاً تمومش کنيد

44
00:05:31,914 --> 00:05:35,233
.من اينطوري "گرت جيکوب هابز" رو گير انداختم

45
00:05:35,251 --> 00:05:38,737
.اين استعفانه نامه‌ي "هابز" ـه

46
00:05:38,755 --> 00:05:41,423
کسي متوجه شد سرنج چي بوده؟

47
00:05:45,011 --> 00:05:46,428
.سرنخي وجود نداره

48
00:05:46,462 --> 00:05:48,096
،اون يه نامه نوشته

49
00:05:48,131 --> 00:05:52,100
،يه شماره تلفن گذاشته
.امّا آدرسي نذاشته، همين

50
00:05:52,135 --> 00:05:55,087
.دفترداري اشتباه و يه کم بد‌شانسي باعث گير افتادنش شد

51
00:06:13,606 --> 00:06:16,708
.گرت جيکوب هابز" مُرده"
الآن سؤال اصلي اينه که

52
00:06:16,743 --> 00:06:20,779
.چطوري مانع کساني بشيم که داستان "هابز" اونا رو تحت تأثير قرار ميده

53
00:06:20,797 --> 00:06:24,499
.همين الآنش هم اون يه تحسين‌کننده داره

54
00:06:24,550 --> 00:06:27,085
.يه مُقلّد

55
00:06:43,936 --> 00:06:45,404
.سلام

56
00:06:45,438 --> 00:06:47,489
حالت چطوره، "ويل"؟

57
00:06:47,523 --> 00:06:51,360
.اصلاً نمي‌دونم

58
00:06:51,411 --> 00:06:53,362
.نمي‌خواستم برات کمين کنن

59
00:06:53,413 --> 00:06:55,146
الآن يعني تو در کمين من بودي؟

60
00:06:55,164 --> 00:06:56,665
.اوني که در کمين‌ت بوده بعداً مياد

61
00:06:56,699 --> 00:06:59,000
...يه کم ديگه مياد
.خيلي نزديک شده

62
00:06:59,035 --> 00:07:01,169
،وقتي "جک" رسيد
.خودت رو غافلگير نشون بده

63
00:07:01,204 --> 00:07:03,004
."اينم از "جک

64
00:07:03,039 --> 00:07:05,791
کلاس چطور بود؟ -
.دانشجوها برام دست زدن -

65
00:07:05,825 --> 00:07:08,293
.کارِ درستي نبود -
خب، هيأت بازبيني -

66
00:07:08,327 --> 00:07:11,680
مخالفِ اين حرف ـه، قراره ازت تقدير بشه و
...اونا تأييد کردن که

67
00:07:11,714 --> 00:07:13,799
.به عمليات ميداني برگردي

68
00:07:13,833 --> 00:07:15,467
،سؤال اينجاست که

69
00:07:15,501 --> 00:07:18,670
تو مي‌خواي که ميدان عمليات برگردي يا نه؟

70
00:07:18,688 --> 00:07:21,273
.من ميخوام که اون برگرده به ميدون عمليات

71
00:07:21,307 --> 00:07:24,175
.و من به هيأت پيشنهادِ ارزيابي رواني رو دادم

72
00:07:24,193 --> 00:07:27,195
الآن شروع مي‌کنيم؟

73
00:07:27,230 --> 00:07:29,531
.جلسه‌ات با من نخواهد بود

74
00:07:29,565 --> 00:07:33,184
.هانيبال لکتر" دکتر  مناسب‌تريِ برات"
.رابطه شما دو نفر شخصي نيست

75
00:07:33,202 --> 00:07:36,204
...امّا اگه تو با دکتر "بلوم" راحتتري

76
00:07:36,239 --> 00:07:39,207
.نه، من تو ذهنم با هيچ کس راحت نيستم

77
00:07:39,242 --> 00:07:42,544
."تو تا حالا کسي رو نکُشته بودي "ويل

78
00:07:42,578 --> 00:07:45,029
.اين يه اتفاقِ هولناک بوده
.هضمش خيلي سنگين ـه

79
00:07:45,047 --> 00:07:46,531
.من قبلاً تو بخش جنايي کار مي‌کردم

80
00:07:46,549 --> 00:07:49,167
<i>دليلِ اينکه جنابعالي ميگي قبلاً تو بخش جنايي کار ميکردي نه الآن</i>

81
00:07:49,201 --> 00:07:51,920
.اينکه دل و جرأت کشيدن ماشه اسلحه رو نداشتي

82
00:07:51,971 --> 00:07:55,206
.تو 10 دفعه ماشه رو کشيدي

83
00:07:55,224 --> 00:07:58,343
وايسا ببينم، پس ارزيابي رواني واسه رعايت تشريفات نيست؟

84
00:07:58,377 --> 00:08:01,179
.نه، واسه اينکه شبا راحت بتونم بخوابم
اين من بودم که

85
00:08:01,213 --> 00:08:03,548
.ازت خواستم درگير پرونده‌ي "هابز" بشي
بايد مطمئن بشم تو زيادي

86
00:08:03,566 --> 00:08:06,918
درگير پرونده نشدي. چند شب تو اتاق بيمارستانِ

87
00:08:06,953 --> 00:08:08,937
ابيگيل هابز"، موندي "ويل"؟"

88
00:08:11,774 --> 00:08:13,775
.روان درماني رو من جواب نميده

89
00:08:17,163 --> 00:08:19,373
روان‌درماني روي تو جواب نميده
.چون خودت نميخواي

90
00:08:19,374 --> 00:08:21,583
به علاوه اين که من

91
00:08:21,617 --> 00:08:23,160
.من همه متُدهاي روان‌درماني رو بلدم

92
00:08:23,161 --> 00:08:24,703
.خب، پس بهتره چندتا از اين حقه‌ها رو فراموش کني

93
00:08:24,737 --> 00:08:26,922
چرا با "هانيبال" صحبت نمي‌کني؟

94
00:08:26,956 --> 00:08:29,958
اون تو صحنه جرم بود و کاملاً درک مي‌کنه
.تو چي کشيدي

95
00:08:32,411 --> 00:08:34,546
."بي خيال ديگه، "ويل

96
00:08:34,580 --> 00:08:37,248
!من به خواب نازنينم نياز دارم

97
00:08:47,092 --> 00:08:48,894
اون چيه؟

98
00:08:48,928 --> 00:08:53,598
.برگه‌ي ارزيابي روانيِ تو
تو کاملاً آمادگي برگشتن به کار رو داري و

99
00:08:53,616 --> 00:08:56,067
.ميشه گفت در سلامت عقلي کامل به سر مي‌بري
.آفرين

100
00:08:56,101 --> 00:08:58,904
شما بدون بررسي من رو از نظر رواني تأييد کردين؟

101
00:08:58,938 --> 00:09:01,173
بله. اينطوري "جک کراوفورد" خيالش راحت ميشه که

102
00:09:01,207 --> 00:09:03,325
تو رو از نظر رواني پريشون نکرده

103
00:09:03,359 --> 00:09:06,011
.به علاوه مکالمه ما هم بدون کاغذبازي‌هاي بيخود ادامه پيدا مي‌کنه

104
00:09:08,998 --> 00:09:12,450
.از نظر "جک" من به روان‌درماني نياز دارم

105
00:09:12,468 --> 00:09:16,922
چيزي که تو نيازي داري راه خروج
.از مکان‌هاي تاريکيِ که اون مي‌فرستت

106
00:09:16,956 --> 00:09:19,007
،آخرين باري که "جک" من رو به يه مکان تاريک فرستاد

