1
00:00:01,100 --> 00:00:03,386
.اسم من "کيلب ريورز"ـه

2
00:00:03,408 --> 00:00:05,419
،ديشب، من با يه اتوبوس به "ريونز وود" اومدم

3
00:00:05,441 --> 00:00:08,180
فکر مي‏کردم که براي کمک
.به دوست‏دخترم، "هانا"، به اونجا ميرم

4
00:00:08,202 --> 00:00:10,223
اون ازم خواست تا پيشش
.بمونم و از "ميراندا" مراقبت کنم

5
00:00:11,361 --> 00:00:13,305
،همون شب، کمي زودتر، من "ميراندا" رو ديدم

6
00:00:13,330 --> 00:00:15,194
.ولي تماس خيلي کوتاهي بود

7
00:00:16,229 --> 00:00:18,252
پس، الان با کي زندگي مي‏کني؟

8
00:00:18,279 --> 00:00:20,294
.پيچيده‏ست -
فرزند خونده هستي؟ -

9
00:00:20,322 --> 00:00:21,612
.اينطوري که تو ميگي نيست

10
00:00:21,629 --> 00:00:22,805
چون کنار من نشستي قرار نيس
...که چيزي درباره‏ي

11
00:00:22,822 --> 00:00:23,732
.زندگي من بفهمي...

12
00:00:23,759 --> 00:00:25,403
خودمم يه زماني فرزند خونده‏ي
.يه خونواده ديگه بودم

13
00:00:27,311 --> 00:00:30,076
من به "ريونز وود" اومدم
،تا تنها فاميل زنده‏ام رو پيدا کنم

14
00:00:30,109 --> 00:00:32,329
...دايي‏اي که منو به دست غريبه‏ها سپرده بود

15
00:00:32,347 --> 00:00:34,724
زماني که اونقدر کوچيک بودم
.که حتي چهره‏اش رو به ياد نميارم

16
00:00:35,343 --> 00:00:36,712
،من و "هانا" خيلي اين دختر رو نمي‏شناسيم

17
00:00:36,739 --> 00:00:38,285
ولي هيچکدوم‏مون نمي‏خوايم که
...اونو توي

18
00:00:38,321 --> 00:00:39,929
شهري تنها بذاريم...
...که مردمش توي قبرستون

19
00:00:39,946 --> 00:00:41,086
!مهموني مي‏گيرن...

20
00:00:42,968 --> 00:00:44,921
،من به اين راحتي‏ها نمي‏ترسم

21
00:00:44,938 --> 00:00:47,660
نه زماني که جواب سوال‏هام  درباره‏ي
.خونواده‏اي که هيچوقت نمي‏شناختم‏شون، رو بخوام

22
00:00:47,780 --> 00:00:50,143
...ديشب، من يه سنگ قبر توي اون قبرستون پيدا کردم

23
00:00:50,166 --> 00:00:51,637
.که اسم و عکس من روش بود...

24
00:00:52,971 --> 00:00:55,225
.و يه قبر هم براي "ميراندا" بود

25
00:00:56,170 --> 00:00:57,858
...تا زماني که علت اين قضيه رو نفهميم

26
00:00:57,884 --> 00:01:00,827
.امکان نداره که هيچکدوم‏مون از اينجا بريم...

27
00:01:16,666 --> 00:01:21,502
ريونز وود" بايد تنها شهر کشور باشه"
.که وب‏سايت نداره

28
00:01:21,504 --> 00:01:23,871
مي‏دوني چيه؟
.احتمالاً اين فقط يه تطابق ـه

29
00:01:23,873 --> 00:01:26,107
شرط مي‏بندم که يا اينجا فاميل دارم
.يا يه همچين چيزي

30
00:01:26,109 --> 00:01:27,941
آره، چون مطمئنم که
.اين اتفاق هميشه مي‏افته

31
00:01:27,943 --> 00:01:29,710
.اينکه اسمت و عکست رو روي يه سنگ‏قبر ببيني

32
00:01:29,712 --> 00:01:31,545
ميراندا"، منظورم اين نيست"
،که اين اتفاق هميشه مي‏افته

33
00:01:31,547 --> 00:01:33,080
.ولي بالاخره اتفاق افتاده

34
00:01:33,082 --> 00:01:36,150
،يه توضيحي براش هست
.و ما پيداش مي‏کنيم

35
00:01:36,152 --> 00:01:38,284
تو مثل اون آدماي توي
...فيلم‏هاي ترسناک هستي

36
00:01:38,286 --> 00:01:40,653
.که هميشه سعي مي‏کنن منطقي و علمي باشن...

37
00:01:40,655 --> 00:01:43,189
.معمولاً اينطور آدما تا آخر فيلم زنده نمي‏مونن

38
00:01:43,191 --> 00:01:44,891
داري کجا ميري؟

39
00:01:44,893 --> 00:01:47,327
.خونه‏ي داييم
.شايد الان برگشته باشه

40
00:01:52,566 --> 00:01:54,366
راستي چطور فهميدي که يه دايي داري؟

41
00:01:54,368 --> 00:01:56,701
يه نامه درباره‏ي والدينم
.از يه وکيل به دستم رسيد

42
00:01:56,703 --> 00:01:59,405
پايينش نوشته بود که يه کپي از نامه
...براي برادر مامانم فرستاده شده

43
00:01:59,407 --> 00:02:02,807
،"آقاي "ريموند کالينز
،"به آدرس "ريونز وود"، جاده "ساو ميل

44
00:02:02,809 --> 00:02:04,476
.خونواده‏ي ناگهاني

45
00:02:04,478 --> 00:02:07,879
تو 10 ثانيه حس هيجان‏زنده بودنم
.به عصبانيت تبديل شد

46
00:02:07,881 --> 00:02:10,214
.درکت مي‏کنم -
واقعاً؟ -

47
00:02:10,216 --> 00:02:12,350
،آره. همونطوري که تو اتوبوس بهت گفتم
...مي‏دونم که

48
00:02:12,352 --> 00:02:15,719
.يه فرزند خونده بودن چطوريه...

49
00:02:15,721 --> 00:02:19,857
...هي "کيلب"، خودشه
.خونه‏ي داييم

50
00:02:19,859 --> 00:02:21,426
!مثل يه هتل مي‏مونه

51
00:02:23,762 --> 00:02:27,997
خودشه؟ -
.نمي‏دونم. از 3 سالگيم نديدمش -

52
00:02:27,999 --> 00:02:31,834
شايد اون چيزي درباره‏ي اون هم‏قيافه‏هامون
.که توي قبرستون بودن بدونه

53
00:02:31,836 --> 00:02:33,803
.آره

54
00:02:48,418 --> 00:02:50,919
آقاي "کالينز"؟

55
00:02:50,921 --> 00:02:54,156
شما؟

56
00:02:54,158 --> 00:02:55,458
منو يادت نمياد؟

57
00:02:57,793 --> 00:02:59,860
.من "ميراندا"ـم

58
00:02:59,862 --> 00:03:02,430
خواهر زاده‏ات؟

59
00:03:02,432 --> 00:03:04,765
تو اينجا چيکار مي‏کني؟

60
00:03:04,767 --> 00:03:07,868
!فکر کنم بايد با "سلام" شروع مي‏کردي

61
00:03:07,870 --> 00:03:10,505
.سرم خيلي شلوغه

62
00:03:13,208 --> 00:03:15,242
.مي‏دوني، من خودمو معرفي نکردم

63
00:03:15,244 --> 00:03:16,876
.من "کيلب ريورز"ـم

64
00:03:16,878 --> 00:03:19,179
نکنه تو هم بايد فاميلم باشي؟

65
00:03:21,082 --> 00:03:22,449
،ميراندا" مي‏خواسته که سورپرايز تون کنه"

66
00:03:22,451 --> 00:03:24,118
.شايد بهتر بود اينکارو نکنه

67
00:03:24,120 --> 00:03:25,586
.شايد بايد اول زنگ مي‏زد

68
00:03:25,588 --> 00:03:27,887
،ولي مي‏دوني چيه
.مهم اينه که اون اينجاست

69
00:03:27,889 --> 00:03:29,723
.شب طولاني‏اي بوده

70
00:03:29,725 --> 00:03:32,092
مطمئنم هرکي که توي اين کيسه‏ست
...ناراحت نميشه

71
00:03:32,094 --> 00:03:34,560
که تو يکم وقتت رو...
.با خواهر زاده‏ات بگذروني

72
00:03:34,562 --> 00:03:36,162
گفتي اسمت "ريورز"ـه؟

73
00:03:36,164 --> 00:03:38,331
."آره. "کيلب ريورز

74
00:03:38,333 --> 00:03:41,768
شايد اسمم رو بخاطر سنگ‏قبر
،توي قبرستون مي‏شناسي

75
00:03:41,770 --> 00:03:43,402
.سنگ‏قبر همون آدمي که دقيقاً مثل منه

76
00:03:43,404 --> 00:03:46,005
.من همه‏ي سنگ‏قبرهاي اونجا رو مي‏شناسم

77
00:03:46,007 --> 00:03:47,506
.کسي به اسم "کيلب ريورز" نيست

78
00:03:48,975 --> 00:03:52,444
کارلا"، لطفاً به خواهر زاده‏ام رو"
.به محل استراحتش راهنمايي کن

79
00:03:52,446 --> 00:03:55,247
.بيا تو، عزيزم

80
00:04:01,754 --> 00:04:04,522
.آدم به درد بخوري باش

81
00:04:06,251 --> 00:04:11,251
<font color="#408080">-= ريوونز وود =-</font>
<font color="#008040">S01E01 - فصل اول؛ قسمت اول</font>
<font color="#008000">Pilot - پايلوت</font>

82
00:04:11,276 --> 00:04:16,276
:تـرجمه و زيـرنويس
(<font color="#979700">lvlr</font>) <font color="#808080">رضــــا</font>
.:: <font color="#ffff00">www.Iran-Film.net</font> ::.

