1
00:00:08,691 --> 00:00:13,691
<font color=#00ffff>تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن
...دنيايي اسرارآميز و شخصيت‌هاي شيرين داستاني دعوت مي‌کند</font>

2
00:00:36,100 --> 00:00:37,300
.دير کردي

3
00:00:37,300 --> 00:00:38,370
.به محض اينکه تونستم اومدم

4
00:00:38,370 --> 00:00:40,100
.من گرسنمه و دلم برات تنگ شده

5
00:00:40,100 --> 00:00:42,570
.تو الان هميشه گرسنه‌اي

6
00:00:42,570 --> 00:00:44,770
.و بداخلاق. ببخشيد

7
00:00:44,770 --> 00:00:47,070
مي‌دونم که يه سري مسئوليت‌هاي سلطنتي
...وجود داره...من فقط

8
00:00:47,080 --> 00:00:48,710
...هيچکدومشون به اندازه مسئوليت‌هاي من در قبال تو

9
00:00:48,710 --> 00:00:50,040
.و خانواده خودمون نيستن

10
00:00:50,050 --> 00:00:51,550
.من بايد عذرخواهي کنم

11
00:00:59,050 --> 00:01:00,190
اون چيه؟

12
00:01:00,190 --> 00:01:02,120
طوفان...شده؟

13
00:01:03,521 --> 00:01:08,521
<font color=#3399FF>با افتخار تقديم مي‌کند</font> <font color="#FFFFFF">«King-AmirK» اميرمهدي عاطفي نيا</font>

14
00:01:09,230 --> 00:01:12,670
.اون طوفان نيست
.جادوئه. بيا

15
00:01:12,670 --> 00:01:15,440
.فعلاً بايد تو رو به يه جاي امن ببريم

16
00:01:25,380 --> 00:01:26,510
حالت خوبه؟

17
00:01:26,520 --> 00:01:28,080
.آره، آره
.فکر کنم

18
00:01:28,080 --> 00:01:30,150
اون چي بود؟ -
.نمي‌دونم -

19
00:01:34,860 --> 00:01:38,160
سفيدبرفي"...چه اتفاقي افتاده؟"

20
00:01:43,470 --> 00:01:45,870
.ما برگشتيم

21
00:01:46,000 --> 00:01:53,500
<font color=#FFFFFF>«روزي روزگاري»</font>
<font color=#FF8080>قسمت دوازدهم از فصل سوم</font>
<font color=#00FF00>«موسيقي شهر نيويورک»</font>
<font color=#8080FF>تاريخ پخش و ترجمه: 92/12/19</font>

22
00:02:12,190 --> 00:02:13,890
.سلام

23
00:02:13,900 --> 00:02:15,760
.ببخشيد که دير کردم

24
00:02:15,760 --> 00:02:18,670
به نظرم اين يعني که
.اون يارو رو گرفتي

25
00:02:18,670 --> 00:02:21,240
.خيلي خوش‌بيني...خوشم مياد

26
00:02:21,240 --> 00:02:23,270
،اگه نگرفته بودي
.اين قرار رو لغو مي‌کردي

27
00:02:23,270 --> 00:02:25,140
.منم خيلي خوب مي‌شناسي

28
00:02:25,140 --> 00:02:27,370
.اِما سوان" هميشه مچ مردش رو مي‌گيره"

29
00:02:27,380 --> 00:02:29,440
.و ظاهراً مشروب من

30
00:02:29,450 --> 00:02:31,350
.ممنونم -
.ممنونم -

31
00:02:31,350 --> 00:02:34,850
"کوه آتشفشان "هنري
توي کلاس علوم چطوره؟

32
00:02:34,850 --> 00:02:36,650
.مدل شهر "پومپي" بود
(شهري باستاني در جنوب غربي ايتاليا)

33
00:02:36,650 --> 00:02:38,190
.ممنونم که کمک کردي

34
00:02:38,190 --> 00:02:39,450
.بيخيال

35
00:02:39,460 --> 00:02:42,690
من فقط اون رو متقاعد کردم که
.از گدازه واقعي استفاده نکنه

36
00:02:42,690 --> 00:02:45,760
.معلم‌هاش خيلي تقدير کردن ازش

37
00:02:45,760 --> 00:02:48,200
.بيا غذا بخوريم
.دارم از گرسنگي مي‌ميرم

38
00:02:48,200 --> 00:02:49,500
.بخوريم

39
00:02:58,540 --> 00:03:00,340
راضي؟

40
00:03:00,340 --> 00:03:02,810
از غذات...راضي؟

41
00:03:02,810 --> 00:03:04,280
.ما راضي هستيم

42
00:03:09,780 --> 00:03:11,490
.الان برمي‌گردم

43
00:03:11,490 --> 00:03:12,950
.باشه

44
00:03:18,660 --> 00:03:20,360
.ممنونم

45
00:03:22,870 --> 00:03:25,570
صبر کن. يه کار کوچولو دارم که
.الان تموم ميشه

46
00:03:25,570 --> 00:03:26,830
...تو -
.مي‌تونم توضيح بدم -

47
00:03:26,840 --> 00:03:28,370
!افتادي دنبال من

48
00:03:28,370 --> 00:03:30,740
.جيغ نزن. فقط به حرفم گوش بده

49
00:03:30,740 --> 00:03:33,870
،معمولاً همچين کاري نمي‌کنم
...خيلي ارزش داره، عزيزم

50
00:03:33,880 --> 00:03:35,580
.اومدم که عذرخواهي کنم

51
00:03:35,580 --> 00:03:36,880
براي اينکه مي‌خواستي من رو ببوسي؟

52
00:03:36,880 --> 00:03:38,950
من فقط سعي داشتم
.حافظه‌ات رو برگردونم

53
00:03:38,950 --> 00:03:40,710
.ديگه وقتشه از اينجا بري...همين الان

54
00:03:40,720 --> 00:03:42,250
.اِما"، پدر و مادرت در خطر بزرگي هستن"

55
00:03:42,250 --> 00:03:44,450
تو اصلاً نمي‌دوني که
.چي داري ميگي

56
00:03:44,450 --> 00:03:46,290
چون فکر مي‌کني يتيم هستي؟

57
00:03:46,290 --> 00:03:48,260
چون کل زندگيت همچين حرفي بهت زدن؟

58
00:03:48,260 --> 00:03:49,420
خب، من اينجام که بهت بگم

59
00:03:49,430 --> 00:03:50,920
.هر چيزي که باور کردي اشتباهه

60
00:03:50,930 --> 00:03:54,360
.تو که من رو نمي‌شناسي -
.تو رو بهتر از خودت مي‌شناسم -

61
00:03:54,360 --> 00:03:57,300
.مدرکي براي حرفم دارم

62
00:03:57,300 --> 00:03:58,800
.يه نگاه بنداز

63
00:03:58,800 --> 00:04:00,700
.اين يه آدرس هستش

64
00:04:00,700 --> 00:04:03,470
اگه مي‌خواي بدوني که
،واقعاً کي هستي

65
00:04:03,470 --> 00:04:06,840
،پدر و مادرت کي هستن
.برو اونجا

66
00:04:06,840 --> 00:04:10,240
.حالا...از اينجا برو -
.قبلاً اونجا بودي، يه سال پيش -

67
00:04:10,250 --> 00:04:11,780
.فقط يادت نمياد

68
00:04:11,780 --> 00:04:12,950
،من يه سال پيش توي "بوستون" بودم

69
00:04:12,950 --> 00:04:14,750
،تا اينکه آپارتمانم آتيش گرفت

70
00:04:14,750 --> 00:04:16,980
اومدم "نيويورک" تا با پسرم
.زندگي جديدي رو شروع کنيم

71
00:04:16,990 --> 00:04:19,390
.رجينا" خيلي خوب روي تو کار کرده"

72
00:04:19,390 --> 00:04:22,390
.تو ديوونه‌اي...يا دروغگو يا هر دوتاش

73
00:04:22,390 --> 00:04:24,320
ترجيح ميدم بهم بگن
."آدم بي‌شرف و بي‌پروا"

74
00:04:24,960 --> 00:04:26,660
پست فطرت؟

75
00:04:26,660 --> 00:04:27,960
يه دليل خوب برام بيار که
.با مشت نزنم توي صورتت

76
00:04:27,960 --> 00:04:30,000
تو واقعاً حرفم رو باور نمي‌کني؟

77
00:04:31,930 --> 00:04:34,030
.سعي کن از ابرقدرت خودت استفاده کني

78
00:04:34,040 --> 00:04:37,340
.آره، ازش خبر دارم

79
00:04:37,340 --> 00:04:40,840
.ازش استفاده کن
.مي‌بيني که دارم حقيقت رو ميگم

80
00:04:44,310 --> 00:04:46,050
چون اعتقاد داري که
يه چيزي حقيقت داره

81
00:04:46,050 --> 00:04:47,480
.معنيش اين نيست که واقعيت هم داره

82
00:04:47,480 --> 00:04:49,480
،شايد، شايد هم نه
."ولي من تو رو مي‌شناسم، "سوان