107
00:09:19,058 --> 00:09:20,592
.با خودم يه چيزي رو  برگردوندم

108
00:09:20,626 --> 00:09:23,061
يه دختر جايگزين رو؟

109
00:09:26,399 --> 00:09:29,184
.تو جونِ "ابيگل هابز" رو نجات دادي
.در عين حال يتيمش هم کردي

110
00:09:29,235 --> 00:09:31,520
،اين موضوع صرف نظر از اختلالات همدردي

111
00:09:31,571 --> 00:09:34,206
.باعث ايجادِ احساسِ تکليف ميشه -
.تو خودت اونجا بودي -

112
00:09:34,240 --> 00:09:36,525
.تو هم جونش رو نجات دادي
فکر مي‌کني تکليفي در قبالش داري؟

113
00:09:38,528 --> 00:09:40,612
.بله

114
00:09:40,646 --> 00:09:44,115
.حس ميکنم تکليف زيادي روي دوشم ـه

115
00:09:44,150 --> 00:09:46,134
.احساسِ مسئوليت مي‌کنم

116
00:09:48,153 --> 00:09:51,006
سناريوهاي ديگه‌ايي رو تصوّر کردم که توشون
اقداماتي که انجام دادم

117
00:09:51,040 --> 00:09:53,225
.منجر به سرنوشت متفاوتي براي "ابيگيل هابز" شده

118
00:09:57,914 --> 00:10:01,182
"جک" گمون مي‌کنه که "ابيگيل هابز"
.به پدرش در کُشتنِ اون دخترها کمک ميکرده

119
00:10:04,053 --> 00:10:06,021
اين نظريه باعث ميشه چه احساسي داشته باشي؟

120
00:10:06,055 --> 00:10:08,223
باعث ميشه تو چه احساسي داشته باشه؟

121
00:10:08,274 --> 00:10:11,342
.از نظر من زننده ‌ست -
.موافقم -

122
00:10:11,360 --> 00:10:13,228
.و احتمالِ درست بودنش هم زياده

123
00:10:13,279 --> 00:10:16,014
.همچين اتفاقي نيفتاده -
،وقتي بهوش بياد -

124
00:10:16,032 --> 00:10:18,483
خودِ "جک" ازش بازجويي مي‌کنه
.يا از يکي از ماها مي‌خواد اين کار رو بکنيم

125
00:10:18,517 --> 00:10:21,236
،اين جلسه روان‌درماني ـه
يا يه گروه پشتيباني؟

126
00:10:21,287 --> 00:10:25,189
.اين جلسه هر چي تو بخواي ـه

127
00:10:27,192 --> 00:10:28,994
،"و  "ويل

128
00:10:29,028 --> 00:10:32,147
آينه‌هاي درون ذهنت
،ميتونن بهترين تصوير ممکن از خودت رو منعکس کنن

129
00:10:32,181 --> 00:10:34,299
.نه بدترين تصوير از ديگران رو

130
00:10:39,805 --> 00:10:42,090
جيسون"، کجا داري ميبري‌مون؟"
.فکر کنم گم شديم

131
00:10:42,141 --> 00:10:43,708
.آروم باش، رفيق

132
00:10:43,726 --> 00:10:45,477
.خوب ميدونم کجا هستيم

133
00:10:57,573 --> 00:10:59,908
اين چيه؟

134
00:11:01,911 --> 00:11:03,612
.شرط مي‌بندم ماريجوآنا ـست

135
00:11:03,663 --> 00:11:07,065
قارچ ان. نيگا کن بهشون لوله وصله
.تا آبياري‌شون کنه يا يه چي تو همين مايه‌ها

136
00:11:07,083 --> 00:11:08,783
.نه، اين گياه ماريجوآنا ـست

137
00:11:12,922 --> 00:11:15,090
.اين ماري‌جوآنا نيستش

138
00:11:51,292 --> 00:11:53,159
کاملاً مطمئنم

139
00:11:53,193 --> 00:11:56,162
.دقت در تيراندازي پيشنياز تدريس کردن نيست

140
00:11:56,196 --> 00:11:58,248
.خب، من قبلاً هم تو ميدون عمليات بودم

141
00:11:58,299 --> 00:11:59,716
حالا هم که دوباره برگشتي

142
00:11:59,750 --> 00:12:03,069
.دوباره برگشتي سرکار. ايش -
.واقعاً هم ايش داره -

143
00:12:03,103 --> 00:12:06,222
.10بار شليک کردم تا تونستم "هابز" رو بُکشم

144
00:12:06,257 --> 00:12:07,950
زلر" مي‌خواست گلوله‌هايي که"

145
00:12:07,951 --> 00:12:09,642
از بدنِ "هابز" بيرون کشيده بود رو تويِ يه
محفظه بذاره بهت بده

146
00:12:09,677 --> 00:12:11,895
.امّا من بهش گفتم از نظر شما اين کار بامزه نيست

147
00:12:11,929 --> 00:12:14,847
.احتمالاً همينطوره -
من پيشنهادِ -

148
00:12:14,881 --> 00:12:17,183
.اين توپا که ميخوره بهم رو دادم

149
00:12:19,687 --> 00:12:21,688
.آره اين بامزه ميشد

150
00:12:31,365 --> 00:12:34,784
.از مدل بافنده‌ها استفاده ميکني
دستات مساوي نيستن

151
00:12:34,835 --> 00:12:37,787
.من مشکل شونه دارم واسه همينم اينطوري وايميسم

152
00:12:37,838 --> 00:12:40,123
.عضله‌هات رو سفت کردي

153
00:12:40,174 --> 00:12:42,074
.وقتي پليس بودم چاقو خوردم

154
00:12:42,092 --> 00:12:44,076
خب، منم وقتي کلاس سوم بودم با

155
00:12:44,094 --> 00:12:47,513
.مداد شماره دو بهم حمله شد
فکر ميکردم مسموميت سربي ميشم

156
00:12:47,548 --> 00:12:50,266
،امّا تو مداد سُرب نيست
.توش گرافيت ـه

157
00:12:50,301 --> 00:12:53,353
.ببين ايندفه مشکل يهو عقب رفتنت حل شد يا نه

158
00:13:03,647 --> 00:13:05,264
.اين دفعه بهتر بود

159
00:13:05,282 --> 00:13:08,568
اين همه راه اومدي اينجا تا فقط به
من ياد بدي چطوري تيراندازي کنم؟

160
00:13:08,602 --> 00:13:12,989
نه. "جک" من رو فرستاده تا بفهمم
.چقدر از باغباني سرت ميشه

161
00:13:35,295 --> 00:13:38,815
.خب، "لکتر" سلامت رواني‌ت رو کاملاً تأييد کرده

162
00:13:38,849 --> 00:13:41,267
.انگاري بالاخره روان‌درماني روت جواب داده

163
00:13:41,301 --> 00:13:45,104
روان‌درماني بايد لذتبخش باشه
.امّا من هنوز  چيزي به دست نياوردم

164
00:13:45,138 --> 00:13:48,775
.امّا تو به هدفت رسيدي
.من به ميدون عمليات برگشتم

165
00:13:48,809 --> 00:13:50,493
پليسِ محلي

166
00:13:50,527 --> 00:13:53,279
ردِّ لاستيک ماشين روي يه جاده‌ي مخفي خدماتي

167
00:13:53,313 --> 00:13:55,832
و همينطور چندتا تله براي حيوانات
.در محيط اطراف پيدا کرده

168
00:13:55,866 --> 00:13:58,317
.قصدش اين بوده که کسي دست به محصولاتش نزنه

169
00:13:58,335 --> 00:14:00,503
.تنها چيزي که گم شده مترسک ـه

170
00:14:04,008 --> 00:14:05,968
خيلي خب، ما 9 تا جسد داريم، که در مراحل مختلف پوسيدگي به سر ميبرن