83
00:04:16,434 --> 00:04:18,268
،با همه همينجوري رفتار مي‏کنه

84
00:04:18,270 --> 00:04:20,370
يا فقط با خونواده‏اش اينطوريه؟

85
00:04:20,372 --> 00:04:22,706
.اون خونواده‏اي نداره

86
00:04:22,708 --> 00:04:24,240
.من از خونواده‏اش هستم

87
00:04:24,242 --> 00:04:26,710
،شايد من فقط يه خواهر زاده‏ي بي‏ارزش باشم
.ولي من فاميلش هستم

88
00:04:26,712 --> 00:04:29,345
.پس تو تمام چيزي هستي که اون داره

89
00:04:29,347 --> 00:04:31,114
چند وقته که اينجا کار مي‏کني؟

90
00:04:31,116 --> 00:04:33,216
.اوه، خيلي وقته

91
00:04:33,218 --> 00:04:35,117
...ولي يه مدت کوتاهي بود

92
00:04:35,119 --> 00:04:37,452
.که توي يه دانشگاه نزديک همينجا کار مي‏کردم...

93
00:04:37,454 --> 00:04:38,988
برگشتي؟ -
.اوهوم -

94
00:04:38,990 --> 00:04:41,791
چرا؟ -
.آقاي "کالينز" ازم خواست -

95
00:04:41,793 --> 00:04:44,393
.اون موقع، آماده‏ي برگشتن بودم

96
00:04:44,395 --> 00:04:49,665
.دختراي دانشگاهي مي‏تونن خيلي بي‏برنامه باشن

97
00:04:54,804 --> 00:04:57,505
،اگه روي خواهر زاده‏ام نفوذ داري

98
00:04:57,507 --> 00:05:00,308
توصيه مي‏کنم که سعي کني
.متقاعدش کني از اينجا بره

99
00:05:00,310 --> 00:05:03,678
.اينطوري براي همه بهتره

100
00:05:03,680 --> 00:05:05,246
.معلومه که براي تو بهتره

101
00:05:05,248 --> 00:05:07,715
."فکر نکن اين به من مربوط ميشه، آقاي "ريورز

102
00:05:07,717 --> 00:05:11,085
.قول ميدم که اشتباه مي‏کني

103
00:05:13,354 --> 00:05:17,224
.ميراندا" هم اسمش رو پيدا کرد"
...و همينطور عکسش رو

104
00:05:17,226 --> 00:05:19,860
،روي يه سنگ‏قبر...
.که کنجکاوي منو دو برابر کرد

105
00:05:19,862 --> 00:05:21,595
...منو تحريک کرد که جستجو کنم

106
00:05:21,597 --> 00:05:23,696
.و بفهمم که واقعاً چه خبره...

107
00:05:23,698 --> 00:05:26,099
وقتي که کنجکاو ميشم
.مي‏تونم خيلي آزاردهنده باشم

108
00:05:33,540 --> 00:05:35,208
!اون همين الان تکون خورد

109
00:05:35,210 --> 00:05:37,610
."نخاع، آقاي "ريورز

110
00:05:37,612 --> 00:05:40,545
حتي بعد از اينکه مغز از کار مي‏افته
.نخاع فعاليت مي‏کنه

111
00:05:40,547 --> 00:05:44,049
آم، اون خانم "ميراندا" رو کجا برد؟

112
00:05:44,051 --> 00:05:47,252
.احتمالاً خانم "گران‏والد" اونو برده طبقه بالا

113
00:05:47,254 --> 00:05:48,519
.اون در به داخل خونه منتهي ميشه

114
00:06:10,975 --> 00:06:12,475
چيه؟

115
00:06:12,477 --> 00:06:13,877
تو هم اون صدا رو شنيدي؟

116
00:06:13,879 --> 00:06:16,146
چي رو شنيدم؟

117
00:06:16,148 --> 00:06:19,749
!آه... هيچي

118
00:06:19,751 --> 00:06:22,185
...هيچي. مهم نيس. آم

119
00:06:22,187 --> 00:06:24,120
با داييم حرف زدي؟

120
00:06:24,122 --> 00:06:28,657
آره. همه‏ي خوش رفتاريت از طرف
.خونواده‏ي پدريت بهت رسيده

121
00:06:30,660 --> 00:06:32,294
هي، اون بيرون چه اتفاقي برات افتاد؟

122
00:06:32,296 --> 00:06:33,896
انگار وقتي اونو ديدي
.زبونت بند اومده بود

123
00:06:33,898 --> 00:06:36,631
.زبونم بند نيومده بود -
.چرا، صدات در نميومد -

124
00:06:36,633 --> 00:06:38,566
خيلي خب، نکنه مي‏خواي بازخواستم کني؟

125
00:06:45,674 --> 00:06:47,675
منظره چطوره؟ -
.متفاوت -

126
00:06:52,981 --> 00:06:55,850
چرا اون بايد يه سنگ‏قبر رو پاک کنه؟

127
00:06:58,187 --> 00:07:00,353
.مامان، لطفاً، بذار من اينکارو بکنم
<i>« بيوه‏ي سياه »</i>

128
00:07:00,355 --> 00:07:02,122
.يا بذار به يه نفر بگم

129
00:07:02,124 --> 00:07:05,758
.تو نبايد اين کارو بکني

130
00:07:05,760 --> 00:07:08,361
!مامان -
.اون برس ديگه رو بده بهم -

131
00:07:08,363 --> 00:07:09,796
چرا ميذاري اين کارو بکنه؟

132
00:07:09,798 --> 00:07:11,397
.نميذاره به کسي اطلاع بدم

133
00:07:11,399 --> 00:07:13,333
.خب، من گفتم

134
00:07:13,335 --> 00:07:16,001
.پليسا بايد درباره‏ي اين قضيه بدونن، مامان

135
00:07:16,003 --> 00:07:17,937
!چون خيلي برامون مفيد بودن

136
00:07:17,939 --> 00:07:19,438
.مامان، بيخيال

137
00:07:19,440 --> 00:07:21,807
اونا مي‏دونن که مردم اين شهر
،چي درباره‏ام فکر مي‏کنن

138
00:07:21,809 --> 00:07:23,775
.و خودشون هم همين فکر رو مي‏کنن

139
00:07:26,179 --> 00:07:27,679
چي بهشون گفتي؟

140
00:07:27,681 --> 00:07:29,181
.هيچي. اونا حرفي نمي‏زنن

141
00:07:29,183 --> 00:07:31,850
!مامان
.اگه مي‏خواي کمک کني، يه برس بردار

142
00:07:31,852 --> 00:07:33,718
.اونا دوباره اين کارو مي‏کنن

143
00:07:33,720 --> 00:07:35,019
.اونوقت ما هم دوباره تميزش مي‏کنيم

144
00:07:35,021 --> 00:07:36,487
.اين چيزي رو عوض نمي‏کنه

145
00:07:36,489 --> 00:07:37,856
.مردم بازم ميگن که مامان اين کارو کرده

146
00:07:37,858 --> 00:07:39,390
."مهم نيس اونا چي ميگن، "لوک

147
00:07:39,392 --> 00:07:41,226
.اون حقيقت نداره -
.پليسا که اينو نمي‏دونن -

148
00:07:41,228 --> 00:07:43,862
ليو"، تنها چيزي که اونا مي‏دونن"
،اينه که يه نفر پدر رو کشته

149
00:07:43,864 --> 00:07:46,196
.و هيچکس ديگه‏اي جز مامان مظنون نيس

150
00:07:46,198 --> 00:07:47,497
.خيلي خب. تو برنده شدي

151
00:07:47,499 --> 00:07:50,067
،مي‏دوني چي
.من ديگه زندگي خودمو مي‏کنم

152
00:07:50,069 --> 00:07:52,269
،مامانم بايد زندگيش رو به روال عادي برگردونه
...چون قايم شدن تو اتاقش

153
00:07:52,271 --> 00:07:53,937
.هيچ کمکي به مسئله‏ي شکايتش نمي‏کنه...

