1
00:00:01,784 --> 00:00:08,784
<font color=#00ffff>تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن
...دنيايي اسرارآميز و شخصيت‌هاي شيرين داستاني دعوت مي‌کند</font>

2
00:00:42,754 --> 00:00:46,624
.اين...امکان نداره

3
00:00:49,861 --> 00:00:51,829
.اينا نبايد اينجا باشن

4
00:01:01,596 --> 00:01:02,997
.اين درست نيست

5
00:01:03,031 --> 00:01:05,833
.حق با توئه

6
00:01:05,868 --> 00:01:08,435
يه شاهزاده خانم بالغ که همچنان
توي اتاق خواب بچگي‌هاش زندگي مي‌کنه؟

7
00:01:08,470 --> 00:01:10,671
.حتي غرور و مباهات مناسبي هم ندارم

8
00:01:10,705 --> 00:01:12,273
...اِما"، تو"

9
00:01:12,307 --> 00:01:15,376
اينجا چي کار مي‌کني؟

10
00:01:15,410 --> 00:01:17,978
.دنبال يه جايي براي تمرين بودم

11
00:01:18,012 --> 00:01:20,381
.يه ذره بابت امشب اضطراب دارم

12
00:01:20,415 --> 00:01:21,882
امشب؟ امشب مگه چه خبره؟

13
00:01:21,916 --> 00:01:23,083
.مراسم رقص

14
00:01:23,117 --> 00:01:26,153
مي‌دوني که تابحال توي
.هيچ مراسم رقصي شرکت نکردم

15
00:01:26,187 --> 00:01:29,456
.حتي بلد نيستم چطوري برقصم

16
00:01:30,892 --> 00:01:32,025
.بهم ياد بده

17
00:01:43,938 --> 00:01:46,206
.مثل مادرت ذاتاً خوب بلدي برقصي

18
00:01:47,775 --> 00:01:51,143
...تو هم بهترين مربي هستي که

19
00:01:51,178 --> 00:01:52,812
.يه دختر مي‌تونه اميدوار باشه پيدا کنه

20
00:01:56,983 --> 00:02:01,287
اِما"، اين تمام چيزيه که"
.هميشه برات اميدوار بودم

21
00:02:01,322 --> 00:02:04,156
.منم همينطور
.حيف که هيچوقت نصيبم نشد

22
00:02:06,193 --> 00:02:07,793
منظورت چيه؟

23
00:02:07,828 --> 00:02:09,428
.من واقعاً اينجا نيستم

24
00:02:09,462 --> 00:02:11,096
.هيچوقت اينجا نبودم

25
00:02:11,131 --> 00:02:15,201
،بايد مي‌بودم ولي نيستم
...همش به يک دليل

26
00:02:17,704 --> 00:02:19,004
.تو نااميدم کردي

27
00:02:36,222 --> 00:02:37,723
!خداحافظ، پدر

28
00:02:37,757 --> 00:02:39,791
!اِما"، متأسفم"
!من نجاتت ميدم

29
00:02:39,826 --> 00:02:42,026
!نه! نمي‌توني نجاتم بدي
!تو نااميدم کردي

30
00:02:42,061 --> 00:02:44,162
!کاري از دستت برنمياد -
!"نه، "اِما -

31
00:02:45,030 --> 00:02:47,098
.بچه بعديت رو نااميد نکن

32
00:02:50,269 --> 00:02:51,669
"اِما"

33
00:02:51,694 --> 00:02:53,214
...بچه بعديت رو نااميد نکن

34
00:02:53,239 --> 00:02:55,306
...بچه بعديت رو نااميد نکن

35
00:03:03,715 --> 00:03:05,750
سفيدبرفي"؟"

36
00:03:05,784 --> 00:03:08,452
.ببين کي بيدار شده

37
00:03:14,759 --> 00:03:16,760
."بيا اين منظره رو ببين، "دلربا

38
00:03:16,794 --> 00:03:19,329
.فراموش کرده بودم که اينجا چقدر زيباست

39
00:03:20,731 --> 00:03:23,333
.حالت خيلي خوبه

40
00:03:25,036 --> 00:03:26,636
.همينطوره

41
00:03:29,473 --> 00:03:33,309
.خبرهاي خيلي خوبي دارم

42
00:03:34,545 --> 00:03:37,714
.من حامله‌ام

43
00:03:37,748 --> 00:03:39,115
جدي؟

44
00:03:39,149 --> 00:03:42,652
خوشحال نيستي؟ -
.نه، نه، نيستم -

45
00:03:43,987 --> 00:03:46,255
.توي پوست خودم نمي‌گنجم

46
00:03:48,487 --> 00:03:55,487
<font color=#3399FF>با افتخار تقديم مي‌کند</font> <font color="#FFFFFF">«King-AmirK» اميرمهدي عاطفي نيا</font>

47
00:03:57,568 --> 00:04:04,085
<font color=#FFFFFF>«روزي روزگاري»</font>
<font color=#FF8080>قسمت چـهـاردهـم از فصل سوم</font>
<font color=#00FF00>«برج»</font>
<font color=#8080FF>تاريخ پخش و ترجمه: 93/01/04</font>

48
00:04:07,544 --> 00:04:09,445
،حالا که مي‌دونيم با کي طرف هستيم

49
00:04:09,479 --> 00:04:11,079
چطوري اين جادوگر شرور رو پيدا کنيم؟

50
00:04:11,113 --> 00:04:13,849
ميشه پيشنهاد کنم که
با پرسيدن از بقيه که زني

51
00:04:13,883 --> 00:04:15,250
با پوست سبز رو ديدن يا نه شروع کنيم؟

52
00:04:15,284 --> 00:04:18,620
.ما توي "استوري بروک" طلسم شديم
.اون هم مثل بقيه ماهاست

53
00:04:18,655 --> 00:04:20,421
پس از جايي شروع کنيم که
...مي‌دونيم اونجا بوده

54
00:04:20,456 --> 00:04:22,924
."دفتر "رجينا -
.من قبلاً اونجا رو حسابي گشتم -

55
00:04:22,958 --> 00:04:24,492
.هيچ اثري از خودش بجا نذاشته -
.ولي تو دنبال جادو بودي -

56
00:04:24,526 --> 00:04:26,828
ممکنه مدرکي فيزيکي باشه که
.از قلم انداخته باشه

57
00:04:26,862 --> 00:04:28,262
.فکر خوبيه. ما دنبالش مي‌گرديم

58
00:04:28,296 --> 00:04:31,231
اگه مي‌خواين وقت خودتون رو
.با کارآگاه بازي تلف کنين، مشکلي نيست

59
00:04:31,266 --> 00:04:34,569
ولي نمي‌تونيم به "هنري" اجازه بديم که
تنهايي اين اطراف بچرخه

60
00:04:34,603 --> 00:04:36,770
.وقتي اون جادوگر و ميمون‌هاي بالدارش اون بيرون هستن

61
00:04:36,804 --> 00:04:38,172
خب، مخصوصاً وقتي که

62
00:04:38,206 --> 00:04:40,441
يکي از اون ميمون‌هاي بالدار
.ممکنه پدرش از آب دربياد

63
00:04:40,475 --> 00:04:43,010
هنوز خبري از "نيل" نشده؟

64
00:04:43,044 --> 00:04:44,078
.نه

65
00:04:44,112 --> 00:04:47,982
کلام آخر، يکي بايد
.از "هنري" مراقبت کنه

66
00:04:48,016 --> 00:04:49,716
.اون حتي نمي‌دونه جريان چيه

67
00:04:49,750 --> 00:04:50,917
خودت داوطلب اين کار هستي؟

68
00:04:50,952 --> 00:04:52,486
،اگه چيزي پيدا کردين
.با من تماس بگيرين

69
00:04:52,520 --> 00:04:54,287
فقط يادت باشه که اون فکر مي‌کنه
ما اينجا هستيم

70
00:04:54,321 --> 00:04:55,655
.چون من دارم روي يه پرونده کار مي‌کنم

71
00:04:55,690 --> 00:04:57,357
.خب، ببين کي دروغگوي خوبي شده

72
00:04:57,391 --> 00:04:59,092
.نذار کسي حرفي از دهنش بپره

73
00:04:59,126 --> 00:05:00,259
،تا جايي که "هنري" مي‌دونه

74
00:05:00,294 --> 00:05:02,596
.تو فقط خانم شهردار هستي و بس

75
00:05:02,630 --> 00:05:05,164
کاملاً مطلع هستم که
.هنري" چه فکري درباره من مي‌کنه"