171
00:14:05,969 --> 00:14:07,927
،و همونطور که ميتونيد ببينيد

172
00:14:07,945 --> 00:14:10,279
.همشون کاملاً بارور شدن

173
00:14:10,314 --> 00:14:13,766
.همشون تو مواد مغذي خاک شده‌ان

174
00:14:13,784 --> 00:14:16,268
.خيلي مشتاق بوده که روند تجزيه رو سرعت ببخشه

175
00:14:16,286 --> 00:14:18,471
همه‌شون زنده زنده خاک شدن با اين قصد که

176
00:14:18,505 --> 00:14:20,940
،به اين شکل حفظ بشن، منظور اينه که
.براي يه مدت همينطوري بمونن

177
00:14:20,958 --> 00:14:22,851
اينقدري که قارچ‌ها هر خصلت

178
00:14:22,852 --> 00:14:24,744
.بارزي که اينا داشتن رو از بين ببرن

179
00:14:24,778 --> 00:14:26,746
لوله‌ها و فلزات براي اين استفاده شدن که

180
00:14:26,780 --> 00:14:30,583
.مواد مغذي رو بعد اينکه اينا خاک شدن از طريق رگ‌ها بهشون برسونن

181
00:14:30,617 --> 00:14:32,969
.اون بهشون غذا ميداده

182
00:14:33,003 --> 00:14:37,123
دست و پاشون رو نبسته؟

183
00:14:37,141 --> 00:14:40,126
.فقط خاک -
انتهاي ديگه سيستم گردش هوايي -

184
00:14:40,144 --> 00:14:41,744
.از اون طرف بيرون مياد

185
00:14:41,779 --> 00:14:44,013
،سيستم تهويه هوايِ مناسبي نيست

186
00:14:44,064 --> 00:14:47,650
.مشخص هم هست اولويتش با اين سيستم نبوده، چون تنبل نيست

187
00:14:47,685 --> 00:14:50,870
.درسته، تنبل نيستش

188
00:14:56,610 --> 00:14:58,394
قارچ شيتاکه پيدا نکردي؟
(قارچ خورکي که در کشورهاي آسياي شرقي وجود داره)

189
00:14:58,445 --> 00:15:00,846
.نه

190
00:15:00,864 --> 00:15:02,865
.خوش برگشتي

191
00:15:11,175 --> 00:15:14,460
،به "سم" بگو با من تماس بگيره
.باشه؟ ممنون

192
00:15:19,583 --> 00:15:22,051
.معذرت مي‌خوام
من مادر يکي از بچه‌هايي هستم که

193
00:15:22,086 --> 00:15:24,504
.اين اجساد رو پيدا کردن

194
00:15:24,538 --> 00:15:27,006
.مي‌خواستم بابت رفتار خوبي که پسرا داشتين ازتون تشکر کنم

195
00:15:27,040 --> 00:15:30,343
.اون پسرا خيلي شجاع بودن -
.اونا پسراي خوبي هستن -
.همينطوره -

196
00:15:30,377 --> 00:15:34,063
شما بازرس پليس محلي هستيد؟ -
.درسته خانم -

197
00:15:34,098 --> 00:15:36,566
اشکالي نداره چندتا سؤال ازتون بپرسم؟

198
00:15:36,600 --> 00:15:38,085
براي پسرامون سؤالاتي پيش مياد و من

199
00:15:38,086 --> 00:15:39,569
هم فقط ميخوام تا اون جايي که
...بشه باهاشون روراست

200
00:15:39,603 --> 00:15:42,438
.البته -
...ميشه -

201
00:15:42,489 --> 00:15:45,208
بهم بگيد اون آقا اونجا به تنهايي داره چي کار مي‌کنه؟

202
00:15:45,242 --> 00:15:47,360
.ايشون يه جور مشاور ويژه هستن

203
00:15:47,394 --> 00:15:50,079
.که براي اف.بي.آي کار ميکنه

204
00:17:02,686 --> 00:17:05,771
من دست يا پاهاش رو

205
00:17:05,805 --> 00:17:09,275
.وقتي توي يه قبر کم عمق ميذارم، نمي‌بندم

206
00:17:13,630 --> 00:17:15,832
.اون زنده‌ست

207
00:17:15,866 --> 00:17:18,984
.امّا اون هرگز ديگه هُشيار نميشه

208
00:17:27,177 --> 00:17:29,295
.متوجه نميشه که داره مي‌ميره

209
00:17:31,298 --> 00:17:32,998
.منم نميخوام که حواسش سرجاش باشه

210
00:17:35,853 --> 00:17:37,820
.اين طرحِ منه

211
00:17:48,198 --> 00:17:50,666
.فکر کنم خانواده‌تون دارن ميرن-
.ما جداگونه اومديم -

212
00:17:54,004 --> 00:17:56,455
!فوريت‌هاي پزشکي لازم دارم

213
00:18:01,094 --> 00:18:04,163
!فوريت‌هاي پزشکي! فوريت‌هاي پزشکي بيارين -
!بهش دست نزنيد -

214
00:18:12,222 --> 00:18:14,340
.اين احتمالاً نابهنگام بوده

215
00:18:16,343 --> 00:18:20,346
چي ديدي؟
.وقتي تويِ صحنه جرم بودي

216
00:18:22,566 --> 00:18:24,150
."هابز"

217
00:18:24,184 --> 00:18:25,651
تداعي ذهني؟

218
00:18:25,686 --> 00:18:27,203
.توهم

219
00:18:27,237 --> 00:18:30,072
.ديدم که "هابز" تو قبر يکي ديگه خوابيده

220
00:18:30,123 --> 00:18:33,142
به "جک" گفتي چي ديدي؟

221
00:18:33,176 --> 00:18:35,361
.نه

222
00:18:35,379 --> 00:18:37,880
.از رو استرس بوده

223
00:18:37,915 --> 00:18:39,582
.ارزش گزارش کردن نداره

224
00:18:39,633 --> 00:18:42,835
تو قربانيِ جنايت يه قاتل ديگه رو

225
00:18:42,869 --> 00:18:46,005
.با کسي که قطعاً قرباني خودت بوده جايگزين کردي

226
00:18:46,039 --> 00:18:48,374
.من "هابز" رو قرباني خودم نمي‌دونم

227
00:18:48,392 --> 00:18:52,028
پس چي ميدونيش؟

228
00:18:52,062 --> 00:18:54,096
.مُرده

229
00:18:57,384 --> 00:19:00,519
،حالا که خودت مرتکب قتل شدي

230
00:19:00,553 --> 00:19:03,055
تصوّر لذتي که يه نفر ديگه از قتل مي‌بره، سخت شده واست؟

231
00:19:17,170 --> 00:19:18,621
.دست ها

232
00:19:18,672 --> 00:19:22,875
چرا قاتل دست‌ها رو بيرون قبر گذاشته بود؟
تا دستاشون رو بگيره؟

233
00:19:22,909 --> 00:19:25,094
تا جوني که از بدن‌شون خارج ميشد رو حس کنه؟

234
00:19:25,128 --> 00:19:27,213
نه، اين از کسي که وقت ميذاره

235
00:19:27,214 --> 00:19:29,298
قرباني‌هاش رو در يک

236
00:19:29,349 --> 00:19:31,884
.خط صاف خاک کنه، بعيده
.اون معقول‌تر از اين حرفاست

237
00:19:31,918 --> 00:19:34,303
.روشون محصول کشت ميکرد -
.سعي داشته زنده نگه‌شون داره -