154
00:08:03,480 --> 00:08:06,515
،هي، اگه داري ميري
.منم باهات ميام

155
00:08:11,488 --> 00:08:13,756
کجا رفتن؟

156
00:08:13,758 --> 00:08:16,259
.نمي‏دونم

157
00:08:19,262 --> 00:08:22,063
اينجا چه خبره؟

158
00:08:22,065 --> 00:08:25,867
اون بچه‏ها کي ان؟
بيوه‏ي سياه کيه؟

159
00:08:25,869 --> 00:08:30,405
.عجله کن
.بريم از سنگ‏قبرهامون عکس بگيريم

160
00:08:30,407 --> 00:08:32,107
.اونا رو به داييت نشون ميديم

161
00:08:32,109 --> 00:08:34,942
نمي‏تونه چيزي رو که توي
.عکس مي‏بينه انکار کنه

162
00:08:43,919 --> 00:08:45,286
اين چيه؟

163
00:08:45,288 --> 00:08:46,520
کارل ريجلي"؟"

164
00:08:49,891 --> 00:08:51,624
درست اومديم؟

165
00:08:51,626 --> 00:08:53,092
.آره، همونجاست

166
00:08:53,094 --> 00:08:56,195
.ديشب همه‏ي قبرها و رديف‏ها رو شمردم

167
00:08:56,197 --> 00:08:58,197
منظورت اينه که چيزي رو که ديشب ديديم
واقعاً نديده بوديم؟

168
00:08:58,199 --> 00:08:59,698
.چون من مي‏دونم که چي ديديم

169
00:08:59,700 --> 00:09:02,468
،نه "ميراندا"، ما ديديمش
.فقط الان اينجا نيستش

170
00:09:02,470 --> 00:09:04,804
پس، يه نفر سنگ‏قبرها رو عوض کرده؟

171
00:09:04,806 --> 00:09:06,571
آخه کي بايد اين کارو بکنه؟ چرا؟

172
00:09:06,573 --> 00:09:08,907
تنها کسي که درباره‏ي اين موضوع
.باهاش حرف زدم، داييت بود

173
00:09:08,909 --> 00:09:11,076
هي، داري کجا ميري؟

174
00:09:11,078 --> 00:09:13,111
توي قبرستون زياد
.چيزي دستگيرمون نميشه

175
00:09:13,113 --> 00:09:14,379
.من دارم ميرم توي شهر

176
00:09:14,381 --> 00:09:16,381
...بايد يه روزنامه يا کتابخونه‏اي باشه که

177
00:09:16,383 --> 00:09:17,749
.بتونم اونجا اعلام فوت‏ها رو پيدا کنم...

178
00:09:17,751 --> 00:09:19,418
اشکالي نداره برم؟

179
00:09:19,420 --> 00:09:23,187
اگه اشکالي نداشته باشه منم
.يه سر ديگه به آقاي خوش‏اخلاق بزنم

180
00:09:23,189 --> 00:09:25,189
.من براي پيدا کردن جواب سوال‏هام اومدم اينجا

181
00:09:25,191 --> 00:09:27,658
تا زماني که يه جوابي از اون نگيرم
.از اينجا نميرم

182
00:09:41,505 --> 00:09:44,474
ساعت 6 خيابون مرکزي رو
.بخاطر مراسم رژه مي‏بندن

183
00:09:44,476 --> 00:09:46,076
...اين تنها وقتيه که

184
00:09:46,078 --> 00:09:48,911
افسر هوگان بالاخره...
،مي‏تونه قبض جريمه بنويسه

185
00:09:48,913 --> 00:09:51,581
پس، کنار مدرسه پارک کن
.و پياده بيا

186
00:09:51,583 --> 00:09:54,283
.راستي، کتاب فيزيکم رو هم تا دوشنبه بهم برگردون

187
00:09:54,285 --> 00:09:56,953
.پس امشب مي‏بينمت

188
00:09:56,955 --> 00:10:00,756
سلام. پس، شماها همونايي هستين که
از 1862 منبع اطلاعات بودين؟

189
00:10:00,758 --> 00:10:03,359
،من به شخصه نه
.ولي قدمت روزنامه به اون موقع برمي‏گرده

190
00:10:03,361 --> 00:10:06,361
خب، من بايد با يه نفر درباره‏ي
.يه آگهي درگذشت صحبت کنم

191
00:10:06,363 --> 00:10:07,596
.متأسفم که اينو مي‏شنوم

192
00:10:07,598 --> 00:10:08,997
.نه، آگهي درگذشت جديد نيست
...در واقع

193
00:10:08,999 --> 00:10:10,499
.مال خيلي وقت پيشه...
.يکي از اقوامم

194
00:10:10,501 --> 00:10:12,333
اسمه چيه؟ -
."کيلب ريورز" -

195
00:10:12,335 --> 00:10:14,636
اين اسم شماست يا اسم فاميل‏تون؟

196
00:10:14,638 --> 00:10:17,606
.جفتش -
مي‏دونيد کي مرده؟ -

197
00:10:17,608 --> 00:10:19,673
.دست کم بايد مال 100 سال پيش باشه

198
00:10:19,675 --> 00:10:21,775
...خب، ما کپي همه‏ي چاپ‏هاي روزنامه

199
00:10:21,777 --> 00:10:23,276
،از زمان جنگ داخلي امريکا رو...
.طبقه پايين داريم

200
00:10:23,278 --> 00:10:24,778
.اگه بخواين مي‏تونيد يه نگاهي بهشون بندازين

201
00:10:24,780 --> 00:10:26,881
دسته‏بندي اون تبليغات رو تموم کردي؟

202
00:10:26,883 --> 00:10:28,315
.تقريباً، بابا -
تقريباً؟ -

203
00:10:28,317 --> 00:10:30,818
.بهتره من به اين آقاي جوان کمک کنم

204
00:10:30,820 --> 00:10:33,888
پس، من مي‏تونم برم پايين و روزنامه‏هاي
قديمي رو بگردم تا فاميلم رو پيدا کنم؟

205
00:10:33,890 --> 00:10:35,889
.متأسفانه نمي‏تونم بذارم تنهايي وارد مـورگ بشين
<i>(هم به معني "سردخانه" هست Morgue)
("و هم "انبار نسخه‏هاي قديمي)</i>

206
00:10:35,891 --> 00:10:39,091
مورگ؟ -
.جايي که چاپ‏هاي قديمي رو نگه مي‏داريم -

207
00:10:41,695 --> 00:10:43,630
.اون پايين شبيه کتابخونه نيس

208
00:10:43,632 --> 00:10:45,965
.مردم نمي‏تونن خودشون اونجا رو بگردن

209
00:10:45,967 --> 00:10:48,968
،ولي اگه مايل باشين
.من دنبال اطلاعات درباره‏ي فاميلتون مي‏گردم

210
00:10:48,970 --> 00:10:51,070
من پيشنهاد مي‏کنم که دفتر اسناد
."بخش رو چک کنيد، توي "دريسکول

211
00:10:51,072 --> 00:10:53,572
،زماني که برگشتيد
.مي‏بينم چه کاري از دستم برمياد

212
00:10:53,574 --> 00:10:56,742
.ممنونم

213
00:11:14,026 --> 00:11:17,394
.داشتم دنبالت مي‏گشتم

214
00:11:17,396 --> 00:11:20,064
.اينجا خونه‏ي بزرگي ـه

215
00:11:20,066 --> 00:11:22,332
.آدم به راحتي گم ميشه

216
00:11:22,334 --> 00:11:25,602
مخصوصاً وقتي که اوني که دنبالش مي‏گردي
.نمي‏خواد پيداش کني

217
00:11:25,604 --> 00:11:28,738
شغل تو اينه؟

218
00:11:28,740 --> 00:11:31,708
.شغل پدرم، و پدر پدرم هم همين بوده

219
00:11:31,710 --> 00:11:34,778
وقتي که پدر و مادر منم مردن
اين کارا رو تو براشون کردي؟

220
00:11:34,780 --> 00:11:37,948
.نه. اون موقع صلاحيتش رو نداشتم

221
00:11:37,950 --> 00:11:40,216
.تو خيلي کوچيک بودي، اينا رو يادت نمياد

222
00:11:40,218 --> 00:11:42,952
در حقيقت، اونقدر کوچيک بودم
.که هيچ چي رو يادم نمياد

223
00:11:42,954 --> 00:11:46,456
.تو توي مراسم خاک‏سپاري اونا بودي
.اينو يادمه

224
00:11:46,458 --> 00:11:50,126
،تو تنها فاميل زنده‏ي من بودي
.و منو پيش غريبه‏ها ول کردي

225
00:11:50,128 --> 00:11:53,429
چرا اين کارو کردي؟

226
00:11:53,431 --> 00:11:56,631
.نمي‏تونستم اون زمان بهت توضيح بدم

227
00:11:56,633 --> 00:11:59,267
.ولي از اون موقع تا حالا، کلي وقت داشتي

228
00:11:59,269 --> 00:12:02,537
.مي‏تونستي بهم زنگ بزني
.مي‏تونستي يه نامه برام بنويسي

229
00:12:02,539 --> 00:12:05,207
...مي‏تونستي يه کارت تبريک کريسمس بفرستي -
.فکر مي‏کردم بهترين کار رو کردم -

230
00:12:05,209 --> 00:12:07,775
.خب، اشتباه مي‏کردي

231
00:12:07,777 --> 00:12:10,178
وقتي که امروز صبح ديدمت
...متوجه اين موضوع شدم

232
00:12:11,947 --> 00:12:13,780
.ولي ديگه کار از کار گذشته

233
00:12:13,782 --> 00:12:16,450
تو بايد برگردي پيش خونواده‏اي
.که فرزند خونده‏شون هستي

234
00:12:16,452 --> 00:12:19,487
،اگه مي‏تونستم مي‏رفتم
.ولي نمي‏تونم

235
00:12:19,489 --> 00:12:23,457
،مي‏دوني چيه
،امروز صبح، اون بيرون ازت مي‏ترسيدم

236
00:12:23,459 --> 00:12:26,727
و اونقدر ترسيده بودم که
.فراموش کرده بودم چقدر از دستت عصباني ام

237
00:12:26,729 --> 00:12:30,463
،ولي الان حالم بهتره
.و کلي کار با هم داريم

238
00:12:30,465 --> 00:12:33,065
.فکر نکنم اين کار به نفع هيچکدوم‏مون باشه

239
00:12:33,067 --> 00:12:34,434
!هي، من اينجام

240
00:12:34,436 --> 00:12:37,770
،خواهر زاده‏ي واقعيت
يادته؟

241
00:12:37,772 --> 00:12:40,973
...من جايي نميرم تا جواب سوال‏هام رو بدي

242
00:12:40,975 --> 00:12:43,409
،سوال‏هايي درباره‏ي خودم و پدر و مادرم
.درباره‏ي اينکه چه بلايي سر اونا اومد