76
00:05:07,768 --> 00:05:09,702
.زمان داره از دست ميره

77
00:05:09,736 --> 00:05:11,570
.يه چيز شرورانه توي شهر شماست

78
00:05:11,605 --> 00:05:13,706
به نظرتون دنبال چي بگرديم؟

79
00:05:27,721 --> 00:05:29,655
از اسباب بازيت لذت مي‌بري؟

80
00:05:29,689 --> 00:05:32,591
،نخ‌ريسي باعث آزاد شدن ذهن ميشه
.به روح آرامش مي‌بخشه

81
00:05:32,626 --> 00:05:34,527
،باعث آزاد شدن ذهن ميشه
.به روح آرامش مي‌بخشه

82
00:05:34,561 --> 00:05:36,361
،باعث آزاد شدن ذهن ميشه
.به روح آرامش مي‌بخشه

83
00:05:37,797 --> 00:05:39,765
.خيلي داغون به نظر مياي

84
00:05:44,037 --> 00:05:45,470
چيه؟

85
00:05:45,505 --> 00:05:48,140
با زندانت حال نمي‌کني؟

86
00:05:48,174 --> 00:05:51,743
از زندانبان خودت تشکر نمي‌کني؟

87
00:05:51,777 --> 00:05:53,512
.نه

88
00:05:53,546 --> 00:05:56,314
.انگار مي‌خواي بهم صدمه بزني

89
00:05:56,349 --> 00:05:57,282
.زود باش

90
00:05:57,316 --> 00:05:59,851
.يه کاري بکن

91
00:05:59,885 --> 00:06:01,553
،دوست دارم تلاش کردنت رو ببينم

92
00:06:01,587 --> 00:06:04,321
مخصوصاً وقتي هر دوتامون مي‌دونيم که
،نمي‌توني همچين کاري بکني

93
00:06:04,356 --> 00:06:05,757
.نه تا وقتي که من اين رو دارم

94
00:06:05,791 --> 00:06:09,193
.تو برده اين هستي
.همينطور برده من

95
00:06:09,227 --> 00:06:13,097
...نااميدي مي‌تونه خيلي حال بده

96
00:06:13,131 --> 00:06:14,599
.به بقيه

97
00:06:14,633 --> 00:06:18,235
.فقط من اينجا مي‌تونم صدمه‌اي بزنم

98
00:06:18,270 --> 00:06:21,972
پس چرا مثل يه پسر خوب
برنمي‌گردي سر جات بشيني؟

99
00:06:28,313 --> 00:06:29,413
خب؟

100
00:06:29,448 --> 00:06:31,382
منتظر چي هستي؟

101
00:06:31,416 --> 00:06:34,417
.نذار جلوت رو بگيرم

102
00:06:38,222 --> 00:06:41,357
...تمام صداهاي توي سرم

103
00:06:41,392 --> 00:06:43,627
...ساکت ميشن وقتي که من

104
00:06:43,661 --> 00:06:45,195
.بميرم

105
00:06:48,899 --> 00:06:51,434
."من نيومدم اينجا که تو رو بُکشم، "چروکين

106
00:06:51,469 --> 00:06:54,404
.ولي بايد ظاهر خودت رو حفظ کني

107
00:06:54,438 --> 00:06:57,907
ظاهر؟ ظاهر؟
براي چي؟ براي چي؟

108
00:06:57,941 --> 00:07:00,810
...بذار بريسم

109
00:07:00,844 --> 00:07:02,912
.ديوانگي رو با ريسيدن دور کنم

110
00:07:02,946 --> 00:07:04,914
...ديوانگي رو با ريسيدن دور کنم

111
00:07:04,948 --> 00:07:06,148
.نه

112
00:07:08,451 --> 00:07:15,224
.به نظرم ريسيدن خودش ديوانگي مياره

113
00:07:15,258 --> 00:07:18,628
...تکون نخور

114
00:07:18,662 --> 00:07:22,831
.تو که نمي‌خواي صورت زيبات رو ببُرم

115
00:07:24,467 --> 00:07:27,369
احتمالاً برات عجيبه که از کجا بلدم

116
00:07:27,403 --> 00:07:29,471
.اين کار رو بکنم

117
00:07:29,506 --> 00:07:32,907
تابحال درباره پدرم بهت گفتم؟

118
00:07:32,942 --> 00:07:35,043
دست‌هاش مي‌لرزيد

119
00:07:35,077 --> 00:07:37,012
...به خاطر شراب‌خواري

120
00:07:37,046 --> 00:07:38,379
.يا چيزي بدتر

121
00:07:38,413 --> 00:07:40,515
.چيزي ازش نپرسيدم

122
00:07:40,549 --> 00:07:42,050
.اون هم چيزي به من نگفت

123
00:07:42,084 --> 00:07:46,788
ولي يه روز هم نمي‌تونست
...صورتش رو نتراشه، واسه همين

124
00:07:46,822 --> 00:07:49,758
مجبور شدم تراشيدن صورت رو
.به خاطر اون ياد بگيرم

125
00:07:49,792 --> 00:07:51,059
قبلاً مي‌گفت که

126
00:07:51,093 --> 00:07:54,529
،مهم نيست چه حسي درون خودمون داريم

127
00:07:54,563 --> 00:07:57,632
.بايد هميشه ظاهر خوبي داشته باشيم

128
00:07:58,767 --> 00:07:59,900
،توي سرزمين خودمون

129
00:07:59,934 --> 00:08:04,104
من و تو هيچوقت همچين گزينه‌اي نداشتيم، درسته؟

130
00:08:04,139 --> 00:08:06,840
،مهم نبود چي کار مي‌کرديم

131
00:08:06,875 --> 00:08:09,910
...ظاهر ما دقيقاً نشون‌دهنده

132
00:08:09,944 --> 00:08:15,582
چيزي بود که درون ما
.در حال پوسيدن بود

133
00:08:15,616 --> 00:08:17,851
...ولي

134
00:08:17,886 --> 00:08:21,689
الان توي سرزمين جديدي هستيم، درسته؟

135
00:08:21,723 --> 00:08:25,726
،سرزميني پُر از فرصت

136
00:08:25,760 --> 00:08:30,330
فرصت‌هايي که کمترين اون
.به دنبال منافع خودمون بودنه

137
00:08:33,401 --> 00:08:36,269
.خيلي ببخشيد

138
00:08:36,304 --> 00:08:38,471
سوخت؟

139
00:08:40,608 --> 00:08:43,310
.بفرما

140
00:08:43,344 --> 00:08:44,811
.مثل هميشه خوش‌قيافه شدي

141
00:08:46,446 --> 00:08:48,280
.ظاهر

142
00:08:48,315 --> 00:08:50,850
.تو اهميتي به ظاهر نميدي

143
00:08:50,884 --> 00:08:54,420
،اگه ظاهر برات مهم بود
.لباسم رو عوض مي‌کردي

144
00:08:55,989 --> 00:08:57,623
دقيقاً دنبال چي هستي؟

145
00:08:57,657 --> 00:09:00,326
...چروکين"، چيزي که من دنبالش هستم"

146
00:09:01,561 --> 00:09:05,197
...تو يه عمر به دنبالش بودي

147
00:09:05,232 --> 00:09:08,634
...چيزي که برخلاف ذات تو هستش

148
00:09:08,668 --> 00:09:12,404
...چيزي که نمي‌تونم به خاطرش

149
00:09:12,439 --> 00:09:15,140
.انقدر صبر کنم

150
00:09:19,078 --> 00:09:21,546
.خوشبختانه مجبور نيستم

151
00:09:29,188 --> 00:09:31,723
.سلام

152
00:09:31,758 --> 00:09:34,325
من...کمکي از دستم برمياد؟

153
00:09:34,360 --> 00:09:36,861
.شما بايد خانم "گلد" باشين

154
00:09:36,895 --> 00:09:37,828
...نه، من

155
00:09:37,863 --> 00:09:39,564
.نيستم

156
00:09:39,598 --> 00:09:41,633
آقاي "گلد" اينجا هستن؟

157
00:09:41,667 --> 00:09:43,334
.ايشون...نه، اينجا نيستن

158
00:09:45,070 --> 00:09:46,271
...ايشون

159
00:09:48,340 --> 00:09:49,274
.ايشون مُردن

160
00:09:49,308 --> 00:09:52,509
.خيلي متأسفم براتون

161
00:09:52,543 --> 00:09:53,477
"بل"

162
00:09:53,511 --> 00:09:55,612
"بل"

163
00:09:55,647 --> 00:09:57,714
.چه اسم قشنگي

164
00:09:57,749 --> 00:09:59,817
...ببين، من

165
00:09:59,851 --> 00:10:01,585
،خيلي متأسفم که مزاحمت شدم

166
00:10:01,619 --> 00:10:03,921
ولي مي‌خواستم يه کادوي نوزاد بگيرم

167
00:10:03,955 --> 00:10:06,623
براي زني دوست‌داشتني که
.توي رستوران "مادربزرگ" باهاش آشنا شدم