238
00:19:34,354 --> 00:19:36,305
.اون از طريق رگ بهشون غذا مي‌داده

239
00:19:36,356 --> 00:19:39,358
.امّا کشاورزت گذاشته محصولاتش بميرن
.فقط يکيشون نمُرده

240
00:19:39,393 --> 00:19:41,427
،خب، اوني هم که نمُرده الآن تو راهه بيمارستان ـه

241
00:19:41,445 --> 00:19:42,921
تازه اونا محصول نبودن، کود بودن

242
00:19:42,922 --> 00:19:44,397
.اجساد کاملاً پوشيده از قارچ بودن

243
00:19:44,431 --> 00:19:48,217
...ساختار ارتباط قارچ ها در ذهن انسان

244
00:19:48,251 --> 00:19:50,720
.پيچيده و پر از ابهامه

245
00:19:50,754 --> 00:19:55,157
پس شايد اون اين توانايي قارچ ها در برقراري ارتباط رو

246
00:19:55,208 --> 00:19:57,159
.به گونه‌ايي که مغز انسان نميتونه تحسين ميکرده

247
00:19:57,210 --> 00:19:59,962
.ذهنِ تو مي‌تونه

248
00:19:59,997 --> 00:20:02,965
،آره...درسته
.امّا نه فيزيکي

249
00:20:04,968 --> 00:20:07,219
کشاورزت دنبالِ همين بوده؟

250
00:20:07,254 --> 00:20:09,455
يه جور ارتباط؟

251
00:20:11,792 --> 00:20:13,793
.خدا نگهدار

252
00:20:23,136 --> 00:20:25,087
خانوم "کيمبل"؟ -
.بله -

253
00:20:25,122 --> 00:20:26,805
.عصرتون بخير
.لطفاً بفرماييد داخل

254
00:20:40,027 --> 00:20:41,495
،من

255
00:20:41,529 --> 00:20:44,164
.تا حالا پيش يه روانپزشک نرفته بودم

256
00:20:44,198 --> 00:20:47,751
،و متأسفانه من خيلي تو اين زمينه حساس هستم

257
00:20:47,802 --> 00:20:52,072
.بنابراين شما سومين دکتري هستين که باهاش مصاحبه مي‌کنم

258
00:20:52,106 --> 00:20:54,424
.يه جور مسابقه کيک پزي ـه

259
00:20:54,459 --> 00:20:56,593
.من طرفدار پر و پا قرص مسابقات کيک پزي ام

260
00:20:56,644 --> 00:20:58,711
.خيلي مهمه که بتوني روانشناسي که باهاش راحت باشي رو پيدا کني

261
00:20:58,730 --> 00:21:01,932
،الآن راحت ميتونم شما رو روانپزشک خودم بدونم

262
00:21:01,966 --> 00:21:03,934
.که خيلي هم خوبه

263
00:21:03,985 --> 00:21:06,087
اگه نتونم تحسم کنم که راحت از نظر احساسي

264
00:21:06,088 --> 00:21:08,188
حرفام رو بهتون ميزنم، ميتونه
.مشکل ساز بشه

265
00:21:08,222 --> 00:21:10,173
ميتونم ازت بپرسم چرا حالا؟

266
00:21:10,208 --> 00:21:12,559
ناراحت نمي‌شيد اوّل

267
00:21:12,577 --> 00:21:15,779
من جندتا سؤال ازتون بپرسم؟ -
.معلومه که نه -

268
00:21:15,813 --> 00:21:19,116
.خيلي خوشم مياد که شما مطالب بسياري در مورد محروميت اجتماعي نوشتين

269
00:21:19,167 --> 00:21:21,735
،از اونجايي که به همين دليل اينجام
...کنجکاو بودم که

270
00:21:21,769 --> 00:21:23,754
شما "فردي لوندز" هستين؟

271
00:21:27,809 --> 00:21:31,394
،اين کارتون خيلي غير اخلاقي ـه
.حتّي براي خبرنگاري که براي عوام مينويسه

272
00:21:31,429 --> 00:21:33,413
،من

273
00:21:33,431 --> 00:21:35,599
.خيلي خجالت زده شدم

274
00:21:37,602 --> 00:21:39,970
.متأسفم ولي بايد ازتون بخوام کيفتون رو بدين به من

275
00:21:40,004 --> 00:21:42,105
چي رو؟

276
00:21:42,140 --> 00:21:43,623
.کيفتون رو

277
00:21:43,658 --> 00:21:47,277
.لطفاً بدينش به من

278
00:21:47,311 --> 00:21:49,496
.ترجيح ميدم مجبور نشم به زور ازتون بگيرمش

279
00:21:52,266 --> 00:21:54,767
.ممنون

280
00:21:57,321 --> 00:21:59,906
.داشتم مکالمه خودمون رو ضبظ ميکردم

281
00:21:59,941 --> 00:22:02,392
صحبتاي خودمون رو؟
مکالمه من و خودتون رو؟

282
00:22:02,426 --> 00:22:04,277
.بله

283
00:22:04,295 --> 00:22:06,329
يعني مکالمه ديگه‌ايي رو ضبط نکردين؟

284
00:22:06,364 --> 00:22:07,864
.خير

285
00:22:09,867 --> 00:22:12,135
.شما اصرار خاصي خاصي داشتين جلسه‌تون تو اين ساعت برگزار بشه

286
00:22:12,170 --> 00:22:14,787
از کجا ميدونستين اين ساعت "ويل گراهام" اينجاست؟

287
00:22:14,806 --> 00:22:17,257
.احتمالاً صحبت‌هاتون با "ويل گراهام"رو هم ضبظ کردم

288
00:22:17,291 --> 00:22:19,259
من به اون سوال جواب ندادم . از کجا ميدونيد ؟

289
00:22:19,293 --> 00:22:22,479
.نميتونم به اون سوال جواب بدم

290
00:22:24,965 --> 00:22:27,167
. بيا . کنارم بشين

291
00:22:34,275 --> 00:22:36,910
مکالمه‌اي رو که ضبط کردي رو حذف کن

292
00:22:36,944 --> 00:22:40,113
رازداريِ دکتر و بيمار بايد دوطرفه باشه

293
00:22:42,116 --> 00:22:44,117
. حذفش کن ، لطفا

294
00:22:51,792 --> 00:22:55,428
"واقعاً رفتار بي‌شرمانه‌اي داشتيد "خانم لوندز

295
00:22:58,466 --> 00:23:01,218
بايد در اون مورد چيکار کنيم ؟

296
00:23:06,807 --> 00:23:09,809
"گوشت فيله، سِرو شده با ميوه‌هاي قرمزِ "کامبرلند

297
00:23:09,843 --> 00:23:12,229
آم، فيله . چه نوعيش ؟

298
00:23:12,280 --> 00:23:15,465
. خوک -
. بسيار عالي -

299
00:23:15,499 --> 00:23:19,519
من زياد موقعيتي برام پيش نمياد که
بخوام غذاي خونگي بخورم

300
00:23:19,537 --> 00:23:23,823
... من و همسرم هر دو کار ميکنيم و
هرچقدر هم که سعي کردم اينطوري نشه

301
00:23:23,857 --> 00:23:26,576
آخرش هم به مادرم وابسته شدم

302
00:23:26,627 --> 00:23:29,696
مادرتون آشپزي نمي‌کرد؟

303
00:23:29,714 --> 00:23:31,882
. ميکرد . ميکرد

304
00:23:31,916 --> 00:23:33,416
. فقط آرزو ميکردم که اينکارو نميکرد

305
00:23:33,467 --> 00:23:35,502
يک غذايي بود

306
00:23:35,536 --> 00:23:37,870
که درست ميکرد و دوست داشت اسمش رو
رشته‌ي شرقي" صدا کنه"