243
00:12:43,411 --> 00:12:47,312
.آقاي "کالينز"، خونواده‏ي "شوبرت" اينجا هستن

244
00:12:47,314 --> 00:12:49,948
.ببخشيد

245
00:12:54,854 --> 00:12:57,222
.هي

246
00:12:58,424 --> 00:13:00,358
.تو ارتباط با اون صبور باش

247
00:13:00,360 --> 00:13:04,728
،تو سوالاتي براش آوردي
.ولي خاطراتي رو هم با خودت آوردي

248
00:13:04,730 --> 00:13:07,031
،بايد چيکار کنم تا نظرش رو جلب کنم

249
00:13:07,033 --> 00:13:09,200
بخوابم تو يکي از اون تابوت‏ها؟

250
00:13:19,132 --> 00:13:22,001
،اينجا يکم سر و صدا زياده و نمي‏تونم برات پيام بذارم
.ولي من حالم خوبه

251
00:13:22,003 --> 00:13:26,339
"به محض اينکه "ميراندا
.اينجا جاگير بشه ميام خونه

252
00:13:26,341 --> 00:13:28,507
."دوست دارم، "هانا

253
00:13:28,509 --> 00:13:29,908
.بهم زنگ بزن

254
00:13:32,645 --> 00:13:36,314
.2تا قهوه گرفتي دستت
.قضيه جديه

255
00:13:36,316 --> 00:13:37,616
.آه، يکيش براي دوستم ـه

256
00:13:38,985 --> 00:13:41,420
آم، اين فاميلت ـه؟

257
00:13:41,422 --> 00:13:45,022
،من آگهي فوت رو پيدا نکردم
ولي اين کمکي مي‏کنه؟

258
00:13:45,024 --> 00:13:48,092
.اين دقيقاً عين توئه

259
00:13:50,228 --> 00:13:52,363
پس، امشب ساعت چند همديگه رو مي‏بينيم؟

260
00:13:52,365 --> 00:13:54,665
.اصلاً مطمئن نيستم که ميام يا نه -
ديلون" اينو مي‏دونه؟" -

261
00:13:54,667 --> 00:13:57,167
چيه، نکنه "لوک" هم نمياد؟

262
00:13:57,169 --> 00:14:00,871
.نمي‏دونم
.خودت ازش بپرس

263
00:14:00,873 --> 00:14:04,875
ليوي"، بخاطر بابات امشب نمياي؟"

264
00:14:04,877 --> 00:14:08,311
،مي‏دوني که اون مي‏خواد تو اونجا باشي
."و همينطور در مورد "لوک

265
00:14:08,313 --> 00:14:09,713
،مي‏دونم که ربطي به اين نداره

266
00:14:09,715 --> 00:14:11,715
،ولي پليسا اين قضيه رو حل مي‏کنن

267
00:14:11,717 --> 00:14:13,383
.و توي اين مدت، شما نمي‏تونيد قايم بشين

268
00:14:13,385 --> 00:14:15,552
.من که مثل مامانم نيستم
."من قايم نميشم، "تس

269
00:14:15,554 --> 00:14:17,686
،خيلي خب، تو نسبتاً قايم ميشي
.مثل برادرت

270
00:14:17,688 --> 00:14:19,722
.مثل برادرمم نيستم -
،توي 2 ماه -

271
00:14:19,724 --> 00:14:23,126
لوک" از آقاي خون‏گرم مردمي به"
.گرگ تنهاي گوشه‏گير تبديل شد

272
00:14:23,128 --> 00:14:25,028
.مردم واقعاً از اون مي‏ترسن

273
00:14:25,030 --> 00:14:26,695
.خود اون بيشتر از مردم مي‏ترسه

274
00:14:26,697 --> 00:14:29,132
مي‏فهمم، ولي اين چه کمکي بهتون مي‏کنه؟

275
00:14:29,134 --> 00:14:31,801
اگه هميشه به اين فکر کني
،که يه سري هيولا زير تختت هستن

276
00:14:31,803 --> 00:14:33,101
.هيچوقت از شرش خلاص نميشي

277
00:14:33,103 --> 00:14:34,336
.حتي ممکنه بميري

278
00:14:34,338 --> 00:14:35,971
.باورم نميشه اين حرفو زدم

279
00:14:35,973 --> 00:14:38,540
.لطفاً بزن تو گوشم

280
00:14:41,445 --> 00:14:44,212
شماها چي فکر مي‏کنيد؟
.اين ماشين من براي رژه‏ست

281
00:14:44,214 --> 00:14:45,447
.خوب ـه

282
00:14:45,449 --> 00:14:47,950
خوب؟ -
."اون دختر خوشگلي ـه، "ديلون -

283
00:14:47,952 --> 00:14:53,087
خب... چرا سوارش
نميشي و امتحانش بکني؟

284
00:14:53,089 --> 00:14:55,256
.اين کارو بکن -
...وسط شهر؟ من -

285
00:14:55,258 --> 00:14:57,325
.مقام سلطنتي هيچوقت نبايد خجالتي باشه

286
00:15:01,163 --> 00:15:02,930
.ممنون

287
00:15:02,932 --> 00:15:05,966
.حس مي‏کنم مسخره شدم

288
00:15:05,968 --> 00:15:08,935
.شدي مثل يه ملکه که قراره به خونه برگرده

289
00:15:08,937 --> 00:15:10,736
.ساعت 6 براي آرايش همديگه رو مي‏بينيم

290
00:15:10,738 --> 00:15:12,939
.مي‏خوام جادو کنم
...و تو

291
00:15:12,941 --> 00:15:14,640
.تمرين کن که آروم و خوب رانندگي کني

292
00:15:14,642 --> 00:15:17,010
.نمي‏خوام براي بهترين دوستم اتفاقي بيفته

293
00:15:17,012 --> 00:15:18,544
.هرچي شما امر کنيد

294
00:15:29,422 --> 00:15:32,191
مي‏دوني، من دارم يه سري
،چيزاي عجيب رو بهت ميگم

295
00:15:32,193 --> 00:15:35,961
و تو جوري رفتار مي‏کني که انگار دارم
گزارش هواشناسي ميدم. چرا اينطوري هستي؟

296
00:15:35,963 --> 00:15:38,963
.ما اتفاقات معمولي متفاوتي تو اين شهر داريم

297
00:15:38,965 --> 00:15:41,699
يعني چي؟

298
00:15:49,941 --> 00:15:52,643
،وقتي 11 سالم بود
.به يه کمپ بيرون از شهر رفتم

299
00:15:52,645 --> 00:15:57,280
و يه شب، همه‏ي بچه‏ها دور آتيش نشسته بودن
.و داستان‏هاي مربوط به ارواح تعريف مي‏کردن

300
00:15:57,282 --> 00:16:00,217
يه بچه درباره‏ي يه خونه‏ي
.شبح‏زده توي "ريونز وود" حرف زد

301
00:16:00,219 --> 00:16:03,686
و بچه‏ي بعدي درباره‏ي يه روح
.داخل سينماي "ريونز وود" حرف زد

302
00:16:03,688 --> 00:16:06,490
،و آخرش من گفتم که
.هي، من توي "ريونز وود" زندگي مي‏کنم"

303
00:16:06,492 --> 00:16:09,425
".اونجا شهر منه
.و همه‏شون کاملاً ساکت شدن

304
00:16:11,028 --> 00:16:12,661
...اون اولين باري بود که فهميدم

305
00:16:12,663 --> 00:16:14,830
.که مردم با ديد متفاوتي به اينجا نگاه مي‏کنن...

306
00:16:14,832 --> 00:16:16,399
.همه‏ي اين حرفا الکي بوجود نيومده

307
00:16:16,401 --> 00:16:17,699
.حتماً يه اتفاقي بايد افتاده باشه

308
00:16:17,701 --> 00:16:20,469
اون لکه‏ي روي ديوار رو مي‏بيني؟

309
00:16:20,471 --> 00:16:26,074
توي سال 1896 ارتفاع
.سيلاب به اونجا رسيده بوده

310
00:16:26,076 --> 00:16:29,844
،منبع ذخيره آب خراب ميشه
...و يه عالمه سيلاب مثل

311
00:16:29,846 --> 00:16:32,680
يه قطار باري...
.وارد مرکز شهر ميشه

312
00:16:32,682 --> 00:16:35,550
.تا 6 ماه اجساد مرده‏ها رو مي‏کشيدن بيرون

313
00:16:35,552 --> 00:16:39,154
،مردم مي‏گفتن که اين شهر از بين ميره
.ولي از بين نرفت

314
00:16:39,156 --> 00:16:42,722
،اونا دوباره ساختنش، و اينجا قشنگه
.و منم عاشق اينجام

315
00:16:42,724 --> 00:16:44,658
...ولي -
.ولي مرگ و مير اينجا زياده -

316
00:16:44,660 --> 00:16:46,527
.انگار شهر توي مرگ مردم غرق شده

317
00:16:46,529 --> 00:16:48,695
.اين بخشي از طبيعت آدم ـه

318
00:16:48,697 --> 00:16:52,499
."هي، "لوک
خواهرت کجاست؟

319
00:16:52,501 --> 00:16:55,502
."خفه شو، "اسپرينگر -
اگه اون امشب ببازه چي ميشه؟ -

