﻿1
00:00:02,072 --> 00:00:03,339
...انچه در المنتري گذشت

2
00:00:06,842 --> 00:00:08,576
يه اتفاقي افتاده
ما بايد حرف بزنيم

3
00:00:10,946 --> 00:00:13,715
من بهش گفتم
بهش گفتم تو چي بودي

4
00:00:13,717 --> 00:00:15,083
ولي اون گوش نکرد
شرلوک

5
00:00:15,085 --> 00:00:17,151
اينکه اجازه بدي يه سازمان جنايي
توي رستوران مسخره ـت

6
00:00:17,153 --> 00:00:19,087
...کار و کاسبي راه بندازه

7
00:00:19,089 --> 00:00:20,355
خب، تو گفتي يه جور معامله با اونا کردي

8
00:00:20,357 --> 00:00:22,123
واسم توضيح بده

9
00:00:22,125 --> 00:00:24,525
داريم تمام تلاشمون رو ميکنيم
با توجه به شرايط

10
00:00:24,527 --> 00:00:26,361
شرايطي که ميشد ازش اجتناب کرد

11
00:00:26,363 --> 00:00:27,996
اگه تو برادرت رو از نيويورک خارج ميکردي

12
00:00:27,998 --> 00:00:29,697
همونطور که چند ماه پيش توصيه کردم

13
00:00:29,699 --> 00:00:31,833
بايد بدوني به محض اينکه
ما ليست رو تحويل بديم

14
00:00:31,835 --> 00:00:34,102
اونا تو، من و جون رو خواهند کشت

15
00:00:34,104 --> 00:00:38,106
بيا به روش زيرکانه
به وضعيت رسيدگي کنيم

16
00:00:41,177 --> 00:00:44,612
چيزي که خواستيم رو داري؟

17
00:00:44,614 --> 00:00:46,881
بکشيدشون

18
00:00:52,822 --> 00:00:53,855
همه جا امنه

19
00:00:53,857 --> 00:00:55,056
شما خوبي، قربان؟

20
00:00:58,093 --> 00:01:00,795
مشخصا، چيزاي زيادي هست
که بايد بهت بگم

21
00:01:14,209 --> 00:01:15,843
هلمز

22
00:01:15,845 --> 00:01:18,079
تو خوبي؟

23
00:01:18,081 --> 00:01:19,947
نه، اتفاقي افتاده

24
00:01:19,949 --> 00:01:22,250
به کمک سروان نياز دارم
همينطور کمک تو

25
00:01:27,756 --> 00:01:29,524
واتسون؟

26
00:01:29,526 --> 00:01:30,958
اره، من خوبم

27
00:01:30,960 --> 00:01:33,161
ببين، ما الان واقعا سرمون شلوغه

28
00:01:33,163 --> 00:01:34,896
ولي اگه بهم نياز داشتي، بيا سراغم
باشه؟

29
00:01:34,898 --> 00:01:36,964
تو کجايي؟

30
00:01:36,966 --> 00:01:38,232
خونه

31
00:01:38,234 --> 00:01:39,867
مايکرافت هم اينجاست

32
00:01:39,869 --> 00:01:42,904
چيزاي زيادي هست که بايد بدوني

33
00:01:50,779 --> 00:01:53,548
چيزي نيست

34
00:01:53,550 --> 00:01:55,683
مشکلي نيست

35
00:01:59,722 --> 00:02:02,290
من خوبم

36
00:02:02,292 --> 00:02:04,759
برادرم؟

37
00:02:04,761 --> 00:02:06,627
اينجام

38
00:02:10,432 --> 00:02:12,467
در کل، حالت کاملا خوبه

39
00:02:12,469 --> 00:02:15,370
اگه بخواي، ميتونم يه چيزي بهت بدم
که کمک کنه بخوابي

40
00:02:15,372 --> 00:02:17,472
اوه، مشکلي نيست

41
00:02:21,910 --> 00:02:23,911
يه دليل بهم بده
که نبايد دهنت رو سرويس کنم

42
00:02:23,913 --> 00:02:26,814
تو ناراحتي و حق داري باشي
ولي من ميتونم توضيح بدم

43
00:02:26,816 --> 00:02:27,982
راستش، من قبلا اينو شنيدم

44
00:02:27,984 --> 00:02:29,317
نياز ندارم دوباره اينو بشنوم

45
00:02:29,319 --> 00:02:31,319
من ميرم بخوابم
ببخشيد

46
00:02:34,790 --> 00:02:36,357
پزشک تبعيدي

47
00:02:36,359 --> 00:02:38,359
دوتا نگهبان، هر دو داراي
اسلحه ي گلاک 17

48
00:02:38,361 --> 00:02:40,128
و جليقه ي ضد گلوله پوشيدن

49
00:02:40,130 --> 00:02:42,263
سازمان اطلاعات بريتانيا؟ ام آي 6؟

50
00:02:42,265 --> 00:02:44,999
مشخصا، تو يه جور معامله با اونا انجام دادي

51
00:02:45,001 --> 00:02:47,101
به فعاليت هاي گوناگون جنائي ـت اعتراف ميکني

52
00:02:47,103 --> 00:02:48,803
در عوضِ کمک براي نجات دادن واتسون

53
00:02:48,805 --> 00:02:51,939
اقايون، لطفا بدونيد
از صميم قلب سپاسگزارم

54
00:02:51,941 --> 00:02:54,041
که همکار منو صحيح و سالم به خونه اورديد

55
00:02:54,043 --> 00:02:55,943
در رابطه با برادرم

56
00:02:55,945 --> 00:02:58,513
فقط ميتونم اميدوار باشم
هر معامله اي که با شما انجام داد

57
00:02:58,515 --> 00:03:00,214
شامل مدتي حبس در زندان باشه

58
00:03:00,216 --> 00:03:01,983
تموم شد؟

59
00:03:01,985 --> 00:03:03,985
نه، حتي نزديک هم نبود

60
00:03:03,987 --> 00:03:05,720
پس، بهت لطف ميکنم و ميگم که اشتباه ميکني

61
00:03:05,722 --> 00:03:08,656
اطلاعات بريتانيا نيومده اينجا منو دستگير کنه

62
00:03:08,658 --> 00:03:12,260
من خودم اطلاعات بريتانيا هستم

63
00:03:14,001 --> 00:03:20,001
<font color=#FFFFFF>تقديم ميکند</font> <font face="Arial" size="18" color=ee1d5d>TvShow.ir</font>

64
00:03:37,051 --> 00:03:43,392
<font color=#FFFFFF>:ترجمه و زيرنويس</font>
<font color=7fee1d>.::</font><font color="#2369F4">pury800</font><font color=7fee1d>::.<

65
00:03:49,269 --> 00:03:51,337
هر چيزي که بهت گفتم، حقيقت داره
کم و بيش

66
00:03:51,927 --> 00:03:54,194
فقط مقدار زياديش رو از قلم انداختم

67
00:03:54,352 --> 00:03:56,452
اين حقيقت داره
کار من، دوران سختي رو ميگذروند

68
00:03:56,454 --> 00:03:58,888
به پول نياز داشتم تا رستورانم رو
در حرکت نگه دارم

69
00:03:58,890 --> 00:04:00,890
پس، از فروشنده هاي مواد پول گرفتي

70
00:04:00,892 --> 00:04:02,658
چه مشکلي ممکنه پيش بياد؟

71
00:04:02,660 --> 00:04:04,226
له ميليو به سراغ من اومد
با چيزي که بهش ميگفتن

72
00:04:04,228 --> 00:04:05,928
"يه "توافق سودمند دوطرفه

73
00:04:05,930 --> 00:04:07,863
اين پيشنهادي نبود که بشه ردش کرد

74
00:04:07,865 --> 00:04:10,933
و با اينحال، اين دقيقا چيزي بود
که قصد داشتم انجام بدم

75
00:04:10,935 --> 00:04:13,069
ولي، قبل از اينکه بتونم قول رسمي بدم

76
00:04:13,071 --> 00:04:15,438
يه مرد از ام آي 6 به ملاقاتم اومد

77
00:04:15,982 --> 00:04:20,217
اون بهم گفت له ميليو رو تحت نظر داشتن

78
00:04:20,219 --> 00:04:22,720
!و از اين پيشنهاد آگاه بودن
اون منو به قبول کردنش تشويق کرد

79
00:04:22,722 --> 00:04:25,122
به داخلشون نفوذ کنم
چشم و گوشم رو باز نگه دارم

80
00:04:25,124 --> 00:04:27,858
چنتا کار خوب واسه ملکه و کشور انجام بدم

81
00:04:27,860 --> 00:04:29,159
و من فکر ميکردم ام آي 6

82
00:04:29,161 --> 00:04:31,695
يه سازمان اطلاعاتي ـه

83
00:04:31,697 --> 00:04:34,965
ولي اونا از تو درخواست کمک کردن
يه شخصيت کارتوني تخيلي

84
00:04:34,967 --> 00:04:36,400
تو گوش نميدي

85
00:04:36,402 --> 00:04:38,269
ميشه اونو بزاري زمين
قبل از اينکه هر دومونو بکشي؟

86
00:04:38,271 --> 00:04:39,937
اين قارچ سمي ـه

87
00:04:39,939 --> 00:04:41,405
قسمتي از يه ازمايشه

88
00:04:41,407 --> 00:04:44,008
تنفس کردن اون برابر با حکم اعدامه

89
00:04:51,417 --> 00:04:53,450
گمونم اولش
همه چي خيلي رومانتيک بود

90
00:04:53,452 --> 00:04:55,119
من يه مُهره بودم

91
00:04:55,121 --> 00:04:58,222
من در له ميليو نفوذ کرده بودم

92
00:04:58,224 --> 00:04:59,523
همونطور که مشخص شد

93
00:04:59,525 --> 00:05:01,525
من مهارت خاصي در جاسوسي داشتم

94
00:05:01,527 --> 00:05:03,260
و عنوان جاسوسي ـت چيه؟

95
00:05:03,262 --> 00:05:05,596
مجوز براي قتل يا فقط ازار دادن؟

96
00:05:05,598 --> 00:05:08,332
من هرگز يه مامور نبودم

97
00:05:08,334 --> 00:05:10,234
هرگز به ماموريتي نرفتم

98
00:05:10,236 --> 00:05:12,703
ولي فهميدم که من ظرفيتي

99
00:05:12,705 --> 00:05:16,206
براي ذخيره کردن حقايق دارم
يه ظرفيت واقعا جالب توجه

100
00:05:16,208 --> 00:05:18,909
و وقتي کار من با له ميليو
باعث شد من

101
00:05:18,911 --> 00:05:20,678
با سازمانهاي جنايي ديگه
ارتباط بر قرار کنم

102
00:05:20,680 --> 00:05:23,781
رازهاي اونا هم نگه ميداشتم

103
00:05:23,783 --> 00:05:28,552
من يه جور...پايگاه اطلاعات
واسه ام آي 6 شده بودم

104
00:05:28,554 --> 00:05:32,022
من بعضي وقتا، نه هميشه
ميتونستم اثرِ

105
00:05:32,024 --> 00:05:34,858
اقدامات خاصي رو که ممکن بود براي

106
00:05:34,860 --> 00:05:36,727
از هم پاشوندن گروه هايي جنايي
انجام بشه، پيش بيني کنم