83
00:04:49,490 --> 00:04:53,520
.يه چيزي حس کردي

84
00:04:53,520 --> 00:04:55,720
.به اون آدرس برو
.از اين فرصت استفاده کن

85
00:04:55,720 --> 00:04:57,490
.اونوقت دلت مي‌خواد حرف بزني

86
00:04:57,490 --> 00:04:59,630
،وقتي خواستي حرف بزني
،من توي پارک مرکزي هستم

87
00:04:59,630 --> 00:05:02,000
.کنار در ورودي باغ وحش

88
00:05:02,000 --> 00:05:05,930
.اين کار رو به خاطر من نکن...يا خودت

89
00:05:05,930 --> 00:05:07,730
.اين کار رو به خاطر خونواده‌ات بکن

90
00:05:07,740 --> 00:05:09,700
.اونا به کمکت احتياج دارن

91
00:05:13,740 --> 00:05:16,310
اوضاع چطور بوده از وقتي رفتيم؟

92
00:05:16,310 --> 00:05:18,010
غول‌ها؟ -
.شکست خوردن -

93
00:05:18,010 --> 00:05:21,010
پادشاهي و زندگي ما داره
.جون تازه‌اي مي‌گيره

94
00:05:21,020 --> 00:05:23,050
.تبريک ميگم

95
00:05:23,050 --> 00:05:25,850
انقدر مشخصه؟

96
00:05:25,850 --> 00:05:27,620
.داري مي‌درخشي

97
00:05:27,620 --> 00:05:29,720
چرا اون حامله شده
ولي من حالم خوش نيست؟

98
00:05:29,730 --> 00:05:30,760
.جشن بزرگي بايد ترتيب بديم

99
00:05:30,760 --> 00:05:31,860
،بدونيد که پادشاهي ما با آغوش باز

100
00:05:31,860 --> 00:05:34,860
.پذيراي شما و دوستانتون هستش
.اگه چيزي احتياج دارين، ما در خدمت هستيم

101
00:05:34,860 --> 00:05:36,800
.ممنونم ولي ما فقط اسب لازم داريم

102
00:05:36,800 --> 00:05:38,870
.ما خودمون پادشاهي و قلعه داريم

103
00:05:38,870 --> 00:05:40,730
.قلعه ما به خاطر طلسم از بين رفته

104
00:05:40,740 --> 00:05:41,940
.کارت حرف نداشت، اعلي حضرت

105
00:05:41,940 --> 00:05:43,400
.همه چيز رو نابود کردي

106
00:05:43,410 --> 00:05:46,410
.نه همه چيز
.قلعه اون هنوز پابرجاست

107
00:05:46,410 --> 00:05:48,940
.معلومه که هست
.خودم ازش محافظت کردم

108
00:05:48,940 --> 00:05:51,040
خب، اون قلعه در اصل
.به اون تعلق نداره

109
00:05:51,050 --> 00:05:52,810
،قلعه مال "سفيدبرفي" بوده
.قبل از اينکه اون رو ازش بگيره

110
00:05:52,820 --> 00:05:56,080
،خب، منصفانه نگاه کنيم
.من توي اون قلعه ازدواج کردم

111
00:05:56,090 --> 00:05:57,420
.همينطوره

112
00:05:57,420 --> 00:06:01,920
...حالا اونجا رو پس مي‌گيريم

113
00:06:01,920 --> 00:06:04,090
.تو هم با ما مياي

114
00:06:04,090 --> 00:06:06,060
.جدي که نميگي

115
00:06:06,060 --> 00:06:08,860
.رجينا"، همه ترسيدن و گيج شدن"

116
00:06:08,860 --> 00:06:12,600
اونا اميد مي‌خوان. چه چيزي بهتر از اينکه
دوباره با هم متحد بشيم؟

117
00:06:12,600 --> 00:06:15,500
.تو هم با ما مياي

118
00:06:15,500 --> 00:06:17,000
.مي‌دونم خوشت نمياد

119
00:06:17,010 --> 00:06:19,110
...ياد مي‌گيري، به خاطر صلاح خودمون
.به خاطر صلاح خودت

120
00:06:19,110 --> 00:06:21,410
.باز هم از مهمان‌نوازي شما ممنونيم

121
00:06:21,410 --> 00:06:22,980
.بايد آماده بشيم

122
00:06:22,980 --> 00:06:25,880
.براي همتون آرزوي موفقيت مي‌کنم

123
00:06:36,120 --> 00:06:38,730
مي‌دوني که نمي‌تونيم وانمود کنيم
.همچين اتفاقي نيفتاده

124
00:06:38,730 --> 00:06:40,890
.اونا برگشتن. بايد بهش بگيم

125
00:06:40,900 --> 00:06:44,500
،آرورا"، نمي‌تونيم. خودت مي‌دوني که"
.چه بلايي سرشون مياد اينکه اون چي کار مي‌کنه

126
00:06:44,500 --> 00:06:47,530
هر دومون مي‌دونيم که
،اگه اون بفهمه اين موضوع رو مخفي کرديم

127
00:06:47,540 --> 00:06:49,940
.خشم خودش رو سر بچه‌مون خالي مي‌کنه

128
00:06:49,940 --> 00:06:52,110
.چاره‌اي نداريم. اون بايد بدونه

129
00:06:52,110 --> 00:06:55,980
بايد توکل کنيم که
.اونا بتونن از خودشون مراقبت کنن

130
00:06:55,980 --> 00:06:59,610
.نجات اونا به ما ربطي نداره

131
00:07:01,180 --> 00:07:03,080
اون چيه؟

132
00:07:03,090 --> 00:07:04,150
.هيچي

133
00:07:04,150 --> 00:07:07,790
.اميدوارم هنوزم گرسنه باشي

134
00:07:07,790 --> 00:07:10,790
.والش"، ديگه حتي يه ذره هم نمي‌تونم بخورم"

135
00:07:10,790 --> 00:07:12,590
قرار اولمون رو يادت مياد؟

136
00:07:12,590 --> 00:07:14,900
تو...خودت بودي

137
00:07:14,900 --> 00:07:18,000
.واسه همين نمي‌تونستم براي شام دعوتت کنم
،براي ناهار آوردمت اينجا

138
00:07:18,000 --> 00:07:21,000
مانع از اين نشد که
،بستني با مغز گردو سفارش ندي

139
00:07:21,000 --> 00:07:22,600
.که توي منو هم نبود

140
00:07:22,600 --> 00:07:24,470
.يه پولي به سرآشپز دادم
.اونا يه دونه برات درست کردن

141
00:07:24,470 --> 00:07:25,470
.يادمه

142
00:07:25,470 --> 00:07:26,970
.اون موقع نگران بودم
.الان سيرم

143
00:07:26,980 --> 00:07:30,540
ميشه حداقل يه نگاه بهش بندازي؟

144
00:07:33,880 --> 00:07:36,050
،اِما"، نمي‌خوام بترسونمت"

145
00:07:36,050 --> 00:07:38,190
.ولي ديگه نمي‌تونم صبر کنم

146
00:07:38,190 --> 00:07:40,620
.من عاشقتم. عاشق "هنري" هستم

147
00:07:40,620 --> 00:07:42,690
،عاشق زندگيمون در کنار هم هستم

148
00:07:42,690 --> 00:07:45,590
.مي‌خوام آينده‌اي رو با همديگه داشته باشيم

149
00:07:51,800 --> 00:07:56,040
اِما سوان"...با من ازدواج مي‌کني؟"

150
00:08:06,880 --> 00:08:09,820
فکر مي‌کردم بدترين اتفاقي که ممکنه بيفته

151
00:08:09,820 --> 00:08:12,720
اينه که جواب رد بدي، ولي هيچوقت فکر نمي‌کردم
.بدون حساب کردن غذا بياي بيرون

152
00:08:12,720 --> 00:08:15,690
..."والش" -
.نه، قرار بود من حساب کنم داشتم...شوخي مي‌کردم -

153
00:08:15,690 --> 00:08:22,100
.ببخشيد
.تو...کاملاً من رو غافلگير کردي

154
00:08:22,100 --> 00:08:24,200
امشب خيلي چيزا
.من رو غافلگير کردن

155
00:08:24,200 --> 00:08:26,130
،ببين، غافلگيري يه بخشي از برنامه بود

156
00:08:26,130 --> 00:08:28,240
ولي الان مي‌فهمم که
...برنامه خوبي نبوده، پس

157
00:08:28,240 --> 00:08:30,100
به نظرت يه ذره زود نيست؟

158
00:08:30,110 --> 00:08:31,970
.منظورم اينه که ما فقط هشت ماه با هم بوديم

159
00:08:31,970 --> 00:08:34,710
غذاهايي توي يخچالم دارم که
.بيشتر از هشت ماه اونجا هستن

160
00:08:34,710 --> 00:08:37,510
،مي‌دونم. من جاي تو بودم اونا رو مي‌ريختم دور
.ممکنه جونت رو نجات بده

161
00:08:37,510 --> 00:08:43,850
تو از کجا...ما از کجا مي‌دونيم که
اين کار درستي هستش؟

162
00:08:43,850 --> 00:08:49,090
...اِما"، از جانب خودم ميگم"
از لحظه‌اي که قدم به

163
00:08:49,090 --> 00:08:52,060
،مغازه لوازم خونگي من گذاشتي
.مي‌دونستم که کار درستي هستش

164
00:08:52,060 --> 00:08:54,530
چرا فکر مي‌کني که
سفارشت دو هفته زودتر آماده شده؟

165
00:08:54,530 --> 00:08:55,560
اصرارت براي انجام کار به نحو احسنت؟

166
00:08:56,630 --> 00:08:58,670
بي‌صبرانه مي‌خواستم ازت دعوت کنم که
.باهام بياي بيرون

167
00:08:58,670 --> 00:09:01,940
به نظر مي‌اومد که اين بهترين روش
.براي سرعت بخشيدن به کارها باشه

168
00:09:01,940 --> 00:09:04,970
.من عاشق اون ميز عسلي هستم

169
00:09:04,970 --> 00:09:06,810
.اين تازه اولشه

170
00:09:06,810 --> 00:09:08,980
من عاشقتم. خودت که مي‌دوني، درسته؟

171
00:09:08,980 --> 00:09:11,850
.آره، مي‌دونم
.منم عاشقتم

172
00:09:11,850 --> 00:09:16,550
...من زياد ميانه خوبي با
.کارهاي سريع ندارم

173
00:09:16,550 --> 00:09:17,980
.مي‌دونم

174
00:09:19,220 --> 00:09:20,850
.مي‌دونستم که از چه کسي قراره خواستگاري کنم

175
00:09:20,860 --> 00:09:22,590
،مي‌دونستم که ممکنه بگي خيلي زوده

176
00:09:22,590 --> 00:09:24,760
واسه همين هم اصراري نيست که
.به اين زودي ازدواج کنيم

