1
00:00:00,056 --> 00:00:01,611
:آنچه در "وايکينگ ها" گذشت

2
00:00:01,648 --> 00:00:03,929
بايد از خدايان بپرسيم که چرا
،از يکطرف مرا "ارل" کردند

3
00:00:03,954 --> 00:00:05,800
و از طرفِ ديگر پسرم را کُشتند؟

4
00:00:05,818 --> 00:00:08,391
ميتونيم پسرهاي بيشتري داشته باشيم -
مگه سعيمون رو نکرديم؟ -

5
00:00:08,410 --> 00:00:11,296
قبل از آنکه دير شود
مرا بارور کن

6
00:00:11,327 --> 00:00:13,152
اگه واقعا دلت ميخواد
،مردِ بزرگي باشي

7
00:00:13,170 --> 00:00:15,271
"الان نبايد با شاه "هوريک
ملاقات ميکردي؟

8
00:00:15,306 --> 00:00:16,424
الان برادرت اونجاست

9
00:00:16,436 --> 00:00:19,071
الان داره لافِ تنهايي سفر کردنش
به غرب رو ميزنه

10
00:00:19,102 --> 00:00:22,069
اما تو دعوت نشدي
حتي از اين جلسه خبر هم نداشتي

11
00:00:22,282 --> 00:00:24,974
فرمانروايي در "يوتالند" هست
"بنام امير "بورگ

12
00:00:25,010 --> 00:00:28,558
همچنان ادعا دارد که بر يکي
از سرزمين هاي من حقِ مالکيت دارد

13
00:00:28,579 --> 00:00:31,209
و حالا، دوباره قيل و قال براه انداخته

14
00:00:31,221 --> 00:00:32,704
من چطور ميتونم کمک کنم؟

15
00:00:32,729 --> 00:00:35,186
سفر به "يوتالند" بعنوانِ فرستاده من؟

16
00:00:35,206 --> 00:00:37,451
آنموقع تا ابد زير دِينِ تو خواهم بود

17
00:00:37,618 --> 00:00:39,046
خواهش ميکنم بمون

18
00:00:40,230 --> 00:00:44,262
،خداي خدايان
چه کسي پسرِ مرا خواهد زاييد؟

19
00:00:50,420 --> 00:00:54,999
« If I Had a Heart آهنگِ »
 "Fever Ray" اثر

20
00:01:30,745 --> 00:01:35,189
«عليرضا با افتخار تقديم ميکند»
<font color=Maroon>Oceanic 6 </font>- TvShow.ir

21
00:02:10,348 --> 00:02:13,382
امشب سوار کاري بفرست
و تا فردا صبح برخواهد گشت

22
00:02:13,401 --> 00:02:16,921
 چرا اجازه ندادند تا ما خودمون
رو خشک کنيم و گرم بشيم؟

23
00:02:17,394 --> 00:02:19,513
اگه همينطوري اينجا وايسم
!زنگ ميزنم

24
00:02:19,578 --> 00:02:22,612
اين امير "بورگ" چجور آدميه؟

25
00:02:22,988 --> 00:02:24,826
،مهمانها هر کي که باشن

26
00:02:24,930 --> 00:02:26,277
اين رسمِ مهمان نوازي نيست

27
00:02:26,295 --> 00:02:29,161
مخصوصا اگه يک روزِ کامل
در سفر بوده باشن

28
00:02:47,635 --> 00:02:51,001
تو فرستاده شاه "هوريک" هستي؟

29
00:02:52,051 --> 00:02:55,591
خب، همين الان حرفِ آخرم رو بهتون ميزنم
... چون داريد وقتِ خودتون رو تلف ميکنين

30
00:02:55,635 --> 00:02:57,597
اينها زمينهاي من هستند
و درخواستِ بازگشتِ بهم رو دارم

31
00:02:57,619 --> 00:02:59,450
تنها همين حرف رو براي گفتن دارم

32
00:02:59,660 --> 00:03:01,560
ايشون با شما ميخواد صلح کنه

33
00:03:01,766 --> 00:03:04,010
و به همين خاطر

34
00:03:04,241 --> 00:03:05,403
قراردادِ سازشي در نظر داره

35
00:03:05,440 --> 00:03:08,642
پس بهش بگيد اگر زمينهاي مرا ترک کند
آنزمان صلح خواهيم کرد

36
00:03:09,782 --> 00:03:11,946
اما قبل از آن هرگز

37
00:03:15,018 --> 00:03:18,252
اگر همچنان بر تحقيرِ وي
،پافشاري کنيد

38
00:03:18,509 --> 00:03:20,734
چطور ميخواهيد صلح برقرار کنيد؟

39
00:03:20,812 --> 00:03:22,882
،اگر به او حمله کنم و شکستش دهم

40
00:03:22,911 --> 00:03:25,911
آنزمان بيشتر تحقير نخواهد شد؟

41
00:03:25,933 --> 00:03:28,140
اگر خوب بجنگد نه

42
00:03:28,802 --> 00:03:30,553
،بهرحال

43
00:03:30,877 --> 00:03:34,701
مطمئنم که از مبارزه لذت خواهد بُرد

44
00:03:48,256 --> 00:03:49,723
اسمت چيه؟

45
00:03:51,469 --> 00:03:52,914
"رگنار لاثبروک"