307
00:23:37,889 --> 00:23:42,259
، اسپاگتي ، سُسِ سويا
تيکه‌هاي گوشت ، و چيز‌هاي ديگه

308
00:23:42,310 --> 00:23:44,895
مثل يک بچه نحيف و لاغر بزرگ شدم

309
00:23:44,929 --> 00:23:47,063
خب دفعه‌ي بعد همسرت رو هم بيار

310
00:23:47,098 --> 00:23:50,016
دوست دارم هر دو رو مهمان شام کنم

311
00:23:50,050 --> 00:23:51,735
. ممنون

312
00:23:51,769 --> 00:23:53,386
. هممم

313
00:23:53,404 --> 00:23:56,940
"دوست داشتنيه . خب ، چرا فکر ميکني "ويل گراهام

314
00:23:56,991 --> 00:23:58,909
براي ديدنت برگشت ؟ -
مطمئنم که -

315
00:23:58,943 --> 00:24:01,778
اون به يک پشتيبان براي افکارش احساس نياز ميکنه

316
00:24:01,829 --> 00:24:03,780
تا بتونه به شما تو صحنه‌هاي جرم کمک کنه

317
00:24:03,831 --> 00:24:05,782
"خب ، فکر ميکنم که يکي مثل "ويل گراهام

318
00:24:05,833 --> 00:24:07,784
ميدونه دقيقا توي ذهنش چه اتفاقاتي ميوفته

319
00:24:07,835 --> 00:24:10,120
بخواطرِ همين هست که نميخواد کسِ ديگه‌اي ازشون
سر در بياره

320
00:24:10,171 --> 00:24:12,956
معمولا از پوني‌هاي آسيب ديده توي استبلت استفاده نمي‌کني؟
( منظور نيرو‌هاي آسيب‌پذير در تيم عملياتي جک هست )

321
00:24:12,990 --> 00:24:15,625
فکر ميکني که "ويل گراهام" يک پوني آسيب‌ديده ‌اس ؟
( پوني=اسب پاکوتاه - اينجا منظور فرد آسيب‌پذيره )

322
00:24:15,676 --> 00:24:18,578
فکر ميکنم شما هم فکر ميکني "ويل" يک
پوني آسيب ديده‌اس

323
00:24:18,596 --> 00:24:20,430
تا حالا يک پوني رو از دست دادي جک ؟

324
00:24:20,464 --> 00:24:22,933
اگر منظورت اينه که تابحال شده که

325
00:24:22,967 --> 00:24:26,102
، کسي رو توي عمليات از دست بدم
جوابش بله است . چطور ؟

326
00:24:26,137 --> 00:24:28,888
ميخوام بفهمم که چرا انقدر روي "ويل" حساس هستي

327
00:24:28,923 --> 00:24:30,674
چونکه به اون اعتماد نداري يا چونکه

328
00:24:30,675 --> 00:24:32,425
از اينکه پوني ديگه‌اي رو از دست بدي هراس داري؟‌

329
00:24:32,443 --> 00:24:36,279
. من دوره‌هاي روانکاويم رو گذروندم

330
00:24:36,314 --> 00:24:39,065
. نه توسط من

331
00:24:39,099 --> 00:24:42,369
. تو درباره‌ي مادرت بهم گفتي
چرا ديگه چيزي نميگي‌؟

332
00:24:46,123 --> 00:24:49,709
. اوه ، عاليه . خيلي خب

333
00:24:53,947 --> 00:24:55,615
- Untranslated subtitle -

334
00:25:04,558 --> 00:25:06,760
چي جذبش شده بود ؟ -
يک ترکيب بسيار غليظ از -

335
00:25:06,794 --> 00:25:09,262
تيکه‌هاي چوب ، روزنامه‌ي خورد شده
و مدفوعِ خوک

336
00:25:09,296 --> 00:25:11,431
بسيار مناسب براي رشدِ قارچ و کپک

337
00:25:11,465 --> 00:25:13,433
با اينکه بخواطر قارچ ها نمردند

338
00:25:13,467 --> 00:25:16,135
. همه‌شون بخواطر برداشته شدن کليه مردن
. تو تمام بافت‌هاشون مواد قندي پيدا شده

339
00:25:16,153 --> 00:25:18,638
احتمالا نوعي دياليز کرده يا اينکه مايعات رو

340
00:25:18,656 --> 00:25:21,107
بعد از اينکه سيستم گردش خون از کار افتاده
بهشون پمپاژ کرده

341
00:25:21,141 --> 00:25:23,109
به زور بهشون آبِ قند داده ؟

342
00:25:23,143 --> 00:25:26,112
ميدوني کيا عاشق آبِ قندَن ؟
. قارچ‌ها . براش ميميرن

343
00:25:26,146 --> 00:25:27,881
. الکلي‌هايي که بازپروري ميکنن
اون‌ها به قند نياز دارن

344
00:25:27,882 --> 00:25:29,616
اوه به خودت نگيري رفيق

345
00:25:29,650 --> 00:25:32,202
. (من که بازپروري نميکنم (از مصرف الکل -
رسوندن قند به قارچ‌ها -

346
00:25:32,253 --> 00:25:35,064
تو بدنت باعت ميشه که قارچ‌ها الکل درست کنن

347
00:25:35,065 --> 00:25:37,874
خب يه طوري انگار اين به اون ميرسه و
اون به اين

348
00:25:37,925 --> 00:25:42,178
فقط آدم‌هاي الکلي نيستند که سيستم درون‌ريز سازش‌کاري دارند

349
00:25:42,213 --> 00:25:44,798
همه‌شون بخواطر از دست دادن کليه مردن ؟

350
00:25:44,832 --> 00:25:46,783
. اوهم

351
00:25:46,817 --> 00:25:48,835
. مرگ به علت کتون‌زايي ديابتيک

352
00:25:48,853 --> 00:25:52,138
ميدونستيد که ديابتي هستن ؟ -
نميدونستيم که -

353
00:25:52,172 --> 00:25:54,724
. ديابتي بودن -
. نه ، همه‌شون ديابتي بودن -

354
00:25:54,775 --> 00:25:57,143
اون اونها رو به يک کما ميبره و ميذارشون
توي زمين

355
00:25:57,177 --> 00:25:59,679
اون چطور اونها رو به کماي ديابتي ميبره ؟

356
00:25:59,697 --> 00:26:01,681
. با عوض کردن داروهاشون
پس اون يک دکتره يا يک داروساز

357
00:26:01,699 --> 00:26:04,317
يا اينکه توي يک سرويس پزشکي کار ميکنه

358
00:26:04,351 --> 00:26:06,319
اون اونهارو دفن کرد، بهشون قند
ميده تا زنده بمونن

359
00:26:06,353 --> 00:26:08,688
به قدري که سيستم گردش خونشون همه‌ قند‌هارو جذب کنه

360
00:26:08,706 --> 00:26:12,242
! تا بتونه قارچ هارو تغذيه کنه -
. ما باغچه قارچ اون رو کنديم -

361
00:26:12,293 --> 00:26:14,294
آره ، اون حالا ميخواد يک نوشو بکاره

362
00:26:24,722 --> 00:26:27,424
من براي نسخه‌ي "گرچن اسپک" اومدم

363
00:26:27,475 --> 00:26:29,426
... "گرچن اسپک"