177
00:09:24,760 --> 00:09:27,630
.مي‌تونيم يه سال يا بيشتر صبر کنيم

178
00:09:27,630 --> 00:09:29,930
ببين، برام مهم نيست که تا سن 65 سالگي

179
00:09:29,930 --> 00:09:34,630
و بعد از بچه‌دار شدن "هنري" ازدواج نکنيم، فهميدي؟

180
00:09:34,640 --> 00:09:37,270
فقط اين رو مي‌دونم که مي‌خوام

181
00:09:37,270 --> 00:09:39,340
.بقيه عمرم رو با تو بگذرونم

182
00:09:39,340 --> 00:09:43,210
ميشه يه مدت روي اين موضوع فکر کنم؟

183
00:09:43,210 --> 00:09:45,110
.هر چقدر دلت مي‌خواد فکر کن

184
00:09:45,110 --> 00:09:47,210
.هر وقت آماده شدي، منم هستم

185
00:10:10,270 --> 00:10:12,270
خانم "کيوز" گفت که
.امشب ساکت بودي

186
00:10:12,270 --> 00:10:14,870
.ساکت نبودم...تمرکز کرده بودم

187
00:10:14,880 --> 00:10:16,810
.بالأخره به رده 23 رسيدم

188
00:10:19,880 --> 00:10:23,650
اشکالي نداره اگه
يه جادوگر رده پنجي بهت ملحق بشه؟

189
00:10:23,650 --> 00:10:24,880
توي رده 23؟

190
00:10:24,890 --> 00:10:26,690
.موفق باشي

191
00:10:30,390 --> 00:10:33,690
خب، چي گفتي؟

192
00:10:33,700 --> 00:10:35,060
."به "والش

193
00:10:35,060 --> 00:10:37,900
خبر داشتي؟ از کجا؟

194
00:10:37,900 --> 00:10:42,170
،بيخيال، مامان. اولين قرار توي رستوران
...يه شب بيرون

195
00:10:42,170 --> 00:10:43,940
.نوشته روي ديوار بود

196
00:10:43,940 --> 00:10:46,810
.در اصل نوشته توي دسر بود

197
00:10:46,810 --> 00:10:48,780
خب، چه جوابي دادي؟

198
00:10:50,310 --> 00:10:51,850
.بيچاره

199
00:10:51,850 --> 00:10:53,380
.جواب رد ندادم

200
00:10:53,380 --> 00:10:55,780
،خب، اگه جواب مثبت ندادي
.روي حرف خودم يعني "بيچاره" مي‌مونم

201
00:10:55,780 --> 00:10:57,880
فقط يه ذره زمان لازم دارم
.تا بهش فکر کنم

202
00:10:57,890 --> 00:10:59,850
.منظورم اينه که قدم بزرگي هستش، بچه جون

203
00:10:59,860 --> 00:11:02,960
،اتفاق خوبي بود که اومديم اينجا
.فقط خودمون دوتا

204
00:11:02,960 --> 00:11:04,760
آره، همچنان اتفاق خوبي مي‌شد

205
00:11:04,760 --> 00:11:11,700
.اگه ما سه نفر بوديم -
به نظرت "والش" ارزش ملحق شدن به خونواده کوچيک ما رو داره؟ -

206
00:11:11,700 --> 00:11:14,230
.مشکلي نداره

207
00:11:18,870 --> 00:11:21,170
.مامان، همه مردها که مثل بابام نيستن

208
00:11:21,180 --> 00:11:23,940
.هر مردي که قرار نيست تنهات بذاره

209
00:11:23,950 --> 00:11:26,880
...اون فقط تنهام نذاشت

210
00:11:26,880 --> 00:11:29,180
برام پاپوش درست کرد تا
جرم خودش رو بندازه گردن من

211
00:11:29,180 --> 00:11:31,380
.و من رو بندازه زندان

212
00:11:31,390 --> 00:11:33,420
.اون حتي نمي‌دونه که تو وجود داري

213
00:11:33,420 --> 00:11:34,990
.لياقت نداره که بدونه

214
00:11:34,990 --> 00:11:37,090
.اين يارو مثل اون نيست

215
00:11:37,090 --> 00:11:39,460
.اون مي‌خواد با تو باشه...با ما

216
00:11:39,460 --> 00:11:42,460
.مي‌خواد که اينجا خونه اون بشه

217
00:11:42,460 --> 00:11:45,900
.به هر حال من که مي‌دونم از اون خوشت مياد -
از کجا مي‌دوني؟ -

218
00:11:45,900 --> 00:11:48,470
چون اولين کسي بود که
.باهاش سر قرار رفتي

219
00:11:53,470 --> 00:11:55,840
از کِي تا حالا انقدر زرنگ شدي؟

220
00:11:55,840 --> 00:11:59,710
،بعد از رده 16
.وقتي شواليه شدم

221
00:12:04,220 --> 00:12:06,020
.بداخلاق"، يه نگاه به خودمون بنداز"

222
00:12:06,020 --> 00:12:07,890
.به حالت عادي برگشتيم

223
00:12:07,890 --> 00:12:10,890
!دوباره خوش‌تيپ شديم

224
00:12:10,890 --> 00:12:13,160
سلام "جيميني"، خودتي؟

225
00:12:14,260 --> 00:12:15,930
کجا بودي؟

226
00:12:16,830 --> 00:12:19,300
جدي؟ شوخي که نمي‌کني؟

227
00:12:20,840 --> 00:12:22,840
.باشه

228
00:12:22,840 --> 00:12:24,240
.باشه

229
00:12:26,040 --> 00:12:29,180
اعلي حضرت، "جيميني" ميگه که

230
00:12:29,180 --> 00:12:32,180
"پنجاه نفر ديگه از افراد "استوري بروک
.در فاصله 3 کيلومتري اينجا فرود اومدن

231
00:12:32,180 --> 00:12:34,050
.دارن در جاهاي مختلفي از اينجا برمي‌گردن

232
00:12:34,050 --> 00:12:37,780
خوبه. با اين سرعت به زودي تمام
.افراد قلمرو دوباره پيش ما برمي‌گردن

233
00:12:37,790 --> 00:12:39,350
بداخلاق"، تو و کوتوله‌ها"
...اين خبر رو پخش کنين که

234
00:12:39,350 --> 00:12:41,890
،تمام افرادي که تازه از راه ميرسن
.به سرعت خودشون رو به قلعه ملکه برسونن

235
00:12:41,890 --> 00:12:42,860
.به روي چشم

236
00:12:46,960 --> 00:12:49,400
."تدارکات زيادي مهيا کردي، "هوک

237
00:12:49,400 --> 00:12:52,900
خب، خودت مي‌دوني که
.درباره آماده شدن و اين چيزا چي ميگن

238
00:12:52,900 --> 00:12:54,500
.خب، نيازي نيست اين همه بار اسبت کني

239
00:12:54,500 --> 00:12:56,870
با اسب از اينجا تا قلعه ملکه
.کمتر از يک روز راهه

240
00:12:56,870 --> 00:12:58,770
.وقتي برسيم اونجا، همه چيز مهياست

241
00:12:58,770 --> 00:13:00,240
آره. خب، خيلي خوب مي‌شد

242
00:13:00,240 --> 00:13:02,210
.اگه قرار بود منم به قلعه ملکه بيام

243
00:13:02,210 --> 00:13:05,310
تو همراه ما نمياي؟

244
00:13:05,310 --> 00:13:07,480
شاهزاده باهوشي هستي، نه؟

245
00:13:07,480 --> 00:13:10,220
کجا مي‌خواي بري؟

246
00:13:10,220 --> 00:13:13,450
.گوش کن رفيق، خونه تو جنگل سحرآميزه

247
00:13:13,460 --> 00:13:15,050
.خونه من کشتي "پرچم دزدان دريايي" هستش

248
00:13:15,060 --> 00:13:18,160
...هوک"، تو که نمي‌دوني اون"

249
00:13:18,160 --> 00:13:21,060
...رجينا" طرز کار اين طلسم لعنتي رو بهم گفت"

250
00:13:21,060 --> 00:13:23,830
تمام چيزايي که به اين سرزمين
.تعلق داشته رو به اينجا برگردونده، از جمله خود ما

251
00:13:23,830 --> 00:13:26,970
.اين يعني کشتي من يه جايي اون بيرونه

252
00:13:26,970 --> 00:13:29,070
.فقط بايد پيداش کنم -
اگه نتوني چي؟ -

253
00:13:29,070 --> 00:13:32,140
اونوقت بايد يه کشتي ديگه رو بگيرم، مگه نه؟

254
00:13:32,140 --> 00:13:33,810
.کار دزدان دريايي همينه

255
00:13:33,810 --> 00:13:36,840
.اونوقت من فکر مي‌کردم که عوض شدي

256
00:13:40,250 --> 00:13:43,120
...من سعي کردم قهرمان بازي دربيارم
.جواب نداد

257
00:13:43,120 --> 00:13:45,150
.پس اينجوريه

258
00:13:45,150 --> 00:13:46,850
.اِما" رفته و تو مي‌خواي دوباره دزد دريايي بشي"

259
00:13:46,860 --> 00:13:48,050
دوباره، بانوي من؟

260
00:13:48,060 --> 00:13:52,030
.من هميشه دزد دريايي بودم

261
00:14:00,040 --> 00:14:02,540
چيزي که "هوک" الان گفت

262
00:14:02,540 --> 00:14:05,540
...درباره برگشتن همه چيز به اينجا
حقيقت داره؟

263
00:14:05,540 --> 00:14:07,870
دنبال چي هستي؟

264
00:14:07,880 --> 00:14:10,210
توي فکرم بود که در مسير برگشتن به قلعه ملکه

265
00:14:10,210 --> 00:14:12,880
.نزديک قلعه پدرم توقف کنيم

266
00:14:12,880 --> 00:14:16,880
نيل"، من...مي‌دونم که ناراحتي"
.ولي "پوست چروکين" مُرده