46
00:03:54,248 --> 00:03:56,694
،"تو "رگنار لاثبروک

47
00:03:57,256 --> 00:03:59,256
هماني که به غرب سفر کرد، هستي؟

48
00:04:00,594 --> 00:04:02,582
غافلگير شدم که از اين
ماجرا خبر داشتي

49
00:04:05,378 --> 00:04:07,562
چطور غافلگير شدي؟

50
00:04:08,120 --> 00:04:10,705
همه از ماجراجويي هاي تو خبر دارند

51
00:04:17,536 --> 00:04:21,001
چرا به مهمانانمان لباسِ خشک و غذا تعارف نکنيم؟

52
00:04:21,437 --> 00:04:23,298
با اين دوستان بخوبي رفتار کنيد

53
00:04:23,354 --> 00:04:26,955
به آنها آبجو دهيد، بگذاريد خودشان را خشک کنند
و غذا دهيد

54
00:04:27,083 --> 00:04:28,992
فردا، من و تو دوباره
،با هم صحبت خواهيم کرد

55
00:04:29,161 --> 00:04:30,877
"رگنار لاثبروک"

56
00:04:55,739 --> 00:04:58,475
سه روزه چيزي نخوردي

57
00:05:12,483 --> 00:05:13,978
حواست هست؟

58
00:05:17,383 --> 00:05:19,017
ميترسم

59
00:05:23,273 --> 00:05:25,050
،برو پيشِ پيشگو

60
00:05:25,068 --> 00:05:27,579
و از وي سوال کن که اين ترسها
به حقيقت بدل خواهند شد يا خير

61
00:05:27,761 --> 00:05:30,589
بعضي وقتها بهتر است
از تقديرت خبر نداشته باشي

62
00:05:32,720 --> 00:05:34,806
،ديروز حرفي مبني بر آماده شدنِ

63
00:05:34,824 --> 00:05:36,536
شاه "هوريک" براي مصالحه

64
00:05:36,548 --> 00:05:39,861
،و پيشنهاداتي درباره زمنيهاي من

65
00:05:40,021 --> 00:05:41,552
!که هنوز تحتِ اشغالِ اوست، زدي

66
00:05:41,593 --> 00:05:43,141
آماده است تا به تو پول پرداخت کند

67
00:05:43,178 --> 00:05:45,433
تا از حقِ مسلم خودت

68
00:05:45,723 --> 00:05:47,139
روي زمينهاي اون بگذري

69
00:05:47,169 --> 00:05:49,183
"منو نا اُميد کردي "رگنار لاثبروک

70
00:05:49,207 --> 00:05:51,210
گمان کردم با قصد و نيتِ جدي به اينجا آمده اي

71
00:05:51,239 --> 00:05:54,599
فقط قيمتت رو بگو -
،آن زمينها بسيار قيمتي هستند -

72
00:05:55,231 --> 00:05:57,887
"که به همين دليل است شاه "هوريک
آنها را براي خود ميخواهد

73
00:05:57,906 --> 00:05:59,989
،هر تکه زميني، درست مثلِ هر انساني

74
00:06:00,021 --> 00:06:01,640
قيمتي دارد

75
00:06:01,658 --> 00:06:03,352
خُب شما متوجه نيستيد

76
00:06:03,383 --> 00:06:07,461
اين يک تيکه زمينِ کوچکِ ساده نيست
!که در آن شلغم و پياز پرورش ميدهند

77
00:06:07,722 --> 00:06:09,566
،داريم درباره زمينهاي پهناوري حرف ميزنيم

78
00:06:09,584 --> 00:06:11,677
،و در اين زمين، موادِ معدني هست

79
00:06:11,707 --> 00:06:13,514
موادي که ارزشِ بسياري دارند

80
00:06:13,643 --> 00:06:16,591
وگرنه چرا بايد بروي ادعايم پافشاري ميکردم؟

81
00:06:16,616 --> 00:06:18,811
،شاه "هوريک" عليه ادعايت مخالفت خواهد کرد

82
00:06:18,848 --> 00:06:21,736
،اما هنوز با حُسنِ نيت

83
00:06:21,822 --> 00:06:23,834
قصدِ کنار امدن با تو را دارد

84
00:06:23,902 --> 00:06:26,478
البته اگر قيمتِ عادلانه اي اعلام کني

85
00:06:28,489 --> 00:06:31,731
الان، قيمتِ پيشنهادي من
سرِ شاه "هوريک" هست

86
00:06:34,574 --> 00:06:36,552
،خب پس

87
00:06:36,722 --> 00:06:38,722
بنظر مياد که کارِ من اينجا تموم شده

88
00:06:38,949 --> 00:06:41,584
صبر کن خواهشا
بشين، بشين

89
00:06:43,152 --> 00:06:45,587
خب بيا ببينيم راهِ ديگري
ميتونيم پيدا کنيم يا نه

90
00:06:46,020 --> 00:06:47,487
چي تو سرت ميگذره؟

91
00:06:47,544 --> 00:06:49,432
چي ميشد اگه ادعا و حقِ من
پذيرفته ميشد

92
00:06:49,462 --> 00:06:52,975
اما من زمينها را در طولِ مدتِ حياتِ شاه
به وي کرايه ميدادم؟

93
00:06:53,075 --> 00:06:55,958
 يا چه ميشد اگر قضاوت درباره مالکيتِ
،زمين را به تعويق مي انداختيم

94
00:06:55,970 --> 00:06:58,530
اما در حقِ استفاده از موادِ معدني
شريک ميشديم؟

95
00:06:59,798 --> 00:07:01,425
،نظرت چيه

96
00:07:01,746 --> 00:07:03,638
ميشه روي اين مساله
مذاکره کنيم؟

97
00:07:07,351 --> 00:07:09,339
!چرا که نه

98
00:07:11,967 --> 00:07:14,525
... به من اجازه مذاکره بروي اين

99
00:07:15,003 --> 00:07:17,905
!مساله رو ندادند

100
00:07:17,937 --> 00:07:21,490
"منظورت اينه که شاه "هوريک
تنها با يه درخواست تو رو اينجا فرستاده؟