107
00:05:38,263 --> 00:05:39,863
ميدونم که تو منو جدي نميگيري

108
00:05:39,865 --> 00:05:41,198
ولي سازمان اين کارو ميکنه

109
00:05:41,200 --> 00:05:43,600
و مدت تقريبا طولانيه
که اين کارو ميکنن

110
00:05:43,602 --> 00:05:46,003
پس، تو واقعا انتظار داري من باور کنم

111
00:05:46,005 --> 00:05:47,838
که تو يه مُهره ي ام آي 6 هستي

112
00:05:47,840 --> 00:05:50,874
...و تو اينو از من مخفي نگه داشتي

113
00:05:50,876 --> 00:05:52,743
واسه بيشتر از يه دهه؟

114
00:05:52,745 --> 00:05:54,812
درسته

115
00:05:54,814 --> 00:05:56,380
چون ما خيلي بهم نزديک بوديم

116
00:06:01,219 --> 00:06:02,987
چند ماه پيش تو بهم گفتي

117
00:06:02,989 --> 00:06:05,055
که پدر از من ميخواد برگردم به لندن

118
00:06:05,057 --> 00:06:06,357
اين يه دروغ بود، مگه نه؟

119
00:06:06,359 --> 00:06:08,525
تو ميخواستي من از نيويورک برم

120
00:06:08,527 --> 00:06:10,427
تا ماموريتت رو خراب نکنم

121
00:06:10,429 --> 00:06:11,895
اين ايده ي اداره کننده ي من بود

122
00:06:11,897 --> 00:06:13,230
اون يه اداره کننده داره

123
00:06:13,232 --> 00:06:15,165
...يه اگاهي هاي

124
00:06:15,167 --> 00:06:16,533
خاصي در مورد تو در ام آي 6 وجود داره

125
00:06:16,535 --> 00:06:18,102
اون فکر ميکرد تو ممکنه دخالت کني

126
00:06:18,104 --> 00:06:22,873
گيج بودن تو نزديک بود
به قيمت زندگي واتسون تموم بشه

127
00:06:22,875 --> 00:06:24,441
اين تو بودي که به حضورِ

128
00:06:24,443 --> 00:06:26,844
له ميليو در داياجنيس مشکوک شدي

129
00:06:26,846 --> 00:06:28,946
و به جاي اينکه بياي پيش من
رفتي پيش اون

130
00:06:28,948 --> 00:06:30,180
به اميد اينکه چوب لاي چرخ رابطمون بکني

131
00:06:30,182 --> 00:06:31,582
تو ميخواي مقصر رو نشون بدي، شرلوک

132
00:06:31,584 --> 00:06:33,117
اينا رو واسه خودت نگه دار

133
00:06:33,119 --> 00:06:35,686
تو ميتونستي حقيقت رو بهم بگي
بعد از اينکه اونو گرفتن

134
00:06:35,688 --> 00:06:38,322
من تعهد داشتم که حداقل تلاش کنم
و پوششم رو حفظ کنم

135
00:06:38,324 --> 00:06:41,392
من همچنين نقشه ي مناسبي داشتم
که بازگشت امن اونو تضمين کنم

136
00:06:41,394 --> 00:06:43,627
متاسفم که مجبور شدم تو رو ناتوان کنم

137
00:06:43,629 --> 00:06:46,230
ولي نميتونستم ريسک کنم که امنيت ملي
اينو خراب کنه

138
00:06:51,669 --> 00:06:55,439
پردازشِ اين مدتي طول ميکشه

139
00:06:59,844 --> 00:07:03,247
اداره کننده ي من ميخواد فردا
ما رو بينه، هر دومون رو

140
00:07:05,083 --> 00:07:08,552
مطمئن بشه که حرفمون يکيه

141
00:07:08,554 --> 00:07:12,056
اين يه جور دعوته
که آدم موظفه قبول کنه

142
00:07:12,058 --> 00:07:15,926
يه جور همخواني با تو

143
00:07:15,928 --> 00:07:18,128
مشتاقانه منتظرم

144
00:07:35,447 --> 00:07:37,815
اه، پسران هلمز

145
00:07:39,617 --> 00:07:41,552
تو بايد "اداره کننده" باشي

146
00:07:41,554 --> 00:07:43,053
شرينگتون

147
00:07:43,055 --> 00:07:45,155
اخيرا هيچ حکومت خوبي رو سرنگون نکردي؟

148
00:07:47,892 --> 00:07:50,327
اين جاييه که من و همکارام
دوست داريم دور هم جمع بشيم

149
00:07:50,329 --> 00:07:52,429
ارباب رجوع، به انسان گريزي تمايل دارن

150
00:07:52,431 --> 00:07:54,531
همه...تودار هستن

151
00:07:54,533 --> 00:07:56,733
پس، منو ببخش اگه
اين گپِ الزامي رو رد ميکنم

152
00:07:56,735 --> 00:07:59,036
يه دوست اسيب ديده دارم
که دوست دارم برم خونه پيشش

153
00:07:59,038 --> 00:08:00,938
نظرت چيه که بريم سر اصل مطلب؟

154
00:08:00,940 --> 00:08:02,372
اصل مطلب"؟"

155
00:08:02,374 --> 00:08:04,641
اينکه چطوري ام آي 6
اشفتگي ديشب رو اداره کرد

156
00:08:04,643 --> 00:08:06,877
و من و واتسون چه دروغهايي رو
بايد حفظ کنيم

157
00:08:06,879 --> 00:08:09,146
در صورتي که توسط اشخاص ديگه
بازجويي بشيم؟

158
00:08:10,483 --> 00:08:11,949
درست همونطوريه که تو گفتي، ها؟

159
00:08:11,951 --> 00:08:14,785
اوه، فقط داري ظاهرش رو ميبيني

160
00:08:14,787 --> 00:08:18,021
مايکرافت گفت سه تا سرباز له ميليو
ديشب کشته شدن

161
00:08:18,023 --> 00:08:19,990
افراد من صحنه رو پاک کردن
جنازه اي پيدا نميشه

162
00:08:19,992 --> 00:08:21,859
و د سوتو؟ کاپيتان گروه؟

163
00:08:21,861 --> 00:08:23,127
ما بايد تا اخر عمرمون

164
00:08:23,129 --> 00:08:24,695
واسه مردان فرانسوي عصباني
حواسمون به پشت سرمون باشه؟

165
00:08:24,697 --> 00:08:27,664
د سوتو رو وقتي صحنه رو ترک ميکرد، گرفتيمش

166
00:08:27,666 --> 00:08:31,201
و يه ليست دزدي از
حسابهاي بانک سوئيس در اختيار داشت

167
00:08:31,203 --> 00:08:34,238
ما مطمئن شديم که سازمان اون
...به اندازه کافي از ماجرا مطلع بشه، که

168
00:08:34,240 --> 00:08:36,140
انگيزه ي همکاري پيدا کنه

169
00:08:36,142 --> 00:08:37,774
اونا فکر ميکنن اون افرادش رو ناپديد کرد

170
00:08:37,776 --> 00:08:40,444
و بعدش با ليست فرار کرد

171
00:08:40,446 --> 00:08:42,646
مداخله ي من و مايکرافت
يه راز باقي ميمونه؟

172
00:08:44,249 --> 00:08:45,682
هومم

173
00:08:45,684 --> 00:08:47,417
خب، من و واتسون ميتونيم
طبق اين داستان پيش بريم

174
00:08:47,419 --> 00:08:48,752
بيا من و تو ديگه هرگز
در مسير هم قرار نگيريم

175
00:08:48,754 --> 00:08:49,887
برادر

176
00:08:49,889 --> 00:08:53,190
من يه کار واست دارم شرلوک

177
00:08:54,392 --> 00:08:56,393
فکر کنم تو بهش ميگي، يه مورد

178
00:08:56,395 --> 00:08:58,162
يه مورد؟ چه موردي؟

179
00:08:58,164 --> 00:08:59,696
من ديشب بهت لطف کردم

180
00:08:59,698 --> 00:09:00,998
زندگي همکارت رو نجات دادم

181
00:09:01,000 --> 00:09:02,699
اين کارو کردي و من سپاسگزارم

182
00:09:02,701 --> 00:09:04,601
زندگي برادرت رو هم نجات دادم
ميخوام اينو ناديده بگيرم

183
00:09:04,603 --> 00:09:07,137
ده دقيقه

184
00:09:07,139 --> 00:09:08,839
تنها چيزيه که ازت ميخوام

185
00:09:11,976 --> 00:09:14,611
هفته ي پيش، تحليل گر سابق ما

186
00:09:14,613 --> 00:09:16,346
کشته شده، در اپارتمانش پيدا شد

187
00:09:16,348 --> 00:09:19,016
مردي به نام ارتور وست

188
00:09:19,018 --> 00:09:21,018
...پليس فکر ميکنه اين يه

189
00:09:21,020 --> 00:09:22,920
يه دزدي بود که بد پيش رفت

190
00:09:22,922 --> 00:09:25,489
ولي تو طور ديگه اي مشکوکي؟

191
00:09:25,491 --> 00:09:27,257
راستش، نميتونم بگم

192
00:09:27,259 --> 00:09:29,960
همه چيز در مورد وست
هميشه پيچيده بود

193
00:09:31,162 --> 00:09:33,130
تو سر حال به نظر نمياي، مايکرافت

194
00:09:33,132 --> 00:09:37,301
به من گفتن اين يه ملاقات توجيهي ساده ست

195
00:09:37,303 --> 00:09:39,236
همينطور بود
الان يه چيز ديگه ست

196
00:09:39,238 --> 00:09:43,173
در نظر بگير جون چه احساسي پيدا ميکنه
اگه تو يه پرونده از ام آي 6 بگيري

197
00:09:43,175 --> 00:09:45,542
بعد از تمام اتفاقاتي که ديشب افتاد

198
00:09:45,544 --> 00:09:47,644
با توجه به بي اعتنائي
که ديدم نصيبت شد

199
00:09:47,646 --> 00:09:49,813
ميگم که احساس اون
ديگه به تو ربطي نداره

200
00:09:49,815 --> 00:09:52,049
بعلاوه، من نميخوام در مورد اين بهش دروغ بگم

201
00:09:52,051 --> 00:09:53,617
تا اونو توي تختم ببرم

202
00:09:53,619 --> 00:09:56,320
پس، زياد شبيه هم نيستن، درسته؟

203
00:09:57,388 --> 00:09:59,957
داشتي ميگفتي
ارتور وست، پيچيده بود

204
00:09:59,959 --> 00:10:02,526
خب، يه زماني
اون يه منبع با ارزش بود

205
00:10:02,528 --> 00:10:05,562
مردي که ميتونست الگوها رو در گفتگو

206
00:10:05,564 --> 00:10:07,464
بين طرفين مشکوک تشخيص بده

207
00:10:07,466 --> 00:10:10,867
الگوهايي که ميتونست توجهات رو جلب کنه
زندگي ها رو نجات بده

208
00:10:10,869 --> 00:10:12,469
ولي دوران با ارزش بودن اون

209
00:10:12,471 --> 00:10:15,405
با مراحل بدون هيچ گونه فعاليتي
از بين رفت

210
00:10:15,407 --> 00:10:17,975
اينجا اشاراتي به داروهاي ضد افسردگي ميبينم

211
00:10:17,977 --> 00:10:20,310
تثبيت کننده ي خلق
اختلال دو قطبي؟

212
00:10:20,312 --> 00:10:23,080
عاقبت، اون سايه هايي ميديد که وجود نداشتن

213
00:10:23,082 --> 00:10:25,249
مجبور به بازنشستگي زود هنگام شد

214
00:10:27,018 --> 00:10:29,253
اون در نيويورک چيکار ميکرد؟

215
00:10:29,255 --> 00:10:32,022
خب، بعد از اينکه از کار افتاده شد
اينجا ساکن شد

