1
00:00:04,109 --> 00:00:06,590
.عصر بخير "ويل"، لطفاً بيا تو

2
00:00:08,837 --> 00:00:12,186
ببينم، کريسمس زودتر از راه رسيده، يا چي؟
(به خاطر کادو اينو گفت)

3
00:00:14,269 --> 00:00:16,684
.اون واسه "ابيگيل" بود -
بود؟ -

4
00:00:16,809 --> 00:00:20,629
فکر ميکردم بهتر از اين بشه، فکرم متمرکز
.نبود، وقتي اينو خريدم ناراحت بودم

5
00:00:21,361 --> 00:00:22,857
.(!)شايد هنوزم باشم

6
00:00:23,865 --> 00:00:26,257
اين چيه؟ -
.يه ذره بين -

7
00:00:26,569 --> 00:00:28,227
.گيره طعمه قلاب ماهيگيري

8
00:00:31,069 --> 00:00:32,926
،پس داشتي بهش ماهيگيري ياد ميدادي

9
00:00:33,574 --> 00:00:37,823
.پدرش بهش ياد داد چجوري شکار کنه -
.واسه همين فکر ميکردم بهتر از اين بشه -

10
00:00:39,146 --> 00:00:42,585
."کاملاً پدرانه ـَست "ويل -
مگه تو بهش همچين حسي نداري؟ -

11
00:00:42,710 --> 00:00:43,711
.چرا

12
00:00:45,084 --> 00:00:47,786
دوستمون دکتر "بلوم" نصيحت
"کرده که براي رفاه "ابيگيل

13
00:00:47,911 --> 00:00:50,467
.به شخصي کردن اين موضوع فکر نکنيم
(حس پدرانه و مادرانه بهش نداشته باشيم)

14
00:00:52,119 --> 00:00:54,146
و شايد اين به عهده ماست

15
00:00:54,271 --> 00:00:56,482
يا بهتر بگم به عهده من و توئه که
.کمکش کنيم تا راهشو پيدا کنه

16
00:01:04,868 --> 00:01:08,639
فکر نميکنم بعد از اينکه از حصارها
.برم بالا بهم اجازه بدن از اينجا برم بيرون

17
00:01:09,624 --> 00:01:11,397
.خُب من يه فکرايي کردم

18
00:01:11,522 --> 00:01:14,606
.ميتوني بگي من، يکي از قيّم هات هستم

19
00:01:15,742 --> 00:01:19,250
کجا ميخوايم بريم؟ -
.خونه، خونه من -

20
00:01:20,319 --> 00:01:22,430
،فکر کردم شايد اگه واست آشپزي کنم
.ممکنه لذت ببري

21
00:01:23,133 --> 00:01:26,587
.قبل از وقت خواب برت ميگردونم -
نميشه شبم اونجا بمونم؟ -

22
00:01:27,608 --> 00:01:30,925
،اينجا خوابيدنو دوست ندارم
.مُدام کابوس مي بينم

23
00:01:31,998 --> 00:01:35,657
.تو بايد تو تختخواب خودت بخوابي -
.ولي اين تختخواب من نيست -

24
00:01:37,514 --> 00:01:40,059
.در مورد کابوس هات بهم بگو

25
00:01:42,889 --> 00:01:45,056
تو يه دونش

26
00:01:45,788 --> 00:01:48,180
.ماريسا" داشت واسم يه سري عکس ميفرستاد"

27
00:01:49,652 --> 00:01:53,443
."مثل عکساي صحنه جرم "نيکولاس بويل
(برادر همون دختري که قرباني قاتل مقلد شد)

28
00:01:54,231 --> 00:01:57,242
.ناراحت کننده بود -
چطوري از شرش خلاص شدي؟ -

29
00:02:04,223 --> 00:02:06,671
حتي با وجود اينکه اون ("ماريسا") مُرده
نگرانم که نکنه به همه بگه

30
00:02:06,796 --> 00:02:10,555
که من "نيکولاس"ـو کُشتم و همه
.فکر کنن منم درست عين پدرمم

31
00:02:12,272 --> 00:02:13,482
.متأسفم

32
00:02:14,579 --> 00:02:17,618
.واقعاً نميتونم تو گروه در موردش صحبت کنم
(گروه حمايت کننده ها)

33
00:02:18,597 --> 00:02:20,516
."تو اين نعمتو نداري، "ابيگيل
نعمت روراست بودن در همه جا)
(و درباره همه چيز

34
00:02:21,446 --> 00:02:23,697
.فقط بايد به دروغ گفتن عادت کنم

35
00:02:27,981 --> 00:02:29,973
.تو فقط بايد در مورد يه چيز دروغ بگي

36
00:02:31,549 --> 00:02:35,094
و وقتي پيش مني
.مجبور نيستي در مورد چيزي دروغ بگي
(داره بهش يه حس اطمينان ميده)

37
00:02:36,107 --> 00:02:40,385
تو روياهام با خودم ميگم
.چطوري ميتونم خودمو تحمل کنم

38
00:02:41,116 --> 00:02:43,565
.با اينکه ميدونم چيکار کردم

39
00:02:44,127 --> 00:02:46,323
و وقتي بيداري؟

40
00:02:47,083 --> 00:02:49,757
وقتي بيدارم ميدونم که
.ميتونم با خودم کنار بيام

41
00:02:50,460 --> 00:02:53,078
.و به کاري که کردم عادت ميکنم
(عادت ميکنم که باهاش کنار بيام)

42
00:02:55,639 --> 00:02:58,003
ببينم، اين منو يه رواني جلوه ميده؟ -
.نه -

43
00:02:59,016 --> 00:03:00,986
.اين تو رو تبديل به يه نجات يافته ميکنه

44
00:03:04,892 --> 00:03:08,804
<font color="#FFA500">explosiveskull شروين</font><font color="#40bfff">:ترجمه از</font>
<font color="#FFE10F">www.explosiveskull.ir</font>