101
00:07:22,301 --> 00:07:24,807
!و هنوز حرف از صلح ميزند

102
00:07:25,071 --> 00:07:27,273
نميدونم در ذهنِ وي چه ميگذرد

103
00:07:27,402 --> 00:07:29,318
خُب پس شايد
بهتر باشه ازش سوال کني

104
00:07:34,847 --> 00:07:36,728
:بذار توصيه اي بکنم

105
00:07:36,771 --> 00:07:38,272
چرا يکي از افرادت را به مقرِ وي نميفرستي

106
00:07:38,290 --> 00:07:41,204
تا ايده مرا به گوشِ شاه "هوريک" برساند
تا چاره اي بيانديشد

107
00:07:41,468 --> 00:07:43,043
اگر فکر ميکني اينکار مفيد به فايده است باشه

108
00:07:43,068 --> 00:07:45,845
 خوبه. پيغام رسانِ شما تا چند
روز ديگر خواهد رسيد

109
00:07:45,873 --> 00:07:50,343
در اين حين، چرا تو و افرادت نميرويد
تا درختِ زبان گُنجشکِ معروفِ ما را ببينيد؟

110
00:07:50,365 --> 00:07:53,843
اين درخت نه تنها بخاطرِ اندازه اش بلکه
،به ان خاطر که برگهايش در تابستان و زمستان نميريزد

111
00:07:53,873 --> 00:07:55,757
مشهور شده

112
00:07:56,105 --> 00:07:58,611
بعضي از مردم حتي ميگويند درختِ "ايگراسيل" است
[درختي که دنياها را بهم متصل و از آنها حفاظت ميکند]

113
00:07:58,659 --> 00:08:00,760
درختي که آسمان را برافراشته نگاه داشته

114
00:08:00,787 --> 00:08:03,122
و براي شما همراهي فراهم خواهم کرد

115
00:08:03,142 --> 00:08:05,217
تنها يک درخواستِ کوچک دارم

116
00:08:05,241 --> 00:08:09,419
ميخواهم يکي از افرادِ تو بعنوانِ ضامن
در اينجا باقي بماند

117
00:08:09,475 --> 00:08:11,376
!اميدوارم، متوجه شده باشي

118
00:08:17,139 --> 00:08:20,127
برادرم "رولو" اينجا خواهد ماند

119
00:08:27,228 --> 00:08:29,097
!"فلوکي"

120
00:08:41,056 --> 00:08:43,225
خب چقدر طول ميکشه به اونجا برسيم؟

121
00:08:43,256 --> 00:08:45,993
سه روز طول ميکشد تا
به درخت برسيم

122
00:08:48,730 --> 00:08:50,806
!بنظر مياد باراني در راه است

123
00:08:54,753 --> 00:08:56,423
بيا

124
00:09:07,754 --> 00:09:09,129
چرا اينجا آمدي؟

125
00:09:09,148 --> 00:09:11,630
براي شوهرم هراسانم

126
00:09:11,860 --> 00:09:15,430
فکر ميکني شوهرت در معرضِ خطر است؟

127
00:09:16,339 --> 00:09:20,175
روياهاي عجيب و آزاردهنده اي ميبينم

128
00:09:20,477 --> 00:09:22,690
در روياهات چه اتفاقي ميوفتد؟

129
00:09:22,779 --> 00:09:25,948
اندامهاي تاريک و تيره
شبها به سراغِ من مي آيند

130
00:09:26,624 --> 00:09:28,750
شکلهاي هيولا وار

131
00:09:29,174 --> 00:09:30,812
،وقتي از خواب بيدار ميشوم

132
00:09:30,831 --> 00:09:32,971
،در سايه ها و مکان هاي تاريک قايم ميشوند

133
00:09:32,983 --> 00:09:37,224
اما دوباره پس از آنکه خوابم ميبرد
حمله ور ميشوند

134
00:09:37,302 --> 00:09:39,205
!آه، بله

135
00:09:39,750 --> 00:09:42,847
سايه ها از تالارِ جهنم مي آيند

136
00:09:43,346 --> 00:09:46,615
هيچکس نميتواند آنها را بدام بياندازد
حتي خدايان نيز نميتوانند

137
00:09:46,759 --> 00:09:49,545
از جانِ من چه ميخواهند؟

138
00:09:50,345 --> 00:09:52,574
!تا چيزي را از تو بگيرند

139
00:09:52,924 --> 00:09:53,930
زندگيم را؟

140
00:09:53,943 --> 00:09:58,299
نه، چيزي که براي تو
بسيار با ارزشتر است

141
00:09:58,594 --> 00:10:00,628
زندگي شوهرم؟

142
00:10:04,039 --> 00:10:05,442
بهم بگو

143
00:10:05,486 --> 00:10:08,101
چرا همه شماها مرا مجبور ميکنيد

144
00:10:08,132 --> 00:10:10,791
تا غمها را آشکار کنم؟

145
00:10:12,275 --> 00:10:14,890
،شوهرت در خطر است

146
00:10:14,947 --> 00:10:16,740
!اما نه بخاطر جانش

147
00:10:17,631 --> 00:10:21,072
از دنياي سِحر و جادو در خطر است

148
00:10:22,079 --> 00:10:23,679
چطور؟

149
00:10:27,263 --> 00:10:28,703
بهم جواب بده

150
00:10:28,722 --> 00:10:32,680
علاقه اي به صحبت نداشتم
!و الان نيز کلامي نخواهم گفت