168
00:10:06,658 --> 00:10:10,126
.شايد اون رو بشناسي
.اسمش در اينجا "مري مارگارت" هستش

169
00:10:10,161 --> 00:10:13,463
ببين، من دارم توي
...بارداري بهش کمک مي‌کنم و

170
00:10:13,498 --> 00:10:15,131
.امروز اولين روز کاري من هستش

171
00:10:15,166 --> 00:10:17,867
،مي‌دوني، چه طلسم باشه چه نباشه

172
00:10:17,902 --> 00:10:19,569
.يه دختر بايد کار کنه

173
00:10:20,905 --> 00:10:22,539
"مري مارگارت"

174
00:10:22,573 --> 00:10:23,840
خب، چرا اين رو نگفتي؟

175
00:10:23,874 --> 00:10:26,910
فکر کنم يه چيزي داشته باشم که
.بدردت بخوره

176
00:10:26,944 --> 00:10:27,911
.خدا خيرت بده

177
00:10:27,945 --> 00:10:29,946
.فقط يه لحظه صبر کن

178
00:11:26,261 --> 00:11:28,286
.فکر کنم يه ردپاي جزيي پيدا کردم

179
00:11:28,320 --> 00:11:29,954
شما چيزي پيدا نکردين؟

180
00:11:29,988 --> 00:11:32,690
.به جز طراحي تند و تلخ، هيچي

181
00:11:32,724 --> 00:11:34,292
اون خون ـه؟

182
00:11:38,030 --> 00:11:40,131
.توت ـه

183
00:11:40,165 --> 00:11:41,699
مثل يه ميوه؟

184
00:11:41,733 --> 00:11:45,502
.نه، مثل درخت راج
.توي بوته‌ها به بار ميان

185
00:11:45,537 --> 00:11:48,639
توي اين زندگي يه جورايي
گياه‌شناس شدي، رفيق؟

186
00:11:48,674 --> 00:11:50,274
،من توي پناهگاه حيوانات کار کردم

187
00:11:50,308 --> 00:11:52,376
.سگ‌ها رو ديدم که هميشه دنبالشون هستن

188
00:11:52,410 --> 00:11:54,110
.بوته‌ها توي جنگل سبز ميشن

189
00:11:54,145 --> 00:11:55,679
مي‌دوني کجا؟ -
...آره -

190
00:11:55,713 --> 00:11:57,814
،سمت شمال غربي
.زياد از پل ناقوس دور نيست

191
00:12:03,788 --> 00:12:05,656
همه چي روبراهه؟

192
00:12:05,690 --> 00:12:08,725
.مري مارگارت" ازم مي‌خواد که به خونه برگردم"

193
00:12:08,759 --> 00:12:10,026
،مي‌خوايم يه قابله بياريم

194
00:12:10,061 --> 00:12:12,261
.مي‌خواد با هر دوي ما آشنا بشه

195
00:12:12,296 --> 00:12:14,430
يه ذره پُر توقع تشريف داره، مگه نه؟

196
00:12:16,366 --> 00:12:17,767
.منظورم اون قابله‌ست

197
00:12:18,903 --> 00:12:20,369
.اشکالي نداره. برو

198
00:12:20,404 --> 00:12:22,505
.نه...ما تازه يه ردي اينجا پيدا کرديم
...منظورم اينه که

199
00:12:22,539 --> 00:12:23,673
.خودم بهش رسيدگي مي‌کنم

200
00:12:23,708 --> 00:12:25,541
.اون بهت احتياج داره

201
00:12:25,576 --> 00:12:28,110
.وقتي کارت تموم شد بيا پيش ما

202
00:12:31,981 --> 00:12:34,517
.خيلي‌خب

203
00:12:51,400 --> 00:12:55,604
منم قبلاً يه بطري
.توي تيردان خودم مخفي مي‌کردم

204
00:12:55,638 --> 00:12:57,706
...من

205
00:13:00,209 --> 00:13:02,977
اونا تيرهاي نوک طلايي هستن؟

206
00:13:03,011 --> 00:13:06,581
دستمزد کمک کردن به ملکه
.براي ورود به قلعه‌اش هستن

207
00:13:06,616 --> 00:13:08,950
هيچوقت فکر نمي‌کردم براي
.ورود به جايي دستمزد بگيرم

208
00:13:08,984 --> 00:13:12,153
.يه جورايي...حس خوبي نداره

209
00:13:12,187 --> 00:13:14,222
.خيلي سخاوتمندانه‌ست
.ملکه حتماً ازت خوشش مياد

210
00:13:14,257 --> 00:13:16,323
من که فکر مي‌کنم دلش مي‌خواد هر چه زودتر

211
00:13:16,358 --> 00:13:17,725
...من رو از قلعه‌اش بيرون کنه ولي

212
00:13:17,760 --> 00:13:19,493
فعلاً بهترين جا براي
.پسرم همينجاست

213
00:13:19,527 --> 00:13:21,262
،با وجود يه شرور

214
00:13:21,296 --> 00:13:24,165
.اولين اوليت من مراقبت از خونوادمه

215
00:13:24,199 --> 00:13:27,668
.مطمئنم که حرفم رو درک مي‌کني

216
00:13:27,702 --> 00:13:29,170
.همينطوره

217
00:13:31,006 --> 00:13:33,240
،اگه از حرفم ناراحت نميشي
به جاي مشروب خوردن

218
00:13:33,275 --> 00:13:35,075
.بهتره يه ذره استراحت کني

219
00:13:35,109 --> 00:13:36,410
.اگه مي‌تونستم همين کار رو مي‌کردم

220
00:13:38,780 --> 00:13:40,781
.آره، منم توي اين شرايط بودم

221
00:13:45,253 --> 00:13:46,487
...چيزي هست که

222
00:13:46,521 --> 00:13:49,890
بخواي دربارش صحبت کني
يا صحبت نکني؟

223
00:13:49,924 --> 00:13:52,458
...فقط

224
00:13:52,493 --> 00:13:55,695
من هميشه معتقد بودم که
.همه چيز ختم به خير ميشه

225
00:13:55,729 --> 00:13:58,031
،آخرين باري که توي جنگل سحرآميز بودم

226
00:13:58,065 --> 00:14:00,466
با يه شواليه سياهپوش جنگيدم
تا نوزادم رو

227
00:14:00,501 --> 00:14:02,702
براي فرار از طلسم
،توي کمدي جادويي بذارم

228
00:14:02,736 --> 00:14:05,237
.هيچوقت هم اعتمادم متزلزل نشده بود

229
00:14:06,206 --> 00:14:07,707
پس چي عوض شده؟

230
00:14:07,741 --> 00:14:10,209
.همين ديگه. نمي‌دونم

231
00:14:10,243 --> 00:14:14,046
...انگار نمي‌تونم از اين ترس

232
00:14:14,080 --> 00:14:15,315
.خلاص بشم

233
00:14:15,349 --> 00:14:18,584
،الان بايد تکيه‌گاه "سفيدبرفي" باشم

234
00:14:18,619 --> 00:14:21,020
...نبايد حواسم به خاطر اين ترس

235
00:14:23,589 --> 00:14:24,890
.پرت بشه

236
00:14:24,925 --> 00:14:26,758
.خب حواست رو پرت نکن

237
00:14:26,793 --> 00:14:29,061
.به حرف آسونه

238
00:14:30,831 --> 00:14:32,764
،بعد از مُردن همسرم

239
00:14:32,799 --> 00:14:35,968
راهب صومعه درباره چيزي به من گفت که

240
00:14:36,002 --> 00:14:39,103
به آدم کمک مي‌کنه تا
.به هر ترسي غلبه کنه

241
00:14:41,708 --> 00:14:43,107
کجا پيداش کنم؟

242
00:14:43,142 --> 00:14:45,109
خب، ميگن زير خزه سفيد

243
00:14:45,144 --> 00:14:47,512
،در مرز جنگل "شروود" رشد مي‌کنه
.دقيقاً جنوب اينجا