216
00:10:32,024 --> 00:10:33,657
زنش امريکاييه

217
00:10:33,659 --> 00:10:36,693
بايد بگم زن سابق
اونا دو سال پيش جدا شدن

218
00:10:36,695 --> 00:10:38,729
ولي بعضي موقع ها
به عنوان يه غير نظامي

219
00:10:38,731 --> 00:10:41,131
وست با ما تماس ميگرفت
و ميگفت يه چيزي داره

220
00:10:41,133 --> 00:10:42,299
چند دفعه ي اول
ما پيگيري کرديم

221
00:10:42,301 --> 00:10:43,800
...ولي وقتي اونا به جايي نميرسيد

222
00:10:43,802 --> 00:10:45,702
بهش توجهي نکرديد

223
00:10:45,704 --> 00:10:49,539
اون واسه مدت خيلي زيادي
با ما تماس نگرفت

224
00:10:49,541 --> 00:10:51,008
تا دو هفته پيش

225
00:10:51,010 --> 00:10:53,577
اصرار کرد اطلاعاتي که داره
خيلي تعيين کننده هستن

226
00:10:53,579 --> 00:10:56,046
واسه حفاظت از سازمان

227
00:10:56,048 --> 00:10:58,015
قبول نکرد که پاي تلفن در موردش حرف بزنه

228
00:10:58,017 --> 00:11:00,050
يه ملاقات رو در رو ميخواست

229
00:11:00,052 --> 00:11:01,685
هيچکس اونو جدي نگرفت

230
00:11:01,687 --> 00:11:03,186
تا اينکه کشته شد

231
00:11:03,188 --> 00:11:06,290
پرونده الان دست پليس نيويورکه

232
00:11:06,292 --> 00:11:09,626
ببين، من دوست دارم تو
يه نگاهي به تحقيقات بندازي

233
00:11:09,628 --> 00:11:11,828
ببيني چيزي توجهت رو جلب ميکنه يا نه

234
00:11:13,865 --> 00:11:17,868
اگه قتل وست، همونطوري باشه
که به نظر مياد، خب، دوست داشتني ـه

235
00:11:19,771 --> 00:11:22,439
...اگه بيشتر از اين باشه

236
00:11:22,441 --> 00:11:24,308
ما رو خبر کن

237
00:11:24,310 --> 00:11:26,643
و ما بقيه ـش رو به عهده ميگيريم

238
00:11:26,645 --> 00:11:29,479
همين؟

239
00:11:29,481 --> 00:11:32,015
همچنين دوست دارم تو
نخست وزير چين رو ترور کني

240
00:11:32,017 --> 00:11:34,084
شايد بايد با اين شروع ميکردم

241
00:11:35,420 --> 00:11:36,987
يه نگاه به پرونده بنداز

242
00:11:36,989 --> 00:11:38,588
نظر خودتو به ما بده

243
00:11:38,590 --> 00:11:41,892
و بعدش حسابمون با هم صاف ميشه

244
00:11:41,894 --> 00:11:43,193
تو ميدوني که برادرم

245
00:11:43,195 --> 00:11:45,529
با يه مرد سازماني، خيلي تفاوت داره؟

246
00:11:47,031 --> 00:11:49,966
ازش انتظار داشته باشي
که از محدوديت هاي تو پيروي کنه، حماقته

247
00:11:49,968 --> 00:11:51,468
نگراني آبروي تو رو ببرم؟

248
00:11:51,470 --> 00:11:53,503
بيشتر نگرانم يه جنگ راه بندازي

249
00:11:54,439 --> 00:11:56,840
اوضاع تو قابل قبوله

250
00:11:57,775 --> 00:11:59,242
باهات تماس ميگيرم

251
00:12:13,725 --> 00:12:14,958
هي

252
00:12:14,960 --> 00:12:16,893
حالت چطوره؟

253
00:12:16,895 --> 00:12:20,063
مثل قبل

254
00:12:20,065 --> 00:12:22,632
داشتم سعي ميکردم ببينم
اتفاقاتي که ديشب افتاد

255
00:12:22,634 --> 00:12:24,735
توي اخبار پخش شده يا نه
...ولي تا الان، اين

256
00:12:24,737 --> 00:12:26,169
اين يکي از مزاياي

257
00:12:26,171 --> 00:12:27,604
!سازمان اطلاعات مخفي بودنه

258
00:12:27,606 --> 00:12:29,539
اونا در هل دادن همه چيز

259
00:12:29,541 --> 00:12:31,341
!زيرِ قالي مهارت دارن

260
00:12:31,343 --> 00:12:32,943
خانوم هادسون رفته؟

261
00:12:32,945 --> 00:12:35,145
اره، حوصله نداشتم کسي پيشم باشه

262
00:12:40,651 --> 00:12:44,087
ميخوام بدوني که من...متاسفم

263
00:12:44,089 --> 00:12:46,189
به خاطر تمام چيزايي که واست اتفاق افتاد

264
00:12:46,191 --> 00:12:49,726
و آه...هر نقشي که احيانا
من در اين بازي کردم

265
00:12:51,062 --> 00:12:53,263
...اگه اتفاقي واسه تو ميفتاد

266
00:12:53,265 --> 00:12:55,098
اون ملاقاتي که مجبور بودي بري، چي بود؟

267
00:12:57,001 --> 00:13:00,137
من واسه يه ماموريت تحقيقاتي براي ام آي 6
منصوب شدم

268
00:13:01,339 --> 00:13:04,374
در عوضِ کمکشون واسه ديشب

269
00:13:04,376 --> 00:13:06,877
وقتي کامل بشه، اونا و برادرم

270
00:13:06,879 --> 00:13:08,945
واسه هميشه از زندگي ما ميرن

271
00:13:08,947 --> 00:13:12,315
اونا از ما ميخوان چيکار کنيم؟

272
00:13:14,152 --> 00:13:16,086
بزار يه چيزي رو روشن کنم

273
00:13:16,088 --> 00:13:18,455
من خوشحال ميشم کمکم کني ولي من

274
00:13:18,457 --> 00:13:20,490
هيچ انتظاري ندارم

275
00:13:20,492 --> 00:13:23,460
تو بايد هر مدتي که نياز داري
استفاده کني تا...بهبود پيدا کني

276
00:13:23,462 --> 00:13:25,362
راستش، الان کار واسم خوبه

277
00:13:25,364 --> 00:13:27,531
ديگه نميخوام بشينم اينجا

278
00:13:27,533 --> 00:13:29,800
خب، ماموريت چيه؟

279
00:13:29,802 --> 00:13:31,435
ارتور کداگن وست

280
00:13:31,437 --> 00:13:34,905
چهار شب پيش در اپارتمانش
در محله ي گرين پوينت، مُرده پيدا شد

281
00:13:34,907 --> 00:13:38,375
دوتا تير توي سينه

282
00:13:38,377 --> 00:13:41,278
قسمت اف3

283
00:13:41,280 --> 00:13:42,579
خودتون بريد سراغش

284
00:13:42,581 --> 00:13:45,382
ممنون

285
00:13:45,384 --> 00:13:49,286
طبق اين، وست موقع دزدي سر رسيد

286
00:13:49,288 --> 00:13:52,589
سلاح قتل، هرگز پيدا نشد

287
00:13:58,563 --> 00:14:00,297
دکتر هاوز

288
00:14:00,299 --> 00:14:02,499
اقاي وست وقتي رسيد، کامل بود؟

289
00:14:02,501 --> 00:14:04,000
منظورت چيه کامل؟

290
00:14:04,002 --> 00:14:05,569
داراي اعضاي بدنش

291
00:14:05,571 --> 00:14:07,838
البته که اينطور بود، چرا؟

292
00:14:11,809 --> 00:14:13,910
کار تو نيست، گمون کنم؟

293
00:14:13,912 --> 00:14:15,545
نه

294
00:14:15,547 --> 00:14:18,215
کسايي که اينجا کار ميکنن
چنين کاري نميکنن

295
00:14:18,217 --> 00:14:20,417
خب، بيا فرض کنيم اين کار کسي بود

296
00:14:20,419 --> 00:14:22,285
که اينجا کار نميکنه

297
00:14:22,287 --> 00:14:24,488
فکر کنم شما قربانيِ ورود مخفيانه شديد

298
00:14:32,646 --> 00:14:35,014
شما دوتا اصلا چرا
اين يارو رو بررسي ميکرديد؟

299
00:14:35,016 --> 00:14:36,682
حوصلمون سر رفته بود

300
00:14:36,684 --> 00:14:38,350
اومديم اينجا به دنبال يه مورد جالب

301
00:14:38,352 --> 00:14:39,818
همونطور که عادت به اين کار داريم

302
00:14:39,820 --> 00:14:42,922
خب، کسي تا الان متوجه نشد ولي

303
00:14:42,924 --> 00:14:44,523
يه وقفه ي يه ساعته از سه شب پيش

304
00:14:44,525 --> 00:14:46,058
در فيلم دوربين ها هست

305
00:14:46,060 --> 00:14:47,493
حالا، هر کسي اين کارو کرد ميدونست

306
00:14:47,495 --> 00:14:48,861
چطوري سيستم رو از کار بندازه

307
00:14:48,863 --> 00:14:50,162
و کِي حرکت کنه

308
00:14:50,164 --> 00:14:51,864
کارکنان کمي در سردخونه بودن

309
00:14:51,866 --> 00:14:54,934
دستيار پزشک که شيفت بوده
نصف اون شب سر يه صحنه بوده

310
00:14:54,936 --> 00:14:57,069
ما حداقل بايد اين احتمال رو در نظر بگيريم

311
00:14:57,071 --> 00:14:58,237
که يه کار داخلي بوده

312
00:14:58,239 --> 00:15:00,539
هومم، شما هيچي نداريد، درسته؟

313
00:15:00,541 --> 00:15:03,275
نه. بي مبالات بودم
اگه شک خودم رو بيان نميکردم

314
00:15:03,277 --> 00:15:04,743
که کار عضوي از کارکنان بوده

315
00:15:04,745 --> 00:15:06,412
من مدت زيادي رو اينجا ميگذرونم

316
00:15:06,414 --> 00:15:08,013
من بوي خائن ها رو با دماغم حس ميکنم

317
00:15:09,116 --> 00:15:10,950
رييسه

318
00:15:10,952 --> 00:15:12,585
در مورد دماغت بهش ميگم

319
00:15:12,587 --> 00:15:13,953
سلام

320
00:15:20,760 --> 00:15:22,361
نميتونستي حقيقت رو بهش بگي؟

321
00:15:22,363 --> 00:15:24,530
اينکه ما به داخل تاري از
توطئه و فريب کشيده شديم

322
00:15:24,532 --> 00:15:27,232
توسط برادر بي عرضم و مُهره ي ام آي 6؟

323
00:15:27,234 --> 00:15:30,436
نه. نه بدون به خطر انداختنِ پوشش اون
به عنوان يه ابله از همه جا بي خبر

324
00:15:30,438 --> 00:15:32,071
تو جدي بودي وقتي گفتي دستهاي اون

325
00:15:32,073 --> 00:15:33,706
توسط کسايي که اينجا کار ميکنن
دزديده نشدن

326
00:15:33,708 --> 00:15:36,609
با توجه به شغل قبلي اقاي وست

327
00:15:36,611 --> 00:15:39,612
و مهارت هاي نفوذي که توسط
اين عضو دزد، انجام شده