320
00:16:55,504 --> 00:16:57,870
با يه چاقو مي‏افته دنبال داورها؟

321
00:16:57,872 --> 00:17:01,274
.مي‏دوني که چي ميگن
.دختره مثل مادرش ـه

322
00:17:08,815 --> 00:17:10,883
مشکلي پيش اومده؟ -
.نه، چيزي نيس -

324
00:17:19,058 --> 00:17:21,793
!مردم اين شهر چقدر مهمون‏نوازن

325
00:17:21,795 --> 00:17:24,195
."لوک"

326
00:17:24,197 --> 00:17:28,933
،هي، مي‏دونم که سخته
.ولي تو از پس اين شرايط بر مياي

327
00:17:28,935 --> 00:17:31,636
.من کسي نيستم که مشکل دارم

328
00:17:31,638 --> 00:17:34,137
.مشکل از مردم اين شهره

329
00:17:41,245 --> 00:17:43,413
از دوستاي "رمي" هستي؟

330
00:17:43,415 --> 00:17:46,917
.آره، از دوستاي خونوادگيش

331
00:17:46,919 --> 00:17:49,086
."بنجامين پرايس"

332
00:17:49,088 --> 00:17:50,586
.من يکي از معلم‏هاي اونم

333
00:17:50,588 --> 00:17:51,654
."کيلب ريورز"

334
00:17:55,425 --> 00:17:57,226
تو خوبي؟

335
00:17:57,228 --> 00:17:58,728
.بهتر از اين نميشه

336
00:17:58,730 --> 00:18:01,063
،پدر من به قتل رسيده
،ولي خودت که همه چي رو راجبش مي‏دوني

337
00:18:01,065 --> 00:18:03,799
چون طبق نوشته‏ي روزنامه‏ي بابات
.مادرم اونو کُشته

338
00:18:03,801 --> 00:18:05,167
.متأسفم
،مي‏دونم چه اتفاقي افتاده

339
00:18:05,169 --> 00:18:06,835
،ولي چند هفته‏ست که با من حرف نزدي

340
00:18:06,837 --> 00:18:08,436
.و من فقط دارم حالت رو مي‏پرسم

341
00:18:08,438 --> 00:18:10,171
.مثل "اسپرينگر" باهام رفتار نکن

342
00:18:10,173 --> 00:18:11,906
.ببخشيد

343
00:18:11,908 --> 00:18:13,574
.ببخشيد

344
00:18:13,576 --> 00:18:15,510
.اشکالي نداره

345
00:18:15,512 --> 00:18:17,679
اشکال داره، چون دلم براي
حرف زدن با يه نفر تنگ شده، مي‏دوني؟

346
00:18:17,681 --> 00:18:19,981
چرا ديگه با کسي حرف نزدي؟

347
00:18:19,983 --> 00:18:23,416
.شنيدم مامانت برگشته خونه

348
00:18:23,418 --> 00:18:27,021
.آره، چند هفته پيش از "افغانستان" برگشته

349
00:18:27,023 --> 00:18:30,323
،حتماً بايد خوب باشه
.اينکه مامانت خونه‏ست

350
00:18:30,325 --> 00:18:31,892
.خوب هست

351
00:18:33,762 --> 00:18:35,029
تو خوبي؟

352
00:18:37,632 --> 00:18:40,633
،من اومدم اينجا تا بهت دلداري بدم
.نه اينکه تو به من دلداري بدي

353
00:18:40,635 --> 00:18:42,535
.متأسفم -
.چيزي نيس -

354
00:18:42,537 --> 00:18:44,671
.متأسفم -
.همه چي درست ميشه -

355
00:18:44,673 --> 00:18:47,073
.چيزي نيس

356
00:18:47,075 --> 00:18:52,812
!رمي"، فکر کردم قراره قهوه بگيري و برگردي"

357
00:18:52,814 --> 00:18:56,081
.يه کاري برام پيش اومد

358
00:18:56,083 --> 00:18:58,116
.بيا
.با هم برمي‏گرديم

359
00:19:32,700 --> 00:19:34,700
<i>« سيل عظيم »</i>

360
00:20:13,212 --> 00:20:18,371
اينجا خيس بود، نه نمناک، باشه؟
.آب ريخته بود

361
00:20:18,373 --> 00:20:20,506
.شايد بخاطر شکستگي لوله باشه يا همچين چيزي

362
00:20:20,508 --> 00:20:21,775
.بخاطر لوله‏ي شکسته نبود

363
00:20:21,777 --> 00:20:23,210
.ميراندا"، اين خونه قديمي ـه"

364
00:20:23,212 --> 00:20:25,011
،مي‏دونم، اينجا بزرگه
،و شرايط خاص خودشم داره

365
00:20:25,013 --> 00:20:26,946
!"ولي اين قضيه بخاطر لوله‏کشي نيس، "کيلب

366
00:20:26,948 --> 00:20:29,382
!يه نفر پشت اون پرده‏ها بود

367
00:20:29,384 --> 00:20:32,017
.شايد باد بوده -
.دستش رو ديدم -

368
00:20:32,019 --> 00:20:35,087
مي‏دوني چيه، ما مجبور نيستيم بحث کنيم، باشه؟

369
00:20:35,089 --> 00:20:37,089
.يه اتوبوس امشب از اينجا ميره

370
00:20:37,091 --> 00:20:39,225
.صبر کن
.من حتي هنوز چيزي از بابام نشنيدم

371
00:20:39,227 --> 00:20:42,394
جداً ميگم، حتي اگه بابات بهت بگه
،خونواده‏ات يه زماني صاحب اين شهر بوده

372
00:20:42,396 --> 00:20:44,429
!باعث ميشه اينجا بموني؟

373
00:20:44,431 --> 00:20:47,032
.من که نمي‏مونم -
...خيلي خب، ولي حداقل نمي‏خواي بدوني -

374
00:20:47,034 --> 00:20:49,068
کي اون سنگ‏قبرها رو عوض کرده؟...

375
00:20:49,070 --> 00:20:51,137
...اگه اون داييت بوده -
.بهش نگو دايي من -

376
00:20:51,139 --> 00:20:53,906
،اون برام يه غريبه‏ست
.و معلومه که مي‏خواد غريبه هم بمونه

377
00:20:53,908 --> 00:20:55,775
باشه، ولي چرا؟

378
00:20:55,777 --> 00:20:58,576
چرا داره به تو دروغ ميگه؟
چرا داره به من دروغ ميگه؟

379
00:20:58,578 --> 00:21:01,212
.اون حتي منو نمي‏شناسه
اون داره چي رو مخفي مي‏کنه؟

380
00:21:01,214 --> 00:21:04,249
.من دنبال جوابم

381
00:21:08,254 --> 00:21:11,222
آقاي "کالينز" مي‏خوان که
.شام رو با ايشون صرف کنيد

382
00:21:11,224 --> 00:21:14,925
.ببخشيد، من بايد به اتوبوسم برسم

383
00:21:14,927 --> 00:21:17,494
.به نظر عاليه مياد
.من همينجا منتظر مي‏مونم

384
00:21:17,496 --> 00:21:19,629
،اگه مي‏خواين حموم کنيد
...حمام هست

385
00:21:19,631 --> 00:21:22,933
.مي‏تونيد از حمام داخل راهرو استفاده کنيد
.يه وان هم هست

386
00:21:22,935 --> 00:21:24,601
.اوه، من يه دوش گرفتن رو ترجيح ميدم

387
00:21:24,603 --> 00:21:29,239
.ما يه وان داريم. بزرگه
.پشيمون نميشين

388
00:21:29,241 --> 00:21:32,508
.من به داييت خبر ميدم که مي‏موني

389
00:21:32,510 --> 00:21:34,243
.پشيمون نميشين

390
00:21:37,480 --> 00:21:40,983
.حتماً ايده‏ي اون بوده، نه ايده‏ي داييم

391
00:21:40,985 --> 00:21:43,186
.فقط يه شام ـه
.بذار خوب رفتار کنيم

392
00:21:43,188 --> 00:21:44,854
.شايد به جواب بعضي از سوالامون رسيديم

393
00:21:44,856 --> 00:21:47,189
تو مياي اونجا؟

394
00:21:47,191 --> 00:21:48,723
رژه؟

395
00:21:50,492 --> 00:21:52,593
.بايد براي امتحان شيمي بخونم

396
00:21:52,595 --> 00:21:54,429
.تمام فردا رو وقت داري

397
00:21:54,431 --> 00:21:56,597
.مي‏خوام امشب بخونم

398
00:22:03,671 --> 00:22:06,340
،اگه براي مامانه
.به خودت زحمت نده

399
00:22:06,342 --> 00:22:08,408
.اون خوابيده

400
00:22:15,483 --> 00:22:19,152
خوب ميشد اگه يکي از اعضاي
.خونواده‏ام مي‏تونست امشب اونجا باشه

401
00:22:19,154 --> 00:22:21,221
.من حتي باورم نميشه که تو مي‏خواي بري

402
00:22:21,223 --> 00:22:23,289
تو که ديدي روي اون سنگ‏قبر
.چي نوشته بودن

403
00:22:23,291 --> 00:22:26,226
تو که مي‏دوني اين شهر راجب
.مامان چي فکر مي‏کنن، راجب ما

404
00:22:26,228 --> 00:22:28,161
همه‏ي شهر که اينطور فکر نمي‏کنن، باشه؟

405
00:22:28,163 --> 00:22:29,729
...تس" اينطور فکر نمي‏کنه"

406
00:22:29,731 --> 00:22:31,597
.تس" دوستت نيس"

407
00:22:31,599 --> 00:22:33,333
منظورت چيه؟

408
00:22:33,335 --> 00:22:36,835
اون دوستت نيس. اون ازت استفاده مي‏کنه
.تا نسبت به خودش حس بهتري داشته باشه