244
00:14:47,547 --> 00:14:49,280
خزه سفيد. ديگه چي؟

245
00:14:49,315 --> 00:14:51,583
.رگه‌هاي بلوري درون خودش داره

246
00:14:51,617 --> 00:14:52,718
.مثل ستاره‌ها هستش

247
00:14:52,752 --> 00:14:55,887
.ستاره‌ها -
.واسه همين بهش ميگن ريشه شب -

248
00:14:55,921 --> 00:14:57,255
به خودت کمک کرد؟

249
00:14:57,289 --> 00:14:59,757
،من علاقه‌اي به جادو ندارم
.مگراينکه مجبور بشم

250
00:14:59,791 --> 00:15:01,659
خب، من ممکنه انقدري
.دست و دلباز نباشم

251
00:15:01,693 --> 00:15:03,794
...بايد بدوني که ميگن

252
00:15:03,829 --> 00:15:06,430
اون قسمت از جنگل
.در اختيار ارواح هستش

253
00:15:06,465 --> 00:15:07,598
در اختيار ارواح؟

254
00:15:07,632 --> 00:15:09,934
ممکنه به ريشه شب
براي جلوگيري از

255
00:15:09,969 --> 00:15:11,902
.ترس سفرت احتياج داشته باشي

256
00:15:11,936 --> 00:15:13,838
.شايد اون قمقمه فکر خوبي بوده

257
00:15:13,872 --> 00:15:15,573
،من از ارواح نمي‌ترسم

258
00:15:15,607 --> 00:15:17,708
.وقتي خونواده‌ام در خطر هستن

259
00:15:17,743 --> 00:15:18,976
.ممنونم

260
00:15:23,114 --> 00:15:26,384
نه! تو رو توي تور انداخت؟

261
00:15:26,418 --> 00:15:28,418
!خب، من تازه به کالسکه اون دستبرد زده بودم

262
00:15:28,452 --> 00:15:29,853
...خداي من

263
00:15:29,888 --> 00:15:31,922
.شما دوتا چه داستان عاشقانه‌اي داشتين

264
00:15:33,057 --> 00:15:34,958
.خب، صحبت از آدم خوش‌تيپ شد

265
00:15:34,993 --> 00:15:36,193
.زيلينا"، اين "ديويد"ـه"

266
00:15:36,227 --> 00:15:38,428
.آقاي "نولان"، خيلي از ملاقات شما خوشبختم

267
00:15:38,462 --> 00:15:40,463
...خب

268
00:15:40,498 --> 00:15:43,166
.من اينجام

269
00:15:43,201 --> 00:15:45,067
ميشه شروع کنيم؟

270
00:15:45,102 --> 00:15:48,137
بيشتر به نظر مياد که
"ميشه تمومش کنيم؟"

271
00:15:48,171 --> 00:15:50,373
.نه، نه! من...اينجام

272
00:15:50,408 --> 00:15:52,241
.شروع کنيم

273
00:15:52,276 --> 00:15:54,511
،قبل از اينکه شروع کني
.برم يه فنجون چاي براي خودمون بيارم

274
00:15:54,545 --> 00:15:57,480
.نه، نه، نه. بذارين من براتون چاي درست کنم

275
00:15:57,515 --> 00:15:59,482
...به هر حال من براي همين اينجا هستم

276
00:15:59,517 --> 00:16:02,351
.زندگي رو تا حد ممکن براتون آسون کنم

277
00:16:06,356 --> 00:16:09,625
دختر بي‌نظيري نيست؟

278
00:16:09,659 --> 00:16:11,360
.آره، به نظر عالي مياد

279
00:16:11,395 --> 00:16:13,062
ولي مي‌تونيم بهش اعتماد کنيم؟
.ما حتي اون رو نمي‌شناسيم

280
00:16:13,096 --> 00:16:16,765
کاملاً احتمالش هست که توي اين
.يک سال از دست رفته با هم دوست بوديم

281
00:16:16,800 --> 00:16:19,768
.ممکن هم هست که نبوديم

282
00:16:20,904 --> 00:16:22,805
ببين. فقط ايکاش
.بيشتر اون رو مي‌شناختيم

283
00:16:22,839 --> 00:16:26,041
نمي‌تونيم به خاطر اين يک سال از دست رفته
.ازش توضيح و تفسير بخوايم

284
00:16:27,109 --> 00:16:29,177
.اون "جوهانا" رو مي‌شناخته

285
00:16:30,613 --> 00:16:32,314
پرستار بچگي‌هاي خودت؟

286
00:16:32,348 --> 00:16:35,317
.آره! با هم دوست بودن

287
00:16:35,351 --> 00:16:37,385
.دنياي کوچيکي هستش

288
00:16:37,420 --> 00:16:39,454
..."ديويد"

289
00:16:39,488 --> 00:16:41,722
اگه هر بخشي از اين کار

290
00:16:41,757 --> 00:16:43,558
،به نظر تو يا هر کدوم از ما اشتباه اومد

291
00:16:43,592 --> 00:16:45,994
.هميشه مي‌تونيم نظرمون رو عوض کنيم

292
00:16:46,028 --> 00:16:48,363
پس بذار حرف‌هاش رو بشنويم، باشه؟

293
00:17:01,209 --> 00:17:02,543
.بفرماييد

294
00:17:03,679 --> 00:17:05,412
.اميدوارم بابونه دوست داشته باشين

295
00:17:05,447 --> 00:17:07,881
.فهميدم که براي اعصاب خيلي خوب هستش

296
00:17:07,915 --> 00:17:09,583
.چه عالي

297
00:17:46,180 --> 00:17:47,847
.دقيقاً مثل ستاره‌ها

298
00:17:49,349 --> 00:17:51,149
.ريشه شب

299
00:17:51,184 --> 00:17:54,052
!کمک! لطفاً کمکم کنين

300
00:18:05,265 --> 00:18:07,665
!اين بالا! خواهش مي‌کنم

301
00:19:23,841 --> 00:19:25,374
...تو

302
00:19:25,409 --> 00:19:27,977
تو اولين کسي هستي که
.بعد از مدت‌ها مي‌بينم

303
00:19:30,947 --> 00:19:33,550
چند وقته اين بالايي؟

304
00:19:33,584 --> 00:19:36,085
.حساب سال‌هاش از دستم در رفته

305
00:19:36,119 --> 00:19:38,321
تو يه شاهزاده‌اي؟

306
00:19:39,456 --> 00:19:41,757
.آره

307
00:19:41,792 --> 00:19:44,527
.مي‌توني "ديويد" صدام کني

308
00:19:44,562 --> 00:19:46,796
.تاج پادشاهي

309
00:19:46,830 --> 00:19:48,330
تو يه شاهزاده خانمي؟

310
00:19:48,364 --> 00:19:52,534
.آره. ولي مي‌توني "راپونزل" صدام کني

311
00:19:55,471 --> 00:19:58,574
پدر و مادرم پادشاه و ملکه
.سرزمين من هستن

312
00:19:58,608 --> 00:20:00,609
اونا رهبراني بزرگ و
.مردم عاشق اونا هستن

313
00:20:00,643 --> 00:20:02,211
چرا سرزمين خودت رو رها کردي؟

314
00:20:02,245 --> 00:20:04,546
.به همون دليلي که تو اين کار رو کردي

315
00:20:04,581 --> 00:20:07,048
.ديدم که داشتي زمين رو مي‌کندي

316
00:20:07,083 --> 00:20:09,117
براي ريشه شب اومدي؟

317
00:20:09,151 --> 00:20:11,052
.آره

318
00:20:11,087 --> 00:20:14,623
.وفتي بزرگتر شدم، فهميدم

319
00:20:14,657 --> 00:20:17,526
مي‌دونستم که هيچوقت نمي‌تونم
.مثل پدر و مادرم رهبري کنم

320
00:20:17,560 --> 00:20:19,694
.ولي حداقل يه برادر بزرگتر داشتم

321
00:20:19,729 --> 00:20:21,830
.اون نفر بعدي توي خونواده بود

322
00:20:21,864 --> 00:20:25,399
.ولي بعدش...يه اتفاقي افتاد

323
00:20:25,434 --> 00:20:27,035
.اتفاقي وحشتناک

324
00:20:27,069 --> 00:20:28,203
.متأسفم

325
00:20:28,237 --> 00:20:30,271
.اتفاق خيلي خيلي وحشتناکي بود

326
00:20:30,305 --> 00:20:32,240
...بعد از مرگش

327
00:20:32,274 --> 00:20:35,576
.ترس بر من غلبه کرد

328
00:20:35,611 --> 00:20:37,311
...وقتي چشمانم رو مي‌بستم

329
00:20:37,346 --> 00:20:39,413
.کابوس‌ها شروع مي‌شدن

330
00:20:39,448 --> 00:20:40,914
.خواب رو ازم گرفته بودن

331
00:20:40,949 --> 00:20:44,184
ريشه شب رو خوردي؟ -
.آره -

332
00:20:44,219 --> 00:20:45,453
.فايده نداشت

333
00:20:45,487 --> 00:20:49,223
بزرگترين اشتباه زندگيم
.اين بود که اومدم دنبالش