151
00:10:54,771 --> 00:10:56,640
،"خب "رولو

152
00:10:56,993 --> 00:10:59,756
چطور با برادرت کنار مياي؟

153
00:11:00,718 --> 00:11:02,619
بخوبي گذرانِ زندگي ميکنيم

154
00:11:02,927 --> 00:11:05,101
چرا نبايد اينطور باشه؟

155
00:11:05,898 --> 00:11:07,142
همينطوري

156
00:11:07,173 --> 00:11:09,330
 اما همه برادرها با هم
خوب کنار نميان

157
00:11:09,367 --> 00:11:12,411
خودم در اين زمينه
تجربه شخصي دارم

158
00:11:12,777 --> 00:11:14,846
منظورت چيه؟

159
00:11:15,743 --> 00:11:17,622
منم يه برادر داشتم

160
00:11:17,859 --> 00:11:19,859
دوستش داشتم

161
00:11:20,717 --> 00:11:23,636
درست مثه همه برادر هاي تَني
با هم خيلي نزديک بوديم

162
00:11:23,774 --> 00:11:25,549
در سپرِ ديواري کنارِ هم جنگيديم

163
00:11:25,568 --> 00:11:27,705
با زنهاي مشابه اي روزگار گذرونديم

164
00:11:29,317 --> 00:11:33,488
وقتي پدرم کُشته شد، رقابتِ وحشيانه اي
براي جانشيني وي به عنوانِ فرمانروا در گرفت

165
00:11:33,501 --> 00:11:35,336
و اگرچه من پسرِ ارشدِ وي بودم

166
00:11:35,354 --> 00:11:38,453
اما مطمئن نبودم
که در رسيدن به تخت موفق شوم

167
00:11:38,576 --> 00:11:40,512
هر چند  در جلسه شورا
نيز به اين مقام منصوب شدم

168
00:11:40,530 --> 00:11:42,721
مهماني براي پايکوبي برگزار کرديم

169
00:11:42,808 --> 00:11:44,777
... همسرم نيز آنجا بود

170
00:11:45,338 --> 00:11:47,683
... زنِ زيبا و جوانم

171
00:11:48,025 --> 00:11:50,281
... تازه با هم ازدواج کرده بوديم

172
00:11:50,930 --> 00:11:54,132
و تمامِ کانديداهاي ديگري که
در اين انتخابات بودند نيز آنجا حضور داشتند

173
00:11:56,602 --> 00:11:59,308
... برادرم تمامِ آنها را

174
00:11:59,964 --> 00:12:01,629
مسموم کرد

175
00:12:02,534 --> 00:12:05,345
... فقط من زنده ماندم چون

176
00:12:06,280 --> 00:12:08,425
همسرم پِيکِ شرابي که من
ميخواستم بنوشم را از دستم گرفت

177
00:12:08,444 --> 00:12:11,537
و در جشن نوشيد

178
00:12:12,874 --> 00:12:15,973
جيغهايش را هيچوقت فراموش نخواهم کرد

179
00:12:16,419 --> 00:12:21,642
جيغهاي همسرم تا آخرِ عمرم
همراهم خواهند بود

180
00:12:24,252 --> 00:12:26,283
،برادرم ماجرا را تکذيب کرد

181
00:12:26,296 --> 00:12:28,355
اما گناهکار بودنش بسيار مشخص بود

182
00:12:28,367 --> 00:12:31,233
بهمين خاطر با دستانِ خودم
،چشمانش را از کاسه در آوردم

183
00:12:31,470 --> 00:12:34,705
و سپس زنده زنده خاکش کردم

184
00:12:38,119 --> 00:12:41,496
!از عشقِ ميان برادران اين را ميدانم

185
00:12:45,203 --> 00:12:46,970
..."رگنار"

186
00:12:47,139 --> 00:12:49,100
هيچوقت چنين کاري نخواهد کرد

187
00:12:49,126 --> 00:12:51,156
!البته که نميکند

188
00:12:51,482 --> 00:12:54,401
نه، برادرِ تو فرق ميکند

189
00:12:54,630 --> 00:12:57,387
،برادرِ تو مَردِ بزرگيست

190
00:12:58,055 --> 00:13:00,455
جنگجويي بزرگ

191
00:13:01,138 --> 00:13:03,122
!درست همانندِ من

192
00:13:05,236 --> 00:13:07,840
مطمئنم تو هم اينگونه هستي

193
00:13:08,851 --> 00:13:11,219
و البته آوازه تو اصلا
!به گوشِ من نرسيده

194
00:13:23,347 --> 00:13:25,606
اردوگاهمان را اينجا بنا ميکنيم

195
00:13:25,650 --> 00:13:28,352
انجا بخوبي ميتوان در
بالا دستِ رودخانه، پايينِ آبشار ماهي گرفت

196
00:13:28,421 --> 00:13:30,065
من ميرم

197
00:13:30,278 --> 00:13:32,158
و منم همينطور

198
00:13:32,239 --> 00:13:34,239
...و همه ميدونن

199
00:13:34,321 --> 00:13:37,174
!که 3 تا چشم بهتر از 1 دونه اس

200
00:14:18,412 --> 00:14:20,723
!هي تو
!اون طرف رو نگاه کن

201
00:14:20,908 --> 00:14:23,116
شماها کي هستيد؟ -
!فورا روتون رو برگردونيد -

202
00:14:24,166 --> 00:14:26,334
مگه به چي داشتيم نگاه ميکرديم؟

203
00:14:26,364 --> 00:14:28,919
!من کورم ميبينيد؟
!من هيچي نميبينم

204
00:14:33,652 --> 00:14:35,549
!"آرنه"