364
00:26:29,477 --> 00:26:31,394
. "هارويتز" -
. "اوه ، فقط "اسپک -

365
00:26:31,429 --> 00:26:34,881
ما طلاق گرفتيم . اسمم رو عوض کردم

366
00:26:34,899 --> 00:26:37,216
. انسولين -
. بله -

367
00:26:39,219 --> 00:26:43,055
... اوه . اوه ، اين اشتباهه . فقط

368
00:26:43,074 --> 00:26:45,608
. اوه اوه -
. نه ، نه ، مشکلي نيست -

369
00:26:45,659 --> 00:26:47,410
. يک لحظه فقط

370
00:26:52,249 --> 00:26:54,400
. بفرماييد

371
00:26:54,418 --> 00:26:56,953
ممکنه اينجارو امضا کنيد ؟

372
00:27:02,793 --> 00:27:07,046
و اين آدرس دقيقتون هست ؟
بله

373
00:27:07,080 --> 00:27:09,432
. ممنونم -
ممنونم -

374
00:27:18,101 --> 00:27:19,317
"خانم جيمز"

375
00:27:20,376 --> 00:27:22,961
ممکنه اينجارو امضا کنيد لطفا ؟

376
00:27:29,251 --> 00:27:30,602
. ممنونم

377
00:27:34,774 --> 00:27:38,343
اون دهمين بيمار ديابتي هست که بعد از اينکه

378
00:27:38,377 --> 00:27:40,445
درخواستش براي انسولين رو پر کرده ناپديد شده

379
00:27:40,480 --> 00:27:42,464
دوميش هم از اين آدرس ناپديد شده

380
00:27:42,498 --> 00:27:45,283
و هشت تاي بقيه ؟ -
از بقيه‌ي بخش‌ها . يکي داروساز -

381
00:27:45,318 --> 00:27:47,819
. که به همه بخش ها دسترسي داشته -
کارمند موقت ؟ -

382
00:27:47,870 --> 00:27:50,822
کارمندي موقتا اينجاست . هنوز توي محلِ کارشه

383
00:27:55,127 --> 00:27:58,780
همگي لطفا هر کاري که ميکنيد از دست برداريد

384
00:27:58,798 --> 00:28:02,250
!‌و دست‌هاتون رو بالا ببريد

385
00:28:02,284 --> 00:28:04,586
. "مامور ويژه "جيک کرافورد
کدوم يکي از شما

386
00:28:04,620 --> 00:28:06,087
الدون استامتز" ؟"

387
00:28:06,121 --> 00:28:08,089
الدون" الان اينجا بود"

388
00:28:08,123 --> 00:28:10,959
. همين الان -
...ماشينش هنوز -

389
00:28:10,977 --> 00:28:13,795
توي پارکينگه ؟

390
00:28:13,813 --> 00:28:15,814
! ماشينش

391
00:28:17,934 --> 00:28:19,734
. باتونت رو بده

392
00:28:29,311 --> 00:28:31,279
! آخ

393
00:28:38,704 --> 00:28:40,672
! اون زنده‌است

394
00:28:43,342 --> 00:28:44,993
!کمک‌هاي اوليه ! سريع

395
00:28:52,051 --> 00:28:54,686
، خيلي خب. ما اسمش رو ميدونيم

396
00:28:54,720 --> 00:28:57,639
، آدرسش رو داريم
. ماشينش رو هم داريم

397
00:28:57,673 --> 00:28:59,774
جک . ما الان تاريخچه مرورگر اينترنتش رو چک کرديم

398
00:28:59,809 --> 00:29:02,027
دلم ميخواد اين خبر رو بشنوم ؟

399
00:29:02,061 --> 00:29:06,014
نه . و آره ، اما بيشترش نه

400
00:29:09,735 --> 00:29:12,537
. "فردي لوندز" -
TattleCrime.com -

401
00:29:12,572 --> 00:29:16,024
فقط دنبال جنايت‌کاران رواني نيست FBI
بلکه از آنها براي عمليات خود هم

402
00:29:16,058 --> 00:29:18,743
استفاده ميکنند. پرداخت سود و مزايا به اين اميد که

403
00:29:18,778 --> 00:29:23,748
...بتوانند از يک ذهن آشفته استفاده کنند -
ادامه بده -

404
00:29:23,799 --> 00:29:26,484
. "درباره "ويل‌ـه -
. ادامه بده -

405
00:29:26,519 --> 00:29:28,837
"... از يک ذهن آشتفه براي گرفتن "

406
00:29:28,871 --> 00:29:31,590
. وارد خيلي از جزييات شده
. حرومزاده

407
00:29:49,775 --> 00:29:52,277
. "شما شرور هستيد "خانم لوندز

408
00:29:58,167 --> 00:30:01,086
کيه ؟

409
00:30:03,238 --> 00:30:06,291
کيه ؟

410
00:30:09,078 --> 00:30:11,630
! آه

411
00:30:19,271 --> 00:30:22,140
. پاکه

412
00:30:24,593 --> 00:30:27,312
، "ممنونم بابت نمايش خيره‌ کننده‌تون مامور "کرافورد

413
00:30:27,363 --> 00:30:29,731
ولي شما نميتونيد من رو بخواطر نوشتن يک مقاله
دستگير کنيد

414
00:30:29,765 --> 00:30:31,900
شما بدون مجوز وارد يک صحنه جنايت پليس شديد

415
00:30:31,934 --> 00:30:34,936
. يک کاراگاه همراهيم کرد -
! با اطلاعات غلط -

416
00:30:34,970 --> 00:30:36,938
. براي مجوز کافيه

417
00:30:36,956 --> 00:30:39,407
. شما به يک مامور پليس دروغ گفتي

418
00:30:39,441 --> 00:30:42,627
. نميتونيد من رو بخواطر دروغ دستگير کنيد

419
00:30:46,782 --> 00:30:49,501
همه‌ي اون اطلاعات رو از يک کاراگاه محلي بدست آوردي؟

420
00:30:53,506 --> 00:30:55,640
خيلي حرف درباره‌ي مَردت "گراهام" ميزنن

421
00:30:55,675 --> 00:30:58,677
نيازي نيست به رقابتي که براي دستگير کردن
هست اشاره کنم

422
00:30:58,711 --> 00:31:01,846
يک کاراگاه محليِ پليس که دنبال نخود سياهه

423
00:31:01,897 --> 00:31:03,848
و اف‌بي‌آي که ممکنه يه کمي نيروي‌ کمکي داشته باشه

424
00:31:03,899 --> 00:31:06,151
. ظاهرا که داشت-
. حتما داشت -

425
00:31:06,185 --> 00:31:09,137
ميدوني ، بخواطر زمان بدي که مقاله‌ات رو منتشر کردي
باعث شد که

426
00:31:09,155 --> 00:31:11,156
. يک قاتل بتونه فرار کنه

427
00:31:14,810 --> 00:31:17,278
. تو توي مينسوتا بودي

428
00:31:17,313 --> 00:31:20,481
. تو توي "لونه‌ي سنگ‌چشم‌" بودي
ميدوني از کجا ميدونم ؟

429
00:31:20,499 --> 00:31:22,867
چونکه يک تار مو ازين ها رو جا گذاشته بودي

430
00:31:22,918 --> 00:31:24,869
تو يک صحنه‌ي جرم رو خراب کردي

431
00:31:24,904 --> 00:31:27,205
، درست مثل هرجايي که تو ميري
. صحنه هاي جرم رو خراب ميکني

432
00:31:27,256 --> 00:31:30,041
. اين اختلال در اجراي قانونِ
من ميتونم تو رو متهم کنم

433
00:31:30,092 --> 00:31:32,844
بخواطر اختلال در اجراي قانون

434
00:31:32,878 --> 00:31:36,347
ممنون ميشم که اينکارو نکني

435
00:31:36,382 --> 00:31:38,516
تو ديگه يک کلمه هم در مورد "ويل گراهام" نمينويسي