334
00:20:49,258 --> 00:20:51,959
پس چطور هنوز اينجايي؟

335
00:20:51,993 --> 00:20:54,128
قبل از اينکه بتونم
،به سرزمين خودمون برگردم

336
00:20:54,162 --> 00:20:57,231
،يه جادوگر ظاهر شد
.صورتش زير ردا مخفي بود

337
00:20:57,265 --> 00:21:00,667
،به من حمله کرد
.تا اين قلعه دنبالم کرد

338
00:21:00,701 --> 00:21:03,370
خب، ديگه نيازي نيست
.نگران اون باشي

339
00:21:03,404 --> 00:21:05,072
.تو رو از اينجا مي‌برم بيرون

340
00:21:05,106 --> 00:21:06,974
.تو متوجه نيستي
.اون اجازه نميده

341
00:21:07,008 --> 00:21:08,275
...هر وقت سعي کردم از اينجا برم، اون

342
00:21:09,977 --> 00:21:11,811
.نه

343
00:21:23,357 --> 00:21:24,791
.ديگه خيلي دير شده

344
00:21:34,301 --> 00:21:35,634
.حتماً فهميده که تو اينجايي

345
00:21:38,205 --> 00:21:40,273
،شما يک بار درد زايمان رو تجربه کردين

346
00:21:40,307 --> 00:21:42,073
پس حداقل مي‌دونين که
.بايد انتظار چه چيزي رو داشته باشين

347
00:21:42,108 --> 00:21:44,042
.آره. هر دومون مي‌دونيم

348
00:21:44,076 --> 00:21:46,111
فکر نمي‌کنم دستت به خاطر
.اون فشارهايي که دادم خوب شده باشه

349
00:21:46,145 --> 00:21:48,113
.خب، اون مال 30 سال پيش بود
.مطمئنم خوب ميشه

350
00:21:48,147 --> 00:21:50,048
خب، فراموش نکنين که

351
00:21:50,082 --> 00:21:52,384
زايمان دوم مي‌تونه
.خيلي سريع‌تر از اولي انجام بشه

352
00:21:52,419 --> 00:21:53,952
.خب، خيالم راحت شد

353
00:21:53,986 --> 00:21:55,921
دوران بارداري من انگار

354
00:21:55,955 --> 00:21:58,924
.توي يه چشم بهم زدن گذشت

355
00:22:00,392 --> 00:22:01,592
پدر ما چطوره؟

356
00:22:03,495 --> 00:22:06,664
.من؟ من...خوبم. خيلي خوبم

357
00:22:06,699 --> 00:22:09,767
خب، "مري مارگارت" به من گفت که

358
00:22:09,802 --> 00:22:12,904
...چه اتفاقي توي طلسم اول رخ داد و

359
00:22:12,939 --> 00:22:14,739
...از دست دادن دخترتون

360
00:22:14,773 --> 00:22:16,774
.خيلي غم‌انگيزه

361
00:22:16,809 --> 00:22:19,510
،ببينيد...من نمي‌خوام فضولي کنم

362
00:22:19,545 --> 00:22:23,414
ولي اون يه مقدار
.بابت اين اتفاقات اضطراب داره

363
00:22:23,449 --> 00:22:25,983
جدي؟

364
00:22:26,017 --> 00:22:28,953
ديويد"، ما يک سال از خاطراتمون"

365
00:22:28,987 --> 00:22:30,588
.در جنگل سحرآميز رو از دست داديم

366
00:22:30,622 --> 00:22:33,390
ما يه دفعه ديديم که
توي "استوري بروک" هستيم و

367
00:22:33,424 --> 00:22:35,892
...داريم بچه‌دار ميشيم؟ اين

368
00:22:35,926 --> 00:22:37,160
.يه ذره آدم رو دلواپس مي‌کنه

369
00:22:37,194 --> 00:22:40,029
به نظرم بهتره که
اين اضطراب‌ها رو بيرون از خونه

370
00:22:40,064 --> 00:22:41,130
.از بين ببرين

371
00:22:41,165 --> 00:22:44,033
احساسات، مخصوصاً اونايي که
،سرکوبشون مي‌کنيم

372
00:22:44,068 --> 00:22:47,603
مثل رژيم غذايي و ورزش
.مي‌تونه روي بارداري تأثير بذاره

373
00:22:47,637 --> 00:22:50,806
...ببينيد، منظور حرف من اينه که

374
00:22:50,841 --> 00:22:53,942
اگه بابت اين اتفاقات
،دچار ترس شدين

375
00:22:53,977 --> 00:22:55,944
بهتره که اون رو در بيرون از خونه

376
00:22:55,979 --> 00:22:58,180
.از بين ببرين -
.من اينطوري نيستم -

377
00:22:58,214 --> 00:23:01,550
،هر اتفاقي بيفته
.ما اون رو پشت سر مي‌ذاريم

378
00:23:03,953 --> 00:23:06,021
.خب، پس به افتخارش

379
00:23:13,829 --> 00:23:15,964
تو خيلي خوش‌شانسي که

380
00:23:15,999 --> 00:23:18,333
.همچين شوهر شجاعي داري

381
00:23:18,368 --> 00:23:20,202
.انقدر نترس

382
00:23:20,236 --> 00:23:22,871
،حالا که صحبتش شد
مري مارگارت" اشاره کرد که"

383
00:23:22,906 --> 00:23:25,139
.شما رو از يه سري کارهاي مهم شهري انداختيم

384
00:23:25,173 --> 00:23:27,375
.مي‌دونين، به نظرم براي امروز کافيه

385
00:23:27,410 --> 00:23:29,711
.بهتره بذاريم شما به کارتون برسين

386
00:23:32,347 --> 00:23:34,549
."خيلي از آشناييتون خوشبخت شدم، آقاي "نولان

387
00:23:34,583 --> 00:23:36,484
."ديويد"
."منم خيلي خوشبخت شدم، "زيلينا

388
00:23:36,519 --> 00:23:39,153
.افتخاري براي من بود

389
00:23:42,262 --> 00:23:47,262
:مــتـرجــم
<font color="F9122D"> «King-AmirK» امـيـرمـهـدي </font>

390
00:24:23,944 --> 00:24:25,545
بستني خوبه؟

391
00:24:25,579 --> 00:24:27,747
خوشمزه‌ست. مامانم قبلاً من رو

392
00:24:27,781 --> 00:24:31,117
براي گرفتن بستني به
.مغازه "ايتالياي کوچک" مي‌برد

393
00:24:31,151 --> 00:24:33,252
.ولي اين هم مثل اون خوشمزه‌ست

394
00:24:33,286 --> 00:24:36,990
،خب، "استوري بروک" هم جاذبه‌هاي خودش رو داره

395
00:24:37,024 --> 00:24:41,593
هر چند مي‌دونم که
.به پاي شهرهاي بزرگ نمي‌رسه

396
00:24:41,628 --> 00:24:44,296
.راستش اينجا خيلي خوبه

397
00:24:44,331 --> 00:24:46,532
نيويورک" شهر بزرگيه"
،ولي مردم زيادي اونجا هستن

398
00:24:46,566 --> 00:24:47,633
...باعث ميشه احساس کني

399
00:24:47,667 --> 00:24:49,868
.تنهايي

400
00:24:49,903 --> 00:24:51,303
.آره

401
00:24:51,338 --> 00:24:54,472
آره. اين بهترين نکته
.شهرهاي کوچيک هستش

402
00:24:54,507 --> 00:24:59,277
...همه همديگه رو مي‌شناسن. انگار

403
00:24:59,311 --> 00:25:01,513
.مثل يه خونواده بزرگ هستش

404
00:25:02,615 --> 00:25:04,650
ميشه يه چيزي بهت بگم؟

405
00:25:04,684 --> 00:25:06,818
.حتماً -
فکر نمي‌کنم مامانم فقط -

406
00:25:06,853 --> 00:25:09,254
.به خاطر پرونده به "استوري بروک" اومده باشه

407
00:25:09,288 --> 00:25:11,656
منظورت چيه؟

408
00:25:11,690 --> 00:25:15,126
به نظرم مي‌خواست يه مدتي
.از "نيويورک" دور باشه