205
00:14:35,574 --> 00:14:37,578
چيه؟ ميخوايد ما رو بخاطرِ

206
00:14:37,608 --> 00:14:39,766
حفاظت از آوازه و عصمتِ خانوممان بکشيد؟

207
00:14:39,785 --> 00:14:41,436
!شرم بر شما

208
00:14:41,454 --> 00:14:44,652
!اتفاقي به خانومِ شما برخورديم

209
00:14:45,110 --> 00:14:46,822
،اينجا غريبه هستيم

210
00:14:46,922 --> 00:14:49,761
"و بعنوانِ مهمان فرمانروا "بورگ
به سمتِ درختِ زبان گُنجشکِ بزرگ در سفر هستيم

211
00:14:49,785 --> 00:14:52,707
امير "بورگ"؟ پس چرا
زود اسمِ او را به زبان نياورديد؟

212
00:14:52,746 --> 00:14:55,785
فقط ميخواهيم
سوارِ اسبهايمان شويم

213
00:15:00,910 --> 00:15:03,025
منو دزدکي نگاه کرديد

214
00:15:07,320 --> 00:15:09,014
قصدِ آزار و اذيتِ شما را نداشتيم

215
00:15:09,045 --> 00:15:12,548
ميگويند که مهمانانِ امير "بورگ" هستند

216
00:15:13,450 --> 00:15:15,236
تنها هستيد؟

217
00:15:15,261 --> 00:15:18,611
!با "رگنار لاثبروک" سفر ميکنيم

218
00:15:20,325 --> 00:15:24,433
پس به گمانم ارل "رگنار" از طرفِ شما
عذرخواهي به من بدهکار است

219
00:15:24,983 --> 00:15:26,684
مگه نه؟

220
00:15:30,813 --> 00:15:32,935
هيچوقت نميدانستم

221
00:15:33,303 --> 00:15:36,337
که ماهي هاي تازه
در نمک بسته بندي شده اند

222
00:15:38,192 --> 00:15:40,362
!گوش کن، تقصيرِ ما نيست

223
00:15:40,423 --> 00:15:43,826
فقط يهويي حمام کردنش رو ديديم
چيکار بايد ميکرديم آخه؟

224
00:15:44,527 --> 00:15:45,508
!ماهيگيري

225
00:15:45,520 --> 00:15:47,924
!"تو که اون زن رو نديدي "رگنار

226
00:15:48,165 --> 00:15:50,099
خب پس گونه تو شمشير خورد

227
00:15:50,199 --> 00:15:52,903
و منم قراره بخاطر خيره شدنِ شما
به زنِ لخت

228
00:15:53,062 --> 00:15:56,531
!برم عذرخواهي کنم

229
00:15:56,859 --> 00:15:58,862
خب اون زن اينطوري گفت

230
00:15:59,121 --> 00:16:02,446
مگه اون زنِ کي هست که
بخاطرِ لخت ديدنش همچين درخواستِ بزرگي ميکنه؟

231
00:16:02,488 --> 00:16:04,158
ازش نپرسيديم

232
00:16:09,047 --> 00:16:10,829
کنجکاو شدم

233
00:16:10,923 --> 00:16:12,930
چي وسوسه کننده اس؟

234
00:16:12,965 --> 00:16:15,662
بعضي وقتها خدايان از اين
دست اتفاقها را براي آزمايش الهي

235
00:16:15,679 --> 00:16:17,707
سرِ راهِ ما قرار ميدهند

236
00:16:17,850 --> 00:16:19,938
براي من چالشي انتخاب کرده

237
00:16:20,100 --> 00:16:21,719
و من موظف به انجامِ ان هستم

238
00:16:21,744 --> 00:16:24,818
 من به زيبايي وي که شما
،تعريف کرديد چندان علاقه اي ندارم

239
00:16:24,864 --> 00:16:27,128
بلکه هوش او را مرا جلب کرده

240
00:16:27,239 --> 00:16:28,571
خب بهش بگيد

241
00:16:28,605 --> 00:16:31,010
... من اونو دعوت ميکنم بياد اينجا

242
00:16:31,432 --> 00:16:33,206
نه با لباس

243
00:16:33,399 --> 00:16:35,399
!نه بي لباس

244
00:16:38,446 --> 00:16:39,822
ديگه چي؟

245
00:16:39,852 --> 00:16:41,946
نه گرسنه

246
00:16:42,064 --> 00:16:43,773
،نه سير

247
00:16:43,937 --> 00:16:46,579
نه همراه با کسي

248
00:16:46,810 --> 00:16:48,810
!نه تنها

249
00:16:50,199 --> 00:16:51,587
،همه اينا يادت ميمونه

250
00:16:51,626 --> 00:16:53,159
يه چشم؟

251
00:16:56,779 --> 00:16:58,938
پيشگو بتو چه گفت؟

252
00:16:59,444 --> 00:17:03,514
:گفت حقيقت دارد
که "رگنار" در خطر است

253
00:17:04,477 --> 00:17:06,272
از سوي چه کسي؟

254
00:17:07,318 --> 00:17:09,263
نميدونم

255
00:17:16,339 --> 00:17:18,155
خودت چي فکر ميکني؟

256
00:17:24,690 --> 00:17:27,806
فکر کنم از سوي خودش
در خطر هست

257
00:17:34,723 --> 00:17:36,819
تا حالا "ايگراسيل" رو ديدي؟

258
00:17:36,856 --> 00:17:38,078
نه

259
00:17:48,788 --> 00:17:50,657
،"خب ارل "رگنار

260
00:17:50,701 --> 00:17:52,809
همانگونه که خواسته بوديد
:به اينجا آمدم

261
00:17:52,965 --> 00:17:55,390
،نه با لباس و نه بي لباس

262
00:17:55,431 --> 00:17:57,743
،نه گرسنه و نه سير

263
00:17:57,799 --> 00:17:59,122
... نه تنها

264
00:17:59,147 --> 00:18:01,147
!و نه همراه با کسي

265
00:18:01,397 --> 00:18:03,464
در امتحانِ شما قبول شدم؟

266
00:18:03,566 --> 00:18:05,433
به شما عذرخواهي بدهکار هستم

267
00:18:05,703 --> 00:18:07,416
عذرخواهي شما پذيرفته شد

268
00:18:13,504 --> 00:18:17,600
ميتوانم شما را به ماهي شورِ مزخرفي دعوت کنم؟

269
00:18:19,231 --> 00:18:21,119
بسيار وسوسه شدم

270
00:18:21,495 --> 00:18:24,510
آدم ممکنه بعضي وقتها
از خوردنِ ماهي تازه خسته بشه