436
00:31:38,551 --> 00:31:40,501
. تا من مجبور نباشم اينکارو کنم

437
00:31:50,529 --> 00:31:52,947
. تو ازم استفاده کردي

438
00:33:00,316 --> 00:33:02,618
"اون و مادربزرگ با هم صحبت کردند"

439
00:33:02,619 --> 00:33:04,919
پير زن گفت

440
00:33:04,954 --> 00:33:07,789
به نظر اون ، اروپا کاملا

441
00:33:07,823 --> 00:33:09,941
...مقصره که اوضاع به اين صورتِ. اون گفت

442
00:33:09,975 --> 00:33:11,476
چي داري ميخوني؟

443
00:33:16,832 --> 00:33:19,433
"فلانري او کانر"

444
00:33:19,451 --> 00:33:21,870
وقتي که همسن آبيگيل بودم

445
00:33:21,904 --> 00:33:23,955
وسواسي شده بودم . حتي سعي کردم
که طاووس پرورش بدم

446
00:33:23,989 --> 00:33:26,741
. چونکه اون طاووس پرورش داد

447
00:33:26,775 --> 00:33:29,661
ولي ... اونها واقعا پرنده‌هاي خنگي بودن

448
00:33:31,664 --> 00:33:33,715
ممکنه براي يک قاتل مشغول خوندن کتاب باشي

449
00:33:33,749 --> 00:33:38,436
تا قبل از اينکه جرمش اثبات بشه يک بيگناهه

450
00:33:38,470 --> 00:33:40,672
دارم موضوعِ اين رو پيش ميکشم که

451
00:33:40,723 --> 00:33:45,593
رو هر چيز که فکر کني ، همون رو بدست مياري

452
00:33:45,627 --> 00:33:48,263
. اوه ، اون

453
00:33:48,297 --> 00:33:50,265
جک تورو فرستاده ؟

454
00:33:50,299 --> 00:33:53,535
. نه ، خودم اومدم

455
00:33:55,604 --> 00:34:00,258
فکر نمي‌کنم تاحالا شده باشه که من و تو توي
يک اتاق تنها شده باشيم . شديم ؟

456
00:34:00,292 --> 00:34:03,261
من که متوجه نشدم . شديم ؟

457
00:34:03,295 --> 00:34:07,148
هر چند که الان هم کاملا تنها نيستيم

458
00:34:07,166 --> 00:34:09,751
آره ، درسته

459
00:34:09,785 --> 00:34:13,838
قضيه‌ي جنايت جک کراوفورد -
. حتما يک تصويري ميسازه -

460
00:34:13,873 --> 00:34:16,124
لازم نيست درموردش صحبت کنيم

461
00:34:16,158 --> 00:34:18,676
اگر دلت نميخواد -
نه ، نه ،‌ميتونيم راجع بهش صحبت کنيم -

462
00:34:18,711 --> 00:34:22,213
يا اينکه در مورد هرچيزي که تو نخواهي حرف نزنيم

463
00:34:25,684 --> 00:34:27,668
... راستش من

464
00:34:27,686 --> 00:34:30,671
من داشتم از داستاني که ميخوندي لذت ميبردم

465
00:34:33,726 --> 00:34:37,061
آبيگل هابز" براي تو يک موفقيته"

466
00:34:42,201 --> 00:34:45,486
ولي شبيه يک موفقيت نيست

467
00:34:45,520 --> 00:34:48,706
دلت براي خودت نسوزه

468
00:34:48,741 --> 00:34:52,026
. چونکه تو جون اين دختر رو نجات دادي -
. نميسوزه -

469
00:34:52,044 --> 00:34:55,880
من اصلا دلم براي خودم نميسوزه

470
00:34:55,915 --> 00:34:59,067
... حس ميکنم که

471
00:34:59,101 --> 00:35:01,052
... که

472
00:35:01,086 --> 00:35:02,754
... حســِ

473
00:35:06,442 --> 00:35:08,259
. خوبيه

474
00:35:48,250 --> 00:35:49,735
نميدونم نصف اون اطلاعات رو که از طرف من نبوده

475
00:35:49,736 --> 00:35:51,219
رو از کجا اوردي

476
00:35:51,253 --> 00:35:53,604
شايد يک سري نتيجه گيري ها کرده باشم

477
00:35:53,639 --> 00:35:56,307
اونها فکر ميکنند که من بهت گفتم همه‌اش رو

478
00:35:56,358 --> 00:35:58,309
. اونها مارو ديدن که حرف ميزديم

479
00:35:58,360 --> 00:36:01,646
فکر ميکنند که تقصير منه که "استامتز" فرار کرده

480
00:36:01,697 --> 00:36:04,148
. متاسفم که باعث اخراج شدنت شدم -
. من اخراج نشدم -

481
00:36:04,199 --> 00:36:06,951
.تعليق شدم -
. اونها اخراجت ميکنند -

482
00:36:06,986 --> 00:36:09,120
جک کرافورد" حتما اينکارو ميکنه"

483
00:36:09,154 --> 00:36:10,905
... تو

484
00:36:10,939 --> 00:36:14,275
تو انگشت تو لونه‌ي زنبور کردي و من کسي هستم
که بجاش نيش ميخورم

485
00:36:14,293 --> 00:36:17,745
اگر بخواهي ميتونم بهت کمک کنم که کار پيدا کني

486
00:36:17,779 --> 00:36:20,715
يک سري افراد رو تو"امنيت خصوصي" ميشناسم

487
00:36:22,718 --> 00:36:25,253
اولين پليسي نيستم که باعث اخراجش شدي

488
00:36:25,287 --> 00:36:27,588
. ضمانت ميکنم که حقوق بهتري بهت بدن
، به زودي

489
00:36:27,622 --> 00:36:29,974
. ازم تشکر خواهي کرد

490
00:36:32,461 --> 00:36:34,962
. من مقاله‌ات رو خوندم

491
00:36:34,980 --> 00:36:37,982
. در مورد "ويل گراهام" بهم بگو

492
00:36:50,375 --> 00:36:53,327
. هي جک

493
00:36:53,378 --> 00:36:55,946
خانم لوندز" ؟"

494
00:36:55,964 --> 00:36:59,950
. ازينجا بريد افسر
خانم لوندز" ، حالتون خوبه ؟"

495
00:36:59,968 --> 00:37:01,752
ويل گراهام" کجاست ؟"

496
00:37:01,786 --> 00:37:03,754
ما يک شاهد براي قتل داريم

497
00:37:03,788 --> 00:37:05,789
. نيازي به " ويل گراهام " نداريم
. نه ، براي اين نپرسيدم

498
00:37:07,792 --> 00:37:09,927
! يک نفر براي من " ويل گراهام " رو پيدا کنه

499
00:37:09,961 --> 00:37:12,646
اين بخواطر "ويل‌ــه" ؟
اون درمورد افرادي حرف ميزد که

500
00:37:12,680 --> 00:37:15,649
. همون خصوصيات‌هاي کپک هارو داشتند حرف ميزد
استاتمتز ؟

501
00:37:15,683 --> 00:37:19,135
افکاري که از ذهني به ذهن ديگه‌اي جهش پيدا مي‌کنند
دگرگون ميشن . تکامل پيدا ميکنند

502
00:37:19,154 --> 00:37:21,573
خب ، اون از "ويل گراهام" چي ميخواست؟

503
00:37:21,574 --> 00:37:23,991
. کسي که اون رو درک کنه

504
00:37:24,025 --> 00:37:26,977
حق با "گراهام" بود . "استاتمتز" دنبال ارتباط برقرار کردنه