409
00:25:16,095 --> 00:25:18,763
چرا همچين فکري مي‌کني؟

410
00:25:18,797 --> 00:25:22,900
...دوست پسر مامانم
.اسمش "والش" بود

411
00:25:22,935 --> 00:25:24,469
.ازش خواستگاري کرد

412
00:25:26,972 --> 00:25:28,706
،دو روز بعدش
"من رو به خاطر کاري در ايالت "مين

413
00:25:28,740 --> 00:25:30,074
.از مدرسه کشيد بيرون

414
00:25:30,108 --> 00:25:31,976
اون کار در "کويينز" رو قبول نمي‌کرد

415
00:25:32,010 --> 00:25:34,011
.اگه باعث مدرسه نرفتن من مي‌شد

416
00:25:34,046 --> 00:25:36,113
فکر مي‌کني چه اتفاقي افتاده؟

417
00:25:36,147 --> 00:25:38,883
.نمي‌دونم

418
00:25:38,917 --> 00:25:41,185
،ولي اگه جواب مثبت مي‌داد
.بعيد مي‌دونم به اينجا مي‌اومديم

419
00:25:42,454 --> 00:25:45,456
تو چه حسي در اين مورد داري؟

420
00:25:45,490 --> 00:25:48,192
...ازش خوشت مي‌اومد؟ اين

421
00:25:48,226 --> 00:25:49,493
والش"؟"

422
00:25:49,527 --> 00:25:51,495
خوشم مي‌اومد که
.مادرم رو خوشحال مي‌کرد

423
00:25:51,529 --> 00:25:52,963
تازه خيلي حال مي‌داد که

424
00:25:52,997 --> 00:25:55,699
.دوتا جا براي گذروندن تعطيلات داشتيم

425
00:25:55,733 --> 00:25:58,202
به نظرم يه روزي
انقدر خونواده‌ات بزرگ ميشه که

426
00:25:58,236 --> 00:26:00,503
.خودت نمي‌دوني باهاشون چي کار کني

427
00:26:00,537 --> 00:26:02,505
همچين فکري مي‌کني؟

428
00:26:02,539 --> 00:26:04,674
.واقعاً همينطوره

429
00:26:09,714 --> 00:26:12,215
دنبال بهونه‌اي براي
استفاده از اون وسيله هستي، درسته؟

430
00:26:12,249 --> 00:26:14,784
.حداقل مي‌دونيم که جاي درستي اومديم
حالا چي؟

431
00:26:14,819 --> 00:26:17,120
.حالا شروع مي‌کنيم به جست‌و‌جو

432
00:26:17,154 --> 00:26:19,054
يه چيزي رو مي‌دوني، "سوان"؟

433
00:26:19,089 --> 00:26:21,023
،هر وقت کنارم هستي
به طرز اجتناب‌ناپذيري خودم رو

434
00:26:21,057 --> 00:26:23,892
،در حال سفر از بين جنگل و بيشه مي‌بينم

435
00:26:23,927 --> 00:26:25,661
.به دنبال خطر

436
00:26:25,695 --> 00:26:27,563
بفرما. فکر مي‌کردم
،تو از چيزي نمي‌ترسي

437
00:26:27,598 --> 00:26:29,132
.هميشه به دنبال ماجراجويي بعدي هستي

438
00:26:29,166 --> 00:26:30,766
همچين فکر مي‌کني؟ -
اينطور نيست؟ -

439
00:26:30,800 --> 00:26:32,701
پس سال گذشته رو تنهايي
روي اون کشتي

440
00:26:32,736 --> 00:26:33,936
چه غلطي مي‌کردي؟

441
00:26:33,970 --> 00:26:35,137
به نظرم مدام

442
00:26:35,171 --> 00:26:37,239
...داستان‌هاي شجاعانه داشتي

443
00:26:37,273 --> 00:26:40,308
تا اينکه تصميم گرفتي
برگردي و نجاتم بدي؟

444
00:26:40,343 --> 00:26:42,377
.دقيقاً

445
00:26:44,280 --> 00:26:45,380
.داري دروغ ميگي

446
00:26:45,414 --> 00:26:47,516
ببخشيد؟ -
اونجا چه اتفاقي افتاد؟ -

447
00:26:47,550 --> 00:26:49,284
چي رو به من نميگي؟ -
.هيچي -

448
00:26:49,318 --> 00:26:51,153
اين داستان منه و
.ازش دست نمي‌کشم

449
00:26:51,187 --> 00:26:52,587
.هنوزم حرفت رو باور نمي‌کنم

450
00:26:52,622 --> 00:26:54,889
خب، بهتره فراموشش کنيم و
.تو هم مي‌توني از من تشکر کني

451
00:26:54,923 --> 00:26:57,091
به خاطر حافظه‌ام؟
.من که قبلاً تشکر کردم

452
00:26:57,126 --> 00:26:59,161
خب، به خاطر نجات دادن تو
.از يه ازدواج بي‌عشق

453
00:26:59,195 --> 00:27:00,728
فکر مي‌کني داري همچين کاري مي‌کني؟

454
00:27:00,763 --> 00:27:03,632
.اون يه ميمون بالدار بود -
.من که نمي‌دونستم -

455
00:27:05,100 --> 00:27:08,302
به خواستگاريش...فکر کردي؟

456
00:27:08,336 --> 00:27:09,871
اهميتي داره؟

457
00:27:09,905 --> 00:27:10,972
.بخندونم

458
00:27:11,006 --> 00:27:12,406
آره، خوب شد؟

459
00:27:12,440 --> 00:27:14,842
من عاشق بودم، واسه همين
.معلومه که بهش فکر کردم

460
00:27:14,877 --> 00:27:16,678
،طبق معمول اون کسي نبود که خودش مي‌گفت

461
00:27:16,712 --> 00:27:19,480
.منم دلم شکست
به اندازه کافي خنده‌دار بود برات؟

462
00:27:21,416 --> 00:27:23,750
،از حرفم بد برداشت نکن
.ولي خوشحالم که اين رو مي‌شنوم

463
00:27:23,785 --> 00:27:27,188
خوشحالي که دلم شکست؟

464
00:27:27,222 --> 00:27:29,890
...اگه مي‌تونه بشکنه

465
00:27:29,924 --> 00:27:32,025
.يعني هنوزم کار مي‌کنه

466
00:27:54,615 --> 00:27:57,584
.يه خونه رعيتي

467
00:27:57,618 --> 00:28:00,320
.بايد قدردان اين نکته خنده‌دار باشي

468
00:28:57,309 --> 00:28:59,844
"شما با موبايل "اِما سوان
.از شرکت وثيقه‌گذاري سيب بزرگ تماس گرفتين

469
00:28:59,879 --> 00:29:01,579
،پيغام خودتون رو بذاريد
.من باهاتون تماس مي‌گيرم

470
00:29:01,613 --> 00:29:03,714
."اِما"، منم "ديويد"

471
00:29:03,749 --> 00:29:04,915
.من دارم رد رو دنبال مي‌کنم

472
00:29:04,949 --> 00:29:07,417
...به نظرم پيداش کردم
.جادوگر شرور

473
00:29:07,451 --> 00:29:08,718
.مي‌خوام برم دنبالش

474
00:29:23,734 --> 00:29:26,669
.نبايد هيچوقت صدات مي‌کردم
!اون من رو مي‌خواد

475
00:29:26,703 --> 00:29:28,437
،اگه همين الان بري
!شايد بهت رحم کنه

476
00:29:28,471 --> 00:29:29,939
.نه، از اين خبرا نيست

477
00:29:29,973 --> 00:29:31,674
!تو رو پيش خونواده‌ات برمي‌گردونم -
!خواهش مي‌کنم! اون تو رو مي‌کُشه -

478
00:29:31,708 --> 00:29:35,577
.تو نمي‌توني نجاتم بدي
.کاري از دستت برنمياد

479
00:29:38,081 --> 00:29:39,248
.نه

480
00:29:39,283 --> 00:29:42,418
...من مي‌تونم نجاتت بدم
.اين کار رو هم مي‌کنم

481
00:31:03,910 --> 00:31:05,670
.قطعاً يکي اينجا زندگي مي‌کنه

482
00:31:05,695 --> 00:31:08,764
.هر چند الان به نظر خالي مياد

483
00:31:08,798 --> 00:31:10,733
چرا داريم آروم حرف مي‌زنيم؟

484
00:31:10,767 --> 00:31:14,336
چون مخفيگاه‌هاي خوب
.هميشه به نظر خالي ميان

485
00:31:14,370 --> 00:31:15,971
باور کن. زمان زيادي رو

486
00:31:16,006 --> 00:31:18,440
دنبال آدمايي بودم که
.نمي‌خواستن کسي پيداشون کنه

487
00:31:18,474 --> 00:31:20,842
.مي‌دونم مخفي شدن چطوريه

488
00:31:31,720 --> 00:31:33,721
.پناهگاه طوفان

489
00:31:47,670 --> 00:31:49,170
.صبر کن. صبر کن

490
00:31:49,204 --> 00:31:51,940
.چرخيدن اطراف يه خونه رعيتي متروکه خيلي فرق مي‌کنه