267
00:14:16,890 --> 00:14:20,050
.شايد، شايد هم نه
،اگه نمُرده باشه

268
00:14:20,060 --> 00:14:23,190
.شايد بتونه من رو پيش "اِما" برگردونه

269
00:14:23,190 --> 00:14:25,390
.نيل"، اين امکان نداره"

270
00:14:25,390 --> 00:14:29,030
...رجينا" واضح گفت که"
،بهاي برگشتن ما

271
00:14:29,030 --> 00:14:32,500
...راه اندازي مجدد بود
.ديگه خبري از دروازه‌ها نيست

272
00:14:32,500 --> 00:14:35,030
.اينجا براي هميشه قلمروي ما خواهد بود

273
00:14:35,040 --> 00:14:37,870
،ديگه راهي براي رفتن به اونطرف وجود نداره
.نه بدون يه طلسم ديگه

274
00:14:37,870 --> 00:14:39,270
.بايد اونجا رو فراموش کنيم

275
00:14:39,270 --> 00:14:41,010
.الان ديگه اينجا خونه ماست

276
00:14:41,010 --> 00:14:44,250
.مي‌دونم که دلت براشون تنگ ميشه
.ما هم همينطور

277
00:14:44,250 --> 00:14:46,880
ولي حتي اگه راهي براي
،رسيدن به اونا وجود داشته باشه

278
00:14:46,880 --> 00:14:48,210
.اونا ديگه ما رو يادشون نمياد

279
00:14:48,220 --> 00:14:50,950
بهترين کاري که مي‌تونيم
،براي "اِما" و "هنري" بکنيم

280
00:14:50,950 --> 00:14:53,290
...تنها کاري هستش که از دست ما برمياد

281
00:14:53,290 --> 00:14:57,420
اونا رو به حال خودشون رها کنيم و
.بدونيم که بهترين فرصت رو در اختيارشون گذاشتيم

282
00:15:10,270 --> 00:15:12,070
مامان، دست توئه؟

283
00:15:12,070 --> 00:15:13,410
اجازه نامه من؟

284
00:15:13,410 --> 00:15:16,240
،امروز آخرين مهات هستش
،اگه اون رو تحويل ندم

285
00:15:16,240 --> 00:15:18,010
.اردوي هفته بعد به موزه رو از دست ميدم

286
00:15:18,010 --> 00:15:20,150
...آره، اجازه نامه تو
.همينجاست

287
00:15:23,220 --> 00:15:25,950
مامان، چيزي شده؟

288
00:15:25,950 --> 00:15:26,990
.نه، هيچي

289
00:15:26,990 --> 00:15:28,620
.نه، نه. دوباره دچارش شدي

290
00:15:28,620 --> 00:15:29,620
.نگراني

291
00:15:29,620 --> 00:15:31,990
.نه، اينطور نيست
.دارم فکر مي‌کنم

292
00:15:31,990 --> 00:15:33,390
.اينا با هم فرق دارن

293
00:15:33,400 --> 00:15:35,130
به "والش" فکر مي‌کني؟

294
00:15:35,130 --> 00:15:38,300
.نه، من...آره

295
00:15:38,300 --> 00:15:40,070
.همينطوره

296
00:15:40,070 --> 00:15:41,670
مي‌توني من رو به خاطر 24 ساعته فکر کردن

297
00:15:41,670 --> 00:15:45,040
به تصميمي سرنوشت‌ساز مقصر بدوني؟

298
00:15:45,040 --> 00:15:48,110
فقط مي‌خوام مطمئن بشم که
.مشکلي پيش نمياد

299
00:15:48,110 --> 00:15:51,210
.تو هميشه دنبال مشکل هستي

300
00:15:51,210 --> 00:15:53,680
.مي‌دوني، مجبور نيستي اين کار رو بکني

301
00:15:53,680 --> 00:15:56,680
بعضي وقت‌ها خوبه که
.قبول کني...مشکلي وجود نداره

302
00:15:56,690 --> 00:15:58,480
.من بايد برم

303
00:15:58,490 --> 00:16:00,290
.ديرم ميشه

304
00:16:00,290 --> 00:16:01,550
.مي‌بينمت

305
00:16:01,560 --> 00:16:02,690
.دوسِت دارم

306
00:16:02,690 --> 00:16:04,690
.منم دوسِت دارم

307
00:16:49,740 --> 00:16:52,570
.مگس‌کش براي کابوس‌ها

308
00:16:52,570 --> 00:16:54,310
"نيل"

309
00:17:24,440 --> 00:17:27,610
...اين

310
00:17:27,610 --> 00:17:29,710
.امکان نداره

311
00:17:44,360 --> 00:17:46,460
..."سوان"

312
00:17:46,460 --> 00:17:47,630
.مي‌دونستم جواب ميده

313
00:17:47,630 --> 00:17:49,160
.خوشحالم که دوباره مي‌بينمت

314
00:17:49,160 --> 00:17:51,160
چرا بهم نگفتي که
اونجا خونه "نيل" هستش؟

315
00:17:51,170 --> 00:17:53,530
فکر کنم لحن صدات خودش
.جواب واضحي به اين سؤالت هستش

316
00:17:53,540 --> 00:17:55,370
،اگه بهت مي‌گفتم
.هيچوقت به اونجا نمي‌رفتي

317
00:17:55,370 --> 00:17:58,240
نيل" چه فکري توي سرش داره؟"
مي‌خواد وارد زندگي "هنري" بشه؟

318
00:17:58,240 --> 00:17:59,610
اصلاً از کجا درباره اون خبر داره؟

319
00:17:59,610 --> 00:18:01,710
.قبلاً که بهت گفتم
.من به خاطر "نيل" نيومدم اينجا

320
00:18:01,710 --> 00:18:03,840
اومدم اينجا چون
.پدر و مادرت توي دردسر افتادن

321
00:18:03,850 --> 00:18:06,110
،کل قلمروي اونا طلسم شده بود

322
00:18:06,110 --> 00:18:07,510
."برگشته بود به "استوري بروک

323
00:18:07,520 --> 00:18:08,610
چي داري ميگي؟

324
00:18:08,620 --> 00:18:09,720
پدر و مادرم؟ قلمروشون؟

325
00:18:09,720 --> 00:18:11,450
طلسم؟ مي‌دوني با اين حرف‌ها
چه جوري به نظر مياي؟

326
00:18:12,650 --> 00:18:14,590
.مطمئنم مثل يه ديوونه

327
00:18:14,590 --> 00:18:16,520
.ولي حقيقت داره

328
00:18:16,520 --> 00:18:17,790
.پدر و مادرت بهت احتياج دارن

329
00:18:17,790 --> 00:18:19,730
.فقط تو مي‌توني اونا رو نجات بدي

330
00:18:19,730 --> 00:18:22,500
،اگه اصلاً حرفم رو باور نداري
چرا اومدي اينجا؟

331
00:18:22,500 --> 00:18:25,600
چون "نيل" يه دوربين داره که
.اسم پسر من روش نوشته شده

332
00:18:25,600 --> 00:18:26,700
چطوري؟

333
00:18:26,700 --> 00:18:29,540
متوجه نيستي؟
.اين اثبات حرفم هستش

334
00:18:29,540 --> 00:18:31,540
هنري" حتماً اون رو"
،توي اون آپارتمان جا گذاشته

335
00:18:31,540 --> 00:18:33,310
.پارسال وقتي به "نيويورک" اومدين

336
00:18:33,310 --> 00:18:35,480
.اصلاً خوب نيست
.من جواب مي‌خوام...جواب‌هاي واقعي

337
00:18:37,410 --> 00:18:40,150
.فقط يه راه براي فهميدن اون جواب‌ها وجود داره

338
00:18:40,150 --> 00:18:43,380
.اين رو بنوش -
چيزي رو بنوشم که يه آدم ديوونه بهم پيشنهاد کرده؟ -

339
00:18:43,380 --> 00:18:48,220
.نه، ممنونم -
.بهت کمک مي‌کنه همه چيز رو به ياد بياري -

340
00:18:50,890 --> 00:18:52,630
،اگه بخش کوچيکي از تو اين رو حس کرده

341
00:18:52,630 --> 00:18:55,190
به خودت مديون نيستي که
بفهمي دارم راست ميگم يا نه؟

342
00:18:56,500 --> 00:18:58,660
نظرت چيه، عشقم؟

343
00:18:58,670 --> 00:19:00,570
.يه جرعه از ايمان بنوش

344
00:19:00,570 --> 00:19:02,170
.امتحانش کن

345
00:19:06,870 --> 00:19:08,470
،"اگه يه بار ديگه بهم بگي "عشقم
.اون يکي دستت رو هم از دست ميدي

346
00:19:08,480 --> 00:19:10,380
سوان"، چي کار داري مي‌کني؟"

347
00:19:10,380 --> 00:19:13,380
دارم مطمئن ميشم که تو دوباره
.مزاحم من يا پسرم نميشي

348
00:19:16,650 --> 00:19:19,850
خودشه، هموني که
.بهم حمله کرد

349
00:19:19,850 --> 00:19:22,720
.يه بوسه بود -
.بفرماييد. خودش اعتراف کرد -

350
00:19:22,720 --> 00:19:24,590
.شما به جرم ايجاد مزاحمت بازداشت هستين، جناب

351
00:19:24,590 --> 00:19:28,390
...سوان"، خواهش مي‌کنم. داري اشتباه مي‌کني" -
...هر چيزي بگيد، ممکنه -

352
00:19:28,400 --> 00:19:30,630
!يه اشتباه خيلي، خيلي بزرگ

353
00:19:30,630 --> 00:19:32,370
!"سوان"