409
00:22:36,837 --> 00:22:38,636
.لوک"، من مي‏دونم که دوستام کي هستن"

410
00:22:38,638 --> 00:22:42,607
واقعاً؟ کدومشون يه اسپري رنگ قرمز گم کرده؟

411
00:22:57,523 --> 00:22:59,991
.ممنون

412
00:22:59,993 --> 00:23:02,326
.ممنونم

413
00:23:02,328 --> 00:23:06,030
.پس، معلومه که اين شهر عاشق جشن گرفتن ـه

414
00:23:06,032 --> 00:23:08,665
،يه شب مهموني بزرگ توي قبرستون
.و فردا شبش رژه

415
00:23:08,667 --> 00:23:10,166
تو هم مي‏خواي بري؟

416
00:23:10,168 --> 00:23:12,202
البته. چرا که نه؟

417
00:23:12,204 --> 00:23:14,170
.من عاشق رژه هستم

418
00:23:14,172 --> 00:23:17,875
تو هم شهر رو گشتي؟

419
00:23:17,877 --> 00:23:19,943
اون توي اين خونه بزرگ شده بود؟

420
00:23:19,945 --> 00:23:22,779
کي؟ -
.مامانم -

421
00:23:22,781 --> 00:23:25,515
...اتاقي که من توش هستم
مال اون بوده؟

422
00:23:26,818 --> 00:23:30,520
آره. چطور مگه؟

423
00:23:30,522 --> 00:23:33,756
...فقط يکم
دلگير ـه؟

424
00:23:33,758 --> 00:23:35,625
.براي يه نوجوون...

425
00:23:35,627 --> 00:23:38,294
مي‏تونم درک کنم که چرا اون مي‏خواسته
.که از اينجا فرار کنه و ازدواج کنه

426
00:23:38,296 --> 00:23:42,263
فکر کنم مادرت دلايل
.زيادي براي فرار کردن داشت

427
00:23:42,265 --> 00:23:44,933
،اگه منم قوه‏ي تخيل اونو داشتم

428
00:23:44,935 --> 00:23:47,335
.شايد با هم فرار مي‏کرديم

429
00:23:56,912 --> 00:24:00,147
.اين مال مادرت بود

430
00:24:06,487 --> 00:24:09,055
پارسال، باشگاه فرانسوي
...سعي کرد تا ماشين "دون رولن" رو به

431
00:24:09,057 --> 00:24:10,723
.يه کروسانت شکلاتي بزرگ تبديل کنه...
<i>(کروسانت: نوعي نان شيريني)</i>

432
00:24:10,725 --> 00:24:12,559
،ولي درست عملي نشد

433
00:24:12,561 --> 00:24:15,495
.و همه فکر کردن که يه پوشک بچه بزرگ ترکيده
<i>( |: الان يعني دارن جک ميگن برا هم )</i>

434
00:24:15,497 --> 00:24:17,830
.خب، تو چند دفعه از اين کارا کردي

436
00:24:20,901 --> 00:24:24,937
!اوه بيخيال، من هنوز دارم غذا مي‏خورما

437
00:24:24,939 --> 00:24:27,539
،تو رو نمي‏دونم
.ولي غذاي من که سرد شده

438
00:24:27,541 --> 00:24:29,608
...من ميرم دوباره گرمش کنم -
.نه، نه، بذار من گرمش کنم -

439
00:24:29,610 --> 00:24:32,010
.خودم يادمه مايکروويو کجاست

440
00:24:38,316 --> 00:24:40,918
،نمي‏خوام جلوي مامانت باهات بحث کنم

441
00:24:40,920 --> 00:24:42,687
.ولي بايد راجب "لوک" با هم صحبت کنيم

442
00:24:42,689 --> 00:24:44,889
واي، يعني الان اجازه دارم
!اسمشو به زبون بيارم؟

443
00:24:44,891 --> 00:24:47,291
،ازم مي‏خواي چيکار کنم
باهاش مثل يه غريبه رفتار کنم؟

444
00:24:47,293 --> 00:24:49,459
.بهت گفتم که يکم از هم فاصله بگيرين

445
00:24:49,461 --> 00:24:52,362
.تو اون کارو بخاطر من کردي، بابا
.اون متوجه ميشه

446
00:24:52,364 --> 00:24:55,164
.ببين "رمي"، اون انتخاب‏هاي اشتباهي داشته

447
00:24:55,166 --> 00:24:57,534
اون همون پسري نيست که قبلاً
...توي اتاق ما مي‏نشست و بازي مي‏کرد

448
00:24:57,536 --> 00:25:00,169
.چرا، اون همون پسره
،اگه اون به پليس دروغ گفته

449
00:25:00,171 --> 00:25:01,805
.اين کارو براي محافظت از مادرش کرده

450
00:25:01,807 --> 00:25:03,172
.وظيفه‏ي من محافظت کردن از توئه

451
00:25:03,174 --> 00:25:04,940
.نمي‏خوام ديگه اونو ببيني

452
00:25:04,942 --> 00:25:06,041
.براي يه مدتي

453
00:25:14,183 --> 00:25:17,686
مي‏دوني چي باعث شده
کوتاه بياد و اينو بده بهت؟

454
00:25:17,688 --> 00:25:20,688
آم، شايد "گران‏والد" متقاعدش کرده؟

455
00:25:20,690 --> 00:25:22,390
مي‏تونم اينو متوجه بشم که
...هر دفعه که بهم نگاه

456
00:25:22,392 --> 00:25:23,892
.مي‏کنه، مي‏خواد حرف بزنه...

457
00:25:23,894 --> 00:25:26,394
واقعاً؟
،هروقت که به من نگاه مي‏کنه

458
00:25:26,396 --> 00:25:29,296
حس مي‏کنم يه نفر داره با پوست‏کن ميوه
.پوستم رو مي‏بره

459
00:25:29,298 --> 00:25:31,799
.اون بيشتر از من راجب خونواده‏ام مي‏دونه

460
00:25:36,738 --> 00:25:38,872
اون کيه؟

461
00:25:38,874 --> 00:25:41,107
.مامانم، فکر کنم

462
00:25:47,081 --> 00:25:49,583
.خب، من ميرم حموم

463
00:25:49,585 --> 00:25:51,652
تو مشکلي نداري که من...؟

464
00:25:51,654 --> 00:25:52,852
.نه

465
00:25:52,854 --> 00:25:54,086
.خيلي خب

466
00:26:11,737 --> 00:26:13,672
<i>،ميراندا"ي عزيز من"</i>

467
00:26:13,674 --> 00:26:16,708
<i>،من و پدرت به شدت مشتاق تولد تو هستيم</i>

468
00:26:16,710 --> 00:26:19,578
<i>،تا چهره‏ات رو ببينيم، و چشمات</i>
<i>و لبخندت رو؛</i>

469
00:26:19,580 --> 00:26:23,582
<i>،تا ببينيم از چه چيزي خوشت مياد</i>
<i>.عاشق چي هستي</i>

471
00:27:51,324 --> 00:27:53,992
مطمئني که ايستگاه اتوبوس همينجاست؟

472
00:27:53,994 --> 00:27:57,849
کيلب"؟" -
.چي؟ آره -

473
00:27:57,867 --> 00:27:59,700
.امروز صبح از کنارش رد شدم

474
00:27:59,702 --> 00:28:01,401
.ديدم يه نفر داشت بليت مي‏خريد

475
00:28:01,403 --> 00:28:04,604
.خب، اميدوارم بليت‏ها تموم نشده باشه

476
00:28:04,606 --> 00:28:09,008
.آه، فقط عکس‏هاي توي آلبوم نبودن

477
00:28:09,010 --> 00:28:10,710
.يه نامه از طرف مامانم هم بود

478
00:28:10,712 --> 00:28:13,179
.قبل از اينکه به دنيا بيام برام نوشته بودتش

479
00:28:13,181 --> 00:28:17,217
...آره، فکر کنم من
،يه سورپرايز ناخواسته بودم

480
00:28:17,219 --> 00:28:21,221
،ولي وقتي که حامله بوده
.واقعاً مي‏خواسته که منو ببينه

481
00:28:21,223 --> 00:28:22,722
کي اينو خوندي؟

482
00:28:22,724 --> 00:28:24,789
...وقتي که تو داشتي طولاني‏ترين حمام کردن

483
00:28:24,791 --> 00:28:26,291
.تاريخ رو انجام مي‏دادي...

484
00:28:26,293 --> 00:28:28,894
.حموم نمي‏کردم
.داييت سعي کرد خفه‏ام کنه

485
00:28:28,896 --> 00:28:31,830
وايسا، چي؟ -
،آره، من چشمام رو بستم -

486
00:28:31,832 --> 00:28:34,132
و چيز بعدي که متوجه شدم
.اين بود که يه نفر داشت منو زير آب نگه مي‏داشت

487
00:28:34,134 --> 00:28:37,169
...مي‏دوني، ما
...ما نخوابيديم

488
00:28:37,171 --> 00:28:39,337
ميراندا"، خوابم نرفته بود، باشه؟"

489
00:28:39,339 --> 00:28:42,106
اون باد توي اتاق دست داشت؟
.پرده‏ي حموم هم دست داشت

490
00:28:42,108 --> 00:28:43,975
آخه اون چرا بايد بياد دنبالت؟

491
00:28:43,977 --> 00:28:45,142
.تو بهم بگو

492
00:28:45,144 --> 00:28:47,144
...ظاهراً عوض کردن اون سنگ‏قبرها

493
00:28:47,146 --> 00:28:48,679
براي فراري دادن ما...
.کافي نبوده

494
00:28:52,185 --> 00:28:54,918
.هي، اين بابام ـه
.من جوابشو ميدم

495
00:28:54,920 --> 00:28:57,587
.خيلي خب، تو همينجا بمون
.من بليت‏ها رو مي‏گيرم

496
00:29:08,132 --> 00:29:09,266
.هي

497
00:29:11,434 --> 00:29:14,203
مامان، دوباره داري کابوس مي‏بيني؟

498
00:29:16,172 --> 00:29:18,640
.متنفرم که بابات رو از خواب بپرونم

499
00:29:18,642 --> 00:29:21,777
...من بيدار ميشم و اونم بيدار ميشه

500
00:29:21,779 --> 00:29:23,779
.هيچکدوم‏مون دوباره خوابش نمي‏بره...