491
00:31:51,974 --> 00:31:53,974
اين پايين رفتن به سردابي هستش که

492
00:31:53,975 --> 00:31:55,176
.هيچ راه خروجي نداره

493
00:31:55,210 --> 00:31:56,944
ترسيدي؟

494
00:31:58,080 --> 00:32:00,581
.ترس و استراتژي با هم فرق مي‌کنن

495
00:32:00,615 --> 00:32:02,550
.مي‌دونيم که اون هيولاهاي بالدار داره

496
00:32:02,584 --> 00:32:04,118
.خدا مي‌دونه اون پايين چيه

497
00:32:04,152 --> 00:32:06,187
اگه اين شرور به اندازه‌اي که
،ما فکر مي‌کنيم قوي باشه

498
00:32:06,221 --> 00:32:07,921
،بهتره يه مقدار از پشتيباني جادو استفاده کنيم

499
00:32:07,956 --> 00:32:10,256
"مگراينکه توي "نيويورک
.تمرين جادو کرده باشي

500
00:32:10,291 --> 00:32:13,393
.باشه. به "رجينا" زنگ مي‌زنم
.بهش ميگم "هنري" رو رستوران "مادربزرگ" بذاره

501
00:32:13,427 --> 00:32:16,396
دوست دارم ببينم که اون هيولاهاي بالدار

502
00:32:16,430 --> 00:32:17,898
.چطوري مي‌خوان از کمان اون رد بشن

503
00:32:17,932 --> 00:32:20,133
.همينطور غذاهاي خوشمزه‌اش -
.ديويد"ـه" -

504
00:32:20,167 --> 00:32:22,469
."اِما"، منم "ديويد"
.دارم رد رو دنبال مي‌کنم

505
00:32:22,503 --> 00:32:24,905
...به نظرم پيداش کردم
.جادوگر شرور

506
00:32:24,939 --> 00:32:26,639
.مي‌خوام برم دنبالش

507
00:32:26,968 --> 00:32:31,968
ارائــه از سـايــت
فـري آفــلايــن
(FREE-OFFLINE.ORG)

508
00:33:06,879 --> 00:33:08,947
!بهش نزديک نشو

509
00:33:09,749 --> 00:33:11,716
!من خودشم

510
00:33:20,225 --> 00:33:21,492
تو چي هستي؟

511
00:33:23,129 --> 00:33:25,363
.من خود تو هستم

512
00:33:33,472 --> 00:33:36,340
.راپونزل"، اون جادوگر نيست"
.خود تويي

513
00:33:36,375 --> 00:33:38,942
خودت گفتي که بعد از
.خوردن ريشه شب ظاهر شد

514
00:33:38,977 --> 00:33:40,711
فکر کردي فايده‌اي نداشت
.ولي اينطور نيست

515
00:33:40,745 --> 00:33:44,948
ريشه بهت اجازه ميده با ترس‌هات
.روبرو بشي تا بهشون غلبه کني

516
00:33:44,983 --> 00:33:47,151
.من نمي‌تونم. خواهش مي‌کنم کمکم کن

517
00:33:47,186 --> 00:33:48,618
!اون ترس توئه

518
00:33:48,653 --> 00:33:50,554
!فقط خودت مي‌توني اون رو شکست بدي

519
00:33:51,656 --> 00:33:53,456
.تو نمي‌توني من رو شکست بدي

520
00:33:53,491 --> 00:33:56,426
.مي‌تونم ترست رو احساس کنم
...بوي تعفن ميده

521
00:33:56,460 --> 00:33:58,729
بوي تعفن يه پسر چوپان که

522
00:33:58,763 --> 00:34:01,298
.زيادي از مزرعه خودش دور شده

523
00:34:01,332 --> 00:34:03,033
.من از چيزي نمي‌ترسم

524
00:34:09,574 --> 00:34:11,575
،اگه اين حقيقت داشت
.من الان اينجا نبودم

525
00:34:21,018 --> 00:34:23,686
!"بايد باهاش روبرو بشي، "راپونزل
!بايد

526
00:34:23,721 --> 00:34:25,221
.نه. من نمي‌تونم

527
00:34:40,002 --> 00:34:41,237
!گوش کن ببين چي ميگم

528
00:34:41,271 --> 00:34:43,038
ترست از اين بود که
هيچوقت نتوني

529
00:34:43,072 --> 00:34:45,173
،مثل پدر و مادرت
!مثل برادرت رهبري کني

530
00:34:46,209 --> 00:34:48,444
،بهش اقرار کن
.اونوقت مي‌توني

531
00:34:48,478 --> 00:34:50,279
!نه، من نمي‌تونم -
.چرا، تو مي‌توني -

532
00:34:50,313 --> 00:34:51,980
!جداش کن. بذار بره

533
00:34:52,014 --> 00:34:54,783
،اگه اين کار رو بکني
.بالأخره به چيزي که مي‌خواي مي‌رسي

534
00:34:54,817 --> 00:34:57,685
!مي‌توني از اين برج بري -
!من نمي‌خوام برم -

535
00:34:58,921 --> 00:35:01,355
.درکت مي‌کنم
.باور کن

536
00:35:01,389 --> 00:35:04,258
.که از آينده‌اي نامعلوم بترسي

537
00:35:04,292 --> 00:35:05,960
،ممکنه اينجا احساس امنيت کني

538
00:35:05,994 --> 00:35:09,163
،"ولي اگه با آينده روبرو نشي "راپونزل

539
00:35:09,197 --> 00:35:12,332
!همينجا مي‌ميري، تنها

540
00:35:12,367 --> 00:35:13,500
همچين چيزي رو مي‌خواي؟

541
00:35:13,534 --> 00:35:16,503
.نه -
.مي‌دوني بايد چي کار کني -

542
00:35:16,537 --> 00:35:18,104
!انجامش بده

543
00:35:41,595 --> 00:35:43,629
...من

544
00:35:43,664 --> 00:35:44,831
!موفق شدم

545
00:35:52,939 --> 00:35:55,541
.نمي‌فهمي؟ ترست باعث ضعيف شدن تو ميشه

546
00:35:55,575 --> 00:35:57,710
.نه. من نمي‌ترسم

547
00:35:57,744 --> 00:36:00,078
.به زبون آوردنش فايده‌اي نداره

548
00:36:00,113 --> 00:36:02,181
من براي محافظت از خونواده‌ام
.جون خودم رو ميدم

549
00:36:02,215 --> 00:36:03,316
،اين باعث نميشه شجاع بشي

550
00:36:03,350 --> 00:36:05,918
.حتي اگه اين موضوع ثابت شده باشه

551
00:36:09,889 --> 00:36:12,858
.تسليم شو. راحت‌تره

552
00:36:21,701 --> 00:36:23,100
،من مي‌ترسم

553
00:36:23,135 --> 00:36:26,838
.مي‌ترسم...از اينکه پدر خوبي نشم

554
00:36:26,872 --> 00:36:31,576
!ولي اجازه نميدم الان مانع من بشه

555
00:37:03,742 --> 00:37:06,209
ديويد"، حالت خوبه؟"

556
00:37:07,645 --> 00:37:10,180
خب، اون کجاست؟

557
00:37:10,214 --> 00:37:11,382
.اون نبود

558
00:37:11,416 --> 00:37:13,917
.پس کي بود؟ رنگت مثل گچ ديوار شده

559
00:37:13,951 --> 00:37:16,452
.خودم بود -
چي گفتي؟ -

560
00:37:16,487 --> 00:37:19,923
.کار جادوگره
.داره ما رو بازي ميده

561
00:37:19,957 --> 00:37:21,958
فهميدين که اون کجا
ممکنه مخفي شده باشه؟

562
00:37:21,993 --> 00:37:25,128
.يه خونه رعيتي. فکر مي‌کنيم مال اونه

563
00:37:25,162 --> 00:37:26,429
.پس بريم تمومش کنيم

564
00:37:26,463 --> 00:37:28,831
.بريم اون جادوگر رو به "آز" برگردونيم

565
00:37:53,046 --> 00:37:54,880
،داشتم توي رودخونه شنا مي‌کردم

566
00:37:54,915 --> 00:37:57,416
،جايي که نبايد مي‌رفتم

567
00:37:57,450 --> 00:38:01,087
جايي که پدر و مادرم هميشه
.به ما هشدار مي‌دادن که نبايد بريم