328
00:15:39,614 --> 00:15:42,081
اين به احتمال زياد
کار يه مامور ميداني ـه

329
00:15:42,083 --> 00:15:44,416
فکر ميکنم همکار مايکرافت
حق داره که فکر کنه

330
00:15:44,418 --> 00:15:47,152
ماجراي اقاي وست
بيشتر از چيزيه که به چشم مياد

331
00:15:49,389 --> 00:15:51,690
من متوجه نميشم چرا يه نفر بايد بخواد

332
00:15:51,692 --> 00:15:53,792
دستهاي يه مرد مُرده رو بدزده
جاسوس يا غير جاسوس

333
00:15:53,794 --> 00:15:55,227
فرض ميکنم به يکي از اين دو دليله

334
00:15:55,229 --> 00:15:57,229
يا مدرکي بدست بياره
يا نابودش کنه

335
00:15:57,231 --> 00:15:59,632
باشه. خب، طبق گزارش کالبد شکافي هاوز

336
00:15:59,634 --> 00:16:02,801
هيچ اثري از درگيري
با ضارب نبوده

337
00:16:02,803 --> 00:16:05,304
هيچ زخمي به خاطر دفاع وجود نداره
پوستي زير ناخن هاش نيست

338
00:16:05,306 --> 00:16:08,440
و غير از يه مورد التهاب کاملا چشمگير

339
00:16:08,616 --> 00:16:11,784
دستهاي اقاي وست
معمولي به نظر ميان

340
00:16:11,786 --> 00:16:13,820
خب، صحنه ي جرم بسته شده

341
00:16:13,822 --> 00:16:15,855
پس شايد ارزش داشته باشه
يه نگاهي بهش بندازيم

342
00:16:15,857 --> 00:16:17,456
موافقم

343
00:16:17,458 --> 00:16:19,792
چيزي پيدا کردي خبرم کن

344
00:16:19,794 --> 00:16:21,494
تو کجا ميري؟

345
00:16:21,496 --> 00:16:23,229
کاراگاهان اصلي

346
00:16:23,231 --> 00:16:25,097
مريان، زن سابق اقاي وست رو
بازجويي کردن

347
00:16:25,099 --> 00:16:27,166
اون ادعا کرده با قرباني در تماس نبوده

348
00:16:27,168 --> 00:16:29,635
يه نگاه به اين ادرس

349
00:16:29,637 --> 00:16:32,505
روي بسته هاي خريد در اشپزخونه بنداز

350
00:16:32,507 --> 00:16:34,907
اون در بروکلين زندگي ميکنه
زنش در موري هيل

351
00:16:34,909 --> 00:16:37,510
اين بسته ها از اين فروشگاه
مال خيابون سوم هستن

352
00:16:37,512 --> 00:16:40,913
پس، تو فکر ميکني اون واسش خريد انجام ميداده

353
00:16:40,915 --> 00:16:42,782
پس به پليس دروغ گفت

354
00:16:46,854 --> 00:16:50,089
چرا کسي بايد اين کارو بکنه؟

355
00:16:50,091 --> 00:16:52,758
کي بايد بخواد دستاي ارتور رو بدزده؟

356
00:16:52,760 --> 00:16:54,727
خب، اين چيزيه که ما سعي ميکنيم بفهميم

357
00:16:54,729 --> 00:16:56,495
ولي الان، ما بيشتر کنجکاويم

358
00:16:56,497 --> 00:16:59,599
چرا تو به کاراگاهاني که ازت بازجويي کردن
دروغ گفتي؟

359
00:16:59,601 --> 00:17:02,702
تو ادعا کردي که چند ماهه
اقاي وست رو نديدي

360
00:17:02,704 --> 00:17:04,537
ما در راه اينجا، رفتيم به يه سوپر مارکت

361
00:17:04,539 --> 00:17:06,272
خانوم جواني که پشت باجه ي فروش دارو بود

362
00:17:06,274 --> 00:17:08,875
اون تاييد کرد که تو بطور مرتب، نسخه اي رو

363
00:17:08,877 --> 00:17:12,044
که براي درمان اختلال دوقطبي اون
استفاده ميشد، پر ميکردي

364
00:17:12,046 --> 00:17:15,314
من و ارتور سعي کرديم کاري کنيم
ازدواجمون ادامه داشته باشه

365
00:17:15,316 --> 00:17:19,252
...حتي بعد از اينکه اون بدتر شد، ولي

366
00:17:19,254 --> 00:17:21,120
من به اندازه کافي قوي نبودم

367
00:17:21,122 --> 00:17:23,222
هرچند من هنوز عاشقش بودم

368
00:17:23,224 --> 00:17:26,993
هنوز ميخواستم مطمئن بشم که اون
....حالش خوبه، ولي

369
00:17:26,995 --> 00:17:29,262
من الان يه دوست پسر دارم

370
00:17:29,264 --> 00:17:30,897
و ممکنه حسادت کنه

371
00:17:30,899 --> 00:17:33,532
اون نميدونست که من هنوز
از ارتور مراقبت ميکردم

372
00:17:33,534 --> 00:17:36,168
اون اينجا بود وقتي پليس
...ازم بازجويي ميکرد و

373
00:17:36,170 --> 00:17:38,638
فکر کردم چون من در هر صورت
...چيزي نميدونم

374
00:17:40,408 --> 00:17:42,575
من...من دروغ گفتم

375
00:17:42,577 --> 00:17:45,144
حالا، وقتي ميگي دوست پسرت
ممکنه حسادت کنه

376
00:17:45,146 --> 00:17:47,079
به اندازه کافي حسادت ميکنه
که مرتکب قتل بشه؟

377
00:17:47,081 --> 00:17:49,582
ما اخر هفته رو
در يه مسافرخونه در شهر نيوپالتز بوديم

378
00:17:49,584 --> 00:17:52,118
هنوز رسيدها رو دارم

379
00:17:52,120 --> 00:17:55,588
هيچکدوممون تو شهر نبوديم
وقتي ارتور کشته شد

380
00:17:55,590 --> 00:17:58,257
تو "تتو ارتيست" هستي يا دوست پسرت؟
(شخصي که خالکوبي روي بدن ميزنه)

381
00:17:58,259 --> 00:18:01,060
اوه، خودم هستم

382
00:18:01,062 --> 00:18:03,329
اوه اره؟ کارت خوبه؟
خودم چنتا دارم

383
00:18:03,331 --> 00:18:05,564
اوه

384
00:18:05,566 --> 00:18:07,033
زياد شکايت دريافت نميکنم

385
00:18:07,035 --> 00:18:09,635
شوهر سابقت در اين علاقه سهيم نبود؟

386
00:18:09,637 --> 00:18:11,304
نه؟

387
00:18:15,442 --> 00:18:18,010
اوه، خب
همه به اين علاقه ندارن، گمونم

388
00:18:21,649 --> 00:18:22,882
هي

389
00:18:22,884 --> 00:18:24,483
هنوز در اپارتمان وست هستي؟

390
00:18:24,485 --> 00:18:26,185
اره، چرا؟

391
00:18:26,187 --> 00:18:27,787
عکسِ اشپزخونه ـش

392
00:18:27,789 --> 00:18:29,722
من يه حلقه فويل پلاستيکي غذا ديدم

393
00:18:29,724 --> 00:18:31,924
هرچند به نظر نمياد
اونجا زياد اشپزي بکنه

394
00:18:31,926 --> 00:18:33,159
ازت ميخوام نگاه کني و چک کني

395
00:18:33,161 --> 00:18:34,694
چيز ديگه اي اونجا هست يا نه

396
00:18:34,696 --> 00:18:36,696
پُماد مرطوب کننده

397
00:18:36,698 --> 00:18:40,232
نوار پزشکي يا صابون ضد باکتري

398
00:18:43,337 --> 00:18:44,470
هر سه وجود داره

399
00:18:44,472 --> 00:18:45,938
چرا؟ به چي فکر ميکني؟

400
00:18:45,940 --> 00:18:47,940
همه ي اين موارد
از جمله فويل پلاستيکي غذا

401
00:18:47,942 --> 00:18:50,209
محصولاتي هستن که در مرحله ي
مراقبت از تتو استفاده ميشن

402
00:18:50,211 --> 00:18:51,844
مريان وست، يه تتو آرتيست بود

403
00:18:51,846 --> 00:18:54,981
فکر ميکنم اون
دستهاي شوهر سابقش رو خالکوبي کرد

404
00:18:54,983 --> 00:18:56,649
با اين تفاوت که وست، تتو نداشت

405
00:18:56,651 --> 00:18:57,984
ما عکسها رو ديديم

406
00:18:57,986 --> 00:18:59,618
فقط چون ما نتونستيم اونا رو ببينيم

407
00:18:59,620 --> 00:19:01,053
به اين معني نيست که اونجا نبودن

408
00:19:01,055 --> 00:19:04,123
تتو ميتونه با جوهر حساس به
اشعه ي فرابنفش ايجاد بشه

409
00:19:04,125 --> 00:19:07,460
که يعني فقط ميتونن
زير نور فرابنفش ديده بشن

410
00:19:07,462 --> 00:19:09,695
فکر ميکنم پوست خشک
که روي دستهاي وست ديديم

411
00:19:09,697 --> 00:19:11,597
تتوهايي در مرحله ي بهبودي بودن

412
00:19:11,599 --> 00:19:13,833
تتوهايي با جوهر نامرئي؟

413
00:19:13,835 --> 00:19:16,135
نه تنها واقعيه بلکه در خُرده فرهنگ هاي خاصي

414
00:19:16,137 --> 00:19:17,770
کاملا محبوبيت داره
تتوي فرابنفش بين کسايي که اهل پارتي)
(و موزيک الکترونيک هستن

415
00:19:17,772 --> 00:19:20,673
واسه اونايي که چوب نوري
و پستونک سايز بزرگسالان دارن

416
00:19:20,675 --> 00:19:23,075
گمون نکنم هيچکدوم از اينا رو
مريان وست تاييد کرده باشه؟

417
00:19:23,077 --> 00:19:25,077
خب، تعجبي نداره
اون تصميم گرفت از گفتن اين خودداري کنه

418
00:19:25,079 --> 00:19:27,913
من يه لامپ سياه بين تجهيزاتش ديدم

419
00:19:27,915 --> 00:19:31,283
ولي غير از اين، ما بايد
جاي ديگه اي دنبال مدرک بگرديم

420
00:19:31,285 --> 00:19:33,452
اگه حق با من باشه، تحليل گر سابق ما

421
00:19:33,454 --> 00:19:36,022
رازهايي رو با جوهر نامرئي
روي دستاش حک کرد

422
00:19:36,024 --> 00:19:38,958
و مدتي بعد از مرگش
يه نفر دزدکي وارد سردخونه شد

423
00:19:38,960 --> 00:19:40,860
اونو قطع عضو کرد
به خاطر بدست اوردن رازهاش

424
00:19:40,862 --> 00:19:43,062
ميدوني اين چقدر احمقانه به نظر مياد، درسته؟

425
00:19:43,064 --> 00:19:46,032
بهت ياداوري ميکنم
تو وارد دنياي جاسوسي شدي

426
00:19:46,034 --> 00:19:47,600
عجايب فراوون هستن

427
00:19:47,602 --> 00:19:49,135
من ميرم اداره کننده ي مايکرافت رو ببينم

428
00:19:49,137 --> 00:19:51,670
باشه

429
00:19:54,641 --> 00:19:56,409
جون

430
00:19:56,411 --> 00:19:58,444
شرلوک اينجا نيست

431
00:19:58,446 --> 00:20:00,012
بهش ميگم تو اومدي

432
00:20:00,014 --> 00:20:01,881
راستش، من اومدم تو رو ببينم

433
00:20:04,284 --> 00:20:05,317
نه

434
00:20:05,319 --> 00:20:06,986
نه به چي؟

435
00:20:06,988 --> 00:20:09,288
نه به هر چيزي که اومدي اينجا بگي

436
00:20:09,290 --> 00:20:10,956
نه، تو نميتوني بياي داخل

437
00:20:10,958 --> 00:20:12,191
نه، من خوب نيستم

438
00:20:12,193 --> 00:20:14,627
نه، هيچ اينده ي امکان پذيري واسه ما نيست

439
00:20:14,629 --> 00:20:16,829
وقتي مدت زماني بگذره

440
00:20:18,665 --> 00:20:19,799
فقط نه

441
00:20:19,801 --> 00:20:23,235
جون، من اومدم اينجا تا معذرت خواهي کنم

442
00:20:23,237 --> 00:20:27,006
به خاطر...انتخاب هايي که سالها پيش کردم

443
00:20:27,008 --> 00:20:29,675
به خاطر تعهدم در مخفي موندن

444
00:20:29,677 --> 00:20:31,477
تو در خطر وحشتناکي قرار گرفتي

445
00:20:31,479 --> 00:20:36,515
چيزي رو تجربه کردي
که هيچ کس هرگز نبايد تجربه کنه