354
00:19:32,370 --> 00:19:34,700
!خونواده‌ات بهت احتياج دارن

355
00:19:38,240 --> 00:19:42,410
."دوباره اونا رو مي‌بيني..."اِما" و "هنري

356
00:19:42,410 --> 00:19:45,510
خب، بهتره اميدوار باشيم که
براي برگشتن پيش اونا

357
00:19:45,510 --> 00:19:50,420
.مجبور نشم يه قلمرو رو طلسم کنم -
.شنيدم که با "ديويد" درباره "پوست چروکين" صحبت مي‌کردي -

358
00:19:50,420 --> 00:19:53,450
.مي‌دوني، ما هيچوقت خنجر اون رو نديديم

359
00:19:55,620 --> 00:19:57,860
.به نظرم مي‌تونيم اون رو برگردونيم

360
00:20:01,400 --> 00:20:04,330
.قلعه "رجينا" پشت کوهستان هستش

361
00:20:04,330 --> 00:20:08,400
.سفيدبرفي"، به نظرم منظورت قلعه ماست"

362
00:20:08,400 --> 00:20:11,640
.يه مقدار زمان مي‌بره تا عادت کنم

363
00:20:11,640 --> 00:20:14,640
.آخرين بار بعد از مرگ پدرم اونجا بودم

364
00:20:14,640 --> 00:20:17,210
.هميشه آرزو داشتم که به اونجا برگردم

365
00:20:17,210 --> 00:20:20,710
هيچوقت فکر نمي‌کردم که
.رجينا" هم در کنار ما باشه"

366
00:20:20,720 --> 00:20:23,220
.زياد روش حساب نکنين، خواهر

367
00:20:23,220 --> 00:20:26,290
.ملکه...گم شده

368
00:20:30,291 --> 00:20:35,291
:مــتـرجــم
<font color="F9122D"> «King-AmirK» امـيـرمـهـدي </font>

369
00:20:37,230 --> 00:20:38,860
چي کار داري مي‌کني؟

370
00:20:39,930 --> 00:20:42,700
پس حالا تعقيبم مي‌کني؟

371
00:20:42,700 --> 00:20:46,510
.ما نگران شديم، انگار حق داشتيم که نگران بشيم

372
00:20:46,510 --> 00:20:48,440
چي رو داري خاک مي‌کني؟

373
00:20:48,440 --> 00:20:50,540
.چيزي نيست که به تو ربط داشته باشه

374
00:20:50,550 --> 00:20:52,610
چرا فکر مي‌کنم که ربط داره؟

375
00:20:52,610 --> 00:20:54,480
چي کار کردي؟

376
00:20:55,880 --> 00:20:58,420
اون يه قلب هستش؟

377
00:20:59,650 --> 00:21:01,620
.از اينجا برو

378
00:21:01,620 --> 00:21:04,020
قلب خودته، مگه نه؟

379
00:21:04,030 --> 00:21:07,330
.درباره اين موضوع با تو حرفي ندارم

380
00:21:07,330 --> 00:21:10,660
.مي‌دونم که دلت براي "هنري" تنگ شده

381
00:21:10,670 --> 00:21:14,630
نه به اندازه وقتي که اون
.داشت توي سينه‌ام مي‌تپيد

382
00:21:14,640 --> 00:21:16,940
.ولي "رجينا"، اين که راهش نيست

383
00:21:16,940 --> 00:21:19,610
،مهم نيست که چقدر رنج مي‌کشي

384
00:21:19,610 --> 00:21:22,440
نبايد اون رو همينجوري
.توي جنگل خاک کني

385
00:21:22,440 --> 00:21:24,780
.حالا بببين

386
00:21:24,780 --> 00:21:26,710
.حالت بهتر نميشه

387
00:21:26,710 --> 00:21:28,810
.هيچي رو حس نمي‌کني

388
00:21:28,820 --> 00:21:30,580
.فايده‌اش همينه

389
00:21:30,590 --> 00:21:33,050
،نمي‌تونم همينجوري واسه خودم بگردم

390
00:21:33,050 --> 00:21:35,790
،با دونستن اينکه ديگه هيچوقت "هنري" رو نمي‌بينم

391
00:21:35,790 --> 00:21:40,560
.اينکه اون حتي يادش نمياد که من کي هستم

392
00:21:40,560 --> 00:21:44,500
.دقيقاً مي‌دونم چه حسي داري

393
00:21:44,500 --> 00:21:48,400
من براي دومين بار
...با دخترم خداحافظي کردم

394
00:21:48,400 --> 00:21:55,840
."همينطور "هنري
.ولي بهت قول ميدم با اون بهتر ميشه

395
00:21:55,840 --> 00:21:59,550
،الان ممکنه برات درد و رنج داشته باشه

396
00:21:59,550 --> 00:22:03,850
،ولي بهت قول ميدم
.به زودي بهت اجازه ميده که چيز ديگه‌اي رو حس کني

397
00:22:03,850 --> 00:22:05,750
چه چيزي؟

398
00:22:05,750 --> 00:22:10,990
چيزي که "هنري" هميشه
...مي‌خواست بهش برسي

399
00:22:12,630 --> 00:22:14,630
.خوشبختي

400
00:22:14,630 --> 00:22:17,360
.من بدون اون نمي‌تونم خوشبخت بشم

401
00:22:21,370 --> 00:22:23,100
...يه راهي پيدا کن

402
00:22:23,100 --> 00:22:25,470
."به خاطر "هنري

403
00:22:52,600 --> 00:22:57,470
.حالا...بيا برگرديم به قلعه خودمون

404
00:23:08,580 --> 00:23:10,080
شنيدي؟

405
00:23:10,080 --> 00:23:15,120
،يه چيزي اونجا بود
.پشت اون بوته

406
00:23:20,390 --> 00:23:25,160
،چيزي اينجا نيست
.مگر اينکه فرار کرده باشه

407
00:23:25,170 --> 00:23:26,530
!کار اون بوده

408
00:23:35,180 --> 00:23:36,910
.بايد يه سرپناه پيدا کنيم

409
00:23:38,150 --> 00:23:42,480
.من از هيولاها فرار نمي‌کنم
.اونا از دست من فرار مي‌کنن

410
00:23:45,450 --> 00:23:46,720
!"رجينا"

411
00:23:49,090 --> 00:23:50,520
!"رجينا"

412
00:23:53,190 --> 00:23:54,730
!خيلي سريع ـه

413
00:23:54,730 --> 00:23:56,900
.خب، هر پيشنهادي بدي قبول مي‌کنم

414
00:23:56,900 --> 00:23:58,160
!بخوابيد زمين

415
00:24:06,210 --> 00:24:08,610
.بانوي من

416
00:24:08,610 --> 00:24:10,840
.شما زخمي شدين

417
00:24:10,850 --> 00:24:14,680
،"بايد بگي "اعلي حضرت
.در ضمن حالم خوبه

418
00:24:14,680 --> 00:24:17,150
.يه تشکر خشک و خالي کفايت مي‌کنه

419
00:24:17,150 --> 00:24:19,050
.ما که ازت نخواستيم کمک کني

420
00:24:19,050 --> 00:24:22,090
.خب، من از کمکت تشکر مي‌کنم

421
00:24:22,090 --> 00:24:24,690
،"رابين"..."رابين" از "لاکسلي"

422
00:24:24,690 --> 00:24:26,930
.اينا هم چند نفر از افراد گروهم هستن

423
00:24:26,930 --> 00:24:28,960
"سفيدبرفي"

424
00:24:28,960 --> 00:24:30,000
.بالأخره همديگه رو ديديم

425
00:24:30,000 --> 00:24:31,730
مي‌دوني، يه زماني بود که

426
00:24:31,730 --> 00:24:34,730
آگهي "تحت تعقيب" بودن ما رو
.کنار هم مي‌چسبوندن

427
00:24:34,740 --> 00:24:37,640
،اگه واقعاً "سفيدبرفي" هستي
چرا همراه اوني؟

428
00:24:37,640 --> 00:24:38,940
اون؟

429
00:24:38,940 --> 00:24:41,470
...يه ذره احترام بذار

430
00:24:41,480 --> 00:24:43,580
.يا حداقل يه ذره جلوي شکمت رو بگير

431
00:24:43,580 --> 00:24:45,880
،بايد "جان کوچولو" رو ببخشيد

432
00:24:45,880 --> 00:24:48,110
،ولي قبل از طلسم کردن اين سرزمين

433
00:24:48,120 --> 00:24:50,620
ما روزهاي زيادي از دست
.شواليه‌هاي سياه شما فرار کرديم

434
00:24:50,620 --> 00:24:52,250
.خب، مطمئنم که حقتون بوده

435
00:24:52,250 --> 00:24:53,820
اون ديگه چي بود؟

436
00:24:53,820 --> 00:24:58,690
.نمي‌دونم

437
00:24:58,690 --> 00:25:00,090
.تابحال با موجوداتي مثل اين روبرو نشديم

438
00:25:00,090 --> 00:25:01,260
.بيايد. از اين طرف

439
00:25:01,260 --> 00:25:03,200
.بايد به بقيه هشدار بديم

440
00:25:05,500 --> 00:25:08,500
"مي‌خواي درباره "والش
باهام صحبت کني، مگه نه؟

441
00:25:08,500 --> 00:25:09,840
چرا همچين فکري مي‌کني؟

442
00:25:09,840 --> 00:25:12,170
.توي داروخانه برام آبنبات خريدي

443
00:25:12,170 --> 00:25:14,970
.باشه. شايد درست بگي

444
00:25:14,980 --> 00:25:17,510
.بهش فکر کردم

445
00:25:17,510 --> 00:25:21,010
شايد اتفاقي که توي گذشته من
،با پدر واقعيت افتاد