271
00:18:27,192 --> 00:18:29,148
تشريف بياريد

272
00:18:40,786 --> 00:18:42,672
خواهشا بفرماييد بنشينيد

273
00:18:45,328 --> 00:18:47,147
ميتوانم اسمِ شما را بپرسم؟

274
00:18:47,616 --> 00:18:49,766
اسمِ من "آسلاگ" است

275
00:18:50,341 --> 00:18:53,310
ما در راهِ سفر براي ديدن درختِ زبان گُنجشک هستيم

276
00:18:53,969 --> 00:18:55,474
البته

277
00:18:56,611 --> 00:18:59,199
شما هم اگر بخواهيد
قدمتان روي چشمِ ما

278
00:19:03,135 --> 00:19:06,379
با ما تشريف مي آوري "آسلاگ"؟

279
00:19:20,063 --> 00:19:23,340
سيگي" چيه؟" -
اُه، نه، هيچي -

280
00:19:26,453 --> 00:19:29,422
اُه چند روز پيش دختر عموم رو ديدم

281
00:19:29,530 --> 00:19:32,131
تازه پسرِ کوچکش رو دفن کرده بود

282
00:19:32,601 --> 00:19:34,720
پسرش چرا مُرده بود؟

283
00:19:37,053 --> 00:19:39,459
يه روز حالش خوب بوده
روز بعدش يه دفعه 

284
00:19:39,598 --> 00:19:41,075
تب ميکنه

285
00:19:41,111 --> 00:19:44,931
و باعث ميشه عرق کنه و شب ناله کنه
... و فرداش

286
00:19:45,998 --> 00:19:47,692
!پسرش رو دفن کرده

287
00:20:47,402 --> 00:20:49,536
،اما اگه اين "ايگراسيل" ـه

288
00:20:49,607 --> 00:20:51,257
پس بايد همون درختي باشه

289
00:20:51,281 --> 00:20:54,341
"که خدا "اودين
ازش آويزون شده بوده

290
00:20:55,000 --> 00:20:56,581
چرا که نه

291
00:20:57,037 --> 00:20:59,038
امکانِ همه چيز هست

292
00:21:12,320 --> 00:21:18,062
من از درختي بادخور 9 شبِ دراز"
،آويزان بودم

293
00:21:18,190 --> 00:21:19,757
،و زخمي اثر يک نيزه

294
00:21:19,790 --> 00:21:21,804
،که وقفِ "اودين" شده بود

295
00:21:22,257 --> 00:21:25,160
از درختي که هيچ انساني

296
00:21:25,486 --> 00:21:27,933
نميداند ريشه هايش تا
".کجا در زمين فرو رفته اند

297
00:21:41,155 --> 00:21:43,890
... نه، خواهش ميکنم

298
00:21:44,155 --> 00:21:46,294
... اول از دخترم

299
00:21:46,337 --> 00:21:48,123
مراقبت کن

300
00:21:48,181 --> 00:21:50,149
چيزي نيست

301
00:22:15,420 --> 00:22:16,695
چي شده پسر؟

302
00:22:16,740 --> 00:22:17,990
خودت چي فکر ميکني؟

303
00:22:18,002 --> 00:22:20,750
پدرم داره خودش رو احمق
!جلوه ميده

304
00:22:20,918 --> 00:22:23,207
داره از همنشيني با زني زيبا لذت ميبره

305
00:22:23,225 --> 00:22:24,987
اين کجاس احمقانه اس؟

306
00:22:25,092 --> 00:22:26,909
يه روزي خودت هم چنين کاري خواهي کرد

307
00:22:26,922 --> 00:22:29,795
اگه "لاگرتا" اينجا بود
!تُخم هاش رو ميبُريد

308
00:22:30,805 --> 00:22:32,920
خب پس خوبه که اينجا نيست

309
00:22:33,562 --> 00:22:35,196
بهم گوش کن دوستِ من

310
00:22:35,222 --> 00:22:37,657
پدر و مادرت زوجِ مشهوري هستند

311
00:22:37,780 --> 00:22:40,814
همديگر را دوست دارند
همه اينرا ميدانند

312
00:22:40,863 --> 00:22:44,057
پس بخاطرِ خوشگذراني کوچکِ بي ضرري
به پدرت غُر غُر نکن، باشه؟

313
00:23:11,771 --> 00:23:14,473
تمامِ اينکارها براي رضايت توست

314
00:23:15,125 --> 00:23:16,650
به من خوب غذا دادند

315
00:23:16,669 --> 00:23:18,003
تو مهمانِ مهمي هستي

316
00:23:18,029 --> 00:23:22,277
ميخواهيم تا زمانِ بازگشت برادرت
تو را سرگرم نگه داريم