501
00:29:23,781 --> 00:29:26,382
.فقط اين پايين راحت‏ترم

502
00:29:26,384 --> 00:29:28,182
.اگه بخواي، منم مي‏تونم پايين پيشت بمونم

503
00:29:28,184 --> 00:29:30,118
تا بتونم تو رو هم از خواب بپرونم؟

504
00:29:30,120 --> 00:29:33,121
نه، تا اگه بيدار شدي و خواستي
.که با يکي حرف بزني، من پيشت باشم

505
00:29:33,123 --> 00:29:34,890
.تو هميشه اين کارو برام مي‏کردي

506
00:29:36,659 --> 00:29:40,161
بابا بهت گفت که يه فضاي
...دفتري بزرگ پيدا کرديم که

507
00:29:40,163 --> 00:29:42,130
.من نمي‏خوام کلينيک راه بندازم

508
00:29:42,132 --> 00:29:44,164
چرا؟ يعني، مي‏تونيم
.يه کلينيک ديگه داشته باشيم

509
00:29:44,166 --> 00:29:46,233
هيچکس ديگه نمي‏خواد بره
!پيش دکتر "فرانکل". اون خيلي پير ـه

510
00:29:46,235 --> 00:29:49,303
.اونقدرا هم پير نيس -
.مامان، وقتي سرفه مي‏کنه غبار بلند ميشه -

511
00:29:49,305 --> 00:29:51,171
.انگار داري يه فرش رو مي‏تکوني

512
00:29:51,173 --> 00:29:53,507
.خب، من آماده نيستم که کل شهر رو درمان کنم

513
00:29:53,509 --> 00:29:56,911
.معلومه که آماده اي
.ما بهت احتياج داريم

514
00:29:56,913 --> 00:30:00,179
.ديرت ميشه

515
00:30:00,181 --> 00:30:02,816
مامان، چه کاري از دستم برمياد؟
.من مي‏خوام کمک کنم

516
00:30:02,818 --> 00:30:04,918
.عزيزم، من کمک نمي‏خوام

517
00:30:04,920 --> 00:30:06,385
...من فقط يکم وقت مي‏خوام

518
00:30:06,387 --> 00:30:08,054
تا اين مسئله رو پيش خودم حل کنم، باشه؟...

519
00:30:08,056 --> 00:30:11,524
.همه‏ي افراد ديگه‏ي توي واحد من مُردن

520
00:30:11,526 --> 00:30:14,894
.من حتي نمي‏دونم چرا اينجام

521
00:30:14,896 --> 00:30:16,762
...منطقي نيست که من

522
00:30:16,764 --> 00:30:19,631
تنها کسي ام که...
.از اون حمله جون سالم به در برده

523
00:30:23,703 --> 00:30:26,572
...اگه امشب "لوک" رو ديدي

524
00:30:26,574 --> 00:30:28,674
.سلام منو بهش برسون...

525
00:30:30,242 --> 00:30:32,009
.بابت مرگ پدرش متأسفم

526
00:30:51,395 --> 00:30:55,397
من اتاق کنار راهرو رو براي
.خواهر زاده‏تون آماده کردم

527
00:30:55,399 --> 00:30:58,400
.فکر کنم مي‏خواين که بهش نزديک باشيد

528
00:30:58,402 --> 00:31:02,605
.من انتظار نداشتم که اونا برگردن اينجا

529
00:31:02,607 --> 00:31:06,375
.براي حل کردن اين مسئله خيلي دير نشده

530
00:31:34,404 --> 00:31:36,070
تو خوبي؟
چت شد؟

531
00:31:36,072 --> 00:31:39,440
...فکر کردم که دوباره اونو توي پنجره ديدم

532
00:31:39,442 --> 00:31:42,376
.همون زني که توي اتاقم بود...

533
00:31:47,681 --> 00:31:50,816
چيه؟ چي شده؟

534
00:31:50,818 --> 00:31:52,618
اين همون دختريه که
امروز صبح باهاش صحبت کردي؟

535
00:31:52,620 --> 00:31:54,954
.آره، و جواب سوالامون توي اون زيرزمين ـه

536
00:31:54,956 --> 00:31:58,525
نمي‏دونم الان که باباش
.نيست ما رو مي‏بره اونجا يا نه

537
00:31:58,527 --> 00:32:00,292
پس اتوبوس چي ميشه؟

538
00:32:00,294 --> 00:32:03,262
.وقت داريم
.عجله کن

539
00:32:10,200 --> 00:32:12,600
<i>« آخرين شانس »</i>

540
00:32:42,300 --> 00:32:44,300
<i>« بازگشت يک قهرمان به خانه »</i>

541
00:32:50,300 --> 00:32:52,300
<i>« 5نوجوان کُشته شدند »</i>

542
00:32:53,458 --> 00:32:57,061
کسي اينجاست؟ بابا؟

543
00:33:30,393 --> 00:33:33,661
چي؟
!منو حسابي ترسوندي

544
00:33:33,663 --> 00:33:35,163
.ببخشيد، نمي‏خواستم بترسونمت

545
00:33:37,266 --> 00:33:38,766
.ميراندا"، اين "رمي" ـه"

546
00:33:38,768 --> 00:33:41,769
يکم براي کار کردن
دير وقت ـه، اينطور نيست؟

547
00:33:41,771 --> 00:33:44,873
يه جورايي اينجا اومدن شما
غيرقانوني ـه، اينطور نيس؟

548
00:33:44,875 --> 00:33:48,075
ببين، من تنها کسي نيستم که
.ديشب عکسم رو روي يه قبر ديدم

549
00:33:48,077 --> 00:33:51,411
ميراندا کالينز" هم توي"
.اون قبرستون دفن شده بود

550
00:33:51,413 --> 00:33:53,881
.و اون دقيقاً عين منه

551
00:33:53,883 --> 00:33:56,717
...پس اونا فاميلتون هستن
.از اقوام دورتون

552
00:33:56,719 --> 00:33:58,919
.منطقي به نظر مياد
...خودمونم اينو فهميديم، ولي

553
00:33:58,921 --> 00:34:01,688
چيزي که منطقي نيست اينه که يه نفر
.نمي‏خواد ما درباره‏ي اين قضيه چيزي بدونيم

554
00:34:01,690 --> 00:34:03,356
،ديشب ما اون قبرها رو ديديم

555
00:34:03,358 --> 00:34:04,958
،و بعدش وقتي امروز صبح برگشتيم

556
00:34:04,960 --> 00:34:06,459
.يکي اونا رو عوض کرده بود

557
00:34:10,064 --> 00:34:11,998
.بذارين ببينيم دليلش چيه

558
00:34:41,200 --> 00:34:43,400
<i>« يادواره‏ي قربانيان سال‏هايي که گذشت »</i>

559
00:35:13,023 --> 00:35:15,291
!اليويا"، وايسا"

560
00:35:20,596 --> 00:35:22,764
ديدي کي اين کارو کرد؟

561
00:35:22,766 --> 00:35:23,932
.نه

562
00:35:36,778 --> 00:35:39,380
لطفاً بهم نگو
".من که بهت گفته بودم"

563
00:35:47,823 --> 00:35:49,990
.بريم خونه

564
00:36:07,808 --> 00:36:10,643
.اونا تو يه روز مُردن
<i>« ميراندا کالينز، کيلب ريورز، ريچل ويليس »</i>

565
00:36:10,645 --> 00:36:14,279
.اونا زن و شوهر بودن
.غرق شدن

566
00:36:14,281 --> 00:36:17,749
.5نفر بودن -
چند سالشون بوده؟ -
<i>« جرمايا جونز، کارولين شلگل »</i>

567
00:36:17,751 --> 00:36:20,151
.همه‏ي قرباني‏هاي هم‏کلاسي بودن

568
00:36:20,153 --> 00:36:22,220
.سال آخر دبيرستان بودن

569
00:36:22,222 --> 00:36:26,925
مي‏توني برگردي به صفحه مربوط به هفته‏ي قبلش؟

570
00:36:32,900 --> 00:36:34,900
<i>« يک قهرمان جنگ بازمي‏گردد »
« داستان نجات معجزه‏آساي اسير جنگي »</i>

571
00:36:40,339 --> 00:36:41,706
چيه؟

572
00:36:41,708 --> 00:36:43,440
چي شده؟

573
00:36:47,345 --> 00:36:50,446
."رمي" -
هي، بچه‏ها؟ -

574
00:36:50,448 --> 00:36:52,348
.فکر نکنم ما اينجا تنها باشيم

575
00:36:57,788 --> 00:36:59,122
.بياين از اينجا بريم بيرون

576
00:37:18,846 --> 00:37:20,947
هفته‏ي پيش آقاي "پرايس" ازم خواست
.تا بعد از کلاس بمونم

577
00:37:20,949 --> 00:37:24,450
.اون درباره‏ي من نـگران ـه

578
00:37:24,452 --> 00:37:27,123
اون بهم گفت که 2تا از
...سخت‏ترين چيزا تو زندگي اينه که

579
00:37:27,141 --> 00:37:28,573
...بدوني چي مي‏خواي...