446
00:25:21,020 --> 00:25:24,250
.من رو از زندگي در زمان حال انداخته باشه

447
00:25:24,250 --> 00:25:28,250
شايد وقتش رسيده باشه که
...نگاهم رو مثبت کنم

448
00:25:28,260 --> 00:25:30,620
.اينکه نگاهمون رو مثبت کنيم

449
00:25:30,630 --> 00:25:33,660
اين يعني که مي‌خواي باهاش ازدواج کني؟

450
00:25:35,960 --> 00:25:38,860
."پس يعني "بله
چطوري مي‌خواي بهش بگي؟

451
00:25:38,870 --> 00:25:41,130
.صبر کن. صبر کن
...اولاً من نگفتم که

452
00:25:41,140 --> 00:25:42,640
.مي‌توني امشب موقع شام بهش بگي

453
00:25:42,640 --> 00:25:44,840
.شام که قرار نيست بياد پيش ما

454
00:25:44,840 --> 00:25:47,910
شايد امروز صبح از گوشي تو
.يه پيامک براش فرستاده باشم

455
00:25:47,910 --> 00:25:49,210
.ساعت 8 مياد

456
00:25:49,210 --> 00:25:51,880
رديف کردم که خونه "اوري" بخوابم

457
00:25:51,880 --> 00:25:54,280
.تا شما دوتا بتونين خلوت کنين

458
00:25:54,280 --> 00:25:55,810
.اشکالي نداره، مامان

459
00:25:55,820 --> 00:25:59,790
اگه احساست بهت ميگه که
.با اون ازدواج کني، بهش اعتماد کن

460
00:26:03,260 --> 00:26:06,190
.لعنتي. يادم رفت يه چيزي بخرم

461
00:26:06,190 --> 00:26:08,900
.بيا
.اين رو بگير

462
00:26:08,900 --> 00:26:11,230
.برو ببين مي‌توني به رده 24 برسي يا نه

463
00:26:11,230 --> 00:26:13,270
.ميام بالا پيشت

464
00:26:13,270 --> 00:26:15,630
.مي‌بينمت

465
00:26:15,640 --> 00:26:17,300
.مي‌بينمت

466
00:26:41,900 --> 00:26:43,130
.بايد با هم صحبت کنيم

467
00:26:43,130 --> 00:26:46,200
سوان"، مي‌دونستم که نمي‌ذاري"
.توي اون زندان بپوسم

468
00:26:46,200 --> 00:26:48,170
،من توي زندان‌هاي مختلفي افتادم

469
00:26:48,170 --> 00:26:50,000
.ولي هيچکدوم انقدر وحشيانه نبودن

470
00:26:50,000 --> 00:26:52,340
.مجبورم کردن يه چيزي به اسم "بولونيا" بخورم
(نوعي سوسيس دودي)

471
00:26:52,340 --> 00:26:53,270
اينا ديگه چي هستن؟

472
00:26:53,270 --> 00:26:56,310
ما هيچوقت توي شهري
.به اسم "استوري بروک" زندگي نکرديم

473
00:26:56,310 --> 00:26:58,980
اصلاً با هواپيما از
.بوستون" به "نيويورک" نيومديم"

474
00:26:58,980 --> 00:27:00,310
.اصلاً اين کارها رو نکرديم

475
00:27:00,310 --> 00:27:01,580
پس حرفم رو باور مي‌کني؟

476
00:27:01,580 --> 00:27:03,950
نمي‌دونم. ممکنه اين عکس‌ها رو
...با فتوشاپ درست کرده باشي

477
00:27:03,950 --> 00:27:05,850
فتوشاپ؟ -
.جعلي باشن -

478
00:27:05,850 --> 00:27:07,020
،اگه فکر مي‌کني اينا جعلي هستن

479
00:27:07,020 --> 00:27:08,350
پس چرا من رو از زندان آزاد کردي؟

480
00:27:08,360 --> 00:27:11,220
،چون هر چقدر که انکارش مي‌کني

481
00:27:11,230 --> 00:27:12,690
در اعماق وجودت مي‌دوني که
.يه مشکلي هست

482
00:27:12,690 --> 00:27:15,160
در اعماق وجودت مي‌دوني که
.دارم راست ميگم

483
00:27:15,160 --> 00:27:16,160
.امکان نداره

484
00:27:16,160 --> 00:27:17,860
چطور ممکنه اين چيزا رو فراموش کرده باشم؟

485
00:27:17,870 --> 00:27:19,230
بهت قول ميدم که
.توضيحي براش وجود داره

486
00:27:19,230 --> 00:27:21,370
.توضيحي که منطقي نيست

487
00:27:21,370 --> 00:27:25,370
.اگه اين رو بنوشي، منطقي ميشه

488
00:27:26,840 --> 00:27:33,110
اگه...چيزي که
...ميگي حقيقت داشته باشه

489
00:27:34,180 --> 00:27:35,850
.بايد از زندگيم در اينجا دست بکشم

490
00:27:35,850 --> 00:27:38,050
.اين زندگي همش براساس دروغه

491
00:27:38,050 --> 00:27:41,220
...اين زندگي واقعيت داره
.خيلي هم خوب هستش

492
00:27:41,220 --> 00:27:44,960
،هنري" رو دارم، شغل دارم"
.يکي که عاشقش هستم

493
00:27:44,960 --> 00:27:47,290
شايد مردي توي زندگي از دست رفته‌ات

494
00:27:47,290 --> 00:27:49,430
.باشه که عاشق اون باشي

495
00:27:49,430 --> 00:27:54,230
،به هر حال اگه مي‌خواي حقيقت رو بدوني
.اين رو بنوش

496
00:27:54,240 --> 00:27:57,270
واقعاً مي‌خواي يه زندگي
پُر از دروغ داشته باشي؟

497
00:27:57,270 --> 00:27:58,940
.مي‌دوني که درست نيست

498
00:27:58,940 --> 00:28:00,210
."به احساست اعتماد کن، "سوان

499
00:28:00,210 --> 00:28:01,740
.اون بهت ميگه که چي کار کني

500
00:28:04,110 --> 00:28:07,280
،پس اگه به حرف من گوش نميدي
.به حرف پسرت گوش کن

501
00:28:37,340 --> 00:28:40,350
"هوک"

502
00:28:40,350 --> 00:28:43,050
دلت برام تنگ شده بود؟

503
00:28:55,800 --> 00:28:59,000
."خوشحالم که دوباره مي‌بينمت، "رابين -
."منم همينطور، "بلفاير -

504
00:28:59,000 --> 00:29:02,100
خب...ما راهي طولاني رو اومديم، درسته؟

505
00:29:02,100 --> 00:29:04,400
!"بل"

506
00:29:05,870 --> 00:29:08,170
...به نظرم از قبل مي‌دوني که

507
00:29:08,180 --> 00:29:12,480
اون يه بار جوري با يه دزد بيچاره
.رفتار کرد که خيلي بيشتر از حق من بود

508
00:29:12,480 --> 00:29:14,110
.اون از اين کارها زياد مي‌کنه

509
00:29:14,120 --> 00:29:16,950
تو چي؟ سفرت چي شد؟

510
00:29:16,950 --> 00:29:19,120
تونستي پسرت رو توي
سرزمين عدم" پيدا کني؟"

511
00:29:19,120 --> 00:29:21,090
.آره، ممنونم ازت

512
00:29:21,090 --> 00:29:23,090
نمي‌خوام فضولي کنم
.ولي اون پسر رو همراهت نمي‌بينم

513
00:29:23,090 --> 00:29:26,130
.پيچيده‌ست ولي جاش امنه

514
00:29:26,130 --> 00:29:28,130
.پيش مادرشه

515
00:29:32,900 --> 00:29:36,170
نظرت راجع به دوست جديدمون چيه؟

516
00:29:36,170 --> 00:29:38,900
مي‌تونيم بهش اعتماد کنيم؟
.اون يه دزده

517
00:29:38,910 --> 00:29:41,540
.از منظر اون به اين قضيه نگاه کن

518
00:29:41,540 --> 00:29:44,340
فکر مي‌کني چه نظري راجع بهت داره؟

519
00:29:44,350 --> 00:29:45,480
.منظورت رو فهميدم

520
00:29:46,810 --> 00:29:49,920
يه جورايي جذابه، نه؟

521
00:29:49,920 --> 00:29:52,380
.بوي جنگل ميده

522
00:29:57,090 --> 00:29:58,490
.نگاه کنين

523
00:29:58,490 --> 00:30:01,490
چه اتفاقي افتاده؟

524
00:30:01,500 --> 00:30:04,430
.منم دقيقاً مي‌خوام همين رو بفهمم

525
00:30:17,110 --> 00:30:21,410
.طلسم محافظ...کل قلعه رو در برگرفته

526
00:30:21,420 --> 00:30:25,050
مگه خودت اين کار رو نکردي؟
.اون رو خنثي کن

527
00:30:25,050 --> 00:30:27,050
خب، به نظرت اگه مي‌تونستم

528
00:30:27,050 --> 00:30:30,060
الان در راه خونه نبودم؟

529
00:30:30,060 --> 00:30:33,390
.نه. يکي اونجا رو دزديده -
کي؟ -

530
00:30:33,390 --> 00:30:34,430
کي اونجاست؟

531
00:30:34,430 --> 00:30:38,460
نمي‌دونم، ولي مي‌خوام بفهمم که
.کي داره از غذاهاي من مي‌خوره

532
00:30:38,470 --> 00:30:40,570
.هيچکس روي صندلي من نميشينه

533
00:30:40,570 --> 00:30:42,100
.هيچکس قلعه ما رو نمي‌گيره

534
00:30:43,300 --> 00:30:45,100
.چشم اميد خيلي‌ها به ماست

535
00:30:45,110 --> 00:30:46,340
.اونا ترسيدن، حق هم دارن

536
00:30:46,340 --> 00:30:47,840
.اول بذار اونا رو يه جاي امن ببريم

537
00:30:47,840 --> 00:30:50,840
اونا در امان خواهند بود
.وقتي که فرد اون داخل بميره