568
00:38:01,121 --> 00:38:03,455
.جريان آب تند شد

569
00:38:03,490 --> 00:38:05,690
.برادرم پريد توي آب که نجاتم بده

570
00:38:05,725 --> 00:38:08,560
.اون...جونم رو نجات داد

571
00:38:08,595 --> 00:38:10,662
...ولي

572
00:38:10,696 --> 00:38:12,164
.نتونست خودش رو نجات بده

573
00:38:13,533 --> 00:38:16,201
.متأسفم -
.تاج و تخت مال اون بود -

574
00:38:16,236 --> 00:38:18,270
.نمي‌دونستم که مي‌تونم ملکه بشم يا نه

575
00:38:18,304 --> 00:38:21,840
،اگه خودم نمي‌دونستم
پدر و مادرم چطور مي‌تونستن به من اعتقاد داشته باشن؟

576
00:38:21,874 --> 00:38:24,643
.شخصيت تو همينه

577
00:38:24,677 --> 00:38:27,612
.نمي‌توني تا ابد از اون يا بقيه مخفي بشي

578
00:38:27,647 --> 00:38:30,381
تو واقعاً فکر مي‌کني که
.اونا من رو مي‌بخشن

579
00:38:30,415 --> 00:38:32,216
.تو بچه اونايي

580
00:38:32,251 --> 00:38:35,386
.معلومه که تو رو مي‌بخشن

581
00:38:41,627 --> 00:38:45,163
مادر؟ پدر؟

582
00:38:48,733 --> 00:38:50,734
.عزيزم -
.دخترم -

583
00:38:54,906 --> 00:38:58,542
نمي‌خواي بهم بگي که
چرا کل شب رو توي جنگل بودي؟

584
00:38:58,576 --> 00:39:00,844
...اونجا بودم چون

585
00:39:02,847 --> 00:39:04,648
.مي‌ترسيدم

586
00:39:06,685 --> 00:39:07,918
مي‌ترسيدي؟

587
00:39:12,890 --> 00:39:15,325
.چون "اِما" رو از دست داديم -
.دوبار -

588
00:39:15,359 --> 00:39:18,695
،يه بار وقتي نوزاد بود
...يه بار هم وقتي که

589
00:39:18,729 --> 00:39:21,231
مجبور شديم بدون اون به
.جنگل سحرآميز برگرديم

590
00:39:21,265 --> 00:39:23,567
.نه، هيچکدوم تقصير تو نبود -
.مي‌دونم -

591
00:39:23,601 --> 00:39:27,804
،ولي چون اون رو از دست داديم
.هيچوقت براش پدري نکردم

592
00:39:27,838 --> 00:39:30,940
.تو پدر خيلي خوبي بودي

593
00:39:30,974 --> 00:39:34,577
.الان براش هستم
.ولي من بزرگش نکردم

594
00:39:36,379 --> 00:39:39,515
...اين بچه، اين يکي

595
00:39:40,617 --> 00:39:42,051
.نمي‌دونم

596
00:39:42,086 --> 00:39:45,053
،تابحال همچين کاري نکردم
.نمي‌دونم از پسش برميام يا نه

597
00:39:45,088 --> 00:39:48,224
.مجبور نيستي

598
00:39:48,258 --> 00:39:51,760
...اين کار رو مثل هميشه انجام ميديم

599
00:39:51,794 --> 00:39:53,495
.با همديگه

600
00:39:55,632 --> 00:39:57,533
چطور اين موضوع رو فراموش کردم؟

601
00:39:59,001 --> 00:40:03,739
بجنب. بايد بريم
.اتاق بچه رو درست کنيم

602
00:40:11,680 --> 00:40:14,249
دليل خاصي داره که اون
هيولايي به شکل تو رو فرستاده؟

603
00:40:14,283 --> 00:40:15,450
،نمي‌دونم. يه دفعه اونجا بود

604
00:40:15,484 --> 00:40:17,952
،چهره من رو داشت
.به عميق‌ترين ترس‌هاي من چنگ مي‌انداخت

605
00:40:17,986 --> 00:40:20,722
از عميق‌ترين ترس‌هاي تو خبر داشت؟

606
00:40:20,756 --> 00:40:23,558
آره...چيزايي که هيچوقت
."به کسي نگفتم، حتي "مري مارگارت

607
00:40:23,592 --> 00:40:26,694
،همينجوري بود تا به ترس‌هام اقرار کردم
بعدش تونستم

608
00:40:26,729 --> 00:40:28,996
.با فرو کردن دسته شمشيرم توي اون شکستش بدم

609
00:40:29,030 --> 00:40:30,965
اون...شمشيرت...الان کجاست؟

610
00:40:30,999 --> 00:40:32,466
.قسمت عجيبش همينجاست

611
00:40:32,500 --> 00:40:35,569
.بعد از اينکه کُشتمش، دسته شمشير...ناپديد شد

612
00:40:35,603 --> 00:40:38,038
خب، اين چه معنايي داره؟

613
00:40:38,073 --> 00:40:40,908
،وقتي با عميق‌ترين ترس‌هاي خودمون روبرو ميشيم
.شجاعت واقعي ما پديدار ميشه

614
00:40:40,942 --> 00:40:45,512
وقتي از دسته شمشيرت براي
،شکست ترس‌هات استفاده کردي

615
00:40:45,546 --> 00:40:47,714
.شجاعت خودت رو به اون منتقل کردي

616
00:40:47,749 --> 00:40:49,283
پس چرا ناپديد شد؟

617
00:40:49,317 --> 00:40:52,719
.ناپديد نشده. اون گرفتش

618
00:40:52,754 --> 00:40:55,722
صبر کن ببينم. جادوگر شرور
شجاعت اون رو دزديده؟

619
00:40:55,757 --> 00:40:57,223
.خب، حداقل يه نمادي از اون رو

620
00:40:57,258 --> 00:41:00,360
نمادها هم مي‌تونن
.محافظان قدرتمندي باشن

621
00:41:08,068 --> 00:41:10,236
.خيلي خوشحالم که اومدي

622
00:41:10,271 --> 00:41:13,773
.خواهش مي‌کنم
.خيلي از آشنايي با شما خوشحال شدم

623
00:41:13,808 --> 00:41:17,576
باز هم از "ديويد" براي
.ملاقات با من تشکر کن

624
00:41:17,611 --> 00:41:19,412
مي‌دوني، داستان‌هاي زيادي رو

625
00:41:19,446 --> 00:41:21,447
...درباره شاهزاده شجاع تو شنيدم، فقط

626
00:41:21,481 --> 00:41:24,249
احساس مي‌کنم که خيلي خوش‌شانسم که
.با هر دوي شما آشنا شدم

627
00:41:24,284 --> 00:41:25,685
.ما خيلي خوش‌شانس هستيم

628
00:41:25,719 --> 00:41:28,721
،با وجود اين طلسم
،وقت آمادگي براي نوزاد رو نداشتم

629
00:41:28,755 --> 00:41:31,390
...بعدش يه دفعه احساس کردم که
.مي‌تونم مانع اين ترس بشم

630
00:41:31,425 --> 00:41:33,192
.معلومه که مي‌توني

631
00:41:33,226 --> 00:41:35,361
.دليلي براي ترسيدن وجود نداره

632
00:41:35,395 --> 00:41:37,530
.واسه همين من اينجام

633
00:41:43,203 --> 00:41:47,172
.اون قفل...قبلاً سالم بود

634
00:41:50,509 --> 00:41:51,676
آماده‌اي؟

635
00:41:58,016 --> 00:41:59,317
.تا الان که خوب پيش رفته

636
00:41:59,352 --> 00:42:02,186
.همه حواستون جمع باشه
.بياين

637
00:42:04,757 --> 00:42:07,225
.قطعاً جادوي سياه در اينجاست

638
00:42:13,398 --> 00:42:15,366
مي‌تونين احساسش کنين؟

639
00:42:15,400 --> 00:42:18,836
نمي‌دونم. شايد چيزي که
.دارم احساس مي‌کنم خوب نباشه

640
00:42:20,272 --> 00:42:24,876
جادوگر شرور توي اين قفس
چي نگه مي‌داشته؟ ميمون؟

641
00:42:24,910 --> 00:42:27,378
.نه، ميمون نبودن

642
00:42:33,751 --> 00:42:36,886
چند نفر رو مي‌شناسيم که

643
00:42:36,920 --> 00:42:38,954
مي‌تونن کاه رو به طلا تبديل کنن؟

644
00:42:38,996 --> 00:42:41,097
"پوست چروکين"

645
00:42:42,011 --> 00:42:47,411
<font color="#ff8000">:تــرجــمـه و تـنــظيـم
«King-AmirK» امـيــرمـهــدي عـاطـفــي نــيــا
(kingamirk@gmail.com)</font>

646
00:42:47,911 --> 00:42:52,911
<font color="#3399FF">:.:.:http://forum.free-offline.org:.:.:</font>