580
00:37:28,575 --> 00:37:30,642
.و اينکه بتوني رک و راست به همه بگيش...

581
00:37:30,644 --> 00:37:33,779
.خب، اين ربطي به اون نداره

582
00:37:33,781 --> 00:37:36,314
.من بالاخره فهميدم چي مي‏خوام

583
00:37:36,316 --> 00:37:40,285
من مي‏خوام از اين شهر برم
.و غيبم بزنه

584
00:37:40,287 --> 00:37:42,453
.مي‏دوني، هيچوقت اينو بهم نگفته بودي

585
00:37:42,455 --> 00:37:45,757
مامان خودشو تو يه اتاق زنداني کرده
...و تو هم با هرکسي که

586
00:37:45,759 --> 00:37:48,325
بدجور بهت نگاه مي‏کنه...
دعوا مي‏کني؟

587
00:37:48,327 --> 00:37:51,129
اينطوري من راحت‏تر مي‏تونستم
.وانمود کنم که حالم خوبه

588
00:37:51,131 --> 00:37:55,233
،خب، مي‏دوني
.تو هميشه مي‏توني حرفات رو بهم بگي

589
00:37:55,235 --> 00:37:58,135
يعني، نمي‏خوام احساس کني
.توي اين قضيه تنهايي

590
00:37:58,137 --> 00:37:59,836
.ولي تنها بودم

591
00:37:59,838 --> 00:38:02,939
،از وقتي که بابا مُرده
.تو فقط بقيه رو از خودت فراري ندادي

592
00:38:02,941 --> 00:38:04,507
.منو هم فراموش کردي

593
00:38:04,509 --> 00:38:08,211
،ببين، مي‏فهمم که چرا ناراحتي

594
00:38:08,213 --> 00:38:11,381
ولي چرا اينقدر عصبي هستي؟

595
00:38:14,117 --> 00:38:17,219
."براي تو هم همينطوره، "لوک

596
00:38:17,221 --> 00:38:20,022
تو مجبور نيستي اين قضيه رو
.تنهايي پشت سر بذاري

597
00:38:20,024 --> 00:38:23,793
.فکر کنم مامان اين کارو کرده

598
00:38:30,666 --> 00:38:33,467
!فکر کنم اون بابا رو کُشته

599
00:38:41,043 --> 00:38:43,211
دليل اينکه امشب
...توي دفتر روزنامه بودم

600
00:38:43,213 --> 00:38:45,745
.حرفي بود که مامانم زد...

601
00:38:45,747 --> 00:38:48,215
،اون به تازگي از افغانستان برگشته

602
00:38:48,217 --> 00:38:50,517
.و نمي‏فهمه که چرا اينجاست

603
00:38:50,519 --> 00:38:52,719
،کل دسته‏ي اون توي يه حمله‏ي ناگهاني کشته شدن

604
00:38:52,721 --> 00:38:54,087
.و اون تنها بازمانده‏ست

605
00:38:54,089 --> 00:38:56,489
.به نظر مياد مامانت زن خوش‏شانسي ـه

606
00:38:56,491 --> 00:38:58,058
.ظاهرش اينطور به نظر مياد

607
00:38:58,060 --> 00:39:00,527
.حتماً بايد براش خيلي سخت باشه
.متأسفم

608
00:39:00,529 --> 00:39:03,729
براي اينکه باهام همدردي کنيد
.اين داستان رو براتون نگفتم

609
00:39:03,731 --> 00:39:07,166
بخاطر اين گفتم که فکر کنم
.جفت‏تون ممکنه بخشي از اين ماجرا باشين

610
00:39:07,168 --> 00:39:11,470
.چي... من متوجه نميشم

611
00:39:11,472 --> 00:39:13,139
...فاميل‏هاي شما هردوشون درست بعد از اينکه

612
00:39:13,141 --> 00:39:14,606
.يه سرباز "ريونز وود"ي به خونه برگشته، مُردن...

613
00:39:14,608 --> 00:39:16,475
...پارسال، من يه مطلب تاريخي درباره‏ي

614
00:39:16,477 --> 00:39:17,876
...يه سرباز "ريونز وود"ي نوشتم...

615
00:39:17,878 --> 00:39:20,378
که به طرز معجزه‏آسايي از...
،يه حمله‏ي ناگهاني زنده مونده بود

616
00:39:20,380 --> 00:39:22,680
و وقتي که اون اومد خونه
.دقيقاً همون چيزي رو گفته که مامانم گفت

617
00:39:22,682 --> 00:39:24,349
.نمي‏دونم چرا من هنوز اينجام"

618
00:39:24,351 --> 00:39:26,384
".من نبايد زنده باشم

619
00:39:26,386 --> 00:39:28,186
،امشب فهميدم که چند روز بعد از اون ماجرا

620
00:39:28,188 --> 00:39:30,655
5تا نوجوون "ريونز وود"ي توي
.يه تصادف اتومبيل کشته شدن

621
00:39:30,657 --> 00:39:31,789
.اونا با يه درخت برخورد کرده بودن

622
00:39:31,791 --> 00:39:34,358
...پس، حدس مي‏زني که اين بچه‏ها مُردن

623
00:39:34,360 --> 00:39:36,727
چون اون سربازا مثل مامانت شانس آوردن؟...

624
00:39:36,729 --> 00:39:39,263
.نميگم که دليلي داشته
.فقط ميگم که اين اتفاقات افتاده

625
00:39:39,265 --> 00:39:41,798
.2بار -
،1بار اتفاقي ـه -

626
00:39:41,800 --> 00:39:44,768
.بار دوم تطابق ـه
.3بار يه علت داره

627
00:39:44,770 --> 00:39:48,272
.پر محتوا بود -
.ـه "Goldfinger" از شعرهاي -

629
00:39:52,744 --> 00:39:54,677
.خيلي گرسنه‏ام شده

630
00:39:54,679 --> 00:39:56,479
.يکم سيب‏زميني سرخ‏کرده مي‏خوام

631
00:39:56,481 --> 00:39:57,981
.اونطرف رودخونه‏ست

632
00:39:57,983 --> 00:40:01,050
پس، فکر کنم به اتوبوس نمي‏رسيم؟

633
00:40:01,052 --> 00:40:02,551
.نه، با اتوبوس بعدي ميريم

634
00:40:04,988 --> 00:40:07,222
.بچه‏ها، اون دوست‏پسر من و خواهرش ـه

635
00:40:07,224 --> 00:40:10,658
.اين قضيه رو بين خودمون نگه دارين

636
00:40:10,660 --> 00:40:12,995
.من حتي نمي‏دونم اين قضيه چيه

637
00:40:24,873 --> 00:40:26,340
مي‏خواين برسونم‏تون؟

638
00:40:26,342 --> 00:40:28,242
.هر لحظه ممکنه بارون بباره

639
00:40:28,244 --> 00:40:29,777
با اون چيکار مي‏کني؟

640
00:40:29,779 --> 00:40:32,914
من واقعاً دلم نمي‏خواد
.تو بارون پياده برم خونه

641
00:40:32,916 --> 00:40:35,016
.خيلي خب

642
00:40:49,830 --> 00:40:52,032
مراسم رژه چطور بود؟

643
00:40:53,533 --> 00:40:57,136
آه، "رمي"، ميشه صداي موزيک رو زياد کني؟

644
00:40:57,138 --> 00:40:58,971
.البته

645
00:40:58,973 --> 00:41:01,941
<font color="#80ffff"># اوه، اگه مي‏تونستم تو زمان به گذشته سفر کنم #</font>

646
00:41:01,943 --> 00:41:07,012
<font color="#80ffff"># وقتي که تو فقط منو داشتي تا عاشقم باشي #</font>

647
00:41:07,014 --> 00:41:10,982
<font color="#80ffff"># عشقي که براش دنبال دليل نباشي #</font>

648
00:41:10,984 --> 00:41:14,319
<font color="#80ffff"># اوه، کاش هيچوقت #</font>

649
00:41:14,321 --> 00:41:17,055
<font color="#80ffff"># صورتت رو نديده بودم #</font>

650
00:41:17,057 --> 00:41:20,891
<font color="#80ffff"># کاش تو کسي بودي #</font>

651
00:41:20,893 --> 00:41:26,463
<font color="#80ffff"># کاش تو کسي بودي که رابطه رو قطع کرده بودي #</font>

652
00:41:26,465 --> 00:41:29,899
<font color="#80ffff"># اوه، اگه مي‏تونستم تو زمان به گذشته سفر کنم #</font>

653
00:41:29,901 --> 00:41:35,138
<font color="#80ffff"># وقتي که تو فقط منو داشتي تا عاشقم باشي #</font>

654
00:41:35,140 --> 00:41:39,242
<font color="#80ffff"># عشقي که براش دنبال دليل نباشي #</font>

655
00:41:42,880 --> 00:41:45,747
!مراقب باش

656
00:41:52,356 --> 00:41:55,757
!کمک -
!بايد بيايم بيرون -

657
00:42:02,398 --> 00:42:03,664
!کمک

658
00:42:26,000 --> 00:42:32,000
:تـرجمه و زيـرنويس
(<font color="#979700">lvlr</font>) <font color="#808080">رضــــا</font>

659
00:42:33,005 --> 00:42:41,005
تـيـم تـرجـمـه ايـران فـيـلـم
.:: <font color="#ffff00">www.Iran-Film.net</font> ::.