446
00:20:36,517 --> 00:20:39,485
اگه هرگز نميخواي منو دوباره ببيني
من درک ميکنم

447
00:20:39,487 --> 00:20:42,088
خوبه چون نميخوام دوباره ببينمت

448
00:20:42,090 --> 00:20:45,524
و به خاطر اين نيست
که نزديک بود کشته بشم

449
00:20:45,526 --> 00:20:50,062
به خاطر اينه که نميتونم حتي
يه کلمه که از دهنت بيرون مياد رو باور کنم

450
00:20:52,032 --> 00:20:56,001
ميدونم که واسه هر کاري که کردي
دلايل خودتو داشتي

451
00:20:56,003 --> 00:20:58,337
ولي هر چي که بودن
تو خيلي وقت پيش تصميم گرفتي

452
00:20:58,339 --> 00:21:01,140
که اونا خيلي مهمتر از صادق بودن

453
00:21:01,142 --> 00:21:03,576
با کسايي هستن
که واقعا بهت اهميت ميدن

454
00:21:03,578 --> 00:21:07,546
...کسي با توانايي چنين فريبي

455
00:21:07,548 --> 00:21:11,383
...کسي که ميتونه اينو سالها نگه داره

456
00:21:13,153 --> 00:21:15,588
هرگز نميتونم باهاش احساس راحتي کنم

457
00:21:15,590 --> 00:21:18,390
حالا، شايد شرلوک

458
00:21:18,392 --> 00:21:21,127
بي احساس و فضول باشه

459
00:21:21,129 --> 00:21:22,895
و اگه خصوصيت بدي داشته باشه، خيلي صادقه

460
00:21:22,897 --> 00:21:26,332
ولي با اون، ميدونم دقيقا کجا قرار دارم

461
00:21:27,801 --> 00:21:30,736
اون لايقِ بهتر از توئه

462
00:21:34,708 --> 00:21:37,276
همينطور من

463
00:21:38,211 --> 00:21:40,412
درک ميکنم

464
00:21:53,627 --> 00:21:56,095
هلمز

465
00:21:57,564 --> 00:22:00,099
ميزبان به من نگفت که تو رسيدي

466
00:22:00,101 --> 00:22:03,035
از يه وروديِ کمتر متعارف اومدم
که ببينيم ميتونم يا نه

467
00:22:03,037 --> 00:22:04,136
تونستم

468
00:22:04,138 --> 00:22:05,538
بزار حدس بزنم

469
00:22:05,540 --> 00:22:07,373
يه مُهره ي ديگه؟
اينو کجا قرار دادي؟

470
00:22:07,375 --> 00:22:09,108
خانه سالمندان؟
ارايشگر ابرو؟

471
00:22:09,110 --> 00:22:11,043
شرلوک هلمز
با جناب جيمز والتر اشنا شو

472
00:22:11,045 --> 00:22:12,411
معاون رييس از سرويس اطلاعات مخفي

473
00:22:12,413 --> 00:22:15,548
ميتونم فرض کنم چيزي واسه گزارش کردن داري؟

474
00:22:15,550 --> 00:22:17,082
تو از ماموريت من اطلاع داري؟

475
00:22:17,084 --> 00:22:19,251
من از همه چيز اطلاع دارم

476
00:22:19,253 --> 00:22:22,621
فکر ميکنم بهتره به يه اتاق خصوصي بريم

477
00:22:22,623 --> 00:22:24,523
فکر ميکنم قاتل وست، يه چيزي رو

478
00:22:24,525 --> 00:22:26,292
از اپارتمانش برداشت، که بعداً

479
00:22:26,294 --> 00:22:28,227
کاشف به عمل اومد
که اون خودشو تتو کرده بود

480
00:22:28,229 --> 00:22:30,229
بنابراين نياز براي جنايت دوم

481
00:22:30,231 --> 00:22:33,766
که به سردخونه نفوذ کردن
و دستاي اونو دزديدن

482
00:22:33,768 --> 00:22:36,268
و همه ي اينا از ادرس
روي کيسه ي خريد بدست اومد؟

483
00:22:36,270 --> 00:22:38,137
دنيا پر از چيزهاي واضحه

484
00:22:38,139 --> 00:22:40,239
که هيچکس بطور شانسي
هرگز مشاهده نميکنه

485
00:22:40,241 --> 00:22:41,540
درود بر تو

486
00:22:41,542 --> 00:22:43,242
درود بر من

487
00:22:43,244 --> 00:22:45,177
تو به اندازه کافي پير هستي
که واسه چرچيل جاسوسي کرده باشي

488
00:22:45,179 --> 00:22:47,813
اهميت جزئيات نبايد زياد
غافلگير کننده باشه

489
00:22:47,815 --> 00:22:49,481
مشخصا، ما بايد

490
00:22:49,483 --> 00:22:51,850
وست رو بيشتر جدي ميگرفتيم
وقتي به ما زنگ زد

491
00:22:51,852 --> 00:22:54,820
اون دفعات زيادي  داد و بيداد کرد
و اين حقيقت که اون

492
00:22:54,822 --> 00:22:56,922
رازهاش رو روي پوستش دخيره کرد

493
00:22:56,924 --> 00:22:58,958
نشون دهنده ي انعکاس هاي

494
00:22:58,960 --> 00:23:00,960
يک ذهن ناخوش ـه

495
00:23:00,962 --> 00:23:04,263
ايده اي داري معني تتو چيه؟

496
00:23:04,265 --> 00:23:06,432
نه هنوز

497
00:23:07,867 --> 00:23:10,135
اوه، پس تو به کار کردن واسه ما ادامه ميدي؟

498
00:23:10,137 --> 00:23:11,670
اين مورد جالبيه

499
00:23:11,672 --> 00:23:13,872
بيشتر از چيزي که انتظار داشتم

500
00:23:13,874 --> 00:23:16,508
من کاملا باردارِ اين شدم

501
00:23:29,723 --> 00:23:31,824
خب، الان هاوز بهم خبر داد

502
00:23:31,826 --> 00:23:35,027
اون بررسي دقيق تري روي
عکسهاي کالبد شکافي دستهاي وست انجام داد

503
00:23:35,029 --> 00:23:37,763
اون فکر ميکنه که پوست خشک
يه جور الگو رو شکل دادن

504
00:23:37,765 --> 00:23:39,465
فقط نميتونه بفهمه چي بودن

505
00:23:39,467 --> 00:23:41,700
راز تتوها، پا فشاري ميکنه

506
00:23:47,540 --> 00:23:49,275
ميدونم اين چجوريه

507
00:23:50,076 --> 00:23:52,511
که توسط عشقت فريب داده بشي

508
00:23:53,413 --> 00:23:54,680
ايرين

509
00:23:54,682 --> 00:23:56,215
موريارتي

510
00:23:57,617 --> 00:24:00,386
اين موضوع مورد علاقم
واسه گفتگو نيست

511
00:24:00,388 --> 00:24:04,456
ولي اگه فکر ميکني
...بحث کردن در موردش کمک ميکنه

512
00:24:07,994 --> 00:24:11,297
راستش، يه چيزي هست که ميخوام
در موردش باهات حرف بزنم

513
00:24:11,299 --> 00:24:13,032
در مورد مايکرافت نيست

514
00:24:14,434 --> 00:24:16,068
نه دقيقا

515
00:24:29,783 --> 00:24:31,684
ببخشيد

516
00:24:31,686 --> 00:24:33,552
شرلوک هلمز اينجاست؟

517
00:24:34,654 --> 00:24:36,288
خانوم وست؟

518
00:24:36,290 --> 00:24:38,891
قبلا جلوي پليس، نميتونستم حرف بزنم

519
00:24:42,762 --> 00:24:45,731
چند روزه تحت نظر هستم

520
00:24:45,733 --> 00:24:49,134
از وقتي ارتور کشته شد
ولي مطمئن شدم

521
00:24:49,136 --> 00:24:51,303
که کسي تا اينجا تعقيبم نکنه
و دقيقا از کجا ميدونستي

522
00:24:51,305 --> 00:24:52,471
اينجا" کجاست؟"

523
00:24:52,473 --> 00:24:53,605
ارتور هميشه بهم ميگفت

524
00:24:53,607 --> 00:24:55,074
اگه اتفاقي واسش افتاد

525
00:24:55,076 --> 00:24:58,377
تو تنها مردي در نيويورک هستي
که ميتونم بهش اعتماد کنم

526
00:24:58,379 --> 00:25:00,379
جالبه
من شوهرت رو نميشناختم

527
00:25:00,381 --> 00:25:01,647
اون تو رو ميشناخت

528
00:25:01,649 --> 00:25:03,115
ببخشيد

529
00:25:03,117 --> 00:25:04,249
من همه چيز رو توضيح ميدم

530
00:25:04,251 --> 00:25:06,218
ولي دليل اينکه من اينجام

531
00:25:06,220 --> 00:25:08,687
اينه که ميدونم چرا يه نفر
دستاي اونو برداشت

532
00:25:08,689 --> 00:25:10,789
اونا اطلاعات رو خودشون داشتن

533
00:25:10,791 --> 00:25:12,791
...تتوهايي که فقط ميتوني زيرِ

534
00:25:12,793 --> 00:25:14,259
زير نور فرابنفش، بله، ميدونيم

535
00:25:14,261 --> 00:25:16,428
چيزي که نميدونيم اينه که
اونا چي رو نشون ميدادن

536
00:25:16,430 --> 00:25:17,863
ميتوني به ما بگي؟

537
00:25:17,865 --> 00:25:20,432
بهتر از اين ميتونم انجام بدم

538
00:25:21,501 --> 00:25:23,435
ميتونم بهتون نشون بدم

539
00:25:30,932 --> 00:25:36,533
<font color=7fee1d>.::</font><font color=#00FFFF>forum.tvsho.net</font><font color=7fee1d>::.</font>
<font color=7fee1d>.::</font><font color="#33