538
00:30:50,850 --> 00:30:52,140
."حمله کردن به اونجا فکر خوبي نيست، "رجينا

539
00:30:52,150 --> 00:30:55,980
.خودت هم مي‌دوني -
.من مي‌تونم پناهگاهي امن در جنگل "شروود" بهتون پيشنهاد کنم -

540
00:30:55,980 --> 00:30:57,020
.زياد دور نيست

541
00:30:57,020 --> 00:30:58,350
،مي‌تونيم غذا و سرپناه بهتون بديم

542
00:30:58,350 --> 00:31:01,050
و يه سايبان ضخيم که هيچ موجودي
.نتونه جاسوسي شما رو زير اون بکنه

543
00:31:01,060 --> 00:31:02,350
سلاح هم دارين؟

544
00:31:02,360 --> 00:31:03,920
.يه عالمه سلاح داريم

545
00:31:03,920 --> 00:31:05,120
.باشه. راه رو نشون بده

546
00:31:05,130 --> 00:31:06,890
.ولي ما برمي‌گرديم

547
00:31:06,890 --> 00:31:11,300
...اين کار هر کسي بوده
.عذاب خواهد کشيد

548
00:31:11,300 --> 00:31:13,170
.رجينا"، اينجا خونه ماست"

549
00:31:13,170 --> 00:31:15,170
.دوباره امنيت اونجا رو برقرار مي‌کنيم

550
00:31:15,170 --> 00:31:17,640
.سفيدبرفي" و ملکه اختلافاتشون رو کنار گذاشتن"

551
00:31:17,640 --> 00:31:19,570
.راستش خسته شده بودم

552
00:31:19,570 --> 00:31:23,140
...بايد به زندگي خودم برمي‌گشتم
.زندگي يه دزد دريايي

553
00:31:23,140 --> 00:31:25,240
.خوشحالم که مي‌بينم عوض نشدي

554
00:31:29,350 --> 00:31:32,890
چيزي توي جنگل سحرآميز
.براي من وجود نداشت

555
00:31:32,890 --> 00:31:34,490
چرا بايد مي‌موندم؟

556
00:31:40,460 --> 00:31:43,600
همه چي خوب بود...تا اينکه
،يه پيغام به دستم رسيد

557
00:31:43,600 --> 00:31:47,170
پيغامي که مي‌گفت
طلسم جديدي بوجود اومده

558
00:31:47,170 --> 00:31:49,330
.و همه به "استوري بروک" برگشتن

559
00:31:49,340 --> 00:31:54,640
توي پيغام نوشته شده بود که
.تنها اميد تويي

560
00:31:54,640 --> 00:31:58,080
اين همه راه رو براي نجات خونواده من اومدي؟

561
00:31:58,080 --> 00:32:02,310
.براي نجات تو برگشتم

562
00:32:05,120 --> 00:32:07,150
کار کي بوده؟

563
00:32:07,150 --> 00:32:10,520
کسي که انقدر قدرت داره که
.به اين دنيا برسه

564
00:32:10,520 --> 00:32:13,590
نظر دقيق‌تري نداري؟

565
00:32:13,590 --> 00:32:16,230
.افسوس که ناجي تويي...نه من

566
00:32:16,230 --> 00:32:19,630
مي‌دوني تا ديروز چي بودم؟

567
00:32:19,630 --> 00:32:23,100
.يه مادر، تا اينکه سر و کله تو پيدا شد

568
00:32:23,100 --> 00:32:25,970
شروع کردي به زير و رو کردن
.تمام چيزايي که فکر مي‌کردم واقعيت دارن

569
00:32:25,970 --> 00:32:28,240
،وقتي اون معجون رو نوشيدم

570
00:32:28,240 --> 00:32:33,110
...انگار از خواب بيدار شدم
.يه خواب واقعاً خوب

571
00:32:33,110 --> 00:32:36,580
.خب، تو بااهميت‌ترين چيز رو داري...پسرت

572
00:32:36,580 --> 00:32:39,990
حالا بايد يه راهي پيدا کنم که
.اين چيزا رو بهش توضيح بدم

573
00:32:39,990 --> 00:32:42,550
افسوس که من فقط تونستم يه دونه

574
00:32:42,560 --> 00:32:44,690
.از اون معجون حافظه پيدا کنم

575
00:32:44,690 --> 00:32:49,090
بهتره روي اين فکر کنيم که
.قراره چي بهش بگم

576
00:32:51,530 --> 00:32:53,170
کيه؟

577
00:32:53,170 --> 00:32:55,230
"والش"

578
00:32:55,240 --> 00:32:57,540
.هنري" دعوتش کرده"

579
00:32:57,540 --> 00:33:00,070
.مي‌تونم بفرستمش بره -
.نه -

580
00:33:00,070 --> 00:33:03,340
،حافظه من ممکنه واقعيت نداشته

581
00:33:03,340 --> 00:33:05,080
...ولي اون واقعيت داره

582
00:33:05,080 --> 00:33:08,180
.همينطور اون هشت ماهي که با هم بوديم

583
00:33:10,680 --> 00:33:12,650
.به اندازه يه توضيح بهش مديونم

584
00:33:14,020 --> 00:33:17,190
چي مي‌خواي بهش بگي؟

585
00:33:18,360 --> 00:33:20,090
.نمي‌دونم

586
00:33:20,090 --> 00:33:25,760
ولي انقدري بهش اهميت ميدم که
.پاش رو به اين چيزا باز نکنم

587
00:33:25,770 --> 00:33:28,230
.همينجا منتظر بمون

588
00:33:31,231 --> 00:33:36,231
ارائــه از سـايــت
فـري آفــلايــن
(FREE-OFFLINE.ORG)

589
00:33:42,080 --> 00:33:45,150
.ببخشيد. خونه‌ام الان خيلي بهم ريخته‌ست

590
00:33:45,150 --> 00:33:47,620
اِما"، اشکالي نداره که"
لحظه‌اي جسورانه و عاشقانه خلق کنيم

591
00:33:47,620 --> 00:33:50,560
.بدون اينکه کاري به خونه‌داري داشته باشيم

592
00:33:50,560 --> 00:33:52,590
...والش"، من"

593
00:33:54,360 --> 00:33:57,260
.نمي‌تونم باهات ازدواج کنم

594
00:33:59,600 --> 00:34:01,570
خيلي زوده، نه؟ -
.موضوع اين نيست -

595
00:34:01,570 --> 00:34:06,470
من...بايد برم خونه و
.به يه سري چيزا رسيدگي کنم

596
00:34:06,470 --> 00:34:10,610
.خونه؟ تو که گفتي يتيم بودي

597
00:34:10,610 --> 00:34:12,900
،گفتي که فقط تو و "هنري" هستين
.اينجا خونه شماست

598
00:34:12,900 --> 00:34:14,980
.دروغ نبود

599
00:34:14,980 --> 00:34:18,620
بخشي از زندگيم رو فراموش کرده بودم

600
00:34:18,620 --> 00:34:20,790
و به نظرم امکان نداره که

601
00:34:20,790 --> 00:34:22,350
.اين موضوع رو درک کني

602
00:34:22,360 --> 00:34:24,220
بيخيال. از کجا مي‌دوني؟

603
00:34:24,220 --> 00:34:25,590
چه چيزي در عرض يه شب عوض شد؟

604
00:34:25,590 --> 00:34:27,630
.سر و کله يکي از گذشته‌ام پيدا شده

605
00:34:27,630 --> 00:34:29,690
پدر "هنري"؟

606
00:34:29,700 --> 00:34:31,330
يکي ديگه از دوست پسرهاي سابقت؟

607
00:34:31,330 --> 00:34:33,570
.موضوع اين نيست

608
00:34:33,570 --> 00:34:36,400
.اون...بيشتر مثل يه روح مي‌مونه

609
00:34:36,400 --> 00:34:39,140
باشه، پس قراره شب رو اينجوري بخوابم؟

610
00:34:39,140 --> 00:34:41,270
من رو به يه روح مي‌فروشي؟

611
00:34:41,280 --> 00:34:45,180
،گرفتن اين تصميم من رو ميکُشه

612
00:34:45,180 --> 00:34:48,250
...که بيخيال خودمون بشم
.بيخيال کل زندگيم

613
00:34:48,250 --> 00:34:51,280
،اِما"، اگه اين زندگي رو دوست داري"
.پس حفظش کن

614
00:34:51,290 --> 00:34:53,850
.بمون. فقط بمون

615
00:34:53,850 --> 00:34:58,290
.من...نمي‌تونم

616
00:34:58,290 --> 00:35:00,330
.ايکاش مي‌تونستي از ديد من به اين قضيه نگاه کني

617
00:35:04,500 --> 00:35:07,300
.ايکاش تو هم اون معجون رو نمي‌نوشيدي

618
00:35:09,000 --> 00:35:11,340
چي؟

619
00:35:11,340 --> 00:35:14,510
.نمي‌شد به تنهايي رها بشي

620
00:35:16,840 --> 00:35:18,340
چي داري ميگي؟

621
00:35:18,350 --> 00:35:22,150
.خيلي بده

622
00:35:22,150 --> 00:35:24,180
.در واقع يه جورايي ازت خوشم اومده بود

623
00:35:24,180 --> 00:35:26,220
تو کي هستي؟

624
00:35:37,160 --> 00:35:39,530
واقعاً؟

625
00:35:57,550 --> 00:36:00,390
!"سوان"

626
00:36:00,390 --> 00:36:02,790
اون نورها چي بودن؟

627
00:36:04,160 --> 00:36:07,190
يه يادآوري که من
،هيچوقت در امان نبودم

628
00:36:07,190 --> 00:36:10,930
،چيزي که مي‌خواستم
،چيزي که فکر مي‌کردم مي‌تونم داشته باشم

629
00:36:10,930 --> 00:36:13,330
.در ظرفيت يه ناجي نبودن

630
00:36:15,230 --> 00:36:17,940
.فردا صبح از اينجا ميريم

631
00:36:25,880 --> 00:36:28,480
.مامان

632
00:36:28,480 --> 00:36:29,810
!مامان

633
00:36:29,820 --> 00:36:33,750
.داري تخم مرغ‌ها رو خراب مي‌کني

634
00:36:33,750 --> 00:36:34,920
.درسته

635
00:36:42,760 --> 00:36:44,830
ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟

636
00:36:44,830 --> 00:36:46,260
.البته

637
00:36:46,270 --> 00:36:48,970
به جادو اعتقاد داري؟

638
00:36:48,970 --> 00:36:50,500
.معلومه

639
00:36:50,500 --> 00:36:53,640
پري دندون" و"

640
00:36:53,640 --> 00:36:55,640
.بابانوئل و خرگوش عيد پاک

641
00:36:55,640 --> 00:36:59,950
.اگه برام کادو بگيره، بهش اعتقاد دارم

642
00:36:59,950 --> 00:37:02,680
مطمئن نيستي که تصميم درستي گرفتي، نه؟

643
00:37:02,680 --> 00:37:04,850
.فقط حس پنکيک نداشتم

644
00:37:04,850 --> 00:37:05,950
."در مورد "والش

645
00:37:09,390 --> 00:37:11,460
.تصميم درستي گرفتم

646
00:37:11,460 --> 00:37:13,960
.مطمئنم

647
00:37:13,960 --> 00:37:16,730
.تا يه مدت فقط من و تو خواهيم بود، بچه جون

648
00:37:16,730 --> 00:37:17,930
.بفرماييد

649
00:37:21,630 --> 00:37:25,300
.تا وقتي که تو راضي باشي

650
00:37:27,710 --> 00:37:29,310
.خوشمزه‌ست ولي بايد برم

651
00:37:29,310 --> 00:37:30,710
.براي مدرسه ديرم ميشه

652
00:37:30,710 --> 00:37:32,610
.تو يه جورايي خواب موندي

653
00:37:32,610 --> 00:37:34,610
.نه، امروز خبري از مدرسه نيست

654
00:37:34,620 --> 00:37:36,510
چطوره بريم سفر؟

655
00:37:36,520 --> 00:37:38,350
مثل تعطيلات آخر هفته؟

656
00:37:38,350 --> 00:37:40,890
انگار من يه پرونده جديد دارم که
،در ايالت "مين" هستش

657
00:37:40,890 --> 00:37:44,260
يه مدت زمان مي‌بره و
.به نظرم بهتره که باهم بريم

658
00:37:44,260 --> 00:37:45,890
.يه عالمه ماجراجويي داره

659
00:37:45,890 --> 00:37:47,290
بدون مدرسه؟

660
00:37:47,290 --> 00:37:49,730
يه سفر با تو؟
.حلّه

661
00:37:49,730 --> 00:37:51,760
.خوبه چون از قبل ساک‌ها رو بستم

662
00:37:51,770 --> 00:37:54,730
کِي راه مي‌افتيم؟ -
.الان -

663
00:37:56,400 --> 00:37:58,470
منتظر کسي هستي؟

664
00:38:00,710 --> 00:38:02,210
.آره

665
00:38:06,580 --> 00:38:08,050
حاضري، "سوان"؟

666
00:38:10,880 --> 00:38:12,920
.هنري"، ايشون "کيلين" هستن"

667
00:38:12,920 --> 00:38:16,860
.اون...به پرونده ايشون کمک مي‌کنم

668
00:38:16,860 --> 00:38:18,860
موقع آزادي مشروط فرار کردي؟

669
00:38:18,860 --> 00:38:20,730
.اون هنوزم يه ذره تند مزاج ـه

670
00:38:20,730 --> 00:38:22,330
هنوزم"؟"

671
00:38:22,330 --> 00:38:24,000
.ايشون مجرم نيستن
.موکل هستن

672
00:38:24,000 --> 00:38:25,730
چرا اينجوري لباس پوشيدي؟

673
00:38:25,730 --> 00:38:27,070
خودت چرا اونجوري لباس پوشيدي؟

674
00:38:27,070 --> 00:38:30,400
خيلي‌خب، خيلي‌خب. "کيلين"، يه ذره مفيد باش و
.چمدون‌هاي ما رو ببر پايين

675
00:38:30,400 --> 00:38:31,900
.هنري"، بهش کمک کن"

676
00:38:31,910 --> 00:38:33,810
صبر کن...واقعاً داريم ميريم؟

677
00:38:35,570 --> 00:38:36,840
.بله

678
00:38:38,010 --> 00:38:40,880
.فقط يه چيزي لازم دارم

679
00:39:23,460 --> 00:39:25,360
.واقعاً برگشته

680
00:39:25,360 --> 00:39:28,630
.من واقعاً برگشتم

681
00:39:28,630 --> 00:39:30,860
به همون عجيبي و راحتي هستش که يادت مياد؟

682
00:39:30,860 --> 00:39:32,500
.مثل همون موقع طلسم شده‌ست

683
00:39:36,970 --> 00:39:39,770
اينجوري بيشتر خوشت مياد، مگه نه "سوان"؟

684
00:39:39,770 --> 00:39:41,610
چطوري مي‌خواي اين رو بهش توضيح بدي؟

685
00:39:41,610 --> 00:39:43,610
.خب، بيشتر به تو ربط داره

686
00:39:43,610 --> 00:39:45,140
.خب، شايد باعث بشه حافظه‌اش برگرده

687
00:39:45,150 --> 00:39:46,810
.يا باعث بشه کابوس ببينه

688
00:39:46,810 --> 00:39:49,780
.آخرين بار اين طلسم حافظه همه رو گرفته بود

689
00:39:49,780 --> 00:39:50,980
...اين دفعه

690
00:39:50,980 --> 00:39:52,820
.نمي‌دونيم چي کار کرده

691
00:39:52,820 --> 00:39:54,790
.پس من پيداش مي‌کنم

692
00:39:54,790 --> 00:39:56,520
.همينجا بمون و مراقب "هنري" باش

693
00:39:56,520 --> 00:39:59,890
...بيدارش نکني يا نترسونيش يا
.فقط بذار بخوابه

694
00:39:59,890 --> 00:40:01,760
باشه. کجا داري ميري؟

695
00:40:01,760 --> 00:40:04,830
.با پدر و مادرم صحبت کنم

696
00:40:19,810 --> 00:40:22,710
.سلام

697
00:40:23,880 --> 00:40:25,820
.در رو نبندين

698
00:40:25,820 --> 00:40:27,650
...من...من...اسم من

699
00:40:27,650 --> 00:40:28,950
"اِما"

700
00:40:28,960 --> 00:40:31,820
ديويد"؟"

701
00:40:31,830 --> 00:40:34,160
.يادت هست

702
00:40:34,160 --> 00:40:36,760
.خودت هم يادت هست

703
00:40:36,760 --> 00:40:40,600
...معلومه. چي
اينجا چي کار مي‌کني؟

704
00:40:40,600 --> 00:40:41,800
...چطوري -
.خب، "هوک" پيدام کرد -

705
00:40:41,800 --> 00:40:43,840
.من رو آورد اينجا
.گفت که شما طلسم شدين

706
00:40:43,840 --> 00:40:47,510
.آره، ما برگشتيم
...يا هيچوقت نرفته بوديم، يا

707
00:40:47,510 --> 00:40:51,040
خب، چيزي نمي‌دونيم
.ولي دوباره اينجا گير افتاديم

708
00:40:51,040 --> 00:40:52,640
.ولي تو مي‌دوني کي هستي

709
00:40:52,650 --> 00:40:55,010
...اِما"، اين طلسم"
.نمي‌دونيم کار کي بوده يا دليلش چي بوده

710
00:40:55,020 --> 00:40:57,780
...فقط مي‌دونيم که سال گذشته ما
.به کلي پاک شده

711
00:40:57,780 --> 00:41:01,950
پاک شده؟ -
.فقط يادمون مياد که با تو خداحافظي کرديم -

712
00:41:01,960 --> 00:41:03,860
.انگار همين ديروز بود

713
00:41:03,860 --> 00:41:05,690
،ولي اگه يادتون نمياد

714
00:41:05,690 --> 00:41:07,790
...پس چطور مي‌دونين که يک

715
00:41:07,790 --> 00:41:11,200
."اِما"! "اِما"

716
00:41:11,200 --> 00:41:12,660
سال گذشته؟...

717
00:41:17,800 --> 00:41:21,910
.همونطور که مي‌بيني، اتفاقات زيادي افتاده

718
00:41:25,980 --> 00:41:28,550
.فقط نمي‌دونيم چي هستن

719
00:41:28,550 --> 00:41:30,010
.کل اين يک سال از بين رفته

720
00:41:30,020 --> 00:41:33,220
کار کي بوده؟

721
00:41:39,530 --> 00:41:41,930
چيزي که مي‌خواستم رو گير آوردي؟

722
00:41:44,760 --> 00:41:46,530
.نشونم بده

723
00:41:46,530 --> 00:41:49,700
خون اونه؟ خون ملکه؟

724
00:41:54,510 --> 00:41:55,910
.خوبه

725
00:41:58,680 --> 00:41:59,940
...حالا

726
00:41:59,950 --> 00:42:04,850
.بايد انتقامم رو بگيرم

727
00:42:06,290 --> 00:42:08,250
.البته که مي‌گيرم

728
00:42:08,260 --> 00:42:11,260
...ملکه ممکنه شيطاني باشه

729
00:42:11,260 --> 00:42:14,790
.ولي من شرورم

730
00:42:14,790 --> 00:42:17,560
.شرور هم هميشه پيروز ميشه

731
00:42:18,661 --> 00:42:23,661
<font color="#ff8000">:تــرجــمـه و تـنــظيـم
«King-AmirK» امـيــرمـهــدي عـاطـفــي نــيــا
(kingamirk@gmail.com)</font>

732
00:42:24,162 --> 00:42:29,162
<font color="#3399FF">:.:.:http://forum.free-offline.org:.:.:</font>