317
00:23:24,819 --> 00:23:26,796
همواره درباره برادرم صحبت ميکني

318
00:23:26,844 --> 00:23:28,813
مگر چاره ديگري نيز دارم؟

319
00:23:28,931 --> 00:23:31,156
او "ارل"ـه شماست

320
00:23:36,093 --> 00:23:38,838
امشب دوست داري
با کداميک باشي؟

321
00:23:39,968 --> 00:23:42,593
چرا هر دو را نميبري؟

322
00:23:43,216 --> 00:23:45,871
لازم نيست با زنها تطميعم کني

323
00:23:50,407 --> 00:23:53,131
پس چه ميخواهي "رولو"؟

324
00:23:54,644 --> 00:23:57,550
واقعا چه ميخواهي؟

325
00:24:04,569 --> 00:24:07,588
،فنرير"، گرگِ عظيم الجثه"

326
00:24:07,659 --> 00:24:11,295
را نميتوانستند با فلزاتي که
،انسانها شناخته بودند، زنداني کنند

327
00:24:12,014 --> 00:24:15,316
،براي همين کوتوله ها زنجيري ساختند

328
00:24:15,392 --> 00:24:17,662
!البته از آهن نبود

329
00:24:17,779 --> 00:24:21,448
چيزهايي که انسانها ميسازند
،توانايي بستنِ دست و پاي "فنرير" را ندارد

330
00:24:21,493 --> 00:24:24,745
بهمين خاطر از چيزهايي که
نه ميتوانيم ببينيم

331
00:24:24,971 --> 00:24:27,572
و بشنويم آنرا ساختند

332
00:24:27,768 --> 00:24:30,136
... مثلِ نفسِ ماهي

333
00:24:30,186 --> 00:24:33,121
صدايي که حرکتِ گربه ها پديد مي آورد

334
00:24:33,159 --> 00:24:34,839
... ريشه هاي

335
00:24:35,063 --> 00:24:37,007
کوهستان ها

336
00:24:37,052 --> 00:24:38,127
خبر داري؟

337
00:24:39,801 --> 00:24:41,708
!البته که ميدونم

338
00:24:41,727 --> 00:24:44,128
!اين چيزها واسم جالب هستند

339
00:24:46,329 --> 00:24:49,370
آمدم تا درباره فرمانروا "بورگ" سوالي بپرسم

340
00:24:50,358 --> 00:24:52,219
زمين را نميفروشد

341
00:24:52,554 --> 00:24:54,348
!ميخواهد معامله اي بکند

342
00:24:54,496 --> 00:24:58,113
به معامله ها علاقه اي ندارم

343
00:24:59,037 --> 00:25:01,188
خب اينکار، را براي "رگنار" دشوار ميکند

344
00:25:01,213 --> 00:25:04,381
رگنار" به نتيجه مناسب"
،خواهد رسيد

345
00:25:04,419 --> 00:25:06,510
و تصميمِ درست را ميگيرد

346
00:25:06,784 --> 00:25:09,790
برايت اهميت ندارد که مذاکرات
به بُن بست برسد؟

347
00:25:10,083 --> 00:25:11,650
... هوم

348
00:25:12,939 --> 00:25:14,665
!ببين

349
00:25:51,251 --> 00:25:53,295
!من خواهم مُرد

350
00:25:54,482 --> 00:25:55,870
،نه

351
00:25:55,914 --> 00:25:57,914
!تو نميميري

352
00:25:58,883 --> 00:26:01,586
پيشگو شايد فکر کند که
تنها کسي در "کاتگات" است

353
00:26:01,611 --> 00:26:03,767
،که غيبگويي بلد است

354
00:26:04,766 --> 00:26:06,622
اما اشتباه ميکنه

355
00:26:06,653 --> 00:26:09,571
و من ميدونم که تو نخواهي مُرد

356
00:26:14,959 --> 00:26:18,612
بايد بهت بگم که واقعا کي هستم

357
00:26:21,033 --> 00:26:23,010
من شاهدخت "آسلاگ" هستم

358
00:26:23,038 --> 00:26:25,814
مادرم دوشيزه جنگجو "برانهيلدا"ـست

359
00:26:29,333 --> 00:26:33,418
!نامِ مادرت اوازه عام و خاص است

360
00:26:34,765 --> 00:26:36,683
اما من، او نيستم

361
00:26:37,218 --> 00:26:39,206
من خودم هستم

362
00:26:39,908 --> 00:26:42,410
،پدر و مادرم هر دو فوت کرده اند

363
00:26:42,562 --> 00:26:44,863
و بهرحال آنها را درست نميشناختم

364
00:26:44,932 --> 00:26:47,618
چرا با من همراه شدي؟

365
00:26:48,305 --> 00:26:50,093
چون چاره ديگري نداشتم

366
00:26:50,240 --> 00:26:51,874
... هوم

367
00:27:03,620 --> 00:27:05,659
تو چرا اينکارو کردي؟

368
00:27:06,304 --> 00:27:08,910
چون چاره ديگري نداشتم

369
00:28:01,461 --> 00:28:03,206
ازت بدم مياد

370
00:28:04,134 --> 00:28:06,035
!حال بهم زنه

371
00:28:07,756 --> 00:28:09,300
نميتونستم جلوي خودم رو بگيرم

372
00:28:09,324 --> 00:28:11,347
،بايد به "لاگرتا" زنت

373
00:28:11,374 --> 00:28:12,474
بگم؟

374
00:28:12,506 --> 00:28:14,206
اگه دلت ميخواد بگو

375
00:28:15,809 --> 00:28:18,634
مهم نيست خودت چي ميگي
،يا مردم چي فکر ميکنن

376
00:28:18,664 --> 00:28:22,115
بنظر مياد مادرم رو اونقدرا هم دوست نداري

377
00:28:22,146 --> 00:28:24,732
واسم اينکه مردم چي فکر ميکنن مهم نيست

378
00:28:25,238 --> 00:28:27,940
البته که مادرت رو دوست دارم

379
00:28:34,909 --> 00:28:38,404
به جونِ من قسم بخور
که ديگه اينکارو نميکني

380
00:28:44,734 --> 00:28:48,364
به جونِ تو ديگه اينکارو تکرار نميکنم

381
00:28:57,205 --> 00:28:58,939
دوستت دارم

382
00:29:00,853 --> 00:29:02,972
حالا برو بازي کن

383
00:29:52,668 --> 00:29:54,210
!نـــــه

384
00:29:54,236 --> 00:29:56,699
!نــــه

385
00:29:57,367 --> 00:29:59,802
!نـــــه

386
00:30:11,548 --> 00:30:13,504
آتلستن"؟"