540
00:25:37,002 --> 00:25:40,305
تقريبا شش سال پيش بود

541
00:25:40,307 --> 00:25:41,706
تو هنوز در لندن بودي

542
00:25:41,708 --> 00:25:43,975
تو در اسکاتلند يارد
داشتي خودنمايي ميکردي

543
00:25:44,589 --> 00:25:46,622
سازمان متوجه شده بود

544
00:25:46,624 --> 00:25:48,257
و ارتور واسه تو منصوب شد

545
00:25:48,259 --> 00:25:49,459
!منصوب شد

546
00:25:49,461 --> 00:25:51,928
بهش گفتن که تو رو زير نظر بگيره

547
00:25:51,930 --> 00:25:55,164
مداخله نکنه
فقط اطلاعات جمع کنه

548
00:25:55,166 --> 00:25:56,466
اون جاسوسيِ تو رو ميکرد

549
00:25:56,468 --> 00:25:58,201
پيچيده تر از اين چيزا بود

550
00:25:58,203 --> 00:26:01,471
ارتور يه تحليل گر بود
و کسايي بودن

551
00:26:01,473 --> 00:26:03,406
که نميتونستن تو رو درک کنن

552
00:26:03,408 --> 00:26:05,108
اون تو رو ارزيابي کرد

553
00:26:05,110 --> 00:26:07,710
کمک کرد اونا بفهمن
که تو يکي از ادم خوبا بودي

554
00:26:07,712 --> 00:26:09,212
اوه، تحت تاثير قرار گرفتم

555
00:26:09,214 --> 00:26:13,216
ميدونم چطور به نظر مياد
ولي اون از تو خوشش ميومد

556
00:26:13,218 --> 00:26:15,118
کاري که انجام ميدادي

557
00:26:15,120 --> 00:26:17,453
و اگه اون اين کارو نميکرد
يه نفر ديگه اين کارو ميکرد

558
00:26:17,455 --> 00:26:19,622
ولي تو يه غير نظامي بودي، درسته؟

559
00:26:19,624 --> 00:26:22,525
پس چرا يه تحليل گر ام آي 6
بايد در مورد کارش به تو بگه؟

560
00:26:22,527 --> 00:26:25,027
در اين اواخر، ارتور ميدونست

561
00:26:25,029 --> 00:26:27,096
که بيماري اون ميتونه

562
00:26:27,098 --> 00:26:28,731
بعضي وقتا اونو اشتباه هدايت کنه

563
00:26:28,733 --> 00:26:30,633
اون شروع کردن به گفتن اين چيزا به من

564
00:26:30,635 --> 00:26:33,169
تا کمکش کنم ثابت کنه
که اين تئوري ها، توهُم نيستن

565
00:26:33,171 --> 00:26:35,171
تا کمک کنم عاقل نگهش دارم

566
00:26:35,173 --> 00:26:38,241
در اين گفتگوها
هرگز به برادرم اشاره اي شد؟

567
00:26:38,243 --> 00:26:40,777
اگه داري ميپرسي که ارتور بهم گفت
اون يه مُهره ست

568
00:26:40,779 --> 00:26:42,245
اره، گفت

569
00:26:42,247 --> 00:26:44,414
يه ذره شايعه

570
00:26:45,582 --> 00:26:47,350
اگه اين نظر ام آي 6 
در مورد يه تحليل گره

571
00:26:47,352 --> 00:26:48,985
پس حکومت بريتانيا
همين روزا بايد سقوط کنه

572
00:26:48,987 --> 00:26:51,387
اون مشکل داشت
و به کسي نياز داشت

573
00:26:51,389 --> 00:26:53,256
تا کمکش کنه

574
00:26:53,258 --> 00:26:55,291
!بگو که اين اشنا به نظر نمياد

575
00:26:56,293 --> 00:26:57,660
اعداد

576
00:26:57,662 --> 00:26:58,961
اينا چي هستن؟

577
00:26:58,963 --> 00:27:01,164
...اه، ارتور

578
00:27:01,166 --> 00:27:03,599
متقاعد شده بود که يه خبرچين

579
00:27:03,601 --> 00:27:05,868
داخل ام آي 6 هست
يه نفر که رازها رو

580
00:27:05,870 --> 00:27:07,703
به يه جاسوس مستقر در نيويورک ميفروشه

581
00:27:07,705 --> 00:27:10,506
اون نتونست خبرچين رو
....شناسايي کنه ولي

582
00:27:10,508 --> 00:27:12,108
اعداد

583
00:27:12,110 --> 00:27:14,143
ميتوني توضيحشون بدي؟

584
00:27:14,145 --> 00:27:16,045
نه

585
00:27:16,047 --> 00:27:18,681
اون قابل فهم نبود

586
00:27:18,683 --> 00:27:21,017
روزي که به ديدنم اومد
اون گفت اينا مهم هستن

587
00:27:21,019 --> 00:27:22,718
که کمکش ميکنن

588
00:27:22,720 --> 00:27:24,454
ثابت کنه که در مورد خبرچين درست ميگفت

589
00:27:24,456 --> 00:27:25,455
ولي نه چيز ديگه اي؟

590
00:27:25,457 --> 00:27:27,256
نه

591
00:27:27,258 --> 00:27:29,192
پس تنها کاري که کردي اين بود که
يه مشت عدد

592
00:27:29,194 --> 00:27:30,493
و حروف رو روي اون تتو کردي؟

593
00:27:30,495 --> 00:27:33,162
اون گفت اگه کمکش نکنم

594
00:27:33,164 --> 00:27:34,964
خودش اين کارو ميکنه

595
00:27:34,966 --> 00:27:36,566
فکر کردم اينجوري بدتره

596
00:27:36,568 --> 00:27:39,535
چرا اصلا بايد بخواد
اونا رو روي خودش حک کنه؟

597
00:27:39,537 --> 00:27:42,338
اون گفت اين کپيِ پشتيبانه

598
00:27:42,340 --> 00:27:43,906
اون مدرک اصلي رو

599
00:27:43,908 --> 00:27:45,074
يه جا ديگه گذاشته بود

600
00:27:45,076 --> 00:27:47,477
اون پارانويايي بود

601
00:27:47,479 --> 00:27:50,646
اون فکر ميکرد اگه اينا رو دستش باشن
اون ميتونه يه کپي داشته باشه

602
00:27:50,648 --> 00:27:52,615
که هيچکس نتونه بدزده

603
00:27:52,617 --> 00:27:54,817
مشخصا، اشتباه ميکرد

604
00:27:55,886 --> 00:27:58,354
اين اه...جاسوس
اين يارو که تو نيويورکه

605
00:27:58,356 --> 00:28:00,156
اسمش رو بهت گفت؟

606
00:28:00,158 --> 00:28:02,658
يا اين روي يکي از انگشتاش
تتو شده بود؟

607
00:28:02,660 --> 00:28:03,926
جولين افکامي

608
00:28:03,928 --> 00:28:07,263
اون يه کتابفروشي در کوئينز داره

609
00:28:07,265 --> 00:28:08,898
ارتور گفت اون ميتونه ثابت کنه

610
00:28:08,900 --> 00:28:11,167
که تماس مداومي
بين اون و خبرچين هست

611
00:28:11,169 --> 00:28:13,736
اون فقط زمان نياز داشت
تا بفهمه اون کيه

612
00:28:13,738 --> 00:28:15,771
خواهش ميکنم

613
00:28:15,773 --> 00:28:17,306
خواهش ميکنم

614
00:28:17,308 --> 00:28:19,208
هر کسي اومد دنبال ارتور

615
00:28:19,210 --> 00:28:22,445
فکر ميکنم دنبال منم هستن

616
00:28:22,447 --> 00:28:25,114
ميتوني کمکم کني يا نه؟

617
00:28:35,660 --> 00:28:37,593
مهمونمون چطوره؟

618
00:28:37,595 --> 00:28:39,462
بردمش طبقه ي بالا به اتاق مهمونها

619
00:28:39,464 --> 00:28:42,331
بهش گفتم صبح حرکت بعدي ـمون رو تعيين ميکنيم

620
00:28:42,333 --> 00:28:44,033
خب، نظرت در موردش چيه؟

621
00:28:44,035 --> 00:28:45,735
فکر کنم داره حقيقت رو ميگه

622
00:28:45,737 --> 00:28:47,503
يا حداقل فکر ميکنه
داره حقيقت رو ميگه

623
00:28:47,505 --> 00:28:49,438
و اگه همينطور باشه
اين فقط يه دليل ديگه ست

624
00:28:49,440 --> 00:28:51,173
که از برادرم متنفر باشم

625
00:28:51,175 --> 00:28:53,743
اون ميدونست همکاراش منو
زير نظر داشتن و هيچي نگفت

626
00:28:55,446 --> 00:28:57,747
"کتابفروشي ازتن"
اين همون مغازه ست

627
00:28:57,749 --> 00:29:00,149
که صاحبش مرديه که ارتور
ادعا ميکرد يه جاسوس بود

628
00:29:00,151 --> 00:29:01,384
جولين افکامي

629
00:29:01,386 --> 00:29:02,818
خب، ظاهرش که زياد اينطور نشون نميده

630
00:29:02,820 --> 00:29:04,654
خب، شايد عمداً اينجوريه

631
00:29:04,656 --> 00:29:06,923
يا شايد فقط يه کتاب فروشيه

632
00:29:06,925 --> 00:29:10,226
به هر حال اقاي وست، نامتعادل بود

633
00:29:10,228 --> 00:29:12,795
خب تتوها چي؟

634
00:29:12,797 --> 00:29:15,565
اولش، فکر کردم اينا
يه جور رمزگذاري هستن

635
00:29:15,567 --> 00:29:17,266
حالا دارم اين احتمال رو در نظر ميگيرم

636
00:29:17,268 --> 00:29:19,168
که اينا يه مجموعه داده هاي ساده هستن

637
00:29:21,538 --> 00:29:24,407
به اين يکنواختي که الگوهاي خاصي
رو تکرار ميکنه، دقت کن

638
00:29:24,409 --> 00:29:26,342
ما رشته اي از طول هاي ثابت داريم

639
00:29:26,344 --> 00:29:28,377
اينجا فقط شامل اعداده

640
00:29:28,379 --> 00:29:32,081
اينجا بخشهايي از حروف و اعداد به دنبالش مياد

641
00:29:32,083 --> 00:29:34,317
و تکرار ميشه

642
00:29:34,319 --> 00:29:36,619
اينجا، در ابتداي هر رديف

643
00:29:36,621 --> 00:29:38,854
فکر کنم زمان و تاريخه

644
00:29:38,856 --> 00:29:40,389
اين سه رقم

645
00:29:40,391 --> 00:29:42,391
در ابتداي هر رديف
کنار هم قرار گرفتن

646
00:29:42,393 --> 00:29:44,760
هرگز از 365 فراتر نميرن

647
00:29:44,762 --> 00:29:46,963
حالا در کنار يه کد با طول محدود

648
00:29:46,965 --> 00:29:48,598
ارتور وست، اطلاعات رو

649
00:29:48,600 --> 00:29:50,766
در کمترين فضاي ممکن ذخيره کرده

650
00:29:50,768 --> 00:29:53,769
غير از اين، بقيه ي رديف ها
چه معنايي دارن

651
00:29:53,771 --> 00:29:55,871
هيچ سرنخي ندارم

652
00:29:58,275 --> 00:30:01,844
تو گفتي تو...تو يه چيزي داري
که دوست داري در موردش حرف بزني

653
00:30:02,946 --> 00:30:04,780
قبل از اينکه خانوم وست برسه

654
00:30:04,782 --> 00:30:06,716
اره

655
00:30:06,718 --> 00:30:08,050
من دارم ميرم

656
00:30:08,052 --> 00:30:09,986
از؟
اينجا

657
00:30:09,988 --> 00:30:11,454
اين خونه

658
00:30:11,456 --> 00:30:13,389
من بايد يه خونه واسه خودم بگيرم
ديگه وقتشه

659
00:30:16,593 --> 00:30:18,160
شر و ور ميگي

660
00:30:18,162 --> 00:30:19,795
ببخشيد؟

661
00:30:19,797 --> 00:30:21,497
اين مشخصا يه واکنش غير ارادي

662
00:30:21,499 --> 00:30:24,000
به چيزاييه که در اين چند روز اخير
واست اتفاق افتاده