505
00:37:26,995 --> 00:37:28,662
چي بهش گفتي ؟

506
00:37:30,665 --> 00:37:32,315
بايد بدونم

507
00:37:32,333 --> 00:37:35,786
تو چي درمورد "ويل گراهام" به
الدون استاتمتز" گفتي؟"

508
00:37:35,820 --> 00:37:37,788
در مورد "هابز" بهش گفتم

509
00:37:37,822 --> 00:37:40,023
چي بهش گفتي ؟

510
00:37:40,058 --> 00:37:42,476
. همه چيز رو

511
00:37:42,510 --> 00:37:45,712
اون ميخواد به "ويل گراهام" کمک کنه تا
به "آبيگل هابز" ارتباط برقرار کنه

512
00:37:45,763 --> 00:37:48,131
. ميخواد دفنش کنه

513
00:37:49,851 --> 00:37:51,852
. ببخشيد

514
00:38:17,829 --> 00:38:19,796
سلام ؟
سلام ، بيمارستاني ؟

515
00:38:19,831 --> 00:38:21,798
. آره هستم

516
00:38:44,022 --> 00:38:47,324
اون کجاست؟ آبيگل هابز ، دختر اتاق 408. اون کجاست؟

517
00:38:47,358 --> 00:38:49,443
. براي آزمايش بردنش -
کي بردش ؟ -

518
00:38:49,494 --> 00:38:52,062
کي بردش ؟ -

519
00:39:05,843 --> 00:39:07,911
! هي

520
00:39:25,596 --> 00:39:28,115
ميخواستي باهاش چيکار کني ؟

521
00:39:28,149 --> 00:39:30,784
. ما همه‌مون از ميسيليوم ها شکل گرفتيم
( ميسيليوم : به توده‌اي از نخينه‌هاي قارچ‌ها گفته ميشود )

522
00:39:30,818 --> 00:39:32,803
من فقط اونهارو به حقيقت‌شون برميگردوندم

523
00:39:32,837 --> 00:39:34,755
با زنده به گور کردنش ؟

524
00:39:34,789 --> 00:39:37,157
خبرنگارـه گفت که تو من رو درک ميکني

525
00:39:37,208 --> 00:39:38,992
. نميکنم

526
00:39:39,043 --> 00:39:41,712
. خب ، بايد بکني

527
00:39:41,746 --> 00:39:44,214
. بايد بکني

528
00:39:44,248 --> 00:39:46,383
اگر توي يک زمين ميسيليوم قدم بزني

529
00:39:46,417 --> 00:39:48,635
. اونها ميدونند که تو اونجايي
. اونها ميدونند که تو اونجايي

530
00:39:48,670 --> 00:39:53,223
هر قدمي که برميداري هاگ‌ها به ميخوان بهت برسن

531
00:39:55,677 --> 00:39:58,595
. من ميدونم تو به کي ميخواهي برسي
. ميدونم

532
00:39:58,629 --> 00:40:01,181
. آبيگل هابز

533
00:40:01,232 --> 00:40:03,567
و بايد بهم اجازه بدي تا اون رو بکارم

534
00:40:03,601 --> 00:40:06,236
و اون رو توي زمين پيدا کني

535
00:40:06,270 --> 00:40:09,072
جايي که اون بالاخره ميتونه بهت برسه

536
00:40:13,194 --> 00:40:15,996
وقتي که داشتي به "الدون ‌استاتمتز" شليک ميکردي

537
00:40:16,030 --> 00:40:17,998
چه کسي جلوي چشمت بود ؟

538
00:40:18,032 --> 00:40:22,002
. من "هابز" رو نديدم

539
00:40:22,036 --> 00:40:25,172
پس اين روحِ "هابز" نيست که دنبالته،هست ؟

540
00:40:25,206 --> 00:40:28,008
چاره اي جز اين نيست

541
00:40:28,042 --> 00:40:32,012
آدمِ بَدي باشه که کشتنش حس خوبي بده

542
00:40:32,046 --> 00:40:34,164
. کشتنِ "هابز" هم همين حس رو داشت

543
00:40:36,517 --> 00:40:38,501
... براي همين اينجايي

544
00:40:38,519 --> 00:40:40,871
تا به خودت ثابت کني که حس خوبي که داري

545
00:40:40,905 --> 00:40:43,206
از نجات دادن "آبيگل" هست ؛ نه
از کشتن پدرش

546
00:40:43,241 --> 00:40:47,711
من وقتي که به "الدون استاتمتز" شليک ميکردم
اون حس رو نداشتم

547
00:40:47,745 --> 00:40:50,063
. تو "الدون استاتمتز" رو نکشتي

548
00:40:54,569 --> 00:40:57,704
. در موردش فکر کردم

549
00:40:57,739 --> 00:41:00,707
هنوز مطمئن نيستم که ميلم اين بود که

550
00:41:00,742 --> 00:41:02,876
. ماشه رو بکشم

551
00:41:02,910 --> 00:41:05,062
اگر ميلت به کشتن اون بود

552
00:41:05,096 --> 00:41:08,382
اينه که ميفهمي چرا کارهايي که رو که انجام داد
رو انجام ميداد

553
00:41:08,416 --> 00:41:12,502
... در نوع خودش زيباست

554
00:41:12,536 --> 00:41:16,239
که به چيز‌هايي که نميشه برزبان آورد صدا ببخشي

555
00:41:16,274 --> 00:41:20,010
بايد به همون تعمير موتور قايق توي "لوئيزانيا" ميچسبيدم

556
00:41:20,044 --> 00:41:25,015
يک موتور قايق يک ماشين هست ، يک
مساله‌ي قابل پيش بيني و با راه حل آسون

557
00:41:25,049 --> 00:41:28,185
اگر شکست بخوري ، پارو هست. ولي پارو‌ي تو
با قضيه "هابز" کجاست ؟

558
00:41:28,219 --> 00:41:32,388
. تو قراره پاروي من باشي -
. هستم -

559
00:41:32,407 --> 00:41:37,043
کشتن "هابز" نبود که تورو زمين زد ؛ درسته ؟

560
00:41:39,063 --> 00:41:43,467
انقدر حس بدي داري که کشتن اون بهت
حس خوبي ميداد ؟

561
00:41:45,453 --> 00:41:47,570
. من کشتن "هابز" رو دوست داشتم

562
00:41:51,909 --> 00:41:54,694
... کشتن بايد براي خدا هم لذت بخش باشه

563
00:41:54,729 --> 00:41:57,214
. اون هميشه اينکارو ميکنه

564
00:41:57,248 --> 00:41:59,800
و آيا ما از تصور اون شکل نگرفتيم ؟

565
00:41:59,851 --> 00:42:03,370
. بستگي داره که از کي بپرسي

566
00:42:03,404 --> 00:42:05,889
خدا هراس برانگيزه

567
00:42:05,923 --> 00:42:08,725
اون سقف يک کليسا رو روي سر 34 نفر
خراب ميکنه

568
00:42:08,759 --> 00:42:11,945
چهارشنبه گذشته توي تکزاس
وقتي که داشتن آمين ميگفتن

569
00:42:11,979 --> 00:42:14,748
و آيا خدا حس خوبي از اينکار داشت ؟

570
00:42:16,767 --> 00:42:18,468
اون حس قدرت داشت

571
00:42:20,485 --> 00:42:26,535
<font color="#ff8000">:تــرجــمـه و تـنــظيـم
«S@eideH» و سعيده «Don Slayer» محمدرضا

572
00:42:27,536 --> 00:42:30,536
<font color="#3399FF">:.:www.9movie.ir:.:</font>
<font color="#00ff00">TvCenter.Cc</font>