387
00:30:16,585 --> 00:30:20,199
اينقدر ضعيف شده که نميتونه غذا بخوره

388
00:30:20,948 --> 00:30:23,261
،به درگاهِ خدايان دعا کن

389
00:30:23,417 --> 00:30:26,033
خواهش ميکنم
براي اون دعا کن

390
00:31:31,986 --> 00:31:34,276
!صبر کن، نه

391
00:31:36,448 --> 00:31:38,886
!گفتم نه

392
00:31:50,131 --> 00:31:51,924
نه

393
00:32:16,722 --> 00:32:18,491
... خداي خدايان

394
00:32:18,580 --> 00:32:20,687
،اين را به درگاهِ شما پيشکش ميکنيم

395
00:32:21,041 --> 00:32:24,265
و اميدواريم که شما را خشنود کند

396
00:33:05,172 --> 00:33:07,047
ميشه يه کم ديگه سعي کني؟

397
00:33:20,446 --> 00:33:22,114
... "گيدا"

398
00:33:47,383 --> 00:33:48,933
!لذت ببريد

399
00:33:49,824 --> 00:33:51,281
تو چت شده؟

400
00:34:11,976 --> 00:34:14,311
من از تو باردار شدم

401
00:34:19,930 --> 00:34:23,043
پيشگو به تو وعده پسرانِ بيشتري نداده بود؟

402
00:35:27,607 --> 00:35:30,223
به مهمانان که به اين جشن آمده اند
خوشامد ميگوييم

403
00:35:30,368 --> 00:35:33,638
"حالا بگوييد که از شاه "هوريک
چه خبر آورده ايد؟

404
00:35:33,897 --> 00:35:37,431
چه توافقي مدنظر دارد؟

405
00:35:38,106 --> 00:35:40,186
نميشود اول غذا بخورم؟

406
00:35:50,349 --> 00:35:52,530
... خُب گفت

407
00:35:55,225 --> 00:35:57,625
چي گفت؟

408
00:36:04,161 --> 00:36:07,480
چي گفت؟

409
00:36:10,097 --> 00:36:12,665
،سازش نخواهد کرد

410
00:36:13,035 --> 00:36:14,710
معامله اي نميکند

411
00:36:14,890 --> 00:36:18,459
گفت که تو بايد قيمتت
براي آن زمين را بگويي

412
00:36:19,022 --> 00:36:20,689
يا ؟

413
00:36:22,140 --> 00:36:24,939
يا"ـي ديگري در کار نيست"

414
00:36:29,099 --> 00:36:31,431
،بنظر مي آيد تمامِ ماموريتت بيهوده بوده

415
00:36:31,459 --> 00:36:33,670
"رگنار لاثبروک"

416
00:36:34,171 --> 00:36:37,138
!تو و افرادت فردا صبح بايد برويد

417
00:36:39,092 --> 00:36:42,375
،مگر انکه شاه "هوريک" را انکار کنيد

418
00:36:43,171 --> 00:36:45,772
بيعتت به وي را انکار کني

419
00:36:54,567 --> 00:36:56,334
متوجهم

420
00:36:58,361 --> 00:36:59,670
خيلي خب

421
00:37:06,960 --> 00:37:08,329
خوبه

422
00:37:10,355 --> 00:37:11,862
جنگ

423
00:38:39,391 --> 00:38:41,192
... "اودين"

424
00:39:29,842 --> 00:39:32,115
،خب دوستِ من
!کار از کار گذشت

425
00:39:32,133 --> 00:39:33,640
شاه "هوريک" چاره ديگري
براي ما نذاشت

426
00:39:33,670 --> 00:39:37,951
بايد به وي حمله کنم و چيزي که حقِ مسلم من است
را بدست بياورم

427
00:39:39,252 --> 00:39:42,724
برادرت مشخصا مرا حمايت نخواهد کرد
،اما سوال اينه که

428
00:39:42,798 --> 00:39:44,732
تو حمايت ميکني؟

429
00:40:50,606 --> 00:40:53,870
در کنارِ من خواهي جنگيد؟

430
00:40:54,373 --> 00:40:58,134
با همديگر، من و تو ميتوانيم
قلمروي جديد برپا کنيم

431
00:41:07,691 --> 00:41:11,074
واقعا اينرا نميخواهي؟

432
00:41:11,555 --> 00:41:14,940
مرگِ برادرت و اغازِ شهرتِ تو؟

433
00:41:40,116 --> 00:41:41,884
خُب نظرت چيه؟

434
00:42:58,834 --> 00:43:01,115
نظرم مثبته

435
00:43:05,226 --> 00:43:07,351
باهات خواهم جنگيد

436
00:43:10,199 --> 00:43:13,238
باهات عليه برادرم خواهم جنگيد

437
00:43:27,807 --> 00:43:32,807
دانلود فيلم و سريال
<font color="white">TV</font><font color="red">S</font><font color="gray">DL</font>.COM