663
00:30:24,002 --> 00:30:26,469
تو احساس ميکني بهت تجاوز شده، درسته؟
انگار ديگه قادر به کنترلِ

664
00:30:26,471 --> 00:30:29,372
زندگيت نيستي و احساس ميکني
نياز داري اين کنترل رو

665
00:30:29,374 --> 00:30:32,775
به يه روش بارز هرچند بيمار گونه
نشون بدي

666
00:30:32,777 --> 00:30:34,176
...اينو بايد شارژ کنم، فقط

667
00:30:34,178 --> 00:30:35,845
راستش، به خاطر هيچکدوم از اينا نيست

668
00:30:35,847 --> 00:30:37,513
ولي ممنون که احساسات منو

669
00:30:37,515 --> 00:30:39,248
در حد يه رفتار کليشه اي روانشناختي
پايين اوردي

670
00:30:39,250 --> 00:30:40,783
اين فقط يه اثر موجيِ ديگه ست

671
00:30:40,785 --> 00:30:42,251
اين يکي ديگه از تاثيراتِ

672
00:30:42,253 --> 00:30:43,786
مزاحمت برادرم در زندگي ماست

673
00:30:43,788 --> 00:30:46,022
ما يه ذره فاصله بين اون
و خودمون ايجاد کنيم

674
00:30:46,024 --> 00:30:48,524
اين احساساتت ميگذرن

675
00:30:52,929 --> 00:30:55,531
شرلوک، اين به خاطر
اتفاقي که افتاده نيست

676
00:30:55,533 --> 00:30:57,099
و اين قطعا به خاطر مايکرافت نيست

677
00:30:57,101 --> 00:30:58,634
من مدتي قبل اين تصميم رو گرفتم

678
00:30:58,636 --> 00:31:00,336
فقط منتظر زمان مناسب بودم
تا بهت بگم

679
00:31:00,338 --> 00:31:02,838
پس حالا...حالا زمان مناسبيه
که بهم بگي، مگه نه؟

680
00:31:02,840 --> 00:31:04,540
چند روز بعد از اينکه برادرم
نزديک بود تو رو به کشتن بده

681
00:31:04,542 --> 00:31:06,342
بعد از اينکه فهميدم اون
چند ساله به من دروغ ميگه

682
00:31:06,344 --> 00:31:09,011
ميفهمي که هرگز واسه تو
زمان مناسبي نيست، درسته؟

683
00:31:09,013 --> 00:31:10,946
منظورم اينه، اگه اين نبود
يه چيز ديگه بود

684
00:31:10,948 --> 00:31:13,549
يه پرونده ي پليس
يه دوست که به کمک تو نياز داره

685
00:31:13,551 --> 00:31:15,851
پس، تو ديگه نميخواي يه کاراگاه باشي؟

686
00:31:15,853 --> 00:31:18,120
بعد از اين همه وقت و انرژي
که من صرف اموزش تو کردم؟

687
00:31:18,122 --> 00:31:19,488
خيله خب، تو به من گوش نميدي

688
00:31:19,490 --> 00:31:21,123
من کاري که انجام ميديم رو دوست دارم
من همکاريمون رو دوست دارم

689
00:31:21,125 --> 00:31:21,654
مشخصه

690
00:31:21,679 --> 00:31:23,293
ولي نيازي نيست با هم زندگي کنيم

691
00:31:23,294 --> 00:31:24,860
تا به پليس مشاوره بديم

692
00:31:24,862 --> 00:31:27,396
تو فراموش کردي که

693
00:31:27,398 --> 00:31:29,231
زندگي مشترکمون چقدر براي
اين فرايند تعيين کننده ست

694
00:31:29,233 --> 00:31:31,200
چقدر تمايل داريم که اينجا
همه چيز رو به پايان برسونيم

695
00:31:31,202 --> 00:31:33,669
نه، فراموش نکردم
اين فقط کافي نيست

696
00:31:33,671 --> 00:31:34,904
...اوه واتسون، من

697
00:31:34,906 --> 00:31:36,372
ميدونم اين واست سخته

698
00:31:36,374 --> 00:31:38,407
ميدونم که تو اوضاع رو اينجوري دوست داري

699
00:31:38,409 --> 00:31:40,910
ولي من به فضايي واسه يه زندگي
خارج از اين نياز دارم

700
00:31:40,912 --> 00:31:44,146
ما، کاري که انجام ميديم

701
00:31:44,148 --> 00:31:45,381
ولي ما چيزي هستيم که انجام ميديم

702
00:31:45,383 --> 00:31:46,882
نه

703
00:31:46,884 --> 00:31:49,952
تو چيزي هستي که انجام ميدي
بايد اينطوري باشي تا خوشحال باشي

704
00:31:49,954 --> 00:31:51,654
من نه

705
00:32:05,736 --> 00:32:08,237
تو يه جوري هستي که انگار

706
00:32:08,239 --> 00:32:09,572
گربه تا اينجا تو رو کشونده

707
00:32:09,574 --> 00:32:11,006
چرا بهم نگفتي ارتور وست

708
00:32:11,008 --> 00:32:12,575
توي لندن منو تحت نظر داشت؟

709
00:32:12,577 --> 00:32:14,677
اوه، اينو فهميدي، مگه نه؟

710
00:32:14,679 --> 00:32:15,945
غافلگير شدي؟

711
00:32:15,947 --> 00:32:18,314
اين يه موضوع شخصي نبود

712
00:32:18,316 --> 00:32:19,682
تو خاص هستي

713
00:32:19,684 --> 00:32:21,050
افراد خاص، توجهات رو به سمت خودشون ميکشن

714
00:32:21,052 --> 00:32:23,486
تا يه حدي يه تعريف حساب ميشه

715
00:32:27,023 --> 00:32:30,025
تو گفتي يه چيزي هست که ميخواي بهم بگي؟

716
00:32:30,027 --> 00:32:33,829
تو و افرادت
"تقدير کنندگان از خاص بودن"

717
00:32:33,831 --> 00:32:35,998
فکر ميکنم يه احتمال خيلي زيادي وجود داره

718
00:32:36,000 --> 00:32:37,166
که به شما نفوذ شده

719
00:32:37,168 --> 00:32:38,567
چي؟

720
00:32:38,569 --> 00:32:41,904
ارتور وست فکر ميکرد يه خبرچين
در ام آي 6 هست

721
00:32:41,906 --> 00:32:44,740
با توجه به چيزايي که در اين
چند روز اخير اتفاق افتاده

722
00:32:44,742 --> 00:32:46,809
فکر ميکنم شايد حق با اون بوده باشه

723
00:32:49,112 --> 00:32:52,681
هر کي دستاي اونو برد
اين اعداد رو ميخواست

724
00:32:52,683 --> 00:32:55,684
وست فکر ميکرد اينا
وجود خبرچين رو اثبات ميکنن

725
00:32:55,686 --> 00:32:57,119
اينا چي هستن؟

726
00:32:57,121 --> 00:33:00,122
هيچ نظري ندارم

727
00:33:05,096 --> 00:33:08,664
قبلا يه بار
شکار کردن يه خبرچين رو ديدم

728
00:33:08,666 --> 00:33:11,634
پايان جنگ سرد بود

729
00:33:11,636 --> 00:33:13,002
کار وحشتناکي بود

730
00:33:13,004 --> 00:33:15,771
ادماي خوب و بد صدمه ديدن

731
00:33:20,644 --> 00:33:22,812
هنوز بارداري؟

732
00:33:24,781 --> 00:33:28,150
با اين؟ با اين پرونده؟

733
00:33:28,152 --> 00:33:31,020
ميخواي تا اخرش بري؟

734
00:33:33,957 --> 00:33:36,458
بيخيال شرلوک، واسه ما کار کن

735
00:33:36,460 --> 00:33:38,027
...تا همينجا هم زيادي انجام دادم

736
00:33:38,029 --> 00:33:40,229
منظورم بطور رسميه

737
00:33:40,231 --> 00:33:42,832
بطور دائم

738
00:33:46,803 --> 00:33:49,972
وست فقط يه همکار نبود
اون يه دوست بود

739
00:33:49,974 --> 00:33:52,641
و ميدونم چه فکري در مورد تو ميکرد

740
00:33:52,643 --> 00:33:54,810
...اولش اينو نديدم، ولي

741
00:33:54,812 --> 00:33:57,580
ميدونم که تو اينجا کاراي خوبي ميکني

742
00:33:57,582 --> 00:33:59,682
به مردم کمک ميکني

743
00:33:59,684 --> 00:34:02,585
تصور کن با ما چيکار ميتوني بکني

744
00:34:02,587 --> 00:34:05,154
با منابع ما

745
00:34:06,957 --> 00:34:09,225
تو و برادرم

746
00:34:09,227 --> 00:34:12,561
و کل اين امور
به اندازه کافي زندگيمو زير و رو کرديد

747
00:34:14,364 --> 00:34:16,899
در شکارت موفق باشي

748
00:34:23,540 --> 00:34:25,507
صبح بخير

749
00:34:25,509 --> 00:34:27,476
صبح بخير

750
00:34:27,478 --> 00:34:29,044
ما قهوه، سيريال و ميوه داريم

751
00:34:29,046 --> 00:34:32,114
فقط قهوه
تلخ، ممنون

752
00:34:32,116 --> 00:34:34,450
من با يکي از دوستاي شرلوک تماس گرفتم

753
00:34:34,452 --> 00:34:37,186
اون يه هويت موقت، يه ماشين

754
00:34:37,188 --> 00:34:39,855
و يه مکان واست فراهم ميکنه
تا آبها از اسياب بيفته

755
00:34:39,857 --> 00:34:41,891
ممنون

756
00:34:41,893 --> 00:34:43,792
...متاسفم به خاطر

757
00:34:43,794 --> 00:34:45,261
شوهر سابقت

758
00:34:45,263 --> 00:34:47,830
ديشب فرصت نشد که اينو بگم

759
00:34:47,832 --> 00:34:50,399
اون مرد خوبي بود

760
00:34:56,273 --> 00:34:59,775
تو گفتي در مورد مايکرافت ميدونستي

761
00:34:59,777 --> 00:35:01,477
کاري که انجام ميداد

762
00:35:01,479 --> 00:35:04,813
...ما هرگز همديگه رو نديديم ولي

763
00:35:04,815 --> 00:35:08,450
اره، ميدونستم

764
00:35:08,452 --> 00:35:09,752
شرلوک فکر ميکنه اون بايد ميدونست

765
00:35:09,754 --> 00:35:11,921
که ارتور اونو تحت نظر داره

766
00:35:14,791 --> 00:35:19,361
اون درست قبل از اينکه
برگرده به ام آي 6 فهميد

767
00:35:19,363 --> 00:35:21,063
منظورت چيه برگرده؟

768
00:35:21,065 --> 00:35:23,499
مايکرافت خارج شده بود

769
00:35:23,501 --> 00:35:25,267
رفته بود دنبال زندگيش

770
00:35:25,269 --> 00:35:27,903
...ولي

771
00:35:29,906 --> 00:35:31,473
بعدش اتفاقي افتاد

772
00:35:31,475 --> 00:35:34,376
اون مجبور شد برگرده

773
00:35:39,816 --> 00:35:41,817
داري يه قلعه ميسازي؟

774
00:35:41,819 --> 00:35:43,619
پرونده هاي حل نشده

775
00:35:43,621 --> 00:35:46,088
پرونده هاي فعلي شما رو بررسي کردم
و به نظرم کاملا پيش پا افتاده هستن

