1
00:00:01,323 --> 00:00:05,466
.در مورد مادرت بهم بگو -
."تکنيک روانپزشکي خوبي نيست، "دکتر لِکتِر -

2
00:00:06,140 --> 00:00:07,675
مثل ميوه اي ميمونه که تو فاصله
.کمي از زمين معلق شده
يعني چيزي که ميخواي بدوني)
(اهميت خاصي نداره

3
00:00:08,785 --> 00:00:11,007
شکّم به اينه که اين ميوه رو
.يه شاخه بلند باشه
يعني ممکنه مشکلت ريشه)
(درازتري داشته باشه

4
00:00:11,681 --> 00:00:14,202
.جايي که دست يافتن بهش خيلي سخته -
.درست مثل مادرم -

5
00:00:15,300 --> 00:00:18,477
.هيچوقت نشناختمش -
.نقطه جالبي براي شروعه -

6
00:00:20,717 --> 00:00:23,362
،تو در مورد مادرت بهم بگو
.بيا از اينجا شروع کنيم

7
00:00:25,758 --> 00:00:28,004
پدر و مادر من هردوشون وقتي
.من خيلي کوچيک بودم، مُردن

8
00:00:28,903 --> 00:00:33,242
تو يه جاي يتيم خونه مانند بزرگ شدم تا اينکه
.وقتي 16 سالم بود عموم "روبرتوس" قيّم من شد

9
00:00:34,016 --> 00:00:36,370
تو زمينه بزرگ شدن تو يتيم خونه
.با "ابيگيل هابز" مشترکيد

10
00:00:36,495 --> 00:00:39,831
فکر کنم خواهي فهميد که من و تو
.تو يه چيز بزرگ با "ابيگيل" مشترکيم

11
00:00:41,304 --> 00:00:44,348
اون تا همين الآنشم ثابت کرده که
.تو زمينه رواني استعداد و سابقه داره

12
00:00:46,645 --> 00:00:49,940
،يه چيز خيلي غريبي در مورد خونواده وجود داره

13
00:00:50,339 --> 00:00:52,485
درست مثل يه نوع بيماري که يه جاي
.خوب واسه خودش دست و پا کرده باشه

14
00:00:53,359 --> 00:00:55,955
.من هيچوقت به مفهومش متصل نشدم
(درک درستي ازش پيدا نکردم)

15
00:00:56,503 --> 00:00:59,473
من پدرمو از کشتي سازي هاي

16
00:00:59,873 --> 00:01:04,116
بيلوکسي" و "گرينويل"، تا قايق هاي"
.رودخونه ايِ توي "ايري" دنبال کردم
(خيلي سعي کردم خودِ واقعيم رو بشناسم)

17
00:01:04,814 --> 00:01:07,735
،ولي هميشه همون پسر جديده تو مدرسه بودي
.هميشه اون غريبهه بودي
(يعني هيچوقت نتونستي خودتو درست بشناسي)

18
00:01:07,860 --> 00:01:09,570
.هميشه

19
00:01:10,306 --> 00:01:12,078
.تو يه خونواده براي خودت ساختي

20
00:01:13,176 --> 00:01:16,870
من فقط يه خونواده از ولگردها رو
،دور هم جمع کردم
(اشاره به گربه هاي توي خونه ـَش)

21
00:01:17,444 --> 00:01:20,364
و از تو به خاطر اينکه وقتي من خونه
.نبودم، بهشون غذا دادي ممنونم

22
00:01:23,085 --> 00:01:24,835
.البته منظور من "ابيگيل" بود

23
00:01:28,588 --> 00:01:33,842
داره نوعي غذا رو معرفي ميکنه و)
(يه کم هم در موردش اغراق ميکنه

24
00:01:36,463 --> 00:01:38,849
تو قول داده بودي همسرتو
.واسه شام مياري

25
00:01:38,974 --> 00:01:41,380
خُب اول از همه بايد وضع بينمون يه کم
بهتر بشه، نميتونيم بذاريم شما به خاطر

26
00:01:41,505 --> 00:01:44,250
.مشکلات نظامي(!) اي که بين ما هست، اذيت بشيد
يعني مشکلشون انقدر جديه که دعواي شديد)
(بينشون به راه ميُفته

27
00:01:45,349 --> 00:01:47,720
الآن من ميخوام چي بخورم؟ -
(اين غذا چي هست؟)
.گوشت) خرگوش) -

28
00:01:47,845 --> 00:01:51,070
.(!)بايد سريعتر ميپريد -
(يعني چون کُند بوده گير افتاده)
.آره، بايد سريعتر ميبود -

29
00:01:53,885 --> 00:01:56,780
.اما خوشبختانه به خاطر ما اينطور نبوده -
.ممم ممم -

30
00:01:59,994 --> 00:02:03,165
.دوستمون، "ويل" امروز غيرعادي به نظر ميرسه

31
00:02:03,290 --> 00:02:06,538
ما نميدونيم کابوس ها دارن
.با "ويل" چيکار ميکنن

32
00:02:08,735 --> 00:02:11,173
اون هنوز به "ابيگيل هابز" به عنوان يه
.شريک جرم تو جنايت هاي پدرش مظنونه

33
00:02:11,298 --> 00:02:14,375
،شايد کابوس هايي که "ويل" ميبينه

34
00:02:14,849 --> 00:02:16,929
.دارن بهش ميگن که در مورد اون اشتباه ميکرده
("ابيگيل")

35
00:02:17,054 --> 00:02:19,217
.بچه ها ما رو به بچگي هامون ميبرن

36
00:02:20,041 --> 00:02:23,310
شايد "ويل" احساس ميکنه زندگي در کنار
.پليس فدرال يا بهتر بگيم در کنار تو سخته

37
00:02:23,785 --> 00:02:25,931
اون زندگي آسونتري تو
.کشتي سازي ها با پدرش داشته

38
00:02:26,555 --> 00:02:29,800
اون زندگي واسش مثل يه
.مرهم تو زمان هاي سخته

39
00:02:31,547 --> 00:02:33,269
."اون يه مرهم نياز داره، "جَک
(بايد زندگي آسونتري داشته باشه)

40
00:02:57,640 --> 00:03:01,359
<font color="#FFA500">explosiveskull شروين</font><font color="#40bfff">:ترجمه از</font>
<font color="#FFE10F">www.explosiveskull.ir</font>