776
00:35:46,090 --> 00:35:48,290
اوه، دفعه ي بعد بيشتر تلاش ميکنيم

777
00:35:48,292 --> 00:35:50,826
همکارت اين طرفاست؟
امروز جدا کار ميکنيم

778
00:35:50,828 --> 00:35:53,495
خب، فکر کردم شما دوتا بخوايد بدونيد که

779
00:35:53,497 --> 00:35:56,966
اداره ي حمل و نقل
يه اسلحه در خط مترو پيدا کرد

780
00:35:56,968 --> 00:35:59,702
چنتا خيابون اونطرف تر از
اپارتمان ارتور وست

781
00:35:59,704 --> 00:36:03,072
خصوصيات بالستيک اسلحه با گلوله هايي که
 پزشک قانوني از جنازه بيرون کشيد، مطابقت د

782
00:36:03,074 --> 00:36:06,308
ازمايشگاه تونست يه مجموعه اثر انگشت
از اسلحه برداره

783
00:36:06,310 --> 00:36:08,243
ولي هنوز هيچ مطابقتي تو سيستم پيدا نکرديم

784
00:36:08,245 --> 00:36:10,646
زخم کاملا مشخصي

785
00:36:10,648 --> 00:36:12,381
روي دوتا انگشت وسط وجود داره

786
00:36:12,383 --> 00:36:16,418
مطابقت دادنش نبايد زياد سخت باشه
وقتي يه مظنون پيدا کرديم

787
00:36:16,420 --> 00:36:18,787
درسته

788
00:36:18,789 --> 00:36:20,222
چي شده؟

789
00:36:20,224 --> 00:36:22,091
اه فقط...فقط يادم اومد

790
00:36:22,093 --> 00:36:24,259
بايد برم يه جايي

791
00:36:29,566 --> 00:36:30,766
جون

792
00:36:30,768 --> 00:36:33,002
در مورد "سودمو هان" بهم بگو

793
00:36:33,004 --> 00:36:33,902
چي؟

794
00:36:33,904 --> 00:36:35,404
سودمو هان

795
00:36:35,406 --> 00:36:37,473
مشخصا اين اسم رو ميشناسي

796
00:36:37,475 --> 00:36:39,541
ميخوام بدونم چه اتفاقي افتاد

797
00:36:59,229 --> 00:37:02,464
هان يه تاجر اهل اندونزي بود

798
00:37:02,466 --> 00:37:04,500
که در لندن يه دفتر داشت

799
00:37:04,502 --> 00:37:06,235
تقريبا سه سال پيش

800
00:37:06,237 --> 00:37:08,404
وقتي شرلوک در اوج مصرف مواد بود

801
00:37:08,406 --> 00:37:11,006
يا در ته قرار داشت
هر جور که تو بهش نگاه ميکني

802
00:37:11,008 --> 00:37:14,676
هان باهاش تماس گرفت
تا به عنوان يه جور

803
00:37:14,678 --> 00:37:17,346
پيک محرمانه واسش کار کنه

804
00:37:17,348 --> 00:37:19,948
...گفت ميخواد که

805
00:37:19,950 --> 00:37:22,384
يه بسته از اسرار تجاري رو به يه همکار

806
00:37:22,386 --> 00:37:25,087
انتقال بده بدون اينکه
رقيب هاش بفهمن

807
00:37:25,089 --> 00:37:27,089
که اين بسته جابجا شده

808
00:37:27,091 --> 00:37:29,324
شرلوک کار رو قبول کرد

809
00:37:30,660 --> 00:37:33,429
متاسفانه، چيزي که شرلوک نفهميد

810
00:37:33,431 --> 00:37:36,331
اين بود که هان، يه نقشه ي تروريستي رو
پشتيباني مالي ميکرد

811
00:37:36,333 --> 00:37:39,768
اسرار تجاري، دستورالعمل هايي

812
00:37:39,770 --> 00:37:41,904
براي انتقال پول بودن
و رقيب هايي که

813
00:37:41,906 --> 00:37:44,006
شرلوک تونست ازشون دوري کنه

814
00:37:44,008 --> 00:37:46,041
ماموران بريتانيا بودن

815
00:37:46,043 --> 00:37:49,445
خوشبختانه، ام آي 6 جلوي حمله رو گرفت
پس کسي صدمه نديد

816
00:37:49,447 --> 00:37:53,649
ولي در اين فرايند
دخالت شرلوک اشکار شد

817
00:37:55,518 --> 00:37:58,720
...اون، اه

818
00:37:58,722 --> 00:38:03,392
ممکن بود واسه يه مدت خيلي طولاني
بيفته زندان

819
00:38:05,261 --> 00:38:07,596
پس ام آي 6 يه معامله بهت پيشنهاد کرد

820
00:38:07,598 --> 00:38:10,265
توسط اداره کننده ي من

821
00:38:10,267 --> 00:38:13,068
اون گفت اگه من برگردم سر کار

822
00:38:13,070 --> 00:38:16,105
مشکل شرلوک ناپديد ميشه

823
00:38:17,774 --> 00:38:21,443
به عبارت ديگه
هر کاري که واسه ام آي 6 کردي

824
00:38:21,445 --> 00:38:25,280
اجازه دادي قاچاقچي هاي مواد
از رستورانت استفاده کنن

825
00:38:25,282 --> 00:38:27,483
به خاطر پول نبود

826
00:38:27,485 --> 00:38:29,017
يا نجات دادن کار و کاسبي ـت

827
00:38:29,019 --> 00:38:31,286
همه ي اينا به خاطر
حفاظت از شرلوک بود

828
00:38:34,290 --> 00:38:37,659
چرا بهش نگفتي؟

829
00:38:39,529 --> 00:38:41,997
چرا به من نگفتي؟

830
00:38:44,801 --> 00:38:47,236
که چي بشه؟

831
00:38:47,238 --> 00:38:50,205
گفتن به تو بعد از اين اتفاقات
يه تلاش ناچيز بود واسه اينکه

832
00:38:50,207 --> 00:38:54,276
از مقصر بودن دوري کنم
...و گفتن به اون

833
00:38:54,278 --> 00:38:58,113
ممکن بود اونو وارد مسير بدي کنه

834
00:38:58,115 --> 00:39:01,016
و تو اينو بهتر از هر کسي ميدوني

835
00:39:02,519 --> 00:39:06,021
اون شکننده تر از چيزيه
که خودش قبول داره

836
00:39:08,858 --> 00:39:11,326
...هر دوي ما، ما

837
00:39:11,328 --> 00:39:15,063
ما در اين مسئوليت سهيم هستيم
مگه نه؟

838
00:39:16,799 --> 00:39:20,169
از اون مراقبت ميکنيم
چه خودش بفهمه يا نفهمه

839
00:40:19,662 --> 00:40:22,097
مايکرافت

840
00:40:34,403 --> 00:40:36,037
چيه؟

841
00:40:36,558 --> 00:40:38,449
اين واقعا اخرين جاييه

842
00:40:38,450 --> 00:40:41,218
که در شروع روز انتظار داشتم باشم

843
00:40:42,688 --> 00:40:44,487
ميدونم چي ميگي

844
00:40:49,328 --> 00:40:51,328
لطفا اين کارو نکن

845
00:40:51,330 --> 00:40:54,097
هر چي که هست، فقط بگو

846
00:40:54,099 --> 00:40:58,168
نه، ممکنه اين لحظه ي دوست داشتني رو خراب کنه

847
00:40:58,170 --> 00:41:00,203
هومم

848
00:41:00,205 --> 00:41:02,239
شرلوک؟

849
00:41:04,075 --> 00:41:05,675
همونطور که هر دو ميدونيم

850
00:41:05,677 --> 00:41:08,545
اون اوضاع رو واسه ما خيلي دشوار ميکنه

851
00:41:10,615 --> 00:41:13,683
من ديشب بهش گفتم
که ميخوام از اونجا برم

852
00:41:15,820 --> 00:41:17,787
چطور پيش رفت؟

853
00:41:17,789 --> 00:41:20,991
بطور وحشتناک

854
00:41:20,993 --> 00:41:24,327
ولي ميدوني چيه
الان نميخوام بهش اهميت بدم

855
00:41:24,329 --> 00:41:28,098
الان، اين مشکل اونه نه من

856
00:41:29,367 --> 00:41:31,768
...اصلاح ميکنم

857
00:41:31,770 --> 00:41:34,404
نه مشکل ما

858
00:41:50,521 --> 00:41:53,390
اقاي شرينگتون، من چنتا خبر دارم

859
00:41:53,392 --> 00:41:56,092
فکر ميکنم ميدونم خبرچين کيه

860
00:41:56,094 --> 00:41:58,695
ميخوام پيداش کنم

861
00:42:02,401 --> 00:42:03,800
اين چه کوفتي بود؟

862
00:42:07,939 --> 00:42:09,139
خداي من، پسر

863
00:42:09,141 --> 00:42:10,307
شرلوک تو اينجا چيکار ميکني؟

864
00:42:10,309 --> 00:42:11,908
منم ميتونم همين سوال رو از تو بپرسم

865
00:42:11,910 --> 00:42:13,710
فقط اگه وقتش بود

866
00:42:13,712 --> 00:42:15,578
چيکار داري ميکني؟

867
00:42:16,847 --> 00:42:18,315
تو بايد چمدونت رو ببندي
اوه واقعا؟

868
00:42:18,317 --> 00:42:20,050
تو بايد از اينجا بري
هر دوتون، همين حالا

869
00:42:20,052 --> 00:42:21,718
چرا؟
اثر انگشت اون روي تفنگيه

870
00:42:21,720 --> 00:42:23,753
که ازش واسه کشتن ارتور وست استفاده شد
چي؟

871
00:42:23,755 --> 00:42:24,921
تفنگ پيدا شد

872
00:42:24,923 --> 00:42:26,423
مملو از اثر انگشت هاي تو

873
00:42:26,425 --> 00:42:28,625
پليس هنوز داره اينو
در پايگاه داده ها بررسي ميکنه

874
00:42:28,627 --> 00:42:30,960
ولي من فورا اونا رو شناختم
چطور ممکنه؟

875
00:42:30,962 --> 00:42:33,863
اعتراف ميکنم که وقتي بچه بوديم
من کاملا مشتاقانه اونا رو بررسي ميکردم

876
00:42:33,865 --> 00:42:36,499
پيچ ها و حلقه هاي اثر انگشتت
به اندازه صورتت

877
00:42:36,501 --> 00:42:38,535
واسم اشنا هستن
مثل همون زخم

878
00:42:38,537 --> 00:42:41,071
که روي انگشت وسط و
انگشت حلقه ي دست راستت وجود داره

879
00:42:41,073 --> 00:42:44,140
چاقو بازي بين انگشتان، بد پيش رفت
13سالگي، اگه حافظه ـت ياري کنه

880
00:42:44,142 --> 00:42:45,642
رقت انگيزه

881
00:42:46,610 --> 00:42:47,811
شرلوک، من نميفهمم

882
00:42:47,813 --> 00:42:49,179
کاملا ساده ست

883
00:42:50,019 --> 00:42:52,019
واست پاپوش درست کردن

884
00:42:52,021 --> 00:42:53,820
واسه قتل و خيانت

885
00:42:53,822 --> 00:42:56,822
<font color="#2369F4">پوريا</font> <font color=#FFFFFF>ترجمه و زيرنويس از</font>

886
00:42:57,203 --> 00:43:15,143
<font color="#666666">TV</font><font color="#ad0303">S</font><font color="9f9f9f">DL</font>.Com</font>
<font color="#0A7AA6">.: دانلو

